دختردایی صورتی

سلام
همین اول بگم بعضی از قسمت های داستان واقعی بعضی تخیلی
یک روز با تینا(دختر داییمه) رفته بودیم باغ بابا بزرگم بچه بودیم حدود ۶ یا ۷ ساله (هم سنیم)چیزی در مورد سکس و پرده بکارت و اینا نمیدونستیم فقط من انگشت میکردم توش و اون هم به کیر من دست میزد دفعه اولی که انگشت کردم خون اومد و فکر کردم چیز عادی ای هست و چیزی نگفتم
چندین بار این داستان اتفاق میوفته و هر موقع به باغ میرفتیم همین کار رو میکردیم
میگذره دیگه اون کار رو نگردیم چون ما از اون شهر رفته بودیم و دیگه همدیگه رو ندیدیم تا همین عید ۱۴۰۴ داشتیم پاد میکشیدیم که گفت یادته میومدیم تو این باغ چیکارا که نمی کردیم اول خودمو زدم به اون راه که نه نمیدونم و اینا میخواستم خودش بهم بگه گفت یعنی یادت نمیاد میومدیم تو باغ به هم دست میزدیم گفتم اها یادم اومد گفت تو هم پرده منو پاره کردی
گفتم بچه بودم چیزی نمیدونستم گفت الان که میدونی چرا دوباره امتحان نکنیم
سرخ شده بودم نمیدونستم چی بگم که گفت بیا دیگه ناز نکن
گفتم باشه اشکال نداره بیا بریم گفت ساعت ۹ بیا تو انباری منم به یه بهونه میام گفتم باشه دیر نکنی ها!!!
ساعت ۹ شد رفتم تو انباری دیدم که قبل از من اونجا بود و لباساشو در اورده و وایساده سر پا (ممه ها ۷۵ با کون قمبل بزرگ و کس صورتی )(کل بدنش لیزر شده بود یه دونه مو هم نداشت) تا رفتم گفت اول من شروع کنم یا تو گفتم من گفت باشه نشست روی صندلی و پاهاشو داد بالا گفت زود باش
با کله رفتم تو کصش و لیس زدم یه ۵ دقیقه لیس زدم که حس کردم داره میلرزه که یهو گفت دارم ارضا میشم و منم از روی فیلمهایی که دیده بودم یاد گرفته بودم سریع با دست روی کصشو مالیدمو دیدم یهو مثل آتشفشان ابش اومد گفت خوب نوبت منه
منم شلوارو در اوردم و شوع کرد به ساک زدن (کیرم حدود ۱۸ سانته و گلفته ) بعد چند دقیقه ساک زدن گفت بسه بیا بکن
داگی وایساد و منم کردم تو کسش و آه و ناله های روزی میشنیدم که گفت تند تر گذشت و روز پوزیشن هفتی بودیم که که گفت دوباره دارم ارضا میشم زود باش منم تندتر زدم که یهو درباره لرزش شروع شد و حس کردم که کیرم خیس شده
گفت بسه دیگه دیگه تو هم زود آبتو بیار تا بریم شک میکنن گفتم باشه ولی من از کون مىخوام گفتن که درد داره و اینا که راضی شد
اول سوراخشو لیس زدم بعد انگشت کردم و حس کردم که باز شده شروع کردم
اول آروم کلشو هل دادم تو که دیدم بدجور داره درد میکشه و اه و ناله میکنه گفتم اگه دردت میکنه از جلو میرم گفت از جلو برو منم شروع کردم به گردن که بعد ۲ دقیقه آبم اومد گفت بریز توی دهنم درش اوردم ریختم تو دهنت
خودشو تمیز کرد لباساشو پوشید و رفتیم بالا بعد اون شب ۳ بار دیگه هم سکس داشتیم الان هم توی رابطه ایم

دوستان خواهشا فحش ندید که هرچی میگید خودتونید و هفت جدو ابادتون
مرسی که خوندید یکم طولانی شد ببخشید

نوشته: یاسین

بازدید 3,630

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

11 پاسخ به “دختردایی صورتی”

  1. این همش دروغ فقط همون اولش و خوندم که گفت انگشت کردم پرده اش و پاره کردم

  2. انقدر کسشعری که نوشتی در تخمی بودن از همه جهت در حد بالایی بود !، یعنی تپه‌ای رو نریده نگذاشتی! کلا موضوع تخمی ، نگارش تخمی ؛ کاملا مشخص و مشهود بود از اینکه در حین خودارضایی یک مشت کسشعر هم تایپ می‌کردی و با خودت ور میرفتی که وسط داستان ضمیرها عوض میشد! دقیقاً نشان ازین بود که خود بی مغزت صرفا خواستی اون داستانها و تخیلات و فانتزیهاتو که باهاشون جق میزنی رو هم بنویسی که عملا در نوشتنت که ریدی دیگه نمیدونم تو جق زدن چه غلطی کردی ولی میگن انقدر آش شور بود که صدای آشپز هم درومد! شخص خودت متوجه این حجم انبوه از خزعبلات و مزخرفات شدی که خودت خودت را مستحق بدترین اهانتها لایق رکیک ترین فحش‌ها دونستی ولی برای فرا فکنی آمدی میگی هرکس فحش بدهد فلان!خب ابله تو که میدونی همه با خوندن این جفنگیات میان بهت فحش میدن و میرینن از بالا تا پایین به هیکلت پس چرا می‌نویسی ؟ مجبوری ؟ ننویس عزیزماگر ننویسی نمیگن چرا ننوشتی ! وقتی مینویسی مورد قضاوت قرار میگیری و چون بلد نیستی بنویسی میرینی و طبیعتاً فحش میخوری! کسی مجبورت نکرده بنویسی! بسین بخون و با خیال راحت جقتو بزن ! حال‌کن نمی‌دونم هرکاری که باهاش ارضا میشی بکن و لطفاً ننویس.داستان نوشتن با توهم فانتزی نوشتن خیلی فرق میکنه. داستان نویسی که کسخری نیست که هرکس از ننه‌ش قهر کرد بیاد فانتزیهای جق زدنش رو به عنوان داستان بنویسه. داستان نوشتن برای خودش راه و رسمی داره و ختی خاطره نویسی هم با این جفنگیات از زمین تا آسمون فاصله داره. امیدوارم فهمیده باشی چی گفتم. اگه فهمیدی که دیگه ننویس و اگر فکر میکنی این نوشته‌ها خیلی ارزشمند هستند، لااقل دوتا دستت آزاد باشه موقع نوشتن.

  3. همینکه آبش روریخت تو دهنتخودش بهترین فحش هستلیاقت فحش نداریبیسواد و بیشعوراَبُلَه 😂👉

  4. پلنگ صورتی کو پس ؟ها ببش خیدکجاش صورتی بود 🐷🐽بچه بودی با انگشت پرده اش رو پاره کردی 😁

  5. خودت میگی آبش روریخت تودهنم یعنی داستان روتحریف کردی عنوان داستان باید می شد مفعول کون ده تاما باورکنیم

  6. همه دروغای شاخدار میگن اصرارم دارن که واقعیتهاحتمالا فقط اون قسمتش واقعیه که گفتی دختردایی داریبقیه‌ش چاخانه

  7. آخه تو که که از فحش خوردن می‌ترسی گوه میخوری اینجا داستان می‌نویسی یکی از جذابیت های این داستانها فحش آخرشه… کون گلابی

  8. مادرتوگاید کاری تخمی تخیلی بودنش ندارم چرا انقدم کمه خارکصه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید