سلام دوستان من تبریز هستم و این خاطره واقعی هست چند وقت پیش همین سایت درخواست دادم که یه مفعول بیاد . یه پسر 26 ساله پیام داد و با هم صحبت کردیم . می گفت تجربه کامل نداره و قبلا دو سه بار خیلی معمولی رابطه داشته با دوستش و اینکه می ترسید و اعتماد نمی کرد چند روز باهم حرف زدیم و گفتم برای من مهم شخصیت خانوادگی و ادب از همه بالاتره و بالاخره قرار شد هم رو ببینیم
اسمش علی بود صبح رفتم دنبالش وقتی دیدم شناختم از مشخصاتی که داده بود سلام احوال پرسی کردیم رفتیم به سمت خونه . اهان اینم بگم که شبش که باهم حرف میزدیم گفت من شورت زنونه بپوشم اشکال نداره گفتم نه هر طور خودت احساس راحتی میکنی .
کمی خجالتی بود .راستش من خودم هم ادم پر رویی نیستم و اولین بار بود که همچین آشنایی داشتم . وارد خانه که شدیم بهش گفتم راحت باش علی جان رفت نشست رو مبل منم کتری رو آب کردم و گذاشتم رو گاز کمی حرف زدیم و دوتا نسکافه اوردم دوباره باهم حرف زدیم .
پسر خوش اخلاق و تپلی بود من خودم شکم دارم ولی علی تپل تو پر بود فیس خوبی هم داشت .
علی جان موافقی یه دوش بگیریم و موافقت کرد و هم قد من بود بلند شد و رفتم سمتش یه لب کوچولو گرفتم و دست گذاشتم رو کیرش مالیدم و گردنش رو خوردم زود وا داد شل کرد فهمیدم دوست داره و لختش کردم و خودم هم لخت شدم رفتیم حمام بدن سفید کاملا بی مویی داشت همدیگه رو شستیم دوباره گردنش رو میک زدم . یه حوله برده بودم خودم رو خشک کردم و علی رو هم خشک کردم اومدم بیرون گفتم علی جون بریم رو تخت یهو یادم افتاد گفته بود شرت زنانه میخوام بپوشم بهش گفتم رفت از تو ساک برداشت و تنش کرد. نگاه کردم خوشگل شده بود . البته منم شرت تنم کردم . رفتیم رو تخت دراز کشیدیم کنار هم . من بهش نزدیک شدم یه پام رو انداختم پاش کیروش رو گرفتم و شروع کردم خوردن گردنش بعد سینه هاش . سینه هاش واقعا نرم و خوردنی بود با کیرش هم بازی می کردم البته از روی شرت زنانه کمی همان حالت ادامه دادم یادم افتاد لوسیون بدن دارم رفتم اوردم نشستم رو پاهاش از زانو به بالا از لوسیون زدم و آروم ماساژ دادم بعدش اومدم بالاتر وشکم و سینه هاش رو هم همان حالت لوسیون زدم و ماساژ دادم . خوشش آمده بود چشماش خمار شده بود و دیگه یه لب گرفتم و دوباره از گردن خوردم تا سینه هاش و شکمش و رسیدم به کیرش و از شورت شروع کردم خوردنش بعد از لای شرت در اوردم و کیرش رو هم میک زدم و دوباره لوسیون زدم و یکم ور رفتم که یهو دیدم ابش داره میاد و آبش رو خالی کردم رو شکم و شرتش . خیلی حال میکرد مثل یه دختر رفتار میکرد . بهش گفتم علی جون الان نوبت تو هست . بلند شدم و علی هم نشست رو تخت از سینه های من شروع کرد به لیس زدن و خوردن تا رسید به شرتم و از رو شرت هم یکم مالید و خورد و شرتم رو در اورد و یکم برام ساک زد نمیخواستم آبم بیاد خم شدم از لبش بوسه گرفتم و گفتم داگی بشه و انصافا هم یه پوزیشن داگی خوبی زد منم کاندوم انداختم اروم اروم با سوراخش بازی کردم و و کیرم رو کردم داخل یکم عقب جلو کردم تا سرش کاملا جا گرفت . دیگه کم کم شروع کردم به تلمبه زدن هر بار یکم بیشتر کیرم رو فشار میدادم بره داخل این کار چند بار کردم تا اینکه کیرم کامل داخل کونش بود و دیگه راحت شروع کردم عقب جلو کردم .
علی عاشقتم . دوست داری عشقم و علی هم در حالی که آروم ناله میکرد میگفت اره دوست دارم دوست دارم . علی جون تندش کنم باشه بکن و دیگه یکم تندش کردم نفس زدن هاش زیاد شده بود و اه ناله هاش هم بلندتر شده بود یکی دو بار هم چند ضربه محکم زدم و کیرم رو تو کونش نگه داشتم گفتم علی نوبت تو هست .
گفت چیکار کنم گفتم خودت عقب جلو کن اول اروم اروم عقب جلو میکرد و بعد کمی تندش کرد من هم گاهی با کف دست میزدم کونش و میگفتم دوست داری و تایید می کرده اره دوست دارم . وقتی دیدم ابم داره میاد سریع کشیدم بیرون و کاندوم رو در آوردم و آبم رو خالی کردم رو کون و شرتش و کیرم رو کشیدم به باسنش و گفتم همان حالت داگی بر گرده و ساک بزنه و همین کار رو هم کرد و خوب هم ساک میزد .
بلند شد و شرتش رو در اوردم و بدنش رو پاک کردم و دوباره دراز کشیدیم رو تخت بهش چسبیدم و با گردن و سینه هاش بازی میکردم به کیرش دست میزدم و حرف میزدیم ازش پرسیدم خوب بود گفت اره دوست داشتم و کمی حرف زدیم من بلند شدم شرتم رو پوشیدم و سیگار روشن کردم و علی گفت نمی کشم و هنوز رو تخت لخت دراز کشیده بود رفتم از یخچال دو لیوان دلستر ریختم اومدم اتاق دیدم داره شورت رو نگاه میکنه دستش . گفت الان این رو چیکار کنم . شرتش کمی جر خورد بود منم گفتم بابا اشکال نداره خودم برات میخرم و گفت بابا موضوع خریدن نیست . وقتی ازش علت ناراحتیش رو پرسیدم گفتم مال خانومم هست صبح یواشکی برداشتم و اوردم .
علی متاهلی تو ؟ جواب داد اره دو ساله متاهل هستم
باورم نمیشد متاهل باشه . بهش گفتم حالا سخت نگیر خانم ها معمولا شرت زیاد دارند .متوجه نمیشه اصلا اینم بزار همین جا بمونه من میندازم دور علی هم تاکید کرد که اره اتفاقا یه کشوی کمد فقط شورت و سوتین داره
گفتم علی جون خوشت امد حالا . خوب بود راضی بودی ؟
اول سرش رو تکان داد و آروم گفت اره منم گفتم دوست داری باهم باشیم ؟ گفت که تو میخوای باشه اشکال نداره . یکم سکوت بین ما بود که بهش گفتم علی یه خواهش بکنم ازت ؟ گفت باشه بگو . و گفتم دیگه به لباس زیر های خانومت دست نزن .قرار میزاریم میریم دوتا برا خودت میخرم . و همین کار رو هم کردیم قرار گذاشتیم که رفتیم شورت بخریم میگفت من سایز زنونه نمیدونم که ازش پرسیدم خانومت هم باید مثل خودت تپل باشه دیگه . سایز اون چنده که گفت تپل چاق نیست و اینکه نمیدونم چند تا مغازه رفتیم فروشنده خانوم بود نتونستیم بریم داخل یکم گشتیم بهش گفتم علی بیا بیخیال شو بجای شرت زنونه شرت پسرانه اسپرت فانتزی بخریم . یه جا رفتیم هم خانوم بود هم آقای پیر دو تا شورت پسرونه خوشگل برداشتیم علی گفت برا سمیه هم میخوام بخرم یدونه هم برا اون یه رنگ خوشگل یاسی سفید انتخاب کردم و اومدم بیرون . گفتم علی جون فکر کنم این سفید یاسی هم بهت بیاد ها که گفت نه بابا واقعا برا سمیه ، خانومم خریدم کادو میدم بهش که گفتم بهتر .
قرار اوکی کردیم سه روز دیگه صبح بیاد خونه .
علی آمد و یکم باهم حرف زدیم و یهو گفت دوش بگیریم منم قبول کردم و سریع لخت شدیم رفتیم زیر آب همدیگه رو شستیم و اومدیم بیرون و علی رفت شورتش رو پوشید و منم که معمولا می پوشم رفتیم دراز کشیدیم رو تخت و شروع کردم خوردن سینه هاش واقعا محشر بود و با کیرش بازی هم میکردم از رو شرت اومدم سراغ کیرش که گفت نه نه نمی خوام ابم بیاد . منم قبول کردم و یهو گفت میشه لوسیون هم بزنی و رفتم لوسیون رو اوردم و شروع کردم ماساژ .همزمان هم سینه هاش رو گاهی میخوردم .بهم گفت برگردم و برگشت و رو شکم خوابید
و گفت بشین رو باسنم و فهمیدم چی دوست داره . نشستم رو چاک رون هاش و هم زمان که کمرش رو ماساژ میدادم کیرم رو کامل فشار میدادم به روناهش و چاک باسنش خوشش امده بود . شرتم رو در اوردم خوابیدم روش کیرم رو هم فشار میدادم و گردنش رو میخوردم که گفت . حالا تو دراز میکشی .
من دراز کشیدم و از لوسیون زدم سینه هام و شکمم و نشست رو کیرم و شروع کرد ماساژ دادن و خوردن . هم زمان که نشسته بود رو کیرم خودش رو هم اروم اروم تکون میداد . اگر همینطور ادامه میداد آبم میومد که گفتم بسته علی جون داگی شو میخوام بکنمت . دوباره همان پوزیشن رو زد و گفت یکم تند بکن منم کاندوم رو انداختم رو شروع کردم اول اروم اروم داخل کونش کردم و بعدش تلمبه زدم .
آنهایی که تجربه دارند میدونند چقدر لذت داره علی هم همکاری میکرد و خودش هم اروم عقب جلو میرفت .اهان اینم بگم که این بار شرتش رو تا زانو کشیده بودم پایین . دو سه دقیقه که تلمبه میزدم علی گفت میخوام برگردم . میخوام ببینمت و برگشت رو کمر خوابید و پاهاش رو داد بالا . من خودم این پوز رو خیلی دوست دارم و پاهاش رو گرفتم و دوباره آرام آرام داخل کونش کردم
خیلی ظریف و لی عمیق عقب جلو میکردم و به چهره علی نگاه میکردم . مثل دخترا لبش رو گاز میگرفت و اخم کرده بود وقتی دیدم ابم میاد . یکم بیشتر پاهاش رو دادم بالا و تقریبا افتادم روش و شروع کردم تند تند تلمبه زدن که دیگه علی هم چشماش بسته بود و ناله میکردم و میگفت سینه هام رو فشار بده .
آبم اومد و خالی شدم واقعا خالی شدم دیگه جون نداشتم . همان حالت کنارش دراز کشیدم چند دقیقه بعد همان حالت بودیم که بلند شدیم خودمون رو جمع جور کردیم رفتیم اتاق پذیرای هر دو فقط شرت داشتیم
من سیگار روشن کردم دوتا چایی اوردم با نون خامه ای که گرفته بودم و خوردیم . به علی گفتم اب تو نیومد ها بریم رو تخت ابت رو بیارم که باز گفت نه اخه نمیخوام بیاد . و دوباره گفت راستی میخوای بخورم برات من گفتم اگه دوست داری باشه ولی بعید میدونم الان شق کنم .
گفت باشه همان طوری میخورم گفتم پس بیا کنارم بشین .
شروع کردم گردنش رو خوردم و سینه هاش رو دست زدم به کیرش شق شق بود
پرسیدم چرا دوست نداری ابت میاد /
گفت راستش امشب قرار هست با خانومم سکس کنم اگه ابم بیاد دیگه سخت میشه برام . پرسیدم چرا سخت میشه یعنی چی .
گفت همین حالتش هم مشکل دارم و زیاد نمیتونم ارتباط بگیرم . هم زمان سینه هاش رو اروم می مالیدم و حرف میزدیم . فهمیدم خیلی سکسی نیست و حداقل با خانم ها نمی تونه راحت سکس کنه .
گفتم خانومت داغ هست و گفت اره متاسفانه خیلی داغ و حشری هست و این کار منم سخت کرده . بهش گفتم علی جون خب بیشتر حواست باید باشه خانومت رو دوست داری . که با لحن خاصی گفت اره اره بخدا دوستش دارم عاشقش هستم . یهو گفت میخوای عکس هاش رو ببینی ؟
منم گفت اگه دوست داری باشه گوشیش رو اورد و عکس های خودش و خانومش رو نشان داد واقعا دختر نازی بود توپر و خوشگل . گفتم علی فکر کنم خانومت هم مثل تو خجالتی هست ها اما خوش خنده که گفت اره خیلی و یهو گفت فکر بد نکنی ها . خندیدم و گفتم نه اصلا هیچ فکر نمی کنم
گفت پاشو بریم رو تخت رفتیم من دراز کشیدم و شروع کرد خوردن کیرم .
کیرم نیمه شق بود و علی حالت داگی برام ساک میزد . از اون حالتش خوشم اومد و گفتم علی دوست داری یکی دیگه پشتت باشه ؟
گفتی یعنی چی گفتم خب وقتی ساک میزنی یکی دیگه پشت باشه و بکنه . یکم مکث کرد و گفت نمیدونم اره بد نمیشه . خندید
هم ساک زد و هم جق بالاخره آبم اومد و اون روز تمام شد
دو سه رو بعد بود اس داد کجای خبری نیست ازت . بیا واتساپ (قرار گذاشته بودیم اس ام اس بد یا بی تربیتی نزنیم )
واتساپ . جواب دادم خوبم ولا درگیر یه سری کار بودم
خودت چطوری چه خبر ؟ که یکم حرف زدیم و پرسیدم راستی اون شب خوب بود موفق شدی ؟ خنده فرستاد و گفت خوب بود اتفاقا حال خوبی کردیم
گفتم خدا رو شکر و ادامه دادم علی یه سوال خصوصی بپرسم ازت اگه دوست نداشتی جواب نده .
که گفت نه نه بپرس .
گفتم علی فقط سکس خالی میکنید ؟ که پرسید یعنی چی ؟ گفتم یعنی معاشقه سکس دهانی و یا فانتزی هم دارید .
که گفته نه بابا همش هست سمیه اتفاقا سکس دهانی دوست داره و همیشه میگه کمتر زنی دوست داره بخوره ها پس قدر من رو بدون و خند خنده
من پرسیدم تو چی دوست داری میخوری براش که گفت اره میخورم دو تا آیکون اخم اخم راستش راستش اه ولش کن
گفتم خب حالا بگو چرا چی شد
راستش منم دوست دارم ولی خورده شدن رو بیشتر دوست دارم
یهو گفت اون روز اون حرف رو زدی جدی گفتی یا شوخی بود ؟
یکم گیر کردم خدایا چی گفتم ؟ دوباره پیام داد گفتی نفر سوم باشه ؟
اهان نه خب همینجوری پرسیدم ازت
راستش من خیلی فکر کردم دوست دارم یه بار امتحان کنم میشه ؟
علی جون نمیدونم من همینجوری پرسیدم
واقعا میشه ؟ کسی داری مثل خودت باشه
خلاصه حرف زدیم و گفت برای قرار بدی یکی دیگه بیاد
یکم دیگه حرف زدیم و قرار شد شنبه صبح- 4 روز دیگه
من خیلی فکر کردم که به کی بگم اخه. دوست زیاد دارم ولی نمیخواستم هر کسی باشه . دنبال کسی میگشتم که قابل اعتماد و مطمئن باشه
بالاخره یکی رو انتخاب کردم پنجشنبه زنگ زدم باهاش حرف زدیم و جریان رو گفتم
خندید و قبول کرد و گفت شنه صبح میاد . با علی هم اوکی کردم و بهش گفتم واقعا آدم قابل اعتماد پسر با مرامی هست .
جمعه شب
پیام داد که اون جریان رو بیخیال بشم و نمیخواد بجز من کس دیگه ای باشه منم قبول کردم و گفتم باشه اشکال نداره که بعد پیام داد ولی برات یه سوپرایز خفن دارم ها . پرسیدم چی هست نگفت . گفت خودت فردا میبینی
راستش فکرم درگیر شد چی میخواد بکنه ؟ یعنی دوستش رو میاره .یعنی یه نفر دیگه میاره دروغ نگم حتی فکر به خانومش هم رفت که نکنه خانومش رو بیاره و به دوستم زنگ زدم که نشد . قرار کنسل هست و یه روز دیگه .
صبح شنبه
امد خونه خوش بش و نشستیم تنها بود کسی باهاش نبود کمی حرف زدیم بهش گفتم علی جون سوپرازیت چی هست حالا گفت اول دوش رفتیم دوش گرفتیم و امدیم گفت برو رو تخت دراز بکش . من بیام و همین کار رو کردم وقتی وارد اتاق شد دیدم وای یه شرت و سوتین خوشگل تنش کرده
علی چقدر ناز شدی .سریع گفت خریدم ها مال خانومم نیست
میخوام امروز خانومت باشم. کنارم دراز کشید و منم پاهاش رو باز کردم و روش دراز کشیدم و لب گرفتم ازش و گردنش رو خوردم پاهاشو دادم بالا و هم با کیرم فشار میدادم به کیر و باسنش هم با سینه هاش بازی میکردم فشار میدادم سینه هاش رو که همان حالت روش دراز کشیده بودم گفتم لوسیون میخوای که گفت اره اوردم و برگشت از رون پاهاش شروع کردم و تا کمرش بند سوتین رو باز کردم و ماساژ دادم خیلی حال میداد گفتم برگرده لوسین ریختم رو شکمش پهلو به پهلو دراز کشیدم و شروع کردم به مالیدن و ماساژ شکمش از زیر سوتین دستم رو میبردم رو سینه هاش وفشار میدام و میمالیدم حسابی حال میکردم بعدش شروع کردم به خوردن سینه هاش و مالیدن کیرش و همین کار رو ادامه دادم و اومد از شرت کیرش رو خوردم حسابی هم شق بود که آبش هم اومد دوباره خوابیدم روش و و بدنم رو به بدنش میکشیدم و چون موهای بدنم تازه در اومده بود کمی زبر بود میگفت خوشم میاد .
پاهاش رو داد بالا و شورتش رو درآوردم و گفت بدون کاندوم میکنی من هم قبول کردم / من خودم هم شق شق بودم قرص هم که خورده بودم و یکم تف لوسیون زدم و اروم اروم کردم کونش یکم بعد که جا باز کرد شروع کردم به تلمبه زدن خیلی لذت بخش بود خیلی . اه اینم بگم که بعد از ماساژ کمرش گفت بند سوتین رو ببندم میخواست تنش باشه منم هم همان حالت دستم رو میکردم زیر سوتین و میمالیدم . علی گفت سینه ها رو بگیر فشار بده بخورش .
پاهاش رو بیشتر جمع کردم دادم بالا و دیگه کیرم کامل تو کونش بود و دستم رو گذاشته بودم رو سینه هاش ارو سوتین نرمش فشار میدادم بعدش یکیش رو بالا زدم و شروع کردم میک زدن که دیگه دیدم ابم میاد تند تند ادامه دادم و خالی شدم یکم تو خالی شدم یکم بیرون هم جا پاشید
دیگه رو کمر دراز کشیدم و علی برگشت به سمت من و از پهلو بغلم کرد
اروم با سینه هام بازی میکرد و با کیرم بازی میکرد
بهش گفتم علی جون تو که این کار ها رو بلدی خب با خانومت هم بکن دیگه که گفت اره اتفاقا میکنم و اون هم دوست داره . گفتم خب مشکلت چیه پس
گفت راستش نمیدونم سایزم حس میکنم کوچک هست و سمیه ارضا نمیشه گفتم این فکر تو هست سایزت هم اندازه سایز من هست دیگه
کفت اتفاقا بهش چند بار پرسیدم و گفته همین زیاد هم هست منم گفتم خب واقعا راست میگه خیلی حساس نشو این موضوعات رو هم هی پیشش نگو من از عکس های که دیدم فهمیدم دختر خوبی هست . گفت راستش موقع سکس به تو هم فکر میکنم . گفتم یعنی چی گفت وقتی میخورمش حس میکنم تو هم پشتم هستی و این موضوع من رو تحریک میکنه . کمی باهم صحبت کردیم و ان روز هم تمام شد .
اهان اینم بگم گفت شورت سوتین پیش تو بمونه من نمیتونم ببرم و من قبول کردم ولی مانده بودم کجا قایم کنم .
نزدیک دو هفته ای باهم نبودیم که یک بار هم قرار گذاشتیم و حسابی حال کردیم و بهم گفت که قرار هست برن قزوین زندگی کنند چون خانواده خانومش آنجا ساکن هستند و باید برن اونجا و من دیگه ندیدمش یکی دو بار هم واتساپ پیام دادیم و حرف زدیم باهم که دیگه ارتباطمون قطع شد . . الان خبری ندارم ازش اگه علی جون اینجا بودی و داستان رو خوندی و شناختی پیام بده .
نوشته: سایه
2 پاسخ به “گی در تبریز”
داستانت خیلی عالی و لذتبخش بود.
عالی روون صحنه سازیت بیست . لایک راستی از لوسیونت چیزی مونده هنوز ؟؟