جنگ یا گریز

_ پســـر ببین عجب تیکه هایی دارن رد میشن

  • داداش بیخیال دو دیقه اومدیم تو پارک بشینیما اینجا هم از هیز بازیات دست نمیکشی ؟
    _ خاک تو سر خجالتیت بشه رامتین که همش باید ضد حال بزنی, ببین نشستند اونجا درست سمت راستمون .
    تازه با بیتا کات کرده بودم و حوصله رابطه جدیدی رو نداشتم
  • من خجالت نمیکشم فقط …
    سرمو اوردم بالا و راست رو نگاه کردم, سهیل درست میگفت 3 نفر بودن و داشتن با هم صحبت میکردن و میخندیدن.
    تازه با بیتا کات کرده بودم و حوصله رابطه جدیدی رو نداشتم اما ناخودآگاه چشمم رفت سمت یکیشون وسطی بود, حرفم رو قطع کردم و زل زدم بهش, چشمای زیبا و موهای نسبتا فِری داشت اما زیباتر از اون, لبخندی بود که صورتش رو دربر گرفته بود. یه جور انرژی مثبت خاصی رو میشد توی لبخندش دید که باعث فرار فکر های مسموم از ذهنم میشد …

هنوز بچه بودم و پسره هیزی نبودم و از جواب رد خوشم نمیومد بخاطر همین هیچوقت اول سمت دخترا نمیرفتم و تا وقتی که کسی بهم نخ نمیداد سرم تو کار خودم بود.

اونقدر محو لبخندش بودم که متوجه نشدم اونهم داره به من نگاه میکنه و دیگه لبخندش بخاطر صورت بهت زده منه…
ادرنالین توی خونم فوران کرده بود یا باید میرفتم جلو و صحبت میکردم (جنگ) و یا خودم رو از محل دور میکردم (گریز).
با اینکه نخ رو بهم داده بود و اینکه میدونستم پشیمون میشم میخواستم گریز رو انتخاب کنم اما اینبار نه, اینبار نمیخوام ترسو باشم.

سهیلو نگاه کردم داشت دخترا رو نگاه میکرد
سریع یک برگه ازش گرفتمو و با خودکار روش شمارمو نوشتم
پا شدم رفتم پیششون نمیدونستم چی بگم تا اینکه یکی از دخترا گفت چیه چی میخوای ؟
بدون هیچ حرفی برگه رو دادم دست دختره وسطی, و با جمله لطفا بهم زنگ بزن ازشون خداحافظی کردم

از سهیل خداحافظی کردم, هندفری رو وصل کردم و ساعت کوک شده ی موبایلم شروع به زنگ زدن کرد و از خواب بیدار شدم …
از خوابی که توش من گریز رو انتخاب نکردم, از خوابی که واقعی بودنش برام شده بود ارزو …
از خوابی که توی اون من نترسیدم …

دوستان این اولین داستانی هستش که من مینویسم ممنون میشم همزمان با اینکه دارید فحش میدید یکم راهنمایی هم بکنید و اشکالاتم رو بگید

ادامه…

نوشته: لوسیفر

بازدید 12,085

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

28 پاسخ به “جنگ یا گریز”

  1. ایول خیلی گرامی. عزیز رو فینگلیش نوشتی بقیشو انگلیش؟؟ چه شعله قلمکاری شد!! ? ? ?پی نوشت : لاو یو تو بادی!!! این به اون در ?

  2. جمعون جمع بود فقط, این سامی رو کم داشتیم!!! ? درضمن چرا شما دو تا تو تاپیک من نمیاین؟؟ مگه نگفتم مثل سربازی اینم اجباریه!! حتما باید زور بالا سرتون باشه؟؟ ? ? ?

  3. ﺧﺒﺮ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺷﯽ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺍﺳﺖ ‏( xeus ‏) داداچ تو هم میخوای کصتان از خودت بدر کنی ^-^؟!

  4. سامی ما که هستیم گل پسر شما نیستی ^-^قد کشیدم ؟! 🙁 خوبه یا بد ^-^ای بابا? سفید خوبه دیگه

  5. لوسیفر ریده شد زیره داستانت شرمنده داداچ شایدم دختری :)صودابه سودابه ثودابه مثه افتابه :Dنترس تو هم یچیز بگو دورهمی خوش میگذره ?

  6. همین طوری یه کزخل کمتر ^-^اولین دفعه من گفتم چمنی پ انحصارن منم میگم ?سامی دپرسم نکن مرد :))))))))))))))

  7. عه داستانم اومده چقدر حیف شد نبودم که در موردش یه توضیح بدم خب هنو کامنتا رو نخوندم کامنت بعدی جوابه عزیزان رو میدم ?

  8. یهو طی سه ثانیه و با یه لبخند ریدی توی دوران نقاهت کات کردنت با بیتا و شکست عشقی که خورده بودی و غم هجرانی که از نبود بیتا میکشیدی و … خلاصه که شیفته ی همین به تخم گرفتنت شدم ?چقدر سست عنصری تو بشر !!!یارو لبخند زد وا دادی ، اگه یه چشمک هم میزد که به قول آیدی سودابه همون وسط پارک به هفت روش سامورایی میکردیش !!!بعد میگی خجالتی؟خجالتی کی بودی شما ؟؟؟ 🙄بعدشم سکس این داستان کجا بود؟؟؟نمیدونی یه مشت دست به کیر و دست به چوچول دارن از سایت بازدید میکنن و معطلن که یه جون و آخ یه جا ببینن و زرتی جق بزنن؟!با احساسات پاک ما جقی ها بازی نکن دیگه رامیتن جون ?

  9. چمنی حیف که اماممو ولی عمر مسلمین باید سایم بالا سره ملت باشه وگرنه کی بهتر از تو 😉

  10. سودابه عزیز نکته به جایی بود کاملا منطقی اما این ذفیقمون همونجور که اخرش گفت اینا رو تو خواب دیده تو دنیای واقعی خجالتیه منم یه بار خواب دیدم گردن ارش اسکل تپه رو دارم با گیوتین قطع میکنم بقیه بچه ها هم دستو پاشون بستس منتظر نوبتن!!! معنیش این نیست که تو دنیای واقعی قاتلم!! پسمل به این خوبی!!! ? (biggri)

  11. دیوث اسمتو عوض کن لوسیفر میدونی اسم کیه و اسمتو لوسیفر گذاشتی یا نمیدونی گذاشتی داستانت روون بود ولی دیسلایک دوم بخاطر اسم لوسیفر تقدیم تو

  12. سامی عزیز پیامت مفهوم نبود از خودم مایه بزارم؟؟ چی دست خودته؟؟ باز با کی اشتباه گرفتی مارو؟؟

  13. به یک نفر ادم بیکار جهت مدیریت کامنت ها نیازمندیم چون من که کم اوردم تازه بیمه هم میکنیم ?

  14. کص کشا جوری اسم داستانشون روانتخاب میکنن لئوتولستوی یا جرج اورول هستن، چند تااسم پیشنهادی برای رفع این مشکل بهتون میگمروزی که کون دادمنحوه جر خوردنمکون دادن به همکلاسیخفت شدنمدرد کوناُبنه شدنمپسر خاله کون کُنمسیراب شدن کونمزیر خواب شدنممنو دادامو کردن

  15. خداییش خوب بود…ایراد هم خیلی جزئیه…یعنی به عنوان اولین داستان خیلی خوب بود…بعد این که غلط املایی داشت لوسیفر عزیز…یکم تو ویرایش دقت کن❤

  16. خانوم سکرت کاملا حق با شماست قبل از ارسال داستانم به همین موضوع زیاد فکر کردم اما هرکاری کردم به دلم نیومد قسمت اول رو طولانی بنویسم چون داستانم لو میرفت و یه حسی بهم میگفت نکن لوسیفر طولانی ننویسش ?

  17. قشنگ بود خوشم اومد یاد دوسال پیشم اوفتادم!نگارشتم خوب بود بازم بنویس و واسه پیشرفت داستانای سامی مسیحا اساطیر شیوا هیدن مون و بقیه بزرگای سایت رو بخونلایک ۱۳ تقدیمت

  18. دوست گلمکار اولته و شاید بهتره توقع زیادی نباشه هر چند بعضیا از همون اول خوب مینویسن اما ممکنه اونا با پشتوانه بهتری نوشتنشمام میتونین با نوشتن و پشتکار بیشتر و مطالعه همزمان کارهای بهتری ارائه بدین چون رگه های خوبی توی داستان بالا هستموفق باشی

  19. لایک ۱۵کوتاه، ساده، روون، من فکر میکردم تموم شده اما از کامنتها فهمیدم که ادامه هم داره…^__^ ادامشو بهتر بنویس جانم‌?

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید