چطوری جنده شدم (۱)

طبق همه دخترها منم ازدواج کردم
شوهرم محسن مرد زحمتکشی بود و حداقل یه تیکه نون حلال در میورد
سرنوشت همه ما دخترهای شهرستانی همینه ، حالا خوبی شانس من این بود ما تو خود شیراز زندگی می کردیم نه توی روستاها
بازم وضعمون از اونا بهتر بود
بابام کارمند ثبت احوال شهرستان بود و محسن شوهرم آهنگر
محسن غیر هیکل خوبی که داشت کیر خوبی هم داشت اما زود انزال میشد
فکر میکردم همه مردها مثل محسن همینقدر کم سکس میکردند
بعد چند سال دوباره حامله شدم و یه دختر و پسر اومد تو جمع ما
چند سالی گذشت و منم دوباره هوای درس خوندن به سرم زده بود به محسن گفتم و اون هم استقبال کرد
یواش یواش دوباره درس خوندن رو شروع کردم تا اینکه یه روز تو تلگرام یه خانمی بهم پیام داد و گفت لزبینه
بدم نمیومد باهاش لز کنم اما اون تهران بود و من شیراز
باهم شروع کردیم به لزچت کردن تا اینکه معصومه که بهش میگفتم معصوم ( همون زن لزبین تلگرام ) بهم گفت که خاله هست و برای مردها کیس جور میکنه
بهم پیشنهاد کار داد و مبلغی گفت که میتونم با سکس گیرم بیاد
اما من هم متاهل بودم و هم راهم دور
یه جورایی خیانت به محسن برام سنگین بود اما پولی که معصومه پیشنهاد داده بود رقم خوبی بود
این اوخر هم محسن کم کارتر شده بود و زیاد از مخارج خونه بر نمی اومد
چون قدیم حسابداری خونده بودم به محسن گفتم شرکتی هست تو تهران و حسابدار نیاز دارن
اول محسن مخالف بود تا اینکه یواش یواش راضیش کردم
فقط دعا دعا میکردم معصوم سرکاری نباشه
با معصوم هماهنگ کردم و قرار شد جمعه حرکت کنم تا شنبه پیشش باشم و کارمو شروع کنم
دلم شور میزد ، به تهران رسیدم و تو ترمینال معصوم اومد استقبالم
برخلاف عکسش زیاد زیبا نبود اما یه کمی از زیبایی قدیمشو حفظ کرده بود
معصوم یه ۲۰۶ آلبالویی اسپرت داشت
به خونش که سمت میدان ونک بود رسیدیم
-بفرمایید
-ممنونم
وارد شدیم ، یه خونه تقریباً نقلی داشت
چندتا لباس خواب و شورت و کرست فانتزی رو کاناپه به چشم میومد
-ببخشید خونه بهم ریخته هست
و در حالی که لباسا رو بر میداشت لبخند زد
-میخواهی برو حمام گرد و خاک سفر از تنت بشور
ساکمو کناری گذاشتم نشستم رو کاناپه یهو دستم به یه چیز خیس بود نگاه کردم ، واااااای یه کاندوم مصرف شده که توشم آب کیر بود
-معصوووم ، این چیه ؟
-چی ؟
اومد و با دیدن کاندوم خجالت زده گفت :
-ببخشید ، حواسم نبود برش دارم
یه دستمال کاغذی آورد و کاندومو برداشت
دستمال برداشتم و دستمو پاک کردم
-قبل اینکه بیایی مشتری داشتم ، یهویی اومدم ، فرصت نکردم جمع و جور کنم ، تو هم برو یه دوش بگیر
و در حالی که حموم رو نشونم میداد گفت تمیزی یا ژیلت بدم ؟
-بدی که بهتره
-برو برات میارم
لباسامو بجز شورت و کورستم در آوردم رفتم حمام ، کف حمام خیس بود ، شورت و کرستمو در آوردم ، دوش رو باز کردم ، آب گرم خوبی بود تمام خستگی راه داشت از تنم در میومد ، میخواستم شامپو بزنم که چندتا ضربه به در حمام خورد
-خانمی ، اجازه هست ؟
و در باز شد و معصوم لخت لخت اومد تو
یه کمی شکم داشت ، پستانهایش بزرگ بود و کوصش معمولی
خجالت کشیدم ، تا حالا کسی منو بجز شوهرم لخت ندیده بود
-برخلاف عکسات خوشگلیا
یه کم معذب بودم ، معصوم اومد جلو ، یه دستشو گذاشت رو کصم و با یه دستش پستونمو گرفت آروم بغلم کرد و لباشو رو لبام گذاشت ، دهنش کمی بوی سیگار میداد
حس عجیبی داشتم ، انگار تو تنم آتیش روشن کردن
یکی از انگشتاشو کرد تو کصم ، پستونمو فشار میداد لباشو از لبم جدا کرد ، خم شود و پستونمو زبون زد ، فاصله بین پستون تا کصمو لیس زد حس خوبی بود برام
پاهامو از هم باز کرد لیسیدن کصمو بیشتر کرد ، انگشت شصتشو میکرد تو کصم ، آهههههه نمیدونستم لز اینقدر میتونه لذت بخش باشه ، نزدیک بود که ارضا بشم خودشو ازم جدا کرد و از حمام بیرون رفت. متعجب از کارش ، لیف رو برداشتم و شروع کردم به شستن خودم و بعدش با کفی که رو کصم بود شروع کردم به ژیلت کردن
قبلاً بهم گفته بود که مشتریاش دوست دارن کصم و زیر بغلم تمیز باشه
داشتم ژیلت میکردم که در حمام باز شد ، معصومه اومد تو تو دستش یه کیسه پلاستیکی سیاه بود
کیسه رو به یکی از آویزهای حمام آویزون کرد و اومد سمتم ، ژیلتو از گرفت و نشست جلوم و شروع کرد به ژیلت کردنم
لبه های کصمو باز کرد و شروع کرد به زدن پشمهای کصم
کارش که تموم شد دستهاشو شست و رفت سمت کیسه پلاستیکی
اول از توش یه کمربند در آورد و مثل شورت پاش کرد ، جلوی کمربند سوراخ بزرگی بود اول فکر کردم میخواد باهام لز کنه ولی سوراخ کمربند رو کصش نبود
بعد بستن کمربند از تو کیسه یه چیز دراز و کلفت در آورد ، دیلدو بود ، قبلاً ها تو سایتهای خارجی دیده بودم ، دیلدو رو کرد تو سوراخ کمربند ، حالا معصوم شده بود مثل دوجنسه ها با یه کیر بسیار کلفت ، حتی کلفت تر از کیر محسن
از پشت بغلم کرد و دیلدو رو گذاشت رو کصم
یه پامو با دستش بلند کرد و دیلدو رو کرد تو کصم و یهو فشار داد
بند دلم پاره شد ، کوسم جر خورد ناخودآگاه جیغ زدم
-چته جنده ؟
کصم میسوخت ، اما معصومه به خیالش نبود و شروع کرد به تلمبه زدن
از کردن ناگهانی دیلدو تو کصم اشکم دراومد ، معصومه از پشت دستشو رسوند به پستونام و شروع کرد به مالیدن پستونام
غده های شیریمو پیدا کرد و شروع کرد به فشار دادن
آهههه معصومه بلند شده بود ، انگار اون کیر بخشی از وجودش بود ، لذت و درد برا من بود ولی نمیدونستم معصوم چه لذتی میبره ؟
غده هام کمی درد گرفته بود که ارضا شدم
معصوم فهمید که ارضا شدم دیلدو رو از کصم در آورد
یه صندلی پلاستیکی تو حمام بود ، آوردش جلو و نشستم روش
روی دیلدو پر شده بود از ترشح سفیدم
معصوم دیلدو رو گرفت جلو دهنم و چسبوند به لبهام
-دهنتو باز کن بخور جنده!!
دوست نداشتم تا دهنمو باز کردم چیزی بگم معصوم دیلدو رو چپوند تو دهنم
تا حالا نشده بود ترشحمو بخورم
-ببین اینجا با اون دهات کورت فرق میکنه ، باید به کیرای کلفت عادت کنی و آب کیر بخوری!!
چونمو گرفت بالا و دیلدو رو بیشتر کرد تو دهنم
-شیرفهم شدی ؟
با تکان سر جواب مثبت دادم
معصوم دیلدو رو از دهنم در آورد رفت زیر دوش و دیلدو رو شست و رفت بیرون
-خودتو جمع کن و گمشو بیرون
اون مهربونیش از بین رفته بود ، تحقیرم کرده بود ولی خودم خواسته بودم.
از حمام اومدم بیرون
بوی غذا تو خونه پیچیده بود ، رفتم آشپزخونه معصومه یه رب دوشامبر نازک تنش بود و جلوشم باز
بعد خوردن ناهار و جمع کردن ظرفها معصوم شناسنامو گرفت و ۱ میلیارد سفته گذاشت جلوم تا برا ضمانت کار امضا کنم
-جنده خوبی باشی ن من اذیت میشم ن تو
جرات نداشتم بپرسم اگر بد باشم چی ؟
-امشب کارتو شروع میکنی یا از فردا ؟
-فرقی نداره
معصوم حقوقمو گفت و اینکه پورسانت خودشم کم میکنه باز پول خوبی بود
-آخر هفته ها میتونی بری اما اگر بمونی بهتر در میاری
گوشیم زنگ خورد ، محسن بود گفتم که استخدام شدم که معصوم گوشی رو ازم گرفت و خودشو معاون مدیرعامل معرفی کرد و اینکه چقدر خانومتون استعداد خوبی تو حسابداری داره و به محسن قول داد مواظبم باشه
اون کاناپه تو راهرو مدل تخت خواب شو بود مریم کلید شو زد و کاناپه تخت شد :
-همینجا کار میکنی ، مراقب باش کثیف نشه و تمیز باشه
سرمو به نشونه تایید تکون دادم
-یه کم استراحت کن که از فردا کارت شروع میشه
دراز کشیدم ، به اتفاقاتی که برام پیش اومده بود و قراره پیش بیاد فکر میکردم
از رفتار معصوم و اون همه قربون صدقه خبری نبود حالا حکم یه جنده رو براش داشتم
گوشیش زنگ خورد صداش از اتاق خوابش میومد
-به به آقای مهندس ، دیگه سری به ما نمیزنی … راستی کیس جدید اومده برام خواستید بیا … ن بابا مثل اون قبلی نیست خودم تستش کردم ولی یه کمی قیمتش بالاست ها البته این قیمتها برای شما فرقی نداره
و صدای خنده هاش
دیگه نفهمیدم چی گفت و یواش یواش خوابم برد

ادامه در قسمت بعد…

نوشته: خاله

بازدید 19,976

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

15 پاسخ به “چطوری جنده شدم (۱)”

  1. اون جاکش نپرسبد تو جنده با دوتا بچه کجا میری؟اخه کدوم خریه ک این حرفای مفت رو باور کنه.ننویس جان مادرت دیگ

  2. ابتدا جا داره کیرمو حواله نویسنده با نام مستعار خاله کنم با این داستانش.آخه چرا یه نفر باید روز اولی مه یمی دیگه رو میبینه یه نیلیارد!! سفته امضا کنه بده بهش ؟!!

  3. همینجوری داستان سرایی های بیش از حد سکس با زن متاهل وزن همسایه و زن رفیق و زندایی و زن فلان و بیسار سایت رو گاییده این فانتزیه ترک خونه و رفتن و جنده شدن و جنده ایی که ۲ بچه در شهری دیگر داشت رو باب نکنین،دمتون گرم

  4. اگه یه جقی مغز زنگ زده نیستی حداقل آخر داستان یه عکس از خودتم میزاشتی و یا بزار

  5. شوهر کس مغزت نگفت مگه توی شهر خودمون کار نیست جنده پامیشی میری تهران چ گوهی بخوری کیرم تو داستان کسشرت و اون کسخلایی ک اینو لایک کردن

  6. اینطور جنده شدن تو فیلم فارسی های دهه چهل هم آبکی و غیر قابل باوره چه برسه به 404صرفا درآمد ناکافی شوهر زمینه جنده شدن را ایجاد نمی کنهبرای جنده شدن یک پکیجی از عوامل باید کنار هم قرار بگیرن:قبلا گفتن این عوامل بگم که انتخاب فحشاء یک انتخاب آزادانه نیست و کسانی که می رن سمتش زندگیشون به دلایلی که می گم اونها را مستعد همچین راهی کردهمهترین عواملی که در ایران فعلی و احتمالا در تمام دنیا یک زن را به طرف فحشا سوق می ده :فقر شدید در حدی که طرف حتی قادر نیست غذای کافی و سرپناه فراهم بکنهاز هم پاشیدگی خانوادگی و رها شدن زن در جامعه بدون هیچ حمایت خانوادگی و اجتماعیناتوانی در بدست آوردن شغلی که بتونه یک زندگی حداقلی برای طرف فراهم بکنهخشونت بالای خانوادگی و صدمات شدید جسمی و روانی در خانواده و فراری شدن زن یا دختراعتیاد و ناتوانی مالی و اجتماعی در تامین موادفریب خوردن از باندهای فساد و فحشاء به بهانه یک زندگی مرفهتجاوز و آزار جنسی در کودکی و نوجوانی در خانواده یا قوم و قبیله یا محلهاینها یه سری از عواملی هستند که باعث رو آوردن به فحشاء می شن و البته فحشاء مساله بسیار پیچیده ایه و عوامل خیلی زیادی داره که کنار هم قرار گرفتن چند تاش در یک فرد می تونه زمینه فحشاء را ایجاد بکنهاینکه در آمد همسر کم شده بود یا خاله پول خوبی پیشنهاد می داد برای رو آوردن به فحشاء که عملی عمدتا بر خلاف میل باطنی هست دلایلی نیستن که باعث ایجاد فحشاء بشن.همین الآن ما میلیون ها زن داریم که با وجود فقر حتی شدید به سمت فحشاء نمی رن یعنی حتی عاملی به اون قدرتمندی هم به تنهایی نمی تونه عامل گرایش به فحشاء بشه.برای نوشتن در مورد روابط جنسی غیر متعارف مثل خیانت یا فحشاء باید دانش کافی داشته باشی و اگرنه نوشته ات آبکی بدرد نخور می شه.موفق باشی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید