من و خاله ساناز

سلام دوستان اول بگم ک این داستان کاملا واقعیه فقط اسمارو عوض کردم من امیر هستم قدم ۱۸۶ هیکلم رو فرمه چشم و ابرو مشکی هستم من ی خاله دارم ساناز ک قدش ۱۷۵ هست هیکل تو پری داره اما اصلا فکر نکنین چاقه اصلا استایلش عالیه خالم و شوهرش و پسرش دو سه سالی ایران نبودن وقتی برگشتن تا ۲ سال طبقه پایین خونه ما میشستن تا خونه خودشونو بسازن من و پسرش هم سن هستیم و خیلی جور بودیم و من زیاد میرفتم خونشون اینم بگم ک خالم پوست سفیدی داره سینه های ۸۵ و کون واقعا تاقچه شدیدا خوش فرم از کصشم ک نکم ی کص قلمبه خلاصه من و خاله ساناز کم کم با هم صمیمی شدیم ب طوری ک ی وقتایی براش جوک های سکسی میفرستادم بعد از اینکه از خونه ما رفتن و توی خونه خودشون ساکن شدن یبار من رفتم خونشون پسرش رفته بود باشگاه شوهرشم سر کار بود وقتی رسیدم خاله گفت عزیزم تا ی کم میوه بخوری من برم ی دوش بگیرم بیام منم گفتم باشه خلاصه خاله ساناز رفت دوش گرفت دیدم صدام میزنه گفت عزیزم حوله منو میدی بهم؟ گفتم چشم حوله رو بردم خاله در حمامو نیمه باز کرد پشت در ایستاد و دستشو دراز کرد ک حوله رو بگیره یکی از سینه هاش معلوم شد واااااااای ی سینه سفییید ی نوک متوسط درجا چشام برق زد خاله گفت ایییی چشم چرونی ممنوع منم سرمو انداختم پایین و حوله رو دادم و اومدم نشستم همش تو فکر سینه ای بودم ک دیدم خاله لباس پوشید اومد نشست گفت خجالت نمیکشی تو دید میزنی؟ گفتم والا خاله خودت ک دیدی داشتم شمارو نگاه میکردم یهو چشمم افتاد ناخواسته ی لبخند زد گفت عیب نداره اما تکرار نشه گفتم ببخشید اون روز تا عصر اونجا بودم و برگشتم خونه همش سینه خاله ساناز جلوی چشمم بود از این قضیه ۱ ماه گذشت ک ی روز دیدم خاله ساناز پیام داد گفت امیر جون ی چیزی ازت میخوام اما باید قول بدی فقط بین خودمون باشه نوشتم چشم خیالت راحت بچه ک نیستم خاله ۲۷ سالمه ها چی میخوای؟ گفت خاله جون میتونی برام فیلم پورن پیدا کنی؟ وقتی این پیامو دیدم قلبم داشت از سینه بیرون میزد هنگ کرده بودم گفتم اره کاری نداره ک خاله تو کامپیوتر تا دلت بخواد دارم خاله ساناز گفت پدرسگ چ غلطی میکنی با فیلما منم چنتا ایموجی خنده فرستادم نوشتم منم ادمم ها دل دارم بخدا خاله هم چنتا ایموجی خنده فرستاد بعدش پیام دادم برات میریزم رو فلش ک هم زیاد جا بگیره هم راحت بتونی پنهانش کنی گفت عالیه پس اماده شد بهم بگو ک بگم کی بیاری گفتم باشه دل تو دلم نبود خاله ساناز ک بدجوری تو کفش بودم همچین چیزی ازم خواسته بود خلاصه ی فلش ۶۴ گیگ پر فیلم کردم بهش پیام دادم خاله فلش امادست گفت عالیه ممنون فردا مجتبی صبح زود میره علی هم با نامزدش داره میره خونشون نهار دعوته تو صبح ساعت ۸-۹ برام بیار خونه گفتم چشم هیچی صبح ساعت ۶ بیدار شدم رفتم دوش گرفتم اماده شدم راه افتادم رسیدم خونه خاله زنگو زدم درو باز کرد رفتم داخل مثل همیشه بغلش کردم و بوسید صورتمو نشستم خاله ی دامن گشاد پوشیده بود تا وسط رون یتاپ بندی مشکی ک خط سینه هاش کاملا پیدا بود و بند سوتین مشکیش هم معلوم بود نشستیم و فلشو در اوردم گفتم اینم امانتیت خاله ساناز تشکر کرد و گفت خاله جون فقط اینو بخوام با تلویزیون ببینم چطوری میشه؟ گفتم باید وصل کنی ب دی وی دی گفت خاله بلد نیستم واقعا منم از خدا خواسته گفتم بده من فلشو گرفتم وصل کردم ب دی وی دی گفتم صدای تلویزیونو کم کن رفتم رو فلش فیلما اومد یکیشو ک خودم خیلی دوس داشتم و کص لیسی خیلی داشت پلی کردم اومدم عقب تکیه دادم ب مبل رو زمین نشستم خاله ساناز هم کنار من رو مبل نشسته بود طوری ک ی پاش دقیقا کنار شونه من بود حدودا نیم ساعت از فیلم رد شده بود هردو ساکت میخ فیلم شده بودیم ک من یهو از ائینه بوفه ک کنار تلویزیون بود خاله رو دیدم ک دستش زیر دامنشه و داره تکون میخوره درجا فهمیدم داره با کصش ور میره ب خودم گفتم یا الان یا هیچوقت اروم دستمو بردم روی انگشتای پاش واای چقدررر لطیف بودن و با اون لاک ابی پر رنگ پاهاش چ جلوه ای داشت خلاصه اروم انگشتای پاشو مالوندم دیدم هیچی نمیگه اب دخنمو قورت دادم از استرس و اروم دستمو بردم بالا تر دستمو بردم پشت ساق پاش و خیلی اروم با ناخن میخاروندم پاشو وقتی دیدم صداش در نمیاد پرو تر شدم و اروم صورتمو بردم سمت پاش و ی بوس از روی پاش کردم کم کم توی سکوت خونه صدای نفسای خاله ساناز ب گوشم میرسید و میدونستم شدیدا حشری شده ی نفس عمیق کشیدم و بدون اینکه برگردم گفتم خاله گفت جونه خاله گفتم با دست میمالی حال نمیده ک گفت چییییی؟؟؟ گفتم از ائینه دارم دستتو میبینم خب گفت ای مارموز گفتم بذار اگر قراره ارضا بشی با لیسیدن ارضا بشی گفت امیییر خفه شو من خالتما گفتم میدونم برای همینم میگم دیگ چون میخوام بیشتر حال کنی یهو دیدم گفت من تا حالا تجربه لیسیدن نداشتم مجتبی تو این سالا یبارم اینکارو نکرده بدش میاد گفتم ولی من عاشق این کارم گفت واقعا؟ گفتم اره گفت امیر باشه ولی جون خاله قول بده هیییچ کس بویی نبره گفتم خیالت راحت برگشتم سمتش گفتم هیچی نگفتم فقط پاهای سفیدشو دادم بالا اروم شرتشو در اوردم وااااای چ کصی ی کص صورتی توپول لیزر شده صاااف صاااف حتی سوراخ کونشم صورتی روشن بود کیرم داشت میترکید لفتش ندادم رفتم لای پاهاش زبونمو از زیر کصش کشیدم اوردم بالا خالم ی اهههه شهوتی کشید نفساش تند شده بود منم چوچولشو کردم تو دهنم و شروع کردم میک زدن و لیسیدن ی کم لیس زدم بعد با دست کصشو باز کردم و زبونمو کردم نو کصش خاله ساناز نمیتونست بی حرکت بمونه فقط ناله میکرد از خودش بیخود شده بود و با دست سر منو فشار میداد ب کصش منم با تمام وجود کص خیس و صورتیشو میخوردم بار دوم ک زبونمو کردم تو کصش پاهاشو فشار داد دو طرف سرم پاهاش شدیدا لرزید ناله میکرد و فقط میگفت جووون بخور جووون ارضا ک شد شل شد ی کم اب سفید از کصش اومد منم با زبون ابشو لیس زدم داشت نگاهم میکرد همونطور ک ابش نوک زبونم بود سرمو اوردم بالا و ابشو قورت دادم خاله ساناز گفت وای امیر دیوونم کردی خاله منم ی لبخند زدم گفتم خاله منم بد جوری سیخ کردما گفت بگردم مگه من مردم ؟ درش بیار برات بخورم منم ک منتظر بودم درجا بلند شدم شلوار و شرتمو کشیدم پایین خاله کیرمو ک دید گفت اوه لنتی تو ادمی یا خرر؟ ی لبخند زدم گفتم هرچی تو بخوای همونم خاله ساناز نوک کیرمو کرد تو دهنش و شروع کرد ساک زدن چون کیرم کلفت و بلنده نمیتونست زیاد بکنه تو ولی معلوم بود بلده ساک زدنو زبونشو چسبوند زیر کیرم و سرشو جلو عقب میکرد منم موخای دم اسبیشو گرفته بودم سرشو جلو عقب میکردم تقریبا ۱۰ دقیقه ای شد ساک زدنش دیگ داشت ابم میومد گفتم خاله ابم داره میااااد دیدم هیچی نگفت و ادامه داد منم ی اه کشیدم و کل ابمو خالی کردم تو دهنش خاله اروم کیرمو کشید بیرون نگاهم کرد و کل ابمو قورت داد گفتم جووون قربون خاله حشریم بشم بدت نیومد؟ گفت مگه تو ابمو نخوردی؟ گفتم اره گفت منم اب تو رو خورم خیلیم دوس داشتم خم شدم لبشو بوسیدم

این اولین باری بود ک با خاله ساناز حال کردم تو داستان بعدی جریان سکسمونو میگم براتون

نوشته: امیر

بازدید 3,841

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

14 پاسخ به “من و خاله ساناز”

  1. چهارتا داستان پایین‌تر همین رو گذاشتن کپی هم میکنی بزار چند وقت بگذره بعد ارسال کن هفته پیش هم خوندم همین رو

  2. حالا همه کیر کلفت و بلند و خاله و زن عمو زندایی ها همه بدنا حرفه ای و خوش سایز و اب کیر بخور و قورت بده و من مووندم پس این ادم معمولیا رو کی میبینیم چزا تو سایتا نیستن

  3. به نظرم داستان خاله واقعا خیلی محسوس و قابل انجام است درسته شاید در دسته محارم باشه ولی کم ترین حالت فامیلت در تمام محارم خاله میشه از طرفی اونقدر مخرب و آسیب زننده نیست هر چند که تا وقتی هزاران کس حشری و تشنه کیر در جهان وجود دارد نباید به این موضوعات روی آورد ولی لازم به ذکر است که این موضوع غیرقابل انکار و غیر قابل پیش‌بینی هست در مسافرت و در شرایط خاصی برای خیلی ها پیش اومده امیدوارم این موضوعات فقط به عنوان سکس و لحظات محدود باقی بمونه و ذهن جوانان و نوجوانان ما رو مخدوش نکنه و تبدیل نشه به یک فانتزی جذاب و اجباری و بورس و فتیش مورد علاقه و نیاز

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...