داستان و مطالعه

فروشگاه زنجیره ای، سکس زنجیره ای

سه‌شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴ 2 دقیقه مطالعه
سلام غلام هستم الان ۳۸سالمه و چند سال قبل که در فروشگاه زنجیره ایی مشغول بکار بودم چندتا همکار دختر داشتم با یکیشون خیلی اوکی بودم بعد از مدتی یه همکار دختر به جمع ما اضافه شد قد بلند و پر و باسن خوش فرم همیشه شلوار لی جذب پا می‌کرد که برجستگی کس و کون خودشو به رخ می‌کشید
با فاطی که خیلی راحت بودم یه روز که از حجم کار زیاد خسته شده بودم و رفته بودم تو اتاق استراحت کنم دراز کشیده بودم و برق هم خاموش کرده بودم حس کردم یکی اومد بغلم و سرشو گذاشت روی دستم خوابید برای اولین بار بود اینجوری بهم نزدیک شده بود باهم شوخی میکردیم ولی اینجوری نیومده بود پیشم خلاصه کنارم خوابید منم بعد از مدتی دستمو آروم بردم تو شلوارش گزاشتم روی کصش ازروی شرت دیدم عکس العملی انجام نداد دستمو بردم زیر شرتش پشم داشت معلوم بود با کصش بازی کردم گفت بیا برات ساک بزنم گفتم نه فاطی نمیخواد گفت خوب بیا بکن تو کونم شلوارمو خودش در آورد و کیر من نیمه راست بود کمی باهاش ور رفت شق شد و با آب دهن خودش خوب خیسش کرد و آروم من گذاشتم روی کونش کون کوچیکی داشت یه ۵دقیقه گذشت که تلمبه زدم آبم اومد کارم که تموم شد گفتم فاطی من چشمم این دختره شیدا رو گرفته خوب چیزی هست گفت این جنده هست خوب گفتم چرا الان میگی گفت دوست نداشتم باهاش سکس کنی خلاصه. گفتم ردیف کن بکنمش آقا ردیفش کرد گفتم به شرطی میکنم که خودت باشی ۲به یک اولش گفت نه ولی قبول کرد همون تو محل کار یه روز ۵شنبه صبح زودتر آمدیم و رفتیم تو رختکن فاطی و شیدا که از قبل اوکی کرده بودن منم آماده لخت نشسته بودم روی صندلی که اومدن تو وای چه صحنه‌ ایی بود من قبلش تاخیری استفاده کرده بودم شیدا کمی خجالت می‌کشید فاطی گفت راحت باش اولش برام ساک زد فاطی هم اومد جلو سینه هاشو خوردم و بهش شیدا گفتم داگی شو من میکنمت تو کصت تو هم کص فاطی رو بخور که خوب از خجالت کس و کونش در اومدم. ببخشید طولانی شد و اذیت شدید ولی این فروشگاه بودم خانمهای مشتری هم زیاد کردم که اگه ببینم تقاضا زیاده اونارم تعریف میکنم. همی گویم و گفته ام بارها… بُوَد کیر من کون دلدارها

نوشته: غلام

اطلاعات داستان

تاریخ انتشارسه‌شنبه ۱۴ بهمن ۱۴۰۴
زمان مطالعه2 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید8,812

دیدگاه‌ها (7)

  1. bhzd-fantasies

    داداش یکم با جزییات و فراز و فرود تعریف می کردی قشنگتر می شد.ایشالا همیشه تو عشق و حال باشی

  2. عسگرعلی

    🤔🤔🤔

  3. Yekebezan

    فاعل شیراز صبح نبودی نگرانت شدم 😁

  4. Yekebezan

    آره واقعا خسته شدیم از خوندن متن ادبیت دفعه ی بعد لطف کن جای دیگه منتشرکن ماظرفیتش رونداریم 😁

  5. Fael shiraz

    خیلی وقت بود دنبال یه اسکل واقعی میگشتمخدا رو شکر پیدات کردم

  6. hamid.42tehran

    دمت گرم‌ چه دروغی سرهم کردی ایول

  7. مُروارید

    تقاضا که زیاده اما نه برای تعریف کردن بقیه جفنگیاتت ، اما برای زدن دکمه سیکت چرا .

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی