سال ۸۵ بود که برای تفریح اومدم ترکیه
اون سال دلار تازه ۹ صد تومن شده بود و خب منم باخودم حواله صرافی آورده بودم و میخواستم واقعاً مثل مهاراجه ها برا خودم بگردم و عشق کنم!!!
از فرودگاه مستقیم اومدم به آکسارای و محله ایرانی های ترکیه
اونجا یه هتل پیدا کردم و خب چون میدونستم بعضی از هتلها سالن ماساژ دارن منم هتلی پیدا کردم که سالن ماساژ داشته باشه
تو روز اول اقامتم تو ترکیه از تِکِل ( مشروب فروشی ) برا خودم چندتا قوطی آبجو ، شامپاین ، ویسکی و کنیاک گرفتم همراه با تخمه و آجیل
خلاصه اینکه میز مشروب خوریمو درست کردم و یه شیشه کنیاک رو گذاشتم تو یخچال تا خنک بشه و بعد یکی دو ساعت شیشه رو برداشتم و به سالن ماساژ رفتم
مسئول پذیرش سالن ماساژ یه زن عربی بود که از اتیکت رو لباسش فهمیدم اسمش خدیجه است ، زیاد صورت جالبی نداشت اما پستانها و استایل بدنیش جلب توجه میکرد و تو انگشتش هم حلقه داشت
نه اینکه پستانهای بزرگی داشته باشه اما فکر کنم سایزشون بین ۷۰ و ۷۵ بود
کمی که باهاش صحبت کردم ( من با ترکی دست و پا شکسته و عربی و انگلیسی مخلوط صحبت میکردم ) بهم قیمت ماساژ رو گفت و اینکه لیست ماسورها رو نشونم داد
زیاد از زنهای ماسور خوشم نیومد بهش گفتم من از اینا خوشم نمیاد ، خودت بیا برای ماساژ
اولش گفت من بلد نیستم اما وقتی دو تا ۱۰ دلاری گذاشتم رو میز نظرش عوض شد ، گفت اینجا نمیشه برو اتاقت شیفتم تموم شد میام
من رفتم رستوران هتل و غذامو خوردم
عصر دوتا سیدنافیل خوردم
نزدیک ۶ بود که خدیجه اومد ، من لخت بودم و فقط یه ربدوشامبر هتل تنم بود وقتی اومد تو یه مانتو آبی تنش بود
و شالی که دور سرش چرخونده بود ، کمی هم آرایش و ماتیک زده بود ، باهاش دست دادم البته اولش کمی مردد بود ولی دست داد بهم
نشستیم رو کاناپه از پرسیدم چیزی میخوری ؟ و به میز مشروبم اشاره کردم
سرشو به عنوان نه تکون داد بلند شد و روی تخت یه ملافه پهن کرد و از کیفش چند تا روغن بیرون آورد
۱۰ دلار اضافه براش آوردم و با تشکر ازم گرفت
ربدوشامبر رو که در آوردم کیرم حالت نیمه خواب داشت
اول نگاهی به کیرم و بعد به خودم کرد و لبخند زد
کیرم داشت یواش یواش بلند میشد
خدیجه مانتوشو در آورد ، یه تاپ و شلوار تنش بود بوی عرق و ادکلنش باهم قاطی شده بود ، شالشو در نیاورد
بهم اشاره کرد که رو تخت به پشت بخوابم
اول کمی بدون روغن زدن پشتمو مالید و بعد با روغن شروع کرد به مالوندنم
رد انگشتهاشو حس میکردم
شروع کرد به مالیدن کف پاه و رونهایم تا رسید به کونم و کمی سوراخ کونمو مالید ، کیرم داشت بلند میشد ،همینجور که لذت میبردم که گفت برگردم
وقتی برگشتم کیرم بد جوری سیخ شده بود ، ازش پرسیدم بهم سکس میدی ؟
به انگشت حلقش اشاره کرد که من متاهلم
سریع از تو کیفم یه ۵۰ دلاری در آوردم و نشونش دادم و گفتم اگر بهم سکس بده این پولو بهت میدم
اول مردد بود ولی پولو ازم گرفت ، بلند شد و شلوارشو در آورد و بعد تاپشوشورت سیاه و کورست سفید تنش بود
ازش خواستم شالشو هم در بیاره ، که با زحمت راضی شد
بغلمو براش باز کردم ، خدیجه اومد تو بغلم ، دستمو گذاشتم رو شورتش و کوصشو مالیدم آروم شورتشو در آورد ، کوصش تمیز بود ولی پف کرده بود
خوابوندمش زیرم و کیرمو کردم لای پاهاش و روی کوصش خودمم داشتم گردنشو لیس میزدم
از پشت قلاب کورستشو باز کردم
نوک پستوناش به سیاهی میزد ولی نوک بزرگی داشت
پاهاشو باز کردم که کیرمو بکنم توی کوصش که گفت بذار کاندوم بیارم
گفتم کاندوم دوست ندارم و تا خواست اعتراضی کنه کیرمو کردم توی کوصش
کوصش نه تنگ بود و نه گشاد
اما گرمای کوصشو حس میکردم
خدیجه تو آه کشیدناش هی میگفت : تعال حبیبی!
پاهاشو بالا بردم و آروم تلمبه میزدم اما بعدش تلمبه هام رو سریعتر کردم که خدیجه چشماشو بست و ارضا شد
زدن نبض کوصشو رو کیرم حس میکردم و بعدش هم داغ شدن کوصش
چشماشو بسته بود
کیرمو از کوصش در آوردم لبهاشو بوسیدم
کیرم پر شده بود از آب و ترشح سفید کوصش
ازش خواستم برام ساک بزنه اولش نمیخواست ولی لبهاشو برد سمت کیرم و شروع کرد به خوردن کیرم
تمام آب و ترشح خودشو خورد بهش گفتم حالت داگی بگیره
کوصش کمی قرمز شده بود ، کیرمو تو همون حالت داگی کردم تو و تلمبه زدنهام شروع شد
کون خوبی داشت ، با انگشت شصتم کمی سوراخ کونشو مالیدم ، ری اکشن خاصی انجام نداد ، کیرم از ترشح کوصش پر بود در آوردم و روی سوراخ کونش گذاشتم
اعتراضی نکرد که هیچ تازه خودش هم با دستاش کونشو برام باز کرد و دیدم که اعتراضی نداره کیرمو کردم تو کونش
کونش از کوصش تنگ تر بود ، دوباره ناله هاش در اومد
یه پنج دقیقه از کون گاییدمش و دوباره کردم توکوصش
نزدیکهای ارضا شدنم بود که ازش خواستم برام ساک بزنه
دلم میخواست آبمو بخوره
خدیجه شروع کرد برام ساک زدن یه یهو تو دهنش منفجر شدم و خدیجه هم نامردی نکرد و تمام آبمو خورد
وقتی حس کرد آبم تخلیه شده با یه دستمال مرطوب و دستمال کاغذی دور دهنشو پاک کرد و کنارم خوابید
دوباره لبامون تو هم گره خورد و منم با دست کوشو شروع کردم به مالیدن ، انگشتهامو تو کوصش میکرد
نرم و لزج بود ، خدیجه چشماشو بست ، با دست آزادم موهاشو نوازش کردم و خوابم برد
وقتی بیدار شدم هوا تاریک بود ، مدتی طول کشید تا بفهمم تو چه موقعیتی هستم ، خدیجه رفته بود و برام یادداشت گذشته بود که خواب بودی و باید میرفتم خونم ، شماره تلفنشم برام گذاشته بود بلند شدم و به حمام رفتم و توی وان دراز کشیدم و به خدیجه فکر کردم…
ادامه دارد…
نوشته: ناشناس
17 پاسخ به “زن عرب ماساژور (۱)”
عرب تو ترکیه
عرب تو ترکیه
طرف اینقدر با ویدئو های حیجاب سکس زده راست راستی باورش شده رفته ترکیه!! پی نوشت: اسکل دلار سال 72 هزارو صد تومن بود بعد سال 85 شد نهصد تومن؟؟؟؟؟ اون پول ایروپولی بوده به جای دلار بابت کون دادن بهت انداختن!!
احتمالا رفتی ترکیه و خفتت کردن و تا فیها خالدونت را گاییدن
عرب بود؟ نوش جونت
کنیاک رو گذاشتی تو یخچال؟؟؟ اخوی کنیاک هم مثل شراب باید با دمای محیطی بخوری
ساز فقط یه کیر عرب گاییده تو را ،، کیر عرب توی داستان کبری
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست
ffgg ekhtiaran وقت یه مرد عرب کردت و رفتی تو وان اروم دراز کشیدی و به پاره بودن کونت فکر کردی
ارزویهرمسافر
Diddy راست میگه مامانم عربه کس میده
ادامه بده حتما
من با داستان ایشون کاری ندارم ولی جناب shah-x قیمت دلار سال ۷۲ در حدود ۱۸۰ تومان و سال ۸۵ حدود ۹۲۲ تومان بوده. وقتی اطلاع نداری چرا حرف بی پایه و اساس میزنی؟!
البته ماسور درسته
کک.یر تو عربا دمت گرم
بازکن عرب توی ترکیه زیاد شده معمولا سوریه و عراقی هستن نامردا جیبتو خالی میکنن
آلمان یا سوئیس بیا تلگرام متاهل یا زن تنها @vorhe