زن آقا معلم

سلام دوستان شما که باور ندارید یا نمی کنید نخونید فحش هم ندین مرض ندارم وقت بزارم دروغ بنویسم
قبلا هم‌ گفتم چنان هیکل ورزشکاری ندارم ی ۵ الی ۷ کیلو اضافه وزن رو دارم سنم ۲۷ولی از بابت چهره و ارتباط گرفتن خداروشکر خوبم ی روز که برای کارهای بانکی رفته بودم بانک و مشغول فرم پر کردن بودم یهو ی خانم تقریبا هم‌سن خودم زیبا برنزه کنارم ایستاد که گفت آقا میشه کمکم کنید همراه بانکم‌ رو نصب کنم گفتم خود کارمندا نصب میکنن گفت طول میکشه من عجله دارم گفتم‌باشه در حین نصب کردن بودم اینکه سر صحبت رو باز کردم خلاصه بگم مخ کردم اگه بخوام تعریف کنم میگی قصه تعریف میکنی این خانم زیبا اسمش مائده بود شماره رو و بدل شد پیام بازی شروع اون بگه من بگم اون بگه من بگم خلاصه متوجه شدم تو بچگی به زور شوهر دادن و شوهرش یک معلم که ۱۰ سال از خودش بزرگتره گفت من آدم بیرونم ولی اون خونگی. دوست دارم در گردش باشم تفریح باشم ولی اون اصلا انرژی نداره گفتم ایرادی نداره میریم با هم بیرون قرار گذاشتیم سری اول ی کافه رفتیم کلی صحبت و ی غذای خوشمزه با هم زدیم سعی نکردم خودمو بچسبونم بهش و بگم قرار بزاریم خونه و سکس دوست داشتم اون شروع کننده باشه با چند بار بیرون رفتن با هم راحت شدیم ی شب از همین شبا تو ییلاق شهرمون که تو ماشین بودیم و صحبت میکردیم آهنگ اندی( قصه‌ از کجا شروع شد ) پلی شد و این شد شروع یک‌عشق بازی تو ماشین گفت بریم صندلی عقب مثل چی دوست داشتم ولی ریسک نکردم گفتم نه الان وقتش نیست گفت کی گفتم مطمئنی که میخوای گفت آره گفتم باشه فردا وسیله قلیون عرق بر میدارم میریم باغ حسن دوستم گفت باشه صبح روز بعد رفتم دنبالش رفتیم باغ قلیون گذاشتم میوه خریده بودم آورد نشستیم به قلیون کشیدن و میوه خوردن باورتون نمیشه به عرق خوردن نرسیدیم جفتمون داغ وسطای قلیون که بغل هم بودیم چسبیدیم به بوس لیس خوردن هم من که از ۱ ساعت قبل خودم. ساخته بودم گفتم جون چ بکنمت رفتیم رو تخت همون اول داگی کردم شروع کردم به زدن چه کیفی میکرد میگفت جون من بکن اندازه کل عمرم به خودم سکس خوب بدهکارم منم کم نکردم ریتمو همچنان زدم که چند دقیقه طول نکشید که خسته شدم گفتم بچرخ فک کردم منظورم اینه که یعنی بیاد بالام اومد بالام ی سینه های ۶۵ ناز سرجا ایستاده که کیف میکردم هیکلش کون‌گرد کمر باریک دهنمو گایید از بس بالا پایین کرد روی من کسش رو خودش می‌مالید حقیقت میگم داغی رو تا این سطح ندیدم منم سطح تستسترونم تو اون‌چند روز بالا بود میترسیدم زود ارضا شم گفتم بیا پایین نوبت منه به شکم درازش کردم گذاشتم توش دستمو از زیر بردم کسش رو مالیدم و گوشش رو لیس میزدم و میخوردم گفت کسکش کار بلدیاااا
گفتم کجا شو دیدی ،دیدم داره ریز میلرزه گوش و کسش رو بیخیال شدم یکم خودمو ازش فاصله دادم توشی مرگبار زدم استخوان لگنشو جمع کرد و این باعث شد منم یواش یواش ارضا بشم هر چی داشتم نداشتم ریختم توش گفت جووون سوختم وای چ کیفی داد
داشت به ظهر نزدیک میشد و باید برمی‌گشت خونه سریع آماده شد و رسوندمش خونشون
زیاد بودیم با هم اگه دوست داشتین و فحش نمیدین داستان های دیگشو میزارم مائده جز اون زنهای بود من نمی کردم کس دیگه میکرد انقدر داغ بود

نوشته: رضا

بازدید 18,696

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

15 پاسخ به “زن آقا معلم”

  1. اونکه جنده ای بیش نیست و بسولی تو هم تاوان رابطه با زن شوهردارو پس میدیکی بشه یکیم پیدا بشه همراه بانکشو بکنه تو شماره حساب زنت

  2. عزیز برادر چند وقته اومدی بکن تو؟مگه نمیدونی اینجا یه عده هستن فقط عشقشون اینه که بیان زیر داستانا فحش بدن،هیچ فرقیم نمیکنه براشون شما داستانت خوب باشه یا بد،با سکس همراه باشه یا نه…براشون مهم فقط فحش دادنه،پس بخودت نگیر،شما اینجا اگه شاهکار ادبیات جهانم بنویسی بالاخره دو سه تا فحشو میخوری…و اما داستان،یه داستان متوسط با املائی متوسط‌تر و …مرسی.هان،داشت یادم میرفت،خائن!..(خائن فحش نیستا)

  3. از طرز داستان نوشتنت معلومه بیکار نیستی،سرت هم خیلی شلوغه. زود سر ته داستان جمع کردی.

  4. ممنون که این خاطره را به اشتراک گذاشتی . با درست یا غلط بودن رابطه کاری ندارم اما حس کردم راست و واقعی نوشتی و این خوبه.

  5. نوع نوشتنت خوب نبود… ولی کلیت داستانت قبول دارم برای خودمم پیش اومده

  6. منم موافقم طرف می‌دونه اومده سایت بکن تو داستان سکسی بخونه بعدش فحش میده چرا واقعاً چرا خوشت نمیاد نیا نخون کسی مجبورت نکرده بیای که بعدش فحش بدی که

  7. اونهایی که میگن این داستانها دروغه و کسشعر. کجا زندگی میکنین بابا الان از ده تا زن شوهر دار حداقل شش تاش دوست پسر داره . نود درصد دختران مجرد هم سکس تجربه کردن یا کامل یا درحد مالیدن … اکثرا این ادمها یا شهرهای کوچیک هستن که نمیشه کاری کرد یا بی عرضگی از خودشونه اگر با دختری دوست شدین همون اول خودتون وا ندین حول بازی درنیارین خودش پیشنهاد میده … بخدا با دختری بودم که نمازش قضا نمیشد اهل بسیج و این چیزها نبود فقط اعتقادات قوی داشت … منظورش از اشنایی هم ازدواج بود بعد که دید بگیر نیستم بعد یک سال خودش گفت دلم میخواد باهات حال کنم اونم با صیغه که گناه نباشه… زیاد دختر به پستم خورده اما هیچکدوم من شروع کننده سکس نبودم کاری کردم خودش استارت بزنه

  8. ببین دوست نسبتا محترمخواننده ها اینجا مرض ندارن اگه داستانت حتی واقعی نباشه ولی قابل باور باشه بیان زیرش فحش بدنتو میگی تو بانک زنه اومد چسبید بهت من میگم زر میزنی، از تو خوشتیپ تر و سروزبوندارتراش میرن تو بانک و هیچ این اتفاقا نمیوفته،تو میگی زنه شوهردار بوده و به این زودی وا داده من میگم گه میخوری چون زنای شوهردار خیلی ترسو هستن و دیر اعتماد میکنن،خلاصه که به قول دوستمون احمدکس گفتس آی کس گفتی ولی درست نگفتی

  9. داستان یا خاطره ما باور کردیم و یه جوری خلاصه و سریع نوشتی فکر کنم شاش داشتی خواستی زودتر تموم کنی بری دستشویی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید