خاطره واسه چهار سال پیش من خودم گی هستم از بچگیام خیلی دوست داشتم این سکس آخرین بود که تا حالا انجام دادم من تو اینستا اسم شهر وشمارمو گذاشتم بودم بعنوان کونی که بتونم یکی بیا باهاش سکس داشته باشم خلاصه چند روزی گذشت چند نفری فقط در حد چت کردن باهم بودیم که یکیشون خیلی گیر داد که باید حتما تورو بکنم من از اصرار زیادی ترسیدم بهش اوکی ندادم من عکسهای مختلف تو اینستا میذاشتیم چند بارم بخاطر عکسهای خفن سکسی بلاکم کرد اینستا یک ماهی گذشت دوباره پست گذاشتم دیدیم دوبار ه اومد تو پیجم پیام داد بازم اصرارزیاد باعث شد که بهم عکس بدیم بعد عکس دادن قرار شد بهش خبر بدم که بیاد دنبالم چند روز گذشته همش باهم چت وحرفای سکسی میزدیم که یه شب دقیقا ده شب بود گفت بیام دنبالت من گفتم نه کجا این موقع شب گفتم من متاهلم نمیتونم عزیزم زنم شک میکنه باز اصرار کرد گفتم آخه کجا میخوای بکنی اینم بگم نمیدونستم که با اتوبوس کار میکنه گفت اوکی بدی نترس اتوبوسرانی تو شهری کار میکنم پنجره اتوبوسها پرده داره کنار خیابون میزنیم کسی هم شک نمیکنه گفتم باشه تا بخواد بیا من رفتم دستشویی خودم خالی کردم حسابی شیلنگ میکردم کونم پر آب میکردم تا کاملا کونم خالی بشه بعد لباس پوشیدم به خانمم گفتم میرم بیرون جای کار دارم میام بیچاره چیزی خاصی نگفت …بهم فهموند که زود بیام که تنهایی بابچه کوچک میترسم منم باشه دادم که زود برمیگردم ورفتم دیدم بله اونم اومده بود دنبال من میگشت که با دست اشاره کردم اومد سوار شدم یه نگاهی انداخت ویژه دستی به کونم کشید گفت بشین …نشستم یکم رفت جلوتر یجا خلوت که زیاد تردد نداشته باشه نگه داشت.درو بست پرده کشیده اتوبوس تاریک شده بود رفتیم ته اتوبوس که دیگه کسی نبینه …چند پیک عرق داد خوردم خودش کمتر خورد آزمون منم حسابی داغ شده بود دیگه نتونستم طاقت بیارم دست بردم به شلورش زیپ شو دادم پایین وایسادم ساک زدن جون هنوزم مزش تو دهنم هوس میکنم که بهش بدم اونم حین ساک زدن لباسامو درآورد کاملآ دیگه لخت مادرزاد شده بودم خودشم بعد من لباسامو درآورد با دست ش سرمو فشار میداد نگه میداشت تا تهش تو دهنم میکرد بهم فوش میداد منم میگفتم جون بگو فوشم بده میگفتم کیرت تو کوس زنم …زنمو بکنی…دربیار بزاری دهنم اونم بیشتر فشار میداد میگفت زن جنده زنت مال منه باید بیماریش من بکنمش میگفتم اره مال خودت هر دوتامونو بکنی جر بدی نزدیک نیم ساعت واسش ساک زدم نمیدونم چرا آبش نمیومد منم که مست شده بودم اصلا این نیومد بعد دیدم گفت بلند شو کرم آورد زد به سوراخ کونم جون گفت برگردد برگشتم رو پاهاش نشستم یکم کیرشو مالید لا پاهام بعد یهو یواش یواش دیدم سرشو کرد توش آنقدر مست شده بودم واقعا اصلا متوجه درد نشده بودم بعد که کامل کرد توش تند تند سرعت کردنشو زیاد کرد ده دقیقه کردم وفحشم میداد تا اینکه دوبار گفت برگردم واسش ساک بزنم برگشتم دوباره داشتم ساک میزدم که یهو آبش و کلا ریخت تو دهنم سرمو نگه داشت تا نتونم دبیارم ابشو داد به خوردم دهنم پر منی شده بود نتونستم نگه دارم بریزم بیرون یهو قورتش دادم یهو درآورد منم که دیگه ابشو خورده بودم دیدم داره کیرشو تمیز میکنه که تو اون مستی دوباره کیرشو خودم کردم تو دهنم تا بقیه باشم بخورم وای چه مزه میداد یک ساعتی طول کشید رفت و برگشتم وقتی رسوندم بعد یک ربع حالم خیلی دیگه خراب شده بود رفتم دستشویی می آوردم بالا به خانم گفتم یکم کره بده بخورم تا حالم بهتر بشه. خانم سرم غر میزد کجا رفتی چه کوفتی خوردی تو .حالت خوب بود از اینا منم دیگه بیهوش شدم تا خود صبح نتونستم برم سرکار اون روز چون خواب مونده بودم خلاصه ببخشید اگه نتونستم درست سرنوشتم بنویسم و. خوشحال میشم نظر بدین هنوز دنبال یکی هستم که باهاش سکس تو حمام امتحان کنم خیلی دوست دارم تجربش کنم دوستون دارم فعلا تا خاطره بعدیم…،،😋😋😋🥰🥰🥰
نوشته: من جواد و بکنم تو اتوبوس
13 پاسخ به “خاطره کون دادنم تو اتوبوس”
تا مکان دایمی موندهاتوبوس چرا
من همه جور داستانو میخوتم برای تنوع داستانت ک کلا کیرمو خوابوند اخ کسکش تو اگه کونی بودی گوه خوردی زنتو بدبخت کردی دوم ی بچه اوردی ک باباش کونی باش مثل ادم گی میکردی مجرد میموندی بدبخت
خب چرا به زنت دروغ گفتی؟میگفتی من میرم کون میدم زود میام عزیزم.همیشه تو زندگیت صداقت داشته باش
سلاممیشه تلگرام بدید باهم آشنا بشیم
دیگه به … تو… زنم که رسید نخوندم
دیگه نده، آخه در نهایت زنت می فهمه و می پوکونتت
کل سرنوشتت به کون دادن تو اتوبوس واحد خلاصه شد
قبل از هر چیز برو دوره دبستان رو تموم کن که این همه غلط املایی و نگارشی نداشته باشی
بیا تو حموم خودم
بدبخت خانمت بی نصیب موند نامرد میذاشتی خانمت رو بکنه دونفری حال کنید
هرکس میخواد بکنمش بیاد پیوی
کون دادن در همه جا و همه حال لذت بخشه
من دو هفته پیش با یه گروه ۵ نفری تو یه مینی بوس قرار گذاشتم مفعول باشم ، اونام نوبتی یه جای خلوت دنج با آهنگ اخ برم راننده رو ، صفا و عشقی بهم دادن که هنوز سر کیفم