داستان و مطالعه

ارضا شدن جلوی خاله و دختر خاله

پنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ 5 دقیقه مطالعه
سلام رضا هستم سالمه و این داستان مال دو سال پیش هست
من خیلی جقی بودم کارم شده بود جق از هر هفته رسید به هر روز حتی بعضی وقتا روزی دو یا سه بار میزدم خیلی دیگه حالم خیلی بد شده بود. دیگه اواخر سریع ارضا میشدم توی دو دقیقه ابم میومد منم برای اینکه زود ارضا نشم وقتی میخواست ابم بیاد جق زدن رو ول میکردم و خیلی فشار میومد به کیر و خایه هام.یک ماه بود این جوری ارضا شدن خودم رو به تاخیر مینداختم.
یه روز تابستون بود داشتم جق میزدم همین کار همیشگی رو انجام میدادم بعدش مامانم اومد صدام زد که میخواد بره فروشگاه و من ماشین رو از پارکینگ در بیارم براش و خب منم جق رو نزدم وسط جق رفتم و بعدشم هم دیگه جق نزدم تا ظهر بعدشم همه جیز خوب بود خوابیدم بعد از ظهر که بود یهو با درد از خواب بیدار شدم
تخمام خیلی درد میکرد نمیشد دست بهشون بزنی خیلی حالم بد بود تا شب تو اتاق بودم مامانم اومد گفت بیا شام بخور منم میخواستم عادی رفتار کنم نمیشد بابام اومد گفت فردا میخواد بره شمال باغ پدر بزرگ و منم همراهش برم منم گفتم نمیام(کلا اصلا تو اتاق بیرون نرفتم درد هم خیلی شدید بود میخواستم عادی رفتار کنم)
صبح بود ساعت شیش بابان رفت منم تو اتاق بودم مامانم اوند گفت چت شده چرا بیرون نمیای شام نخوردی صبحونه هم نخوردی ساعت هشت صبح هست چشات چرا پف کرده نخوابیدی.
منم نتونستم جلوی اشک خودم بگیرم زدم زیر گریه مامانم گفت بگو چی شده من مادرتم منم با کلی خجالت ماجرا رو گفتم بهش مادرم گفت بیا ببرمت بیمارستان گفتم نه مامان توروخدا نمیخوام بابا بفهمه گفت نمیفهمه بیا بریم گفتم نه مامان نمیام
مامانم از اتاق رفت بیرون بعد ده دقیقه اومد گفت به خاله ات گفتم ماجرا رو تو راه هست داره میاد اینجا(خاله من دکتر زنان و زایمان هست)
منم گفتم مامان اخه چرا گفتی خیلی ناراحت و عصبانی بودم درد هم بود اصلا به اوضایی بود
خاله ان رسید دیدم دختر خاله ام هم همراهش هست (دختر خاله ام دوسال ازم بزرگ تر هست)کلا دیگه میخواستم بمیرم از خجالت.
خاله ام اومد پیشم گفت خاله جون چرا همچین کاری با خودت کردی پاشو بریم بیمارستان ممکنه خیلی بد بشه من گفتم نمیتونم تکون بخورم و عمرا بیام
خاله ام گفت من زنگ یکی از همکار هام زدم اون متخصص پروستات و مثانه و…هست گفته فیلم بگیرم براش بفرسته ببینم میتونه تشخیص بده
من گفتم نه عمرا خاله ام گفت اگه میخوای درد و تحمل کن منم با هزار بدبختی و خجالت کشیدم پایین خاله ام تماس تصویری گرفت با همکارش اون گفت اب منی جمع شده باید تخلیه بشه گفت بازم نمیتونه درست تشخیص بده ولی شما تخلیه کنید اگه درد داشت باید بیاد برای سونوگرافی و معاینه اگه کمتر شد باید همینجور ادامه بدید بعد هم به خاله ام گفت چجور باید انجام بشه و که مشکل ایجاد نشه
خاله ام رفت داروخانه بر یه ژل بود با یه لوله کا مثل ثن(نمیدونم درست نوشتم یا نه)گرفت اومد با مادرم و دختر خاله ام اومدن گفت باید این رو داخلش فرو کنم و اروم با این ژل قسمت های سرشو و بدنه اروم ماساژ بدیم تا اب معنی خارج بشهو ارضا بشی منم گفتم اخه نمیشه و روم نمیشه و…
مامانم گفت من که مادرتم خجالت چی اونم خاله ات هست باید انجام بدی
مامانم شلوارم و شورت منو در اورد بعد خاله ام گفت بیدارش کن تو میله رو فرو بکنه داخل منم چرا دروع بگم انقدر حس خجالت و درد داشتم نمیشد اینو سیخ شد
دختر خاله ام اومد تحریکم کرد یه خورد سرش رو اروم ماساژ داد تا سیخ شد
بعد خاله ام این میله رو گرفت اروم فرو کرد داخل کیرم اولش یکم سوزش داشت ولی کم کم رفت فرو( این میله حدود پونزده سانت بود فکر کنم شبیه نی بود داخلش تو خالی بود)
بعد خاله ام اون ژل رو مالید و گفت رضا باید ارَضا بشی همکارم گفته درد زیادی داره ولی باید تحمل کنی و سعی کن ارضا بشی
خاله ام شروع کرد مالیدن همون جوری که همکارش گفته بود ولی انقدر درد داشت اصلا نمیتوتستم ارضا بشم از طرفی مامانم و دختر خاله و خاله ام بودن وای هعی داشتم اب میشدم از خجالت.
ده دقیقه شد ولی فایده نداشت
من دستم رو پاهای دختر خاله ان بود کم کم شروع کردم به مالیدن یکم حشری تر شدم دختر خاله ام جیزی نگفت و خودش با نگاهش تایید کرد مشکلی نیست باز خاله ام شروع کرد منم کم کم حشری تر شدم دستم رو بردم سمت سینه دختر خاله ام گرفتمشون.داختر خاله ام سوتینش رو باز کرد. و من دستم از زیر تیشترش روی ممه هاش بود و داشتم میمالید دیگه داشت ابم میومد ولی خیلی درد داشت انگار تخمام داشت منفجر میشد خیلی درد شدید بود و ابم اومد خیلی زیاد بود
مامانم گفت دردش چطور شد گفتم خیلی کمتر شد خاله ام گفت میتونی راه بری گفتم اره گفت پاشو باید بریم بیمارستان گفتن خاله نمیخواد خوبم مامانم گفت نه با خاله ات میریم
خلاصه درد بود ولی خیلی خیلی کمتر بود اصلا قبلش نمیتوسنتم راه برم.
خلاصه رفتیم و تا ساعت چهار اونجا بودیم و چند روز بعدش هم رفتم با مامانم دکتر تا معاینه کامل بشه البته بابام و بقیه نفهمیدن.
بعدش هم به مامان قول دادم دیگه خود ارضایی نکنم از اون موقع ترک کردم و رفتم دنبال یه کار خوب در کنار دانشگاه
دلیل اومدنم تو این سایت هم نوشتن همیت داستان بود تا برای بقیه حداقل درس عبرتی بشه جق نزنن کص بکنید جق نزنید

نوشته: رضا

اطلاعات داستان

تاریخ انتشارپنجشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۴
زمان مطالعه5 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید9,352

دیدگاه‌ها (35)

  1. Porya ffgg ekhtiaran

    شاید مامانت و خالت بگیم رو حساب محرم بودن و دلسوزی این کار رو کرده باشن ولی باور اینکه دختر خالت مثل جنده ها بذاره دستمالیش کنی اونم جلوی خاله و مادرش یکم سخته

  2. akb1234

    همش دروغتوروخداداستانای واقعی وحشری کننده تربنویسن

  3. Amir., Mohamad121

    سنت دو رقمی شد بیا داستان بنویس .، ممنون

  4. علوس

    هردم از این راه ، خری میرسدخرتر از این کره خر ، نره خری میرسدهرکسی که میاد دروغگوی قبلی رو شرمنده میکنه

  5. Mrkoluft

    توله سگ کونی،وقتی اطلاعی نداری نیا کص بگو،آخه لاشی کجای دنیا دکتر زنان زایمان از پروستات سر در میاره؟ کصکش به اون تیکش که رسیدم رفتم داستانو از اول بخونم،شک کردم پسزی یانهالبته تو یه بچه کص مغز ۱۱ ساله بیشتر نیستی که با یه همچین کصشرایی تحریک میشی. دیگه ننویس لطفا

  6. mohammed1403

    آفرین جقی دفه بعد تراوشاتو موقع جق زدن ننویس

  7. west.wild

    من دهنمو اینجا بازنمیکنم…بقیه مستفیزِت میکنن

  8. Manolu

    چقد میگیری دیگه نیای اینجا؟

  9. mmm77

    ثن؟😳😳بعد دقیقا از کی تا حالا باید برای سوند گذاشتن سیخ کنی؟ از اون گذشته کی سوندو واسه جق زدن استفاده میکنه؟ کیری که توش سوند رفته تو میتونی جق بزنی؟ جلوی ننه و خاله دست بردی تو ممه های دخترخاله؟ دخترخاله واسه اینکه تحریکت کنه سرشو واست مالید؟ چقدر شر و ور میگی😑😑😑

  10. SHEMALE.LOVER

    کسشعر محض

  11. Sasan shah

    همینکه روزی سه چهار دست جق میزنی دیگه ازت بعید نیس همچین کصشعری بنویسی

  12. asdf578

    دسگه خبای تخیلی نوشتی شده فیلم هندی قرار نیست ادم هرچی تو‌ذهنشه بیاره رو کاغذ این ضعف نوشتاریه یا ننویس یا مینویسی یکم اطلاعات نوشتاریتو‌بیشتر کن

  13. دودول طلايي

    الان ميرم به بابات ميگم

  14. lostmyname

    تخمه صصصصگ

  15. mahan.tortor100

    دیدین چه کوصشعری گفت؟؟؟

  16. Baajooj

    کوس مامانت چرا نکردی مامانت بود دیگهخاله اتم که کوس میداد چرا نکردی؟چرا دختر خاله ات برای ساک نمیزد؟

  17. AJAB_

    چند بار قبلا گفتم، من هیچ آشنایی قبلی یا دوستی متاسفانه با Shahx-1 ندارم. فقط در حد همين كامنت ها زير پست با این عزیز صحبت میکنم، یک نکته جالب در مورد این دوستمون، وجدانن هر کامنتی گذاشته شاید طنز هم داشته اما دقت کنید واقعا یک انسان فهمیده و دارای اطلاعات عمومی خیلی بالایی هست و اون چند نفری که میان و از ایشون همش انتقاد میکنند و حرفاش رو مسخره میبینند با عرض پوزش باید بگم خود شما نفهم تشریف دارید که نمی فهمید اطلاعاتی که این شخص میزاره زیر پست همش درست و منطقی هست بماند که سوزش،خودتون رو نشون میدید .کامنتت کامل بود عزیز شاه ایکس‌.امضا: اینجانب

  18. Sasha4321

    اون اب وارد مثانه میشه اوصکول خان اصن جایی گیر نمیکنه که بخواد درد بگیره

  19. Swawawas

    پورن هاب جمع کرد تبدیل شد ب بستنی فروشی، کسکش اومد جلوت نشست دست کردی به سینش سوتینشو دراورد، الکسیس باکرس ولی داستان تو دروغه😐

  20. timmy

    چرا تفت میدی مجبوری اوسکل کیر تو روح اون مامان و بابات که توی کس کش کونی رو ساختن اخه هر اراجیفی هم نباید بنویسی که

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی