سلام خدمت همه دوستان و همراهان سایت بکن تو . خوشحالم که تونسته بودم حس واقعی اتفاقی که واسم افتاد رو باهاتون به اشتراک بزارم و از اونجایی که خواسته بودین گفتم بقیه سکسامون رو هم براتون تعریف کنم . فردای اون روز قبل از آریا بیدار شدم و از مشروب دیشبش یه سردرد کمی داشتم و یه دوش گرفتم . یادآوری دیشبش قشنگ ترین حس و حال رو بهم میداد . از حمام که اومدم دیدم آریا بیداره و واسه جفتمون صبحونه درست کرده بود . خوردیم و بهش گفتم آماده بشه تا توی مسیر اونو هم برسونم خونشون . هیچ کدوم از اتفاق دیشب حرف نمیزدیم ولی هر وقت که توی صورتش نگاه میکردم کیرم شق میشد . اونو رسوندم خونه و رفتم سرکار . اوضاع تا سه چهار روز بعدش همینطور اروم بود ولی روزی نبود که به اون سوراخ گرم و تنگش فکر نکنم . صبح یکی از همین روزا خانومم گفت که فردا قراره با خانوادش برن سمت باغشون و احتمالا بخوان شب بمونن . که من شلوغی سرکار و باشگاه رو بهونه کردم و گفتم نمیتونم بیام که البته گفت خب پس منم نمیرم که بهش گفتم نه تو برو بهت خوش بگذره اونم انگار منتظر همین جمله بود قبول کرد . وقتی از خونه زدم بیرون دلو زدم به دریا و به آریا پیام دادم … قضیه رو بهش گفتم ولی باز انگار تخم نداشتم توی پیام از سکس و این چیزا حرفی بزنم . عصر که رفتم خونه ، خانومم گفت آریا هم گفته که نمیتونه دیگه غیبت کنه توی کلاس زبانش چون از سه جلسه بگذره اخراج میشه منم گفتم بیاد پیش ایمان بمونه چون ایمانم نمیتونه بیاد . اون لحظه تو کونم عروسی بود . فردا صبحش وقتی خانومم رو رسوندم گفتم مگه آریا میاد که گفت نه خودش عصر بعد از کلاسش میاد سمتت . منم برگشتم خونه یه دوش گرفتم و کیرمو خایه هامو قشنگ تمیز کردم . موهامو سشوار کشیدم و یه شورت اسلیپ سفید پوشیدم . برجستگی کیرم کامل معلوم بود از زیرش . دیدم تا عصر خیلی تایم مونده ، رفتم باشگاه و یه تمرین پا هم کردم توی برگشت بودم که دیدم اریا پیام داده بیا دنبالم . فقط نوشتم کجا که آدرس داد و رفتم در کانون زبانش . وقتی سوار شد باهاش روبوسی کردم و راه افتادم . سکوت بینمون بود و دستمو گذاشتم رو رونش . عجب کیسی بود این بشر . یه نگاهم کرد لبخند زد منم با لبخند جوابشو دادم . رفتیم سمت خونه ؛ تو آسانسور که بودیم رفت روی انگشتای پاش و لپمو ماچ کرد . انگار تو کل تنم شهوت پیچید . همین که وارد خونه شدیم دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم . چسبوندمش به دیوار و لبام رو گذاشتم رو لباش … این سکوتش منو بیشتر حشری میکرد . فقط نفسشو می ریخت تو صورتم . دستمو همزمان که ازش لب میگرفتم بردم زیر شلوارش شورت پاش نبود و تعجب کردم . معلوم بود خودشو اماده کرده . با انگشتم سوراخشو میمالیدم . بلندش کردم ولی لبمو از لبای قلوه ایش جدا نکردم اونم پاشو دور رونم حلقه کرده بود . گذاشتمش رو اپن . دکمه های پیرهنمو باز کردم . با نگاهش بیشتر داغ میشدم . تی شرتش رو درآوردم توی همون حالت نوک سینش رو مک زدم . با دستم همزمان اون یکی نوک سینش رو فشار میدادم . فقط صدای جون جوون میداد . گفتم بیا کیرمو بخور . اوردمش پایین نشستم رو مبل . جلوم وایساده بود … یه پسر گندمی با رونای نسبتا پر و نوک سینه هایی که قرمز شده بود . جلوم زانو زد و دکمه های شلوارمو باز کرد . این دفعه سریع کیرمو دراورد و گذاشت تو دهنش . با دستای ظریفش خایه هامو میمالید . خوب که کیرمو خیس کرد رفت سراغ تخمام . دونه دونه میکرد تو دهنش و مک میزد منم تو اوج لذت بودم . میومد بالا ، سرِ کیرمو یه ماچ میکرد باز میرفت پایین . دیوونم کرده بود . گفتم بیا میخوام بکنم . شلوارش رو دراورد و اومد روی مبل . با دستش توف زد به سر کیرم و کیرم رو روی سوراخش تنظیم کرد و آروم آروم سر کیرم رو فرستاد داخل . آتیش گرفته بودم . چون قبلش با سوراخش بازی نکرده بودم ، تنگ بود و دلم نمیخواست درد بکشه یا اذیت بشه . گردنشو لاله گوششو همزمان میخوردم و اون با ناله های کوچیکش هر دفعه یه مقدار از کیرمو تو سوراخش جا میکرد . وقتی تا دسته کیرم رفت داخل یهو شل کرد خودشو . منم آروم شروع به تلمبه زدن کردم . یه داغی خاصی داشت سوراخ کونش . با دستاش سینه هاش رو میمالید منم دو طرف صورتشو گرفته بودم و هر از گاهی لباش رو ماچ میکردم . دو سه دقیقه که اونجوری کردمش بلند شد و کیرم از تو سوراخش اومد بیرون . همون لحظه یه صدای باد ازش خارج شد که کلی جلوم خجالت کشید . لباشو بوسیدمو روی شکم خوابوندمش . کوسن مبل رو زیر شکمش گذاشتم تا کونش بیاد بالا . کیرمو روی سوراخش تنظیم کردم و روش خوابیدم . تا ته کیرمو میکردم داخل و در میاوردم . این پوزیشن خیلی بهم حال میداد و داشتم ارضا میشدم ؛ بهش گفتم دارم میشم . گفت آبتو میخوای کجا بریزی ؟ گفتم هرجا تو دوس داشته باشی . گفت وایسا من جلوت زانو بزنم بریزش رو سینم . سریع کیرمو در اوردم و بلند شدم . جلوم زانو زد و داشت برا خودش جق میزد . کیرمو چند بار با دستام جلو عقب کردم و با چند تا ضربه تمام آبمو روی سینش ریختم یکم هم روی چونش ریخته شد . اون لحظه انگار داشتم پرواز میکردم . نمیدونم این بشر چی داره که هر بار بعد از سکس بیشتر عاشقش میشم . لباشو ماچ کردم و ازش تشکر کردم اونم فقط خودشو لوس میکرد … اگه خوشتون اومد مابقی سکسامون رو هم پست میکنم
نوشته: ایمان
10 پاسخ به “گی با برادر زن حشری (۲)”
اگر این کار رو کرده باشی و داستانت راست باشه بدا به حالت . چون با این کار کلا زنت بهت حرام شده و دیگه نباید باهاش زندگی کنی .تا آخر عمر که جوون و مست نیستی بالاخره پیر میشی و به فکر مردن میوفتی اونموقعه که به پشت سرت نگاه میکنی و میبینی که یک عمر با زن خودت زنا کردی و بیچاره میشی . اگر یک گوهی هم میخوای بخوری جوری بخور که زندگی زناشوییت به فاک نره
عااالی بود
ehsanmash هی احسان، به خودت بیا داداش. بیدار شو . این کص و شعرا رو کی توی مغز شما چپونده که یارو که با برادرزنش سکس بکنه تا ابد زنش بهش حرام میشه؟اگر از نظر دین اسلام میگی که کلا لواط در دین اسلام حرامهاگر از نظر اخلاقی و انسانی هم بگی سکس کردن یواشکی یک فرد متاهل با فردی غیر از همسرش خیانت محسوب میشه و خطای بزرگیهالان که مردم مزخرفات دینی رو زیاد قبول ندارن از اون بگذریم ولی در مورد دوم به لحاظ اخلاقیش کاری که این آقا با برادرزنش کرده خیانت به همسرش محسوب میشه. فرقی هم نمی کرد اگر به جای برادرزنش، خواهرزنش بود یا دخترخاله زنش، یا هر زن و دختر و پسر دیگه ای کارش خیانت بود. اما اینکه تا ابد به همسر خودش حرام بشه یه چرت و پرت بی پشتوانه است. هیچ دلیل علمی و منطقی براش وجود نداره. لطفا به باورهایی که توی مغزت چپوندن توجه بکن و نذار هر اراجیفی رو بدون دلیل و سند و منطق به خوردت بدن.
خدا شانس بده داشتن برادرزن کونی یه نعمته
وااااای زودتر بقیشم بزارررر
ادامشو بنویس
ای بابا
واقعا خوبه داستانتولی خب مثل بقیه داستانای سایت چه اصراری دارین که واقعیهکه تهش یادت بره برادرزنت توی قسمت اول سفید بوده و این قسمت گندمی شده
میگن دروغ گو کم حافظستا.توی قسمت قبلی گفتی پوست سفید .توی این داستان گفتی پوست گندمی .
ایمان به کیرم ایمان آوردی کونی سری قبل سفید بود تو چند روز شد گندمی جقی از فرغونی نگفتم جنس نگیر