من توی خونه دوربین بسته بودم، هم برای امنیت نگار و هم برای فضولی کردن در مواقعی که خونه نبودم! یکروز ظهر که من شرکت بودم ، مثله همیشه حوالی ساعت ۳ ظهر ، دوربین خونه را از توی گوشیم چک کردم و دیدم نگار لخت روی تخت خوابیده و داره دیلدو فرو میکنه تو کونش… کرم و وازلین هم بغل دستش گذاشته بود و مدام کونش رو چرب میکرد، اون طرف تخت یک شئ بزرگ و کلفت سیاه رنگ بود ، با کمی دقت فهمیدم بادمجان بود… نگار داشت کونش رو باز میکرد برای سکس شبش… آخه همسایه بغلی مون آقا مهدی زنم رو برای دو نفر رزرو کرده بود و به حسابم ۵ میلیون پول واریز کرده بود، قبلا هم تو سه سال گذشته از این کارا کرده بود و دو نفره، سه نفره و چهار نفره هم با زنم سکس کرده بود اما اون موقع نفهمیدم چرا نگار کونش رو آماده میکرد.
نگار دیلدو رو از کونش کشید بیرون و به آرامی بادمجان کلفتی که اندازه دوتا کیر کلفت بود را گذاشت دم سوراخ کونش و به آرامی عقب و جلو میکرد، کونش تحمل اون اندازه را نداشت و نمیتونست بکنه داخل، نیم ساعت یا بیشتر با کونش بازی کرد، کس خوشگلش رو میمالید و چشماش رو بسته بود، قبلا بهم گفته بود دوست داره دو تا کیر بره تو کونش، چون دوتا کیر تو کسش رفته بود و خیلی حال کرده بود، همیشه تو فانتزی هاش میگفت دو تا کیر باهم رفت تو کونم… و من میدونستم دروغ میگه…
خلاصه بعد کلی چرب کردن کونش و عقب و جلو دادن بادمجان، کون نگار باز شد و یکدفعه فشارش داد داخل… یه جیغی زد و بی حال موند، بعد از چند دقیقه دوباره عقب و جلو کرد و آروم آروم تا آخر دادش تو
همکارم که قبلا نگار رو کرده بود اومد داخل و دید داغ کردم گفت چی میبینی؟
گوشی رو دادم بهش اولش جا خورد، خیلی سریع کیرش بلند شد و قربون صدقه نگار رفت، گفت عجب تیکه ای داری خدایی، خیلی سکسیه کثافت… لامصب دیگه نمیشه کردش انقدر ناز شده تا میزاری تو کسش، آبت میاد.
همکارم راست میگفت، نگار تو این سه سال علاوه بر رژیم گرفتن و ورزش کردن، روی پوستش هم کار کرده بود، خال هاش رو لیزر زده بود موهای زائد رو حذف کرده بود، کل پوستش رو رسیدگی کرده بود، برای همین خیلی خیلی کردنش سخت شده بود و زود ارضا میشدی…
خلاصه بعد از بازی دادن بادمجان و نرم شدن سوراخش، چند بار آوردش بیرون و کرد تو دهنش، اینقدر کلفت بود که نمیتونست بخورتش، بعد از چند دقیقه کردش داخل و فشار میداد، بلند شد و روش نشست و محکم فشارش میداد داخل، تقریبا همش تو کونش بود فقط دم بادمجان مونده بود بیرون، همونطوری شورتش رو پوشید و خوابید، بعد از یکساعت رسیدم خونه ، همکارم هم باهام اومد، تنهایی رفتم تو اتاق دیدم تو همون وضعیت بیدار شده و توی گوشیشه…
رفتم کنارش ازش لب گرفتن و کسشو مالیدم، اونم محکم بهم چسبید و گفت نیما زن جندتو بکن، طولانی بکن، دلم نمیخواد غریبه ها بیشتر از تو، کسم رو بکنن، داشتیم لب میگرفتیم و حرف های شهوتی میزدیم که نگار کیرمو آورد بیرون و باهاش ور میرفت، کیرم سیخ سیخ شده بود ، همکارم هم پشت در بود، نگار نمیدونست، بهم میگفت توروخدا با کیر کوچولوت منو بکن…! ازین حرفش یکم ناراحت شدم، البته درست میگفت کیر من نسبت به کیر برادرم و بیشتر مردایی که باهاشون خوابیده بود ، کوچکتر بود،
منم اخیرا زود انزالی گرفته بودم و به محض راست شدن آبم میومد، برای همین نگار ازم شاکی بود…
میگفت چرا زودانزالی داری؟! من بیچاره سکس زنم با برادرم، دامادمون، همسایه، غریبه ها، دوستام و… دیده بودم و وقتی میکردمش یاد کردن اونا میوفتادم و آبم زود میومد… تصور میکرد این همون کسیه که دامادمون با کیر کلفتش تمام آبشو پاشید داخلش یا این کس رو برادرم قبل کردن میخوره و میلیسه، اینا یادم میاد و نمیتونم کنترلش کنم، وقتی چشماش رو میبینم یادم میاد این همون چشمایی که زیر برادرم و دوستام عشوه و ناز میکنه…یا لب هاش همون لبهایی ست که کیر کلفت دامادمون و املاکی روبروی خونه رو بارها مکیده… صورتش و گونه هاش محل آب پاشیدن مردای کیر کلفته محلمونه…این فکرها باعث میشه آبم زود بیاد
نگار رو بغل کرده بودم و چسبونده بودم به خودم و ازش لب میگرفتم، که سعید (همکارم) یواش اومد داخل اتاق و پاهای زنم با دستاش گرفت و کشید طرف خودش (پایین تخت) نگار تعجب کرد و خندید، گفت این از کجا اومد… من که تازه بهش دادم…
سعید هم که لخت اومده بود تو اتاق پاهای زنم رو باز کرد و کس زنم قلمبه شد، کیر سعید اندازش متوسط بود به کلفتی کیر شایان (داداشم) یا مهدی (همسایه بغلی مون) نمیشد اما خوب بود و زنم با کیرش حال میکرد،سعید دید تو کون زنم کیر مصنوعیه (بادمجان) یکم باهاش بازی کرد و بدون اینکه درش بیاره ، خوابید روی کس نگار و کیرشو کرد تو کس زنم، نگار هم از حال داشت میرفت، تو کونش بادمجان کلفت و تو کسش کیر رفیقم بود، سعید از زنم لب گرفت و گفت جنده خانوم چه کیر کلفتی تو کونت جا دادی !!! کیرم به زور میره تو کس خوشگلت… نگار هم لبخند زد و عشوه اومد… سعید با کیرش کس زنم را میگایید و روی خانومم خوابیده بود، مدام سر و گردن و صورت نگار را میبوسید.
سعید گوشیش رو بهم داد تا از سکسشون فیلم بگیرم، منم قبول کردم و رفتم پایین که از کردنش بگیرم دیدم آب سفید کس زنم ریخته روی کیر سعید، انقدر زیاده که روی تشک و ملحفه هم ریخته،هربار کیرشو میکرد تو کس زنم وقتی برمیگشت کیرش خیس بود و آب کس سفید زنم روی کیر همکارم دیده میشد… این صحنه هم از اون صحنه هایی بود که هیچ وقت فراموشم نمیشد…
سعید به آرامی کس زنم رو میگایید و قربونش میرفت، تا بالاخره بعد از یک ربع آب سعید اومد و کامل ریختش تو کس زنم، لحظه آخر انقدر کیرشو فشار داد داخل رحم زنم که ترسیدم نگار رو حامله کنه…
(کاندوم نذاشته بود)
خلاصه سعید رفت و منم افتادم رو کس نگار ، کیرمو کردم داخل کسش که نگار با پاهاش کمرو فشار داد طرف خودش و کیرمو محکم چسبونده داخل، بهم گفتم نمیزاری تلمبه بزنم ، گفت بذار کیرت بی حرکت بمونه تو کسم ، نمیخوام آب کیر سعید بیرون بریزه!! تا میتونی فشار بده داخل و بیرون نیار…
منم که شهوتی شهوتی بودم کیرمو فشار دادم تو کسش و گذاشتم بمونه تا آب کیر سعید بیرون نریزه، آب کیرشو تو کس زنم حس میکردم ، خانومم گفت اگر نیم ساعت به همین حالت، تکون نخوری آب کیرش میره داخل رحمم و همونجا جذب میشه…
با خنده گفتم چرا این کارو میکنی؟! گفت تو که نمیتونی بکنی، حداقل آب کیر رفیقتو هدر نده!!!
واژن زنم فوق العاده سکسی بود و داخلش داغ و تنگ و لیز بود،
نیم ساعت روی زنم دراز کشیده بودم و کیرم تو کسش بود که دیگه بلند شدم و کیرمو کشیدم بیرون، نگار هم سریع اومد و کیرمو خورد و همه ی آب کیر سعید رو لیس کشید، بعدش بدونه اینکه ارضام کنه رفت حمام…
ساعت حوالی ۶ عصر بود ، اون شب ما مهمانی خانه خواهر کوچکم دعوت بودیم، طبق اعتراف زنم ، شوهر خواهرم یکبار همان اوایل ازدواجمون کس زنمو گاییده بود… قرار بود بریم خونه شون شام دعوت بودیم، به همراه مادرم و داداشم و اون یکی خواهرم و شوهرش…
نگار از حمام اومد بیرون ، وایساد جلوی من و آروم آروم بادمجانی که تو کونش بود و کشید بیرون، فکر نمیکردم اینقدر بزرگ باشه، تو فیلم دوربین کوچکتر بنظر میرسید، سوراخ کونش باز باز بود با چهار تا انگشت کردم تو کونش، داغ و خیس و چرب بود، من که ارضا نشده بودم سرم رو کردم لای کونش و تا ته زبونم رو چرخوندم توی سوراخ کونش، خیلی خوشمزه بود، کون زنم کردنی شده بود، گفتم بشین رو کیرم، گفت دیره وقت نیست، یک دیلدو بادی کرد تو کونش و با تلمبه اش بادش کرد، تا جایی که سوراخ کونش دوباره باز شد، شلوار قرمز جذب با پارچه ساتن و لیزش رو بدون شورت پاش کرد، بالا تنه رو با لوسیون مخصوص چرب کرد و یک تاپ نیم تنه قرمز رو بدون کورست پوشید، گردنبند خفتی مروارید انداخت و موهای بلوندش رو سشوار کشید و چشم هایش رو لنز آبی انداخت. کفش پاشنه بلند بی رنگ پوشید و بهم گفت حاضر شم.
باهم آماده شدیم و زدیم بیرون، زنم روی لباساش یک مانتو باز و نازک مشکی پوشید با شال مشکی، نشستیم تو ماشین راه افتادیم، اصلا باهم حرف نزدیم، وسط راه نگار پیاده شد که آدامس بخره ، مرد سوپری همش چشمش تو سینه های نگار بود ، باسنش هم که از زیر مانتو توری مشکی ، مشخص بود، مرده حشری شده بود، که دیدم نگار بهش شماره داد…
رسیدیم به مهمونی، نگار رفت تو اتاق مانتواش را در آورد و با همان شلوار جذب قرمز و تاپ کوتاه وارد مجلس شد. اول از همه داماد بزرگمان چشماش برق زد و هیز بازیش گل کرد، امیر داماد کوچیکه هم زیر چشمی باسن و سینه زنم رو نگاه میکرد، داداشم شایان هم با فاصله از ما نشسته بود سرش تو گوشی بود، فرم باسن و پایین تنه زنم فوق العاده بود، باسن و لگن قوس دار و گرد، پاها سفید بلوری و ظریف و بالاتنه سینه های متوسط ، شکم تخت، پهلو های سکسی، شانه و گردن کشیده و برجسته…
سرمیز شام مدام به سفیدی بالا تنه و سینه های زنم نگاه میکردن، موهای بلند بلوندش رو از پشت دم اسبی بسته بود و جلوی موهاشو از یک طرف سشوار کشیده بود و ریخته بود تو صورتش… چشمها لنز آبی و دماغ عملی و لبهای خوش فرم طبیعی، دیوانه کننده بود.
نگار مدام به شایان و امیر پا میداد، یکبار دیدم داشت به امیر چشمک میزد، دوبار هم دیدم برای شایان برادرم عشوه اومد.
قرار بود شب که برگشتیم خونه، مهدی و داود (دوستش) بیان زنم رو بکنن، یعنی مهدی از قبل این شب رو رزرو کرده بود.
زنم به خواهرم گفت من برم از دستشویی فرنگی پایین استفاده کنم ، عادت کردم به فرنگی (واحد پایین هم ماله خودمان بود فقط در حال بازسازی بود و کلیدش دست شایان برادرم بود)
خواهرم به شایان گفت.اونم از خدا خواسته سریع بلند شد و کلید را برداشت و زودتر از نگار رفت پایین، نگار هم وقتی حرفا تمام شد گفت من برم سرویس بیام و رفت پایین… نگار یک دفترچه داشت که سکسهای خوبشو توش مینوشت، بعدها خوندم که تو این لحظه با شایان برادرم دوباره سکس کرده…
نگار نوشته بود:
اومدم طبقه پایین ، دیدم درب واحد بازه، رفتم داخل واحد که شایان از تو آشپزخانه با اخم اومد طرفم،
تا اومدم حرف بزنم، درب واحد را بست و محکم چسبید بهم و ازم لب گرفت، منم که حشری بودم و
اونروز ارضا نشده بودم تسلیمش شدم، لب و گردن و گوش هایم رو میخورد، با این هول بودنش و با ولع بوسیدنش داشت دیوونم میکرد، من که طاقتم از قبل تمام شده بود تو بغل برادر شوهرم خودمو رها کردم و پاهام و بدنم از شدت شهوت بی حس شده بود، به شایان گفتم اگر طولانی بشه شک میکنن، گفت به تخمم خوشگله شک کنن…من باید تو رو بگام… اینو گفت و شلوار و تاپم رو درآورد، یک طرف پنجره های بزرگ بود که پرده نداشت منو برد پشت که از خیابان دیده نشیم، روی یک مبل قدیمی کثیف نشست و منم جلوش زانو زدم، کیرشو درآوردم و شروع کردم ساک زدن…
برادرشوهرم تو سکس کمتر نگاهم میکرد چون میگفت چشمای خوشگلت آبم رو میاره…
همینطوری که چشماشو بسته بود و شل کرده بود،اول دیلدو رو از کونم کشیدم بیرون و بعد بلند شدم نشستم روش و کیرش رو گذاشتم تو کونم، اونم این حالت رو که دید شروع کرد تلمبه زدن با کیر خیلی خیلی خیلی کلفتش (قسمت قبلی گفتم سایزش چقدر بزرگه)، محکم و سریع میکرد تو کونم … اون لحظه نمیدونست داره تو کونم اینطوری میزنه، منم که قبلا گشادش گرده بودم و حسابی چرب بود، اذیت نمیشدم و لذت میبردم، محکم و تا جایی که میشد کیرش رو فرو میکرد. سینه هامو میلیسید و ازم لب میگرفت،
از روی کیر برادر شوهرم بلند شدم و دوباره براش ساک زدم، طعم کونم عالی بود، برگشتم و در حالی که پشتم بهش بود نشستم روی کیرش، ایندفعه هم دادم تو کونم ،وقتی دید داره میکنه تو کونم انقدر حشری شد و گفت عجب کونی داری، سایز کیرم شده و شروع کرد به شکل عجیبی تو کونم تلمبه زدن… بدون هیچ رحمی کونم رو میگایید…
به پهلو درازم کرد و از بغل کیرشو کرد تو کسم و شروع کرد گاییدن…
در همین حالت بودیم که امیر (داماد کوچک) زنگ در واحد رو زد، منم سریع بلند شدم و لباسامو پوشیدم، به امیر گفتم دارم میام…چند لحظه صبر کن…
شایان هم با لباساش رفت تو یکی از اتاقها و قایم شد.
سر و وضعم رو درست کردم و رفتم درب رو باز کردم، امیر سریع اومد داخل و گفت امشب میخوام باهم باشیم، هستی؟
قبلا اوایل ازدواج یکبار بطور ناخواسته بهش داده بودم، برای همین راحت حرفشو زد، منم گفتم آره کیر کلفت من…! امیر از پررویی من تعجب کرد و خندید، گفت بپیچون بریم بیرون ، مکان دارم، بهش گفتم نمیخواد ، وقتی مهمانی تمام شد و ما رفتیم نیم ساعت بعدش بیا خونه ی ما، فقط زنگ مارو نزن، واحد ۲ رو بزن (ما واحد ۱ بودیم)
گفت باشه جیگر…
من کلید واحد آقا مهدی را داشتم (همان واحد دیوار به دیواری که خالی بود و مهدی توش کار میکرد)
به مهدی پیام دادم و ماجرا را گفتم اونم قبول کرد و قرار شد هر وقت من کارم تمام شد و خبر دادم بیاد.
خلاصه ساعت تقریبا ۱۲ شب شده بود که امیر گفت اگر موافق باشید بریم خونه هامون مامان هم خسته است، بیشتر اذیتش نکنیم…
رسیدیم به خونه ، به شوهرم گفتم من دیرم شده میرم واحد بغل (مهدی منتظره) اونم گفت باشه، اگه خسته ای ول کن… گفتم نه
رفتم تو واحد بغلی (واحد ۲) کسی نبود، روی تخت چرم سفید معروف دراز شدم و به امیر پیام دادم: کجایی؟
سریع جواب داد ۵ دقیقه دیگه پیشتم.
نمیخواستم شوهرم بفهمه که به برادر و دامادشان هم کس میدم.
بعد از چند دقیقه امیر رسید و اومد داخل، کنارم نشست و گفت تو با این همه زیبایی و اندام سکسیت نباید یه کسی به ما بدی؟!
اینو گفت و رفت تو گردنم و شروع کرد بوسیدن… لباشو نزدیکم آورد و منم خدا خواسته لبامو چسبوندم، دستم روی کیرش بود، کیرش عجیب بزرگ بود، مثله کیر برادرشوهرم و امیر تا بحال ندیده بودم،
شلوارشو درآوردم و کیرش که سیخ شده بود رو کردم تو دهنم، کیر کلفت و رگ دار با کله ی بزرگ و خوش فرم امیر تو دهنم بود، براش ساک میزدم در واقع داشتم برای شوهر خواهر شوهرم ساک میزدم، امیر در همین حین لباس های خودش و من را درآورد و لخت مادر زاد شدیم، کیرش سفت بود و رگ زیر کیرش متورم و سفت شده بود، تو دهنم جا نمیشد، بهش گفتم با این کیر کلفتت کونمو میگایی؟؟!
اونم گفت آره عزیزم
نگاهم افتاد به چشماش، کسم خیس شد… از اینکه میخوام به فامیل شوهر کس بدم و امیر منو انتخاب کرده ، خیلی شهوتناک بود.
بعد از ده دقیقه یا بیشتر منو دراز کرد و از جلو روی من افتاد و کیر کلفتش رو کرد تو کسم، بعد از دو بار عقب جلو کردن، تا دسته فشارش داد، من یه جیغ بلند کشیدم…امیر جلوی دهنم رو گرفت و محکم شروع کرد، به گاییدن کسم، خیلی سریع تلمبه میزد و محکم میکرد.
امیر گفت:
جنده خانوم روزی چند بار کس میدی؟
گفتم:
زیاد میدم ، منو بگا عزیزم
منو برعکس کرد، روی شکم بودم که کیرش رفت تو کونم و به راحتی باز شد، امیر گفت جون چه کون گشادی!
سومین تلمبه رو که زد تو کونم، یک دفعه کونم داغ شد و آبش را با تمام فشار ریخت تو کونم…بازم من ارضا نشدم
همینطوری دراز کش موندیم تا کیرش بخوابه و بکشه بیرون که بعد از یک ربع کیرش نخوابید و سیخ مونده بود، من که داشتم از شدت شهوت میمردم، بهش گفتم دوباره منو بکن، کسمو بکن…
کیرش مونده بود تو کونم و بیرون نمیکشید، بهش گفتم بشاش تو کونم ، اونم خوشش اومد و بعد از چند دقیقه داخل کونم شاش امیر رو حس کردم، کامل برای چند دقیقه شاشید تو سوراخ کونم و بعد کشید بیرون، با دستمال پاک کرد و کیرشو شست، دوباره یکبار دیگه از کس منو گایید…
در صورت رضایت شما این داستان ادامه دارد…
(قابل توجه دوستانی که نقد می کنند یا می گویند داستان واقعی نیست، تنها فرق من با شما اینه که میدونم زنم جنده ست و کس میده اما شما نمیدانید که همسرتان جنده ست!! و کس میده)
نوشته: Negar
4 پاسخ به “زنم برای پول جنده شد (۲)”
خیلی دلم میخاد یک خانمی داشته باشم که هم عاقل و با شخصیت و خوب باشه ولی از اون ور هم خیلی شهویتی باشه و خیلی راحت با آدمایه دیگه هم سکس کنه حیف کم پیدا میشه
خوبه این لامصب از کیر سیر نشد؟
عالیه عزیزم.آرزوی قلبی من برای خانومم و خودمه
با صحبت آخرت شدیداً موافقم .چون خیلی از افرادی که ادعای غیرت دارن خبراز زنشون ندارن و فکر میکنن زنشون عاری از هر گونه سکس با دیگرانه