بیمارستان زن بیوه (۲)

سلام دوستان محمدم داستان اشنایی مو با زهره براتون تعریف کردم تا داخل ماشین برام یه ساک آبدار زد
حالا میخوام داستان سکس مونو که جزو بهترین سکسام بودو براتون تعریف کنم
بعد ساکی که زهره داخل ماشین برام زد دیگه رومون تو روی هم باز شده بود و شوخیای سکسی زیاد میکردیمو شبا تصویری ممه هاشو‌نشونم میداد یا لباس خواب سکسی میپوشید تصویری زنگم میزد یا عکس میداد
منم بدجوری تو فکر کردنش بودم فقط مشکل مکان داشتم
هر چقدر تلاش میکردم مکان جور نمیشد هر روزم زهره آتیشش تند ترمیشد و عجله داشت بهم بده میگفت یه ساله سکس نداشتم دارم میمیرم زیرت بخوابم کلیم پوزیشن میگفت و چیکارا کنیم
یه بیست روزی گذشت بالاخره مامانو باهرترفندی بود فرستادم خونه ابجیم خونه رو خالی کردم با زهره ام هماهنگ کردم که شب پیشم حتما باید بمونه اونم گفت نوبت دکتر دارم منم از حشر زیاد تحمل صبر کردن داخل خونه رو نداشتم گفتم میام همرات
ساعت پنج رفتم دنبالش تا هفت‌که نوبتش بشه دور زدیم داخل خیابون که همش یا درحال لب گرفتن بودیم یا دستامون داخل شورت همدیگه بود داشتیم واسه همدیگه میمالیدیم واقعا هر دوتامون اتیشمون تند بود و حشری بودیم زهره ام‌کامل شورتش خیس بود گفت یه جایی واستا شورتمو عوض کنم شورت اضافه باخودم‌اوردم
منم ازخداخواسته یه جای خلوت زدم کنار نورگیر جلو رو کشیدم شیشه های ماشینم دودی بودن خیالم راحت بود
گفتم صندلی تو بخوابون خودم کمکت میکنم شلوارتو در میارم اونم بهم اعتماد کرد
مانتو شلوار اداری پوشیده بود که خیلی بهش میومد یه پارچه خانوم شده بود
گفتم سرتو بده طرف شیشه پاهاتو بده طرف من
خودمم صندلیو دادم عقب نشستم‌روصندلی
پاهاشو گذاشتم رو شونه هام دکمه شلوارشو باز کردم شلوارشو کشیدم بیرون روناش ایقد صاف و خوشفرمو گوشتی بودن رون سمت چپی شو ایقد مک زدم جاش کبود شد
زهره ام چشماشو خمار کرد بود از حشر زیاد که قیافشو سکسی تر میکرد
شلوارشو که دراوردم یه شورت سفید سکسی پاش بود
که کامل خیس شده بود کصش قشنگ معلوم بود
یه بوس از روی شورت کردم روش که زهره یه آه ریز کشید
یه کمم با ناخون شصتم روش مالیدم که زهره قشنگ صداش دراومد
میخواستم حشریش کنم بگه بریم خونه بیخیال نوبت دکترش بشه خیلی عجله داشتم
شورتشو که درآورد چشام برق زد
یه کس پف کرده با با لبه های کوچیک که دهنم اب افتاد
با دستمال خشکش کردم نتونستم از خوردنش بگذرم
لبامو گذاشتم روش یه لب توپ ازش گرفتم زبونمو میمالیدم رو چوچولش زبونمو میکردم داخلش که زهره دستشو گاز میگرفت جیغ نزنه التماسم میکرد بس کنم موهامو میکشید
خوب که واسش خوردم یه بوس روش کردم و دوبار با دستمال کس خوشگلشو خشک کردم شورتشو عوض کردم شلوارشو کردم پاش
زهره صداش درنمیومد حرف بزنه فقط بهم میگفت دیوونه دیوونه دیوونه تو امشب منو میکشی تا صبح
گفتم بریم‌خونه گفت نه دوماهه تو نوبت بودم تا نوبت گیرم‌اومده منم چیزی نگفتم‌ راهی مطب شدیم
زهره رو بردم داخل مطب خودم یادم اومد قرص تاخیری که تو‌کیفم بودو باید میخوردم یه ساعت قبل سکس
به بهونه توماشین‌چیزی بردارم رفتم قرصو انداختم بالا
میدونستم خیلی قویه چون یک بار ازش استفاده کرده بودم همون بار اول میومد دیگه ابت تا صبح تلمبه میزدی نمیومد یه پا ترامادول بود واسه خودش منم بخاطری سکس اولم با زهره بود میخواستم شبی سنگ تموم واسش بزارم یه کاملشو خوردم
رفتم داخل مطب پیش زهره باهم دیگه رفتیم پیش دکتر که پیش دکتر زهره رو خانومم صدا کردم که ذوق مرگ شد
کارمون که از مطب تموم شد دستشوگرفتم‌تودستم تا دم در ماشین
رفتیم شام بگیرم زهره هوس فلافل کرده بود منم پاستا سفارش دادم از جاهای جداگانه گرفتیم طول کشید قرصه بدجور روم اثر کرده بود که میترسیدم بعد دست‌اول دیگه راست نشه شل بمونه
محض احتیاط از داروخونه یه سیلدنافیل دم گرفتم انداختم بالا کمره سفت و کیر شق ترکیب عالی میشد واسه شبی اونم باهمچین‌شاه کسی
رسیدیم خونه زهره زود پریدم یه دوش گرفتم
برگشتم زهره رو دیدم فکم افتاد
لباس عوض کرده بود یه لباس خواب سفید کوتاه که قبلا عکسشو برام فرستاده بود
ولی از نزدیک یه چیز دیگه بود یه دقیقه فقط داشتم‌نگاه اندامش میکردم با قد ۱۷۰ممه های ۶۵ رونای گوشتی پوست برنزه یه کون نازه نسبتا گنده کمر باریک
دلم میخواست بشینم فقط نگاش کنم
خودش به حرف در اومد چشم چرونیات تموم نشد گشنمه بیا شام بخوریم
گفتم‌من فقط شبی تورو میخورم تا تموم بشی
گفت لوس نشو بیا خودم غذا کنم‌دهنت
این‌دختر واقعا همه چیش عالی بود اخلاق رفتار خوشگلیش اندامش
رفتم نشستم‌کنارش شروع کردیم شام خوردن یه گاز از فلافلش میزد با چنگال غذا دهن‌من میذاشت
خودم بخاطری زودتر تموم بشه چنگال گرفتم خودم غذامو تند تند خوردم
زهره ام زود غذاشو خورد نوشابه مو که خوردم رفتم طرف لباش که خودش فهمید همراهیم کرد خیلی حرفه ای لب میداد از خودمم بهتر لب میگرفت
دستمو بردم یکی از ممه هاشو گرفتم مالوندم با دست چپم کمرشو با سر انگشتام میخاروندم
دستمو بردم زیر سوتیتش نوک ممه شو گرفتم آروم میمالیدم
زهره نفسش گرفت سرشو گذاشتم رو شونم
چشمم خورد به گردنشو شونه هاش این زن همه نقطه بدنش عالی بود با وجود دوتا بچه داشتن
واقعا قابل وصف نیست اندامش
یواش تو گوشم گفت نمیخوای ببریم داخل اتاقت منم یه چشم بلند گفتم بغلش کردم بردمش داخل اتاقم گذاشتمش رو‌تخت تیشرت خودمم درآوردم با شلوارم شورتمو فقط گذاشتم
دوباره رفتم بغل لباس خوابشو درآوردم سوتینشو باز کردم
حمله کردم بهش
زهره سردش شد گفت کولرو خاموش کن منم خاموش کردم دوباره اومدم روش
رفتم دوباره طرف گردنش شروع کردم به خوردن
زبونمو میکشیدم روی گردنش آهش در میومد
شونه هاشو با لبام میخوردمو لیس میزدم تا رسیدم به ممه های بلوریش یکیو گذاشتم دهنم یکیو میمالیدم نوک دوتاشونو به هم میچسبوندیم دوتاشون با هم میخوردم سیرنمیشدم ازشون ممه هاشو کامل خیس اب کردم
لیسیدم تا رسیدم به نافش زبونمو میکردم داخل نافش میچرخوندمو با لبام میبوسیدم
شکمشو لیس میزدم و با لبام میگرفتم میکشیدمشون
بیست دقیقه فقط داشتم میخوردم تازه رسیدم به بهشتش
که از روی شورتم خیسیش معلوم بود
شورتشو دراوردم دلم ۶۹ خواست
بهش که گفتم ازخداخاسته بلند شد کصش گذاشت جلوم خودش رفت سراغ ممد کوچیکه ۱۵ سانتی صبر کردم اول زهره شروع کنه قشنگ برم تو حس
اونم یهو همه شو جا داد داخل دهنش با گلوش رو کلاهکش فشار میاورد یه کمم تلمبه میزد که خیلی کیف میداد بهم این حرکتش
منم قشنگ رفتم تو حس چشامو بستم زبونمو کردم داخلش زهره خوشگله تلمبه میزدم داخلش زبونمو داخل میچرخوندم با لبام لبه هاشو گاز میگرفتم تو آسمونا بودم
خیالمم از نیومدن ابم‌راحت بود با اون تاخیریایی زده بودم جوری راست واستاده بود که خیلی وقت بود اینجوری شق نشده بود رگاش بزنه بیرون
پنج دقیقه داشتیم فقط واسه همدیگه میخوردیم اب دهنم کامل خشک شده بود یهو زهره لرزید دهنم پراب کصش شد خودش شل شد روم. گذاشتم یه دقیقه ای حالش جابیاد
کنارش دراز کشیدم به شکم خوابیده بود نشستم‌رو باسنش شونه هاشو ماساژمیدادم گردنشو میمالیدم یه کم ماساژش دادم سرحال شد زبونش باز شد یواش زد توصورتم‌گفت حقی جنوبی هنوز نکردیما اینجوری از حال رفتم
منم گفتم‌ هنوز شبی تا صبح خانوم‌باید بدی. خوابیدم روش شروع کردیم باز لب گرفتم پاشو باز کردم ازهم ممد کوچیکه میمالوندم روش زهره ام زبونش باز شده بود تازه هی میگفت کیرمیخوام‌زود باش جرم بده
منم میدونستم با این حجم از حشری بودنش باید ازاول محکمو سنگین تلمبه بزن
سرشو گذاشتم دم بهشتش با یه فشار همشو چپوندم داخل بهشتش
زهره یه جیغی زد کنار گوشم ناخوناشو فرو کرد داخل کمرم یه فحشم داد
این حرکتو فقط بخاطری زدم بفهمه رئیس کیه
گذاشت یه کم که جا باز کرد شروع کردم‌تلمبه زدن
بااین‌که یکی از بچه هاشو طبیعی بدنیا آورده بود ولی نسبتا تنگ بود
دیگه وارد بهشت شده بودمو فقط میزدم
خیالمم‌بابت کمرم راحت بود حالا حالاها نمیاد ابم
پوزیشن اولو هفتی چند دقیقه رفتم از زهره خواستم نوک‌ممه هاشو بهم برسونه نوک‌دوتا‌ممه شو باهم بخورم خیلی این حرکتو دوست دارم
زهره ام رام شده بود هرچی میگفتم گوش میکرد
زهره گفت چند دقیقه محکم با آخرین سرعت بزن
منم‌پاهاشو بهم چسبوندم قشنگ کصش مث کلوچه افتاد بیرون دوباره یهو تا آخر کردم داخلش اینبار جیغ تند نزد.فقط یه بیشعور بهم گفت. شروع کردم با آخرین سرعت تلمبه زدن
چند دقیقه ای یکبار یهو با آخرین سرعت میزدم که باز زهره ارضا شد دیگه واقعا اینقدر کصش پر اب شده بودتلمبه میزدی انگار داخل یه سطل پر آب داغ میزنی
خیس عرقم شده بودم زهره ام نمیذاشت کولرو روشن‌کنم
یه کم خودمو خشک کردم استراحت کردم
زهره رو داگ استایلش کردم موهاشو گرفتم تو دستم انگار سوار اسبم شروع کردم دوباره به تلمبه زدن
با یه دستمم‌ میزدم به لمبرای باسنش که با هر تلمبه سنگینم‌میلرزیدن واقعا باسن نرمی داشت . که هوس کردم ازعقب بکنمش
ناخون اشاره مو خیس کردم بکنم داخل سوراخ باسنش گفت نه این بار از کون نه سری بعد الان کوفتم‌نکن شبی فقط از کس بهت میدم
منم چیزی نگفتم تلمبه زدنمو ادامه دادم
زهره از غروبی تاحالا سه بار ارضاش کرده بود ولی هنوز سفت و ایستاده بود غر نمیزد آبتو بیار میدونستم میخواد شبی به یادم بمونه
منم دلم‌نمیخاست حالا حالاها بشم
دوتادستمو‌دو طرف باسنش گرفتمو با آخرین سرعت شروع کردم به تلمبه زدن که زهره یهو به‌شکم خوابید منم بیخیالش نشدم خوابیدم روش تلمبه میزدم چند دقیقه اینجوری کردم
دوتامون خیس عرق بودیم دلم هوس لاپایی کرد دراوردم گذاشتم لاپاش که خیس عرق بود و نرم
لاپایی میزدم زهره گفت از کصم خسته شدی گفتم نه پیام بازرگانیه لاپایی زدن خندیدو یه دیوونه نثارم کرد
دلم می خواست ممه بخورم گفتم بیا کیر سواری کن من ممه بخورم ک صداش دراومد نمیخوای آبتو بیاری رضا دیگه دارم میبرم
گفتم من هنوز سیر نشدم گفت شبی تاصبح هستم گفتم باشه تونستی بیارش ابمو
اومد نشست روش گرفتمش توی بغل یه کم تلمبه زدم بعد ممه هاشو خوردم که خودش خواست بالا پایین بشه
منم خوابیدم از ویو لذت ببرم
بالا پایین شدنش مخصوصا تکون خوردن ممه هاش حشرمو نگه میداشت
بهش گفتم بچرخ روتو کن اون طرف باسنتو ببینم
که همین کارم کرد
بالاپایید میشد واقعا باسنش مث خاله اکسیس میلرزید
چند دقیقه ای بالا پایین شد دیگه نتونست گفت خسته شدم خودت بیا بزن
رفتم‌پشتش خوابیدم‌پاشو دادم‌بالا کردم داخلش تلمبه زدن ادامه دادم
یه ساعتی میشد داشتم تلمبه میزدم خیس عرق بودم تختم خیس خیس بود
سرعتم زیاد کردم که آبم بیاد دیگه داشت خسته کننده میشد سکس
رفتم باز سراغ پوزیشن هفتی قبل بکنم داخل یه کم جق زدم حس کردم آبم میخواد بیاد کردمش داخل با آخرین سرعت شروع کردم تلمبه زدن سه چهار دقیقه با آخرین سرعت تلمبه زدم حس کردم آبم داره میاد ادامه دادم به زهره گفتم
اونم گفت جایزت بریز داخل قرص میخورم اینبارو
منم ازخداخواسته تلمبه های آخرو سنگین زدم که صداش تو اتاق میپیچید که آبم اومد دراز کشیدم رو زهره که محکم بغلم کرد تا آخرین قطره آبمو ریختم داخل
افتادم کنار زهره
زهره عرق مو خشک می کرد صورتمو بوس می کرد چند یارم خسته نباشید بهم گفت یه کم بوس بازی کردیم
خیس عرق بودم میخواستم برم حموم
زهره گفت تو برو بعدش من میرم
رفتم حموم زهره رفت سرویس
برگشتم از حموم دیدم زهره بیهوش افتاده خوابه خوابه
دلم نیومد بیدارش کنم رفتم کولروروشن کردم کنارش دراز کشیدم منم خواب رفتم تا صبح
یه راند کوچیکم صبح بیدار شدم رفتیم
خب دوستان غلط املایی یا کمو کسری داشت ببخشین
داستانم واقعیه خاطرات خودمه
دوست داشتین نظرمثبت برام بزارین تا داستان سکسای بعدمونو براتون تعریف کنم بایه سوپرایز دارم براتون
عشق منین خدافظ♥️😘

نوشته: محمد

بازدید 12,718

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

8 پاسخ به “بیمارستان زن بیوه (۲)”

  1. عالی بود دمت گرمنمیدونم چرا وقتی سیلدنافیلد میخورم دیدم کم میشه و سرم در میکنه

  2. روکش سیلد نافیل رو بشورید ابیه فقطقرص رو بخوریم این ماده آب باعث سردرد میشه

  3. کارما همینه دیگه دعای خیر مادرت بدرقه راهت شده خدا این شاه کص رو سر راهت قرار دادهاگه برات حرف مردم و فامیل تخمت حساب نمیشه باهاش ازدواج کن شاید که رستگار شدین بحق چن تن ال عبا

  4. فقط تو داستان اولت انگار جای زن و مرد عوض شده بود و اون میخواست مخ تو رو بزنه ولی تو ناز میدادی که این غیر واقعیه و هیچوقت زن نمیاد مخ مرد رو بزنه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید