ماساژ بهترین زوجی که از طریق همین سایت باشون آشنا شدم

دوستان سلام
من قبلا هم یک داستان دیگه نوشتم از ماساژ هام

اینجا

خب این بار داستان بهترین سکسی که از طریق ماساژ و همین سایت رو داشتم براتون مینویسم .
بهروز و مینا روج تهرانی ای که خدا بودن خداااا .
خب من محمدم 29 سالمه و ماسور هستم و خیلی وقته که توی بکن تو عضو هستم .
تو داستان قبلیمم گفتم که با زوج های زیادی بودم که تو این داستان میپردازم به بهترینشون .
مثل همیشه اومده بودم سایت تا ویدیو سکس ببینم داستان بخونم و جق بزنم و تاپیک بزنم ببینم کسی هست که ماساژ بخواد یا نه ، وارد سایت که شدم دیدم پیام دارم ، چون روز قیلش تاپیک زده بودم که ماساژور حرفه ای هستم با تخت قابل حمل به منزل شما و کس لیس حرفه ای .
پیام رو باز کردم و اون‌ پیام یکی از بهترین تجربه های زندگیمو برا من رقم زد ‌ .
یه آقای به اسم بهروز بهم پیام داده بود و ایدی تلگرام گذاشته بود که زن و شوهرن و ماساژ میخوان ، ایدیو رو برداشتم و پیام دادم اصل دادم و ایشون هم اصل دادن : بهروز ۴۳ و مینا ۲۹ ساله زن و شوهر بودن ! بهروز کمی با پوست تیره قیافه قد و هیکل تپل و معمولی بود ، اما مینا زیبای خالص بود ، سومر داف ، به قدری خوشگل بود که فک میکردم سر کار باشم ، خلاصه با هم صحبت کردیم آشنا شدیم و عکس ردوبدل کردیم که اقبال بلندم مینا من رو برای اینکه ماساژش بدم پسندید .
بعد یکی دو هفته چت کردن با بهروز و مینا قرار گذاشتیم که من برم برای ماساژ این زوج جذاب .
و این ماساژ بهترین ماساژ زندگی منه ماسور شد .
روز جلسه ماساژ ما رسید و من کلی تو هفته های گذشتش با بهروز و مینا آشنا شده بودم و حسابی دوست و راحت شده بودیم ، وقتی رفتم و رسیدم خونشون ، خدایه من چی میدیم ، مینا یه دختر اسکینی سوپر خوشگل بود که به شدت از عکساش جذاب تر بود و خداییییی هزار برابر از من و شوهرش سر بود ، سلام احوال پرسی کردم با بهروز و مینا و رفتم داخل و از همون ابتدا دور میز غذا خوری نشستیم ، دوستان کمی تنقلات و عرق اوردن و شروع به خوردن کردیم ،که من فقط مزه میخوردم و حقیقتا یکی از مزه خورای حرفه ایم که میتونید ببینید 😁 و تا حالا عرق یا شرابم نخوردم ، هرچی تعارف کردن که بابا خالی میبندی مگه میشه تو نخورده باشی یا نخوری ، اعتماد نداریو این حرفا که با بدبختی تونستم مجابشون کنم که بابا من نخوردم تا حالا رو نمیخوامم تجربه کنم چون تو خودم نمیبینم جنبشو داشته باشم ( هر چیزی جنبه میخواد )
کوتاه اومدن نشستم مزه خوری از منو عرق خوری از اونا و کلی صحبت کردن و بیشتر آشنا شدن با هم در این قرار حضوری ، خیلی خونگرم مهمون نواز و خیلی خیلی جذاب و خوب بودن .
بعد یه چهل پنجاه دقیقه ای ازشون خواستم تا تخت رو اماده کنم و خودمم اماده شم و لباس عوض کنم و اونا اوکی دادن ، بعد اینکه تخت ماساژم رو اماده کردم بهروز لباس عوض کرد و اومد لبه تخت نشست و مینا اومد بوسش کرد و از هم لب گرفتنو بهروز خوابید برای ماساژ و این دوتام از عرق خوردنشون حسابی مست بودن ،( شیشه عرقه که خیلی شیشه خاصی بود)
ماساژ رو با روغن آروما شروع کردم و یه چیزی در حدود چهل پنجاه دقیقه ای داشتم بهروز رو ماساژ میدادم و مینا داشت با دقت و هیجان ماساژ شوهرش رو نگاه میکرد و توی سالن سکوت بود و سکوت و یک موزیک پس زمینه بی کلام ، بهروز و من وسطای ماساژ لخت مادر زاد کردم و شرتو از پاش درآوردم و کون و حتی کیرشم ماساژ دادم و کیر کلفت و خوبی داشت عادی و با سایز متوسط خوب بود ، و همینطور که داشتم بهروز رو ماساژ میدادم خیلی زیاد داشتم عشق میکردم از دیدن مینا ، که خیلی عجیب غریب سکسی بود ، دل تو دلم نبود سرمو بکنم لای پاش و کسلیسشو کنم .
بهروز که ماساژش تموم شد مینا به استقبالش اومد و باز باهم لب تو لب شدن و بهروز از تخت اومد پایین و کمک کرد تا مینای قشنگ ، لخت بشه ، و زنش رو اماده کرد برای ماساژ ، مینا با شورت و سوتین ست مشکیش اومد روی تخت نشست و با بهروز بازم مشغول لب بازی شدن و بعد یکی دو دقیقه دمر خوابید روی تخت و بهروز گفت که میره دوش بگیره تا چربی های بدنش پاک بشه ، منم قبلش از مینا و بهروز اجازه گرفتم تا ماساژ مینارو شروع کنم
روغن آروما رو ریختم کف دستم و شروع کردم دستم رو گرم کردن و بعد اون تمام پشت کمر مینارو به روغن آغشته کردم
از دیدن بدن سفید مینا و کون خوش فرم زیر اون شرت مشکی به حد زیادی از هیجان رسیده بودم و لحظه شماری میکردم تا بتونم کس لیسی مینارو کنم .
ماساژ رو از پشت کتف های مینا شروع کردم و همیکنه رسیدم به سوتینش ازش اجازه خواستم تا سوتینش رو بازکنم و میناهم گفت مشکلی نداره راحت باش ، سوتین رو باز کردمو کل کمر مینارو ماساژ دادم ، دوتا دست ها ، گردن و کمر ، تو حین ماساژ بالاتنه ( اونای که ماساژ گرفتن میفهمن چی رو دارم میگم و پوزیشنم چی بوده ) با توجه به اینکه من راست کرده بودم و تخت ماساژ ارتفاعش جوری تنظیم با قد منه ماسوره که بتونم مسلط باشم روی بدن طرف مقابلم ، کیرم به دست های مینا بر خورد میکرد و گاهیم مینا حین ماساژ با دستاش کیر منو فشار میدادو منو میبرد رو ابرا ، مینا کم کم داشت هات میشد و نفساش نا منظم شده بود ، که رسیدم به قسمت کونش و ازش خواستم تا شورتش رو در بیارم ( توی ماساژ خیلی مهمه که با اجازه طرف مقابل به اندام خصوصیش دست بزنی و حس خوبی بهش میده که قبلش ازش اجازه بگیری) مینا اوکی داد و من با در اوردن شورتش و دیدنش اون کون و کس لای کون هوش از سرم رفته بودم ، خیلی زیبا بود و من در شق ترین حالت ممکن کیرم به سر میربردم .
روغن رو برداشتم از بالا به صورت قطره ای ریختم روی کون مینا ( این روغن رو قطره ای ریختن رو بدن طرف ماساژ گیرنده خیلییییی بهش حال میده ) و خودمم داشتم با این مدل روغن ریختنم حال میکردم ، کون مینارو به فشار خیلی خوبی و با روغن کافی ماساژ دادم ، انقد نرم بود که هنوز بعد سال ها بهش فک میکنم از حسی که داشتم لذت میبردم ، مینا نفس میزد و اه میکشید و من کم کم رفته بودم سمت رون هاش و داشتم تموم تلاشم رو میکردم تا حسابی هم از ماساژ لذت ببره و هم به اندازه کافی تحریک بشه ، روی ماساژ باسنش که بودم قشنگ کیرم از رو شلوارک کف دستاش بود و اونم دگ داشت رسما کیر منو میمالید ، لذت وصف نشدنی رو داشتم تجربه میکردم ، و غرق در ماساژ دادن مینا شده بودم که دیدم بهروز از حمام لخت اومد بیرون و نشست روی صندلی میز نهار خوریشون و منکه توجهم به بهروز جلب شده بود اشاره کرد که ادامه بده و منم ادامه دادم به ماساژ دادن مینا که رسیده بودم به کف پاهاش و داشتم فوت ماساژ میدادم ، بعد ماساژ پاهاش از مینا خواستم برگرده و طاق باز بخوابه ، اونجا بود که مینا متوجه شد بهروز اومده و یک لبخندی به بهروز زد ، بهروز اومد سمتش و از هم لب گرفتن و سمت مخالف من رو به مینا وایساده بود و مینا داشت کیر شوهرشو میمالید ، روغن رو برداشتم و اشاره کردم که میخوام روی بدنت رو ماساژ بدم و به سینه هاش اشاره کردم که با یه چشمک اوکی دادو روغنو از بالا ریختم رو سینش ، بهروز دگ اومده بود جلو و کیرشو نزدیک صورت مینا کرده بود که مینا سر کیر بهروزو بوسیدو شروع به ساک زدن کرد ، و من داشتم می مردم ، منم همزمان ماساژ سینه مینارو شروع کردم که تا دستم خورد به سینه مینا ، مینا به طور وحشیانه ای برای بهروز به ساک زدنش ادامه داد ، گاهیم از رو شلوارک کیر منو میگرفت ، ماساژ سینش که تموم شد روغن رو روی شکم و کسش ریختم کسی که بی نظیر بود ، تمیز بی مو ، بی بو و صورتی ، خوردنیو خواستنی ، تا نگاه کردم اشاره کرد ماساژ بده ، ماساژش شکمش رو شروع کردم و تا رسیدم به کسشو دستمو بردم برای ماساژ مینا نفس زدنش و ناله هاش بیشتر شد ، من اروم میمالیدم و مینا داشت کیر شوهرشو ساک میزد ، من دگ یه دستم روی سینه مینا و با یه دستم دیگم داشتم کس مینارو میمالیدم ، که بهروز ابش اومد و ریخت تو دهن مینا و بعد دستمال اورد و مینا خالی کرد تو دستمال ، من بالا بودم میخواستم برم کس مینارو بخورم که گفت روغنیم خوشم نمیاد و منم کلی عرق کرده بودم ، مینا گفت باید برم حموم و بهروزم رو به من گفت ببرش حموم چربی هاشو پاک کن و بیاید توی اتاق باهم سه تای سکس کنیم ، رفتیم توی اتاق و جلوی حموم مینا لخت مادر زاد بود و بهروزم به من اشاره کرد لخت شو و من یکم روم نمیشد اما لخت شدمو رفتیم منو مینا تو حمام
مینا کیر منو گرفت بود و میمالید ک منم بغلش کرده بودمو زیر اب گرم بودیم ، نمیخواستم حول بازی در بیارم صورتشو بوس کردمو شامپو بدنو برداشتم بدنشو شستن تا ساق پاهاش که مینا بلندم کرد منو چسبوند به خودش و کیرم گذاشت لای پاش از جلو و خودش تلمه میزد و صدای شلپ شلپ تلمبه زدناش و بر خورد بدنش با بدن من بیرون از حمومم میرفتو بهروزم میشنید ، در حمام کامل بسته نبود و نیمه باز بود اما بهروز جلو در نبود که مارو بخواد ببینه ، همونطور تو بغلش بودم که خواستم ازش لب بگیرم که گفت لب نه ، گفتم چرا حیفه تو خیلی خوشگلی خیلی دلم میخواد لباتو بخورم ، گفت لبا فقط برا بهروزه اصلا خوشم نمیاد از کسی لب بگیریم ، خیلی خورد تو ذوقم و اصرار نکردم ک نشستم جلو پاش و صورتم بردم نزدیکس کسش گفتم اینو که میتونم بخورم؟ که سرمو فشار داد سمت کسش و کسشو داد دهنم ؛ خیلی اینکارش به من حال داد و کیف کردم ، انقد کسش خوب بود ، داشتم میمردم از لذت کسلیسی کردنش ، داشتم کسش رو میخوردم که بهروز اومد گفت بلند شید بسه دگ بیاید بیرون ، اومدیم خودمونو خشک کردیم بهروزم داشت مارو نگاه میکردو سیگار میکشید . مینا روی تخت خوابیدو بهروزم بغلش و بهروز شروع کرد لب گرفتنو خوردن گردن مینا ، مینا به من اشاره کرد بیا نزدیک سرم ، همگی لخت بودیم ، مینا کیرمو گرفت و کشید تو دهنشو ساک زدن ، انقد پر تف و قشنگ ساک میزد ‌که حد نداشت ، همه رو ابرا بودیم ؛ بهروز تو کس زنش تلمبه میزدو زنشم کیر منو با تمام وجود میخورد ، بعد مینا به بهروز گفت بیا تو بده دهنم بزار محمد بیاد بکنه ، بهروز اومد جای من و من رفتم سمت مینا ، دستم روی سینه هاش بودو مینا داشت ساک میزد برا بهروز ، کیرمو گذاشتم روی کسش و با فشار اروم کردم تو کسش ، تلمبه داشتم میزدمو کم کم تندش میکردم که مینا کیر بهروزو از دهنش در اورد و منو بغل کرد ، اونم چه بغلی ، من داشتم عشق میکردم ، بهروز رفت پشت ما من داشتم گردن مینارو میخوردمو تو کسش تلمبه میزدم که یه دفعه بهروز دستشو گذاشت رو کون منو شروع کرد کون منو مالیدنو انگشت کردن ، تو اون موقعیت ضد حال بود اگه چیزی بهش میگفتم ، یکم بعد از روی مینا بلند شدم و باز بهروز رفت روش خوابیدو شروع کرد گایدن زنشو منم رفتم سینه های مینارو خوردنو مالید ، تا بلند شدم وایسادم جق زدن و نگاه کردن سکس اونا که یدفعه بهروز اشارع کرد به کون خودش ، و فک کردم میگه بمال ، رفتم مالید کون بهروز که دگ فقط روی زنش خوابیده بودو کیرش تو کسش ثابت بدون تلمبه زدن مونده بود ، معلوم بود داره حال میکنه از مالیده شدن ،اونا که مست بودن ، منم به شدت حشری ، بهروز یه دفعه دست منو کشید سمت خودشو اشاره کرد بکنمش ، و منی که اصلا دوست نداشتم بکنم چون ضد حال نزنم مجبور شدم کیرمو بزارم لای کونش وتلمبه بزنم ، بهروز رو مینا خوابیده بودو لب میگرفتن و من داشتم بهروز میکردم ، که بهروز کیرشو در اوردو رو شکم مینا ارضا شد ، من قبلش قرص خورده بودما و گرنه تا حالا ده بار ابم اومده بود ، بهروز بلند شد و مینا با این همه سکس هنوز ارضا نشده بود ، مینارو پاک کرد ، من رفتم خوابیدم زیر پای مینا وکسش رو میخوردمو دستمو به زور رسونده بودن سینشو میمالیدم هم زمان ؛ میناهم سر منو فشار میداد به کسش ، کس که چه عرض کنم ، هنوز بعد این چند سال که بازم با زوج بودم هیچ کسی روو دستش نکردم و ندیدم ، خدا بود خدا ، من بلند شدم باز خوابیدم رو مینا و توکسش تلبمه میزدمو بهروزم مارو نگاه میکردو سیگار میکشید ، کم کم صدامون بیشتر شده بود و من داشتم ارضا میشدم و به مینا گفتم دارم ارضا میشم گفت بزار باهم بشیم گفتم آبمو کجا بریزم گفت بریز توم گرمای آب کیرو دوست دارم ، بهروز دید من دارم ارضا میشم ؛ اومد شروع کرد از زنش لب گرفتن ، و من هم با یه صدای خفیف ناله در حینی که سینه های مینا تو دهنم بود تو کسش ارضا شدم و مینا ام همزمان با من ارضا شد لرزید و محکم به سمت خودش منو فشار داد .
من پاشدم دوش گرفتم و اومدم دیدم مینا داره واسه بهروز ساک میزنه و بهروز عوضی اون روز سه بار ارضا شد و منو مینا هرکدوم یک بار ، رفتم تخت ماساژ رو جمع کردم ، شب شده بود ، یکم باز باهم نشستیم و خوراکی خوردیمو من خواستم خدافظی کنم بیام که گفتن شب بمون باز سکس کنیم صبح برو و من عالا رغم میلم عذرخواهی کردم چون به خاطر شرایط خانوادگیم( بیماری اعضای خانواده ) نمیتونستم شب تنهاشون بزارم و جای بخوابم ، موقعی که خواستم برم اومدن جلوی درب واحدشون بدرقم ، دست دادن خدافظی کردن ، یه لحظه زد به سرم که بگم‌ میشه قبل رفتنم یکم دیگه کستو بخورم که نگفتمو حرفمو خوردم و زدم بیرون به سمت خونه و این که اون روز نگفتم و باز کسش رو نخوردم واقعا شد یکی از حسرت هام ، این اولین و آخرین سکسم با اون زوج بود ، چون شغلشون طلا جواهر بود و خودشونم اصالتا ترک تبریز بودن ، برا زندگی رفته بودن ترکیه و فرصت نشد دیگه ببینمشون . این بهترین سکس زندگی من بود ، اون مینا به قدری خوشگل و خوش سکس و خوشمزه بود که حد نداشت .
خب مخلصم دوستان امیدوارم که خوشتون اومده باشه .
من ماسور حرفه ای هستم
12 سبک ماساژ مختلف کار میکنم ، مدرک‌ ماساژ دارم ، تخت ماساژ قابل حمل دارم و کس لییس خوبیم حقیقتا خوردن کس های تمیز و بی بو رو از سکسم بیشتر دوست دارم .
ارادتمند شمام اگه خوشتون اومد بگید داستانای دیگم با زوج های دیگه ای هم که بودم بگم براتون .

نوشته: zoj.massage

بازدید 15,538

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

9 پاسخ به “ماساژ بهترین زوجی که از طریق همین سایت باشون آشنا شدم”

  1. خب حالا که نشد کص اونو بخوری بیا کیررررر منو بخور حسرت بدل از این دنیا نریتبریزیا کون ادم میزارن بی غیرت نیستن کونی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید