داستان و مطالعه

دکتر روانشناس و من

پنجشنبه ۲ بهمن ۱۴۰۴ 3 دقیقه مطالعه
اسمم النازه و24 سالمه حدود یک سال پیش با دوست پسرم بهم زدم از لحاظ روحی خیلی آشفته بودم یکی از دوستام یه دکتر روانشناسه بهم معرفی کرد خوب منم ازش وقت گرفتمو رفتم پیشش اوووووووووووووف که چقدر خوشتیپ بود!دکتره انگار از من بدش نیومده بود هر دفعه که می رفتم پیشش روان درمانیم میکرد روی تخت می خوابیدم واون بدنمو ماساژ میداد یک بار روان درمانی تا دیر وقت طول کشید منشی دکتر هم رفت و من واون توی مطب تنها موندیم انقد مالونده بودم که ازخود بی خود بودم یه دفعه دیدم چراغا را خاموش کرد بغلم کرد وشروع کرد لباماخوردن منم که داغ شده بودم گذاشتم فقط بمکه لباما هی کیرشو می مالید به رونم دستمو گرفت وگذاشت روکیرش وخودشم سینه هامومیمالید تی شرتمو در اورد چشمش که به سینه هام افتاد محکم گرفتوشروع به مالوندنشون کرد وااااای که آبم امده بود سوتینموباز کرد وشروع کرد به خوردن سینه هام بگم که سینه های بزرگو نرمو سفیدی دارم جووووووووون میده واسه میکیدنو گاز زدن دوباره خوابوندم روتخت سرش رو سینه هام بودو مک میزدو آرم دستشوبرد پایین وپایین تر گذشت روکسم صدای آخ منم در امد سرشو آورد بالا نگام کرد یه خنده بهش کردم یعنی بله از رو شلوار کسمو میمالید با اون چشمای مشکیش زل زده بود توچشمام ومنم که فقط آخ واوخ میکردم شلوارمو درآورد ودستشودوباره گذاشت روکس خیسم دوباره افتاد به سینه هام بلندم کرد شرتم و در آورد نشوندم لب تخت تختش ازین تخت بلنای دکترابود منم شروع کردم به لب گرفتن ازش لبای داغشو میکردم تودهنم میمکیدم وگاز میزدم و دکمه پیراهنشو باز میکردم دیگه داشت می ترکید شلوارشو وشورتشوکشید پایین اووووووووووووووووووف کیرش امد بیرون عجب چیزی بود کشیدم جلوتر وکیرشو گذاشت دم کسم اروم بادست بالا پایینش میکرد وااااااای که میمالید به چوچوله ام چه حالی داشت سر کیرشو گذاشت دم کسم نگام کرد گفتم اوه بکنم طوری نیست پرده ام ارتجاعیه اون که خدا خواسته گفت جوووووووووووووووووووووونم وآروم کیرشو هل میدادتوکسم کس منم که تنگ داشت میمرد منم داشتم حال میکردم پاموحلقه کردم دورکمرش دودستمم گذاشتم روتخت صدا نقس نفسش دیوونخ ام میکرد وبدتروبلندتر اخ واوخ میکردماونم هی تلمبه میزدم سینه هامو مک میزد کیرشو درآورد دستمو گرفت وانداختم رومبل پاهموداد بالا خوابیدروم سرکیرشوکرد توکسم وفشاردادوااااااااااااااااای که انگار دنیاروبهم دادن افتادروم بیشترهلش دادتو پاهامودورکمرش حلقه کردم فشارش دادم سمت خودم یه دفعه کیرش رفت تاته فقط آخ واوخ میکردم واونم جوووون جون میکرد هی تلمه میزد منم که دیوونه شده بودم لباشو گاز میگرفتم هی وسطش مشگفتم بکنم بکنم محکمتر اونم که تندتر میکرد وسینه هامومیخورد بهش گفتم درش بیار اونم که حال کرده بود باهام کیرشو درآورد جامونوعوض کردم خوابید رومبا افتادم روش و کیزشوکردم توکسم بالاپایین میشدم سینه هامم بالاپایین میپرد بادست میگرفتشونومی مالید اونم خودشوبالاپایین میکردوفشارمیدادتاته توم بودکیرش داشتم میمردم ولی بازم میخواستم بکندم دیگه داشت به نفس نفس می افتاد که دوباره کیرشو درآوردم داشت می مرد هردومون خیس عزق بودیم بلند پد نشست ونمیدونست چه کارکنه لب میگرفت میخوردم گازم میگرفت منم داغون بودم گفتم بکنم دیگه طاقت تدارم بکن توم بکن دوباره افتادروم وکردتوم تااااااااااته رفت فقط اه اه میکردم تندتند تلمبه میزد تلمبه هاشوتندترکرد عضلات کسم منقبض شد ارگاسم شدم من جیغ زدم تموم بدنم داغ شد گرکشیدم اونم یه دفعه کیرشوکشید وافتاد روم آبشوروخت روشکموسینه هام مخکم بغلش کردم هنوز داشتم اخ اخ میکردم کسم هنوز دل دل میکرد ازم لب میگرفت وقربونم میرفت ته یه 10 دقیقه افتاده بود روم جونوبلندشدن نداشت بعد بلندم کرد بادستمال پاکم کرد لباساما پوشوندم وباهم رفتم پام بیرون اون شب فقط یک ساعت داشتیم میکردیم هنوزم که هنوزه داریم میکنیم

نوشته:‌ الناز

اطلاعات داستان

تاریخ انتشارپنجشنبه ۲ بهمن ۱۴۰۴
زمان مطالعه3 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید3,607

دیدگاه‌ها (34)

  1. Alex1998

    دوباره باید بری کلاس اول بشینی ? ?

  2. NA

    گربه دستش به گوشت نمیرسید میگفت پیف پیف بو میده د داداش گلم این حرفا مال عصر سنگیه بیدار شو چطور منو تو هر چقدر سکس کنیم هرزه محسوب نمیشیم انوقت در مورد دخترا بر عکسه هر چند من از غرور بی جای خیلی از خانمها متنفرم اما این حرفت غلطه

  3. abbasagha

    خیلی حال میده اینجوری قربون صدقه ی هم برین نه؟ ها ها ها

  4. NA

    من هیچوقت قصد درگیری با کسی رو اونم توی دنیای مجازی نداشته و ندارم و این اولین بار بود که کمی بحث کردم، دلیلشم این بود که این کاربر اومد در مورد نقد شما یک طومار 3-2 صفحه ای که خودش پر از غلط های املایی و نگارشی بود نوشته بود و من در جوابش بطور محترمانه ایرادهاش رو بهش گوشزد کردم ولی متأسفانه نپذیرفت و شروع به فحاشی کرد!! مثل اینکه خیلی ناراحت شده!!شما هم نگران نباش خانوم کسی نمیتونه از شیوه نگارش شما، شمارو بشناسه!در ضمن اینقدر شکسته نفسی نفرمایید!کسی در کمالات شما شکی ندارهقربون شمابابک

  5. NA

    یه چیز دیگه یادم افتاد که گفتی: حالا اسم من چه ربطی به دنبال چیز بزرگ گشتن داره!!؟میشه توضیح بدی؟ من یه کم الان گیج شدم نوشته هاتو خوندم چون اینقدر درهم برهم نوشتی که فک کنم خودتم نمیتونی بخونی!!خدا یه عقلی به شما بده…یه پول کلونی هم به ما!!..خوش بگذره تو اروپا سلام مارو هم به همکلاسی ها برسون

  6. NA

    ولی من از شیوه نوشتنت حدس میزنم که خودت عرب هستی…خدا وکیلی درست نگفتم!؟من با عرب ها زیاد کار کردم در خوزستان

  7. NA

    من از این در عجبم که شما دوست باهوش چطور از نوشته های من متوجه شدی که من مسلمان هستم!!!؟و آیا شما مسلمان نیستی که اسمت عباس هست!؟

  8. NA

    متوجه شدم شما علاوه بر کمبود مطالعه، کمبود بینایی هم داری که اسم من رو بجای “بابی فیشر” “بوی فیشر” خوندی!!احتمالا که نه، مطمئناً Boby Fisher قهرمان افسانه ای شطرنج رو نمیشناسی!اگه مثل بقیه چیزایی که بلدی سریع تو نت جستجو کنی حتما میتونی چیزای زیادی درموردش بخونی و من چون خودم قهرمان شطرنج بودم در گذشته این اسم رو انتخاب کردم. حالا شما بگو عباس آقا اسم خودته یا یک شخصیت دیگه ای هست که ما نمبشناسیم!؟در ضمن اسم من بابک هست که یک اسم ایرانی هستحتما بابک خرم دین رو میشناسی! یا اونم واست توضیح بدم!؟

  9. NA

    در ابتدا: مشخصه که چه کسی از اجداد عرب هست و واژه های عربی رو حوب بلده و از فارسی سر درنمیاره!! و اسم عربی هم برای خودش گذاشه!! :))دوم اینکه: شعور و شخصیت نویسنده هم از نوشته اش پیداس که در جواب نقد محترمانه اینطوری فحاشی و توهین میکنه و خودت گفتی قبول نکردن اشتباه جهل و نادانی است…چرا اشتباهتو قبول نمیکنی بجای اینهمه صفحه سیاه کردن بیهوده!؟آقای دانشجوی ادبیات!!راستی من نمی دونستم رشته ای به اسم ادبیات غرب هم داریم!! یعنی ادبیات همه کشورهای غربی رو میخونین اونجاااا!؟ 🙂

  10. abbasagha

    ضمنا از آنجایی که تنها انسان های نادان به اشتباهِ هرچند ناخواسته شان اعتراف نمی کنند و دوست دارند در جهل خویش بمانند درست مانند اجداد سوسمار خوار و شاش شتر نوش شما مسلمانانِ عرب صفتِ عربزاده بنابراین من از دوستان بابت اشتباهی که در واژه ی فولکلور (به انگلیسی: Folklore)‏ پیش آمد (که البته از عمد نبود زیرا این اتفاق در موبایل رخ داد که دوستان حتما علتش را و سیستم پردازششی که باعثش می شود را درک می کنند) معذرت می خواهم.

  11. abbasagha

    bobyfisher:از مغز نداشته ی بی شعور های بی سوادی مثل تو خوب زیاد هم بعید نیست که چنین جملاتی خارج بشه! تو اگر یک ذره، تنها یک ذره شعور داشتی که بوی فیشر نمی شدی( همجنسگرایی دیگه) و دنبال چیزای بزرگ نمی گشتی! می دونستی که در عصر اینترنت بجای باز کردن اون دهن بی ریختت و به مضحکه گرفتن شعور نداشته ات کافیه که روی واژه ای که معنایش رو نمی دانی راست کلیک بکنی و با انتخاب گزینه ی جستجو در وب، معنای آن رو بفهمی.

  12. NA

    عباس آقا جان خوبی؟میشه بپرسم معنی “أنگاه زدن” چی هست!؟معنی “خاسر” مسخره بودن هست!!!؟این یکی دیگه ته خنده بود خداییش :))برادر من برو یه خورده مطالعه کن خوبه بخدا

  13. NA

    عباس آقای عزیزمن نمیدونم وقتی شما هنوز نگارش فارسی و حتی معنی لغات هم درست یاد نگرفتی چرا میای اینجا و از نوشته دیگران مثل این خانوم ایراد می گیری!!؟

  14. NA

    عزیز من برادر من وقتی کلمه ای رو بدرستی بلد نیستی خوب ننویس!!اون کلمه ای که می خواستی بنویسی “فولکلر” یا “فولکلریک” هست به معنی: قومی، ملی و سنتیانگلیسی اون هم folklor هست…سیستم پردازش گوشی چیه آخه قربونت برم!!؟ 🙂

  15. abbasagha

    تصحيح:

  16. abbasagha

    دختر ايراني سلام:

  17. NA

    اين داستانو فقط يه مرد ميتونه نوشته باشه نه زن تازه از كي تا حالا روان درماني رو با ماساژ حل ميكنند يعني يارو ديونس با ماساژ ارومش ميكنن اره

  18. boy_sheytoon

    دوستان عزیز وقتی داستان مینویسن حد اقل سعی کنن مرز تخیل و واقعیت رو رعایت کنن تا داستان برای خواننده قابل باور باشه و به چشم یک دروغگو به نویسنده نگاه نکنن ;)در کل داستانت قابل تعریف نبود و ایراد هایی هم داشت اما حتم دارم که میتونی بهتر از این بنویسی و موفق باشی :Dراستی یکی از رموز موفقیت نیوسنده های خوب و موفق این که خودشون هم خیلی زیاد مطالعه میکنن و تحقیق میکنن و از تجارب ارزشمند دیگران هم استفاده میکنن 😀

  19. NA

    راستش اولین باره زیر داستان نظر میدم اونم فقط میخوام جواب یه سوال که بدجور ذهنمو درگیر کرده بگیرم!!!من وقتی میرم تو خیابون همه قیافه ها کیری و تخمی تخیلیه!ولی اینجا هر کی میاد داستان مینویسه بدن ورزشکار و هیکل بیست و قد 180 و موهای بور یا طلایی و دور بازو150 . کیر 25 سانتی و بدن بدون مو و…دختر ها هم که همه مانکن ماشالله دور سینه 75 قد170 موهای لخت و مشکی و بلند تا الان هم ندادن و پردشون هم ارتجاعیه!فقط نمیدونم کسی که نداده از کجا فهمیده پرده اش ارتجاعیه؟راستی سوالم این بود این بچه خوشگل ها کجان که ما نمیبینمشون؟

  20. NA

    یعنی اگه منشی من بخواد زودتر بره میکشمش اخه مگه جرات داره زودتر بره دیوانه ای تو؟

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی