اسمم النازه و24 سالمه حدود یک سال پیش با دوست پسرم بهم زدم از لحاظ روحی خیلی آشفته بودم یکی از دوستام یه دکتر روانشناسه بهم معرفی کرد خوب منم ازش وقت گرفتمو رفتم پیشش اوووووووووووووف که چقدر خوشتیپ بود!دکتره انگار از من بدش نیومده بود هر دفعه که می رفتم پیشش روان درمانیم میکرد روی تخت می خوابیدم واون بدنمو ماساژ میداد یک بار روان درمانی تا دیر وقت طول کشید منشی دکتر هم رفت و من واون توی مطب تنها موندیم انقد مالونده بودم که ازخود بی خود بودم یه دفعه دیدم چراغا را خاموش کرد بغلم کرد وشروع کرد لباماخوردن منم که داغ شده بودم گذاشتم فقط بمکه لباما هی کیرشو می مالید به رونم دستمو گرفت وگذاشت روکیرش وخودشم سینه هامومیمالید تی شرتمو در اورد چشمش که به سینه هام افتاد محکم گرفتوشروع به مالوندنشون کرد وااااای که آبم امده بود سوتینموباز کرد وشروع کرد به خوردن سینه هام بگم که سینه های بزرگو نرمو سفیدی دارم جووووووووون میده واسه میکیدنو گاز زدن دوباره خوابوندم روتخت سرش رو سینه هام بودو مک میزدو آرم دستشوبرد پایین وپایین تر گذشت روکسم صدای آخ منم در امد سرشو آورد بالا نگام کرد یه خنده بهش کردم یعنی بله از رو شلوار کسمو میمالید با اون چشمای مشکیش زل زده بود توچشمام ومنم که فقط آخ واوخ میکردم شلوارمو درآورد ودستشودوباره گذاشت روکس خیسم دوباره افتاد به سینه هام بلندم کرد شرتم و در آورد نشوندم لب تخت تختش ازین تخت بلنای دکترابود منم شروع کردم به لب گرفتن ازش لبای داغشو میکردم تودهنم میمکیدم وگاز میزدم و دکمه پیراهنشو باز میکردم دیگه داشت می ترکید شلوارشو وشورتشوکشید پایین اووووووووووووووووووف کیرش امد بیرون عجب چیزی بود کشیدم جلوتر وکیرشو گذاشت دم کسم اروم بادست بالا پایینش میکرد وااااااای که میمالید به چوچوله ام چه حالی داشت سر کیرشو گذاشت دم کسم نگام کرد گفتم اوه بکنم طوری نیست پرده ام ارتجاعیه اون که خدا خواسته گفت جوووووووووووووووووووووونم وآروم کیرشو هل میدادتوکسم کس منم که تنگ داشت میمرد منم داشتم حال میکردم پاموحلقه کردم دورکمرش دودستمم گذاشتم روتخت صدا نقس نفسش دیوونخ ام میکرد وبدتروبلندتر اخ واوخ میکردماونم هی تلمبه میزدم سینه هامو مک میزد کیرشو درآورد دستمو گرفت وانداختم رومبل پاهموداد بالا خوابیدروم سرکیرشوکرد توکسم وفشاردادوااااااااااااااااای که انگار دنیاروبهم دادن افتادروم بیشترهلش دادتو پاهامودورکمرش حلقه کردم فشارش دادم سمت خودم یه دفعه کیرش رفت تاته فقط آخ واوخ میکردم واونم جوووون جون میکرد هی تلمه میزد منم که دیوونه شده بودم لباشو گاز میگرفتم هی وسطش مشگفتم بکنم بکنم محکمتر اونم که تندتر میکرد وسینه هامومیخورد بهش گفتم درش بیار اونم که حال کرده بود باهام کیرشو درآورد جامونوعوض کردم خوابید رومبا افتادم روش و کیزشوکردم توکسم بالاپایین میشدم سینه هامم بالاپایین میپرد بادست میگرفتشونومی مالید اونم خودشوبالاپایین میکردوفشارمیدادتاته توم بودکیرش داشتم میمردم ولی بازم میخواستم بکندم دیگه داشت به نفس نفس می افتاد که دوباره کیرشو درآوردم داشت می مرد هردومون خیس عزق بودیم بلند پد نشست ونمیدونست چه کارکنه لب میگرفت میخوردم گازم میگرفت منم داغون بودم گفتم بکنم دیگه طاقت تدارم بکن توم بکن دوباره افتادروم وکردتوم تااااااااااته رفت فقط اه اه میکردم تندتند تلمبه میزد تلمبه هاشوتندترکرد عضلات کسم منقبض شد ارگاسم شدم من جیغ زدم تموم بدنم داغ شد گرکشیدم اونم یه دفعه کیرشوکشید وافتاد روم آبشوروخت روشکموسینه هام مخکم بغلش کردم هنوز داشتم اخ اخ میکردم کسم هنوز دل دل میکرد ازم لب میگرفت وقربونم میرفت ته یه 10 دقیقه افتاده بود روم جونوبلندشدن نداشت بعد بلندم کرد بادستمال پاکم کرد لباساما پوشوندم وباهم رفتم پام بیرون اون شب فقط یک ساعت داشتیم میکردیم هنوزم که هنوزه داریم میکنیم
نوشته: الناز
بیشتر از داستان از نظرات لذت بردم…دمتون گرم ابنجوری ادامه بدید دوستان< دیگه هیشکی داستان نمینویسه
ميخاري؟
اقا خوب بود
اي بچه كونيٍ كس نديده ي جلاق : پيش قاضي و معلق بازي. اينجا بعضي از كاربرا ؛سوپر حرفه اي هستند تو شناسايي افراد كونيه مجلوقي مثل تو. سعي كن خودت باشي پسرك.حتي اگه شده داستان از جق زدنت بنويسي .
ایی که گفتی… گر کشیدم…ینی چه؟؟؟؟؟؟کسی میدونه؟؟؟؟؟
و اینگونه بود که داستان یک جقی شروع شد، اول داستان همه چی نسبتا خوب بود ولی!!! جای حساس داستان که رسید؟؟؟دست نویسنده رفت… رفت…رفت تو…شلوارش! خب معلومه دیگه.غلط های املایی زیاد شد.با یه دست هم نمیتونه هم تایپ کنه هم اسپیس بگیره،لهجه کیری هم در ادامه به مقدار کافی به داستان اضافه شد،نکته اخلاقی!1برخلاف ادعای داستان ،نویسنده یک پسر کس مغز جقی میباشند،2وقتی تراوشات مغز کیری تونو میریزین اینجا لااقل دستتونو از تو شلوارتون در بیارین،3اینجا ایرانه ، پس، قبل از اینکه مغزتون برینه یکم فکر کنین بعد اینجا رو به کثافت بکشید.خیلی تخمی بود، دیگه ننویس.
ههههههه…خبلی باحال جوابشو دادی دمت گرم خیلی خوشم اومدخیلیییبیی
آفرین به شما بانوی با شخصیت و با معلومات. شما حرف دل بنده را زدیداصلا وقتی وسط مثلا داستانی که داری میخونی یه دفعه با لهجه نوشته شده دیگه دلت نمیخواد بقیشو بخونی!اینا یک مشت جقی بیسواد هستن وقت خودتو صرف خوندن این اراجیف نکنمرسی…بابک
آخه تو روان داری روانی…؟تو فقط یه کون داری که دنبال دادنه…کیر همه اعضا بکن تو به اون پرده ارتجاعیت …
Heh chert
خفه بابامرتیکه الاغ دکتر روانشناس رفتی تو زندگیت؟ تخت بلند معاینه دارن دکترای روانشناس؟؟؟؟ ماساژ می دن؟ نصفه خوندم . در ضمن گوز بچه، با لهجه ننویس که اقلا آبروی هم شهری هاتو نبری مرده شور برده جلقی.
کسها همه امروز ارتجاعی شده اند…توله سگان شیرهای شجاعی شده اندگر گل خالی را بزنی اوت چه ملام…فورواردها جمله علی داعی شده اند(ربطش فقط تو مصرع اولشه)
Kose nanat majloogh,to doost pesaret fahmide jende tashif dari velet karde,toam1 kir az kiraye konandat kam shod narahat shodi,badam ke khanevade kashk kolan kolan,motmaenan dastane filmo tarif kardi,bokon tu khiaboon ziade.
هیچ مطبی تا دیر وقت باز نمیمونهمنشی هم ول نمیکنه بره معمولا منشی ها بعد از رئیس یا دکتر میرن خونهو اینکه مدت زمانی که توی اتاق پیش دکتر روان شناس هستی معمولا فقط یک ساعته و اینجوری نیست که بیشتر طول بکشه چه برسه به اینکه دیر وقت بشه و منشی هم برهمملکت اسلامیه بابا این چرت و پرت ها چیه ردیف کردی؟ ماساژ میداد؟؟؟؟ تو رفتی پیش روان شناس یا ماساژور؟؟؟میخوای داستان بنویسی خب بنویس! ولی برو یه سوژه ی درست پیدا کن که اینقدر حرف نخوریهمه هم پرده ارتجاعی دارن… بابا بیاین توی ایران یه تحقیقی بکنین اوضاع مشکوکه. همه ی ارتجاعی ها و حلقوی ها اینجا جمع شدن :|/ دکمه ی اسپیس رو میشناسی؟ بیچاره عمه ات 🙂