یک خاطره کوتاه از همسرم

پارسال تابستون توی یه روز خیلی گرم داشتیم برای بیرون رفتن و انجام یه سری کارای روزانه آماده میشدیم موقع لباس پوشیدن خانمم گفت امروز هوا خیلی گرمه و سوتین نمیپوشم منم گفتم مشکلی نیست و سوار ماشین شدیم …بعد از چند ساعت شروع کرد دست کشیدن روی قفسه سینش و گفت دوباره دردش شروع شد .از اونجایی که چند وقت قبل تر قفسه سینش گاهی درد میگرفت ،اما اینبار شدیدتر بود بخاطر همین گفتم بهتره بریم دکتر اونم قبول کرد . دم مطب دکتر بهم گفت راستی من امروز سوتین نپوشیدم منم گفتم اشکالی نداره (داخل پراتتز باید بگم که من خیلی با همسرم راحتم و از راحت بودن و راحت پوشیدنش لذت
میبرم )وقتی نوبتش شد تنهایی رفت داخل و تمام مدت لمس تنش و تصور میکردم .بعد از حدود پنج شش دقیقه درحالی که لبخند روی لبش داشت اومد بیرون و وقتی سوار ماشین شدیم ازش جزییات و پرسیدم اونم گفت که وقتی رفتم داخل و مشکلم و گفتم دکتر برای معاینه بیشتر گفت که روی تخت دراز بکشم وقتی دراز کشیدم گفت لباستو بده بالا و وقتی دکتر با سینه های بدون سوتین من مواجه شد اولش جا خورد منم خودمو زیاد سخت گیر جلوه ندادم و دکتر هم درحد چند دقیقه با دست زدن و شوخی کردن معاینه رو ادامه داده بود …شنیدن این چند دقیقه و تصورش لذت زیادی برام داشت …این اولین نوشته ی من بود
نوشته: xx

بازدید 15,978

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

27 پاسخ به “یک خاطره کوتاه از همسرم”

  1. اول???خاطرت کوتاه بود ،مثل دودوله نوزادایشالا ۱۸ سالش شد بیا دوباره بنویس ، باشه کصکش کوچولو؟

  2. درد قفسه سینه به اون شدت که کار به دکتر و دوا بکشه با دو تا دست مالیدن حل میشه؟؟ ? من یکی که باور کردم تو زن و ماشین داری!! حیف که…

  3. اینایی که فک می‌کنن سوتین نپوشیدن یه زن چاق با سینه‌های گنده خیلی سکسیه تا حالا زن از نزدیک ندیدن!

  4. شنیدن این چند دقیقه و تصورش لذت زیادی برام داشت:همش چن دقیقه؟! شوما الگوی قناعتی جنتی این جا بود برات صوت بُلبُلی میزد…

  5. سلام ما رو خدمت مادر محترم برسونید. بگید حاج آقا به معیت ما یتعلق منه سلام رسوندن.

  6. کیر تو کله‌ت این چی بود دیگهشروع نکرده دیدم تموم شد شوکه شدم رفتم تو هنگدهنت سرویس و کیرم تو خاطراتت

  7. ریدی عزیزم، ریدیآب بود قبلا ولی کم بود. الان همونم نیست و شما باید با توف کونتو بشوری

  8. ارخت های چنرا خیابان ولی عصر حدفاصل راه آهن تا گمرک با شاخ و برگش تو کونتفکر کنم بیش از این جا نداری وگرنه…

  9. تصور ديدن لذت كسي كه دوستش داري خيلي لذت بخشه در اينجا مي گن بي غيرت اما اين اوج دوست داشتن يه نفره كه از ديدن لذت بردنش تو هم لذت ببري من با اين دوستم موافقم و هم نظرم

  10. خوب شد آقای دکتر تو مطب ترتیب خانمت رو نداد،وگرنه از خوشی ذوق مرگ میشدی میموندی رو دست زنت.

  11. خخخخ تا زنت رفت دکتر و اونم دستی کشید به سینه اش شفا پیدا کرد ؟تو رو خدا ادرس این دکتر رو به اشتراک بزار

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید