سلام
به خدا راست میگم
من آقا هستم خیلی حشری هستم چند تا زن برادر دارم دو تا شون چاق هستن و یکی شون لاغر است این زن داداش لاغرم گاه گاهی برام اس میزد و برام میگفت برام شارژ بفرست پولتو برات میدم من هم میگفتم باشه زن داداش براش شارژ میدام و خدا وکیلی پولمو سر موقع برام میداد روزی براش اس عاشقانه دادم اون هم برا من اس عاشقانه داد بعد از مدتی براش اسمس بی ادبانه دادم اون هم برا من اس بی ادبانه داد بعد روی من باز شد براش گفتم برات یه چیزی بگم ناراحت نمیشی گفت نه نمیشم بگو گفتم باهام دوست میشی گفت مگه میشه گفتم چرا نمی شه گفت آخه من زن برادرت هستم من هم گفتم چه اشغالی داره بعد گفت نمیدونم من دیگه دیدم خطری منو تهدید نمیکنه دست از سرش برنداشتم گفت باشه خیلی خوشحال شدم به عشقش همیشه استمناء میکردم روزی براش گفتم برادرم از کون هم تو رو میکنه گفت فقط دوبار از کون کرده گفتم از کون برا من هم میدی گفت از کون نه خیلی درد دارد هر چه ازش خواهش کردم قبول نکرد بعد راضیش کردم از کوس برام بده روزی برادرم رفته بود ماموریت رفتم خونشون یه زیر پیراهن پوشیده بود و یه شلوارک دیگه از کیرم آب می امد رو مبل نشسته بودم نتونستم جلو خودمو بگیرم رفتم پیشش اول از صورتش بوس کردم بعد لباشو خوردم بعد سینه هاشو از رو پیراهنش ماساژ دادم براش گفتم میتونی کیرمو بخوری گفت نه اصلاً خوشم نمیاد گفتم من کوس و کونتو بخورم گفت خودت بدون لباساشو درآورد خوابوندمش رو زمین شروع کردم اول لباشو بعد سینه هاشو بعد شروع کردم کوسشو خوردم اصلاض صدا نمیکرد ولی چشاش خماری رفته بود بعد کیرمو در آوردم به خدا کیرم 16 سانت است توف کردم رو کیرم آروم گذاشتم تو کوسش آروم فشار دادم گفت آخ گفتم کیر من بزرگ است یا برادرم کفت به خدا کیر تو بزرگ است بعد شروع کردم براش تلمبه زدم کوسش خیلی گرم بود خیلی برام حال میدادتا آخرش کیرمو میکردم تو کوسش بعد میکشیدم بیرون بعد از 15 دقیقه حال کردن دیدم دارم ارضاء میشم گفتم کجا بریزم کفت خودت بدون گفتم رو صورتت بریزم گفت نه گفت یا بریز رو کوسم یا رو کونم و یا تو کوسم بعد دیدم دیگه دارم ارضا میشم تلمبه براش نزدم باز سینه هاشو خوردم دیگه صدا میکرد کوس تنگی داشت بعد از 5 دقیقه باز به کوسش گذاشتم شروع کردم به تلمبه زدم بعد از 5 دقیقه تلمبه زدن ارضا شدم با آه آه گفتن ریختم تو کوسش موقع ریختن زن داداشم هم آخ آخ میکرد بعد همشو ریختم تو کوسش خیلی حال کردیم بعد لباسامو پوشیدم بعد براش گفتم بعدن باز هم برام میدی برام گفت نه دیگه برا همیشه فراموش کن گفتم چرا گفت چرا نداره بعد براش گفتم خداحافظ ولی بعد از اون خداحافظی مثل همین جوری چند بار دیگه نیز باهاش حال کردم. تمام
به خدا راست میگم
من آقا هستم خیلی حشری هستم چند تا زن برادر دارم دو تا شون چاق هستن و یکی شون لاغر است این زن داداش لاغرم گاه گاهی برام اس میزد و برام میگفت برام شارژ بفرست پولتو برات میدم من هم میگفتم باشه زن داداش براش شارژ میدام و خدا وکیلی پولمو سر موقع برام میداد روزی براش اس عاشقانه دادم اون هم برا من اس عاشقانه داد بعد از مدتی براش اسمس بی ادبانه دادم اون هم برا من اس بی ادبانه داد بعد روی من باز شد براش گفتم برات یه چیزی بگم ناراحت نمیشی گفت نه نمیشم بگو گفتم باهام دوست میشی گفت مگه میشه گفتم چرا نمی شه گفت آخه من زن برادرت هستم من هم گفتم چه اشغالی داره بعد گفت نمیدونم من دیگه دیدم خطری منو تهدید نمیکنه دست از سرش برنداشتم گفت باشه خیلی خوشحال شدم به عشقش همیشه استمناء میکردم روزی براش گفتم برادرم از کون هم تو رو میکنه گفت فقط دوبار از کون کرده گفتم از کون برا من هم میدی گفت از کون نه خیلی درد دارد هر چه ازش خواهش کردم قبول نکرد بعد راضیش کردم از کوس برام بده روزی برادرم رفته بود ماموریت رفتم خونشون یه زیر پیراهن پوشیده بود و یه شلوارک دیگه از کیرم آب می امد رو مبل نشسته بودم نتونستم جلو خودمو بگیرم رفتم پیشش اول از صورتش بوس کردم بعد لباشو خوردم بعد سینه هاشو از رو پیراهنش ماساژ دادم براش گفتم میتونی کیرمو بخوری گفت نه اصلاً خوشم نمیاد گفتم من کوس و کونتو بخورم گفت خودت بدون لباساشو درآورد خوابوندمش رو زمین شروع کردم اول لباشو بعد سینه هاشو بعد شروع کردم کوسشو خوردم اصلاض صدا نمیکرد ولی چشاش خماری رفته بود بعد کیرمو در آوردم به خدا کیرم 16 سانت است توف کردم رو کیرم آروم گذاشتم تو کوسش آروم فشار دادم گفت آخ گفتم کیر من بزرگ است یا برادرم کفت به خدا کیر تو بزرگ است بعد شروع کردم براش تلمبه زدم کوسش خیلی گرم بود خیلی برام حال میدادتا آخرش کیرمو میکردم تو کوسش بعد میکشیدم بیرون بعد از 15 دقیقه حال کردن دیدم دارم ارضاء میشم گفتم کجا بریزم کفت خودت بدون گفتم رو صورتت بریزم گفت نه گفت یا بریز رو کوسم یا رو کونم و یا تو کوسم بعد دیدم دیگه دارم ارضا میشم تلمبه براش نزدم باز سینه هاشو خوردم دیگه صدا میکرد کوس تنگی داشت بعد از 5 دقیقه باز به کوسش گذاشتم شروع کردم به تلمبه زدم بعد از 5 دقیقه تلمبه زدن ارضا شدم با آه آه گفتن ریختم تو کوسش موقع ریختن زن داداشم هم آخ آخ میکرد بعد همشو ریختم تو کوسش خیلی حال کردیم بعد لباسامو پوشیدم بعد براش گفتم بعدن باز هم برام میدی برام گفت نه دیگه برا همیشه فراموش کن گفتم چرا گفت چرا نداره بعد براش گفتم خداحافظ ولی بعد از اون خداحافظی مثل همین جوری چند بار دیگه نیز باهاش حال کردم. تمام
نوشته: ؟
57 پاسخ به “زن برادر لاغر”
واقعا خاک تو سرت با این داستان نوشتنت اینو ندیده بودم دیگه داستان با لحجه برو داداش هر موقع ورژن فارسیش اومد بزار رو سایت بخونیم. خلاصه خیلی کس شعر بود مخصوصا اون شول 16سانتی که واسش قسم میخوری اخه 16سانت قسم داره برو بچه استمناتو بکن 🙂
سلامبه خدا راست میگم 😀 😀 😀 😀 :)) :))
کس کش کون گلابی توازاونایی هستی که توی رویاهاتم بایدزجربکشی…آخه این چه طرز نوشتنه <):)
برات میگم که برا بگی به خدا خیلی خری :)) :)) :))
برات میگم که براش بگی به خدا خیلی خری :)) :)) :))
خاك بر سرت.همين
آخه الاق بيشعور آدم آبشو ميريزه تو كس زن برادرش به همين راحتي؟ نكنه فكر كردي بر و بچ اينجا هم مثل تو و زن برادرت خرن؟
به خدا راست میگم…هه هه هه ،،ای خدا این داستان بود یا جوک،یه طور گفتی به خدا کیرم 16 سانته،که انگار25 سانته که به خدا قسم میخوری!!!مسخره ی افغانی
😀 ریدی با این داستان سر هم کردنت…
/:) /:) /:) چه اشغالللللللللللللی!!!داشت داستان نمی نوشتی؟؟؟
بورو مادرتم بکن خواهرتم روش
داستان واقعا مزخرفی بود
واقعا کس وشعر بود
اشغالی نداره فحش ندید…:Dکس ننت…
واقعا خااااااااااااااااااااااااااااااااک تو سرت با این داستان نوشتنت.بور کونتو بده تورو چه به کس کردن…
کیری که برای زن برادر بلند بشه باید با تبر به هشت قسمت مساوی تقسیم کرد
برام برات براشبرامان براتان براشان 😀
يعنى دو سانت دو سانت به خدا 😀
ریدم تو نوشتارت هه هه
میگم شما افغان تشریف ندارید احتمالا؟
این اصلا و ابدا لهجه دری افغانی نیستاین بیشتر به دهاتی های ایران شباهت داره به هیچ وجه این لهجه افغانی نیستو باید بگم این نویسنده داستان یه جو غیرت نداره خاک بر سرش
املاء=0صفرچاخان=20غیرت=0اما اشغال نداره منم برات میگم ننویسدمت گرم کلی خندیدم
فوشا رو که بچه ها لطف کردن ولی خیلی کیری
حیف کیر بچه های بکن تو که بره تو کونت! کیر خر تو کونت بره از ملاجت درآد!
برات افغان هستی یا پاکستانمردک کون گلابی این که نوشتی چرند ترین مزخرفی بود که تاحالا خوندمعقده کس کردن داری سنان ابن انس
به خدا بگم؟نگم؟ ریدم، دهنت.
کیرم تو نوشتنت بیاد
کیر برات فرستادم نصف پیمانه هرشب براش ببر بخورین براتان.
نوشته به خدا کیرم 16 سانتی متره :))))))
دمت گرمـ برار کلی خندودیمون!!!یا مال تاجیکستانی یا افغانی اینجا جای امثال شما نی فقط ایرانی فهمیدی؟بیشتر افغانی میزنی چون این افغانیا سکس با محارم زیاد دارند!سکس با محارم مثل اینه که برینی و بعد گوه ت رو بخوری کم گو بخور!
بچه ها من ک تخمی تر از این داستان،نخونده بودم تا حالا.شما چی؟
این دیگه بی نظیر بود!!!این مورد اصلن حرف نداشت ، عالی بود در حدّ بنز!!!می گم بچّه ها بهش نمره ی بالا بدید جزء داستانهای برگزیده ی ماه بشه تا بتونیم هر روز چند بار بخونیم!!! باور کنید من یکساعت به اعتماد به نفس نویسنده فکر می کردم که چطوری دست به قلم شده!!!ضمنن یک موضوع خیلی مهم؛ببینید من فکر می کنم توهین به ملیّت ، قومیّت ، نژاد، زبان و اینطور چیزهائی که فرد هیچ دخالت و حقّ انتخابی برای اونها نداره و قهری به آدم منتقل می شوند نه کار اخلاقی و خوبیه و نه متمدّنانه. متوجه عرایضم هستید ؟ اینکه کسی کجای دنیا متولد بشه اصلن مهم نیست حتّا بعضی از کاستی های فرهنگی و تفاوتهای رفتاری به واسطه ی همین قهری بودن مواردی که گفتم قابل پذیرشه ولی اینکه کسی چطور فکر می کنه دیگه دست خودشه، اینکه چقدر انسانیت داره دست خودشه و در این زمینه ها حقّ انتخاب داره و میشه برای داشتن عقیده ی مسخره، مسخره اش کرد .بهش توهین کرد ، بازخواستش کرد . پس افغانی بودن فی حدّ نفسه هیچ ایرادی محسوب نمی شه . ولی طرفدار طالبان بودن گند و بی خود و مسخره است و خیلی هم قابل توهین و تمسخره. من خودم دوستهای افغانی داشتم و دارم که به مراتب از من ایرانی که مدّعی روشنفکری هم هستم بهتر ، مطلع تر ، آزاد فکر تر ، با سواد تر و … بوده و هستند . منو ببخشید من آقا ناظم نیستم و شاید جسارت کردم امّا باور کنید آدم ها فقط به واسطه ی مقدار انسانیتشون از یکدیگر برتر هستند نه محل تولّدشون. بازم منو عفو کنید اگه زیاد حرف زدم.
این یک کار غیر اخلاقیه که آدم خانم برادرشو بکنه،خیلی زشتهو زشت تر اینکه این مساله رو افشا بکنی و در انظار عادی جلوه بدی.خیلی زشته…خیلی بده…بچه بد !..تو بدیتو به برادرت خیانت کردی و این در مرام ایرانی نیست ،مگر اینکه مال جای دیگه باشی که از لحن داستان نویسیت معلومه
تو روحت با این داستان تخیلیت!
حضرت عباسى داستانتو يه بار ديكه تا اخر بخون ببين جند بار كفتى برام ،براش، برات خاك تو سرت
افغانی موقع خالی کردن چاه توالت داستان ننویس
ميشه اسم دهاتي كه زندگي ميكني رو به من بگي از لهجش خوشم اومد ميخوام بيام ياد بگيرم
roodi2آفرین. ایول داریکاملا با افکارت موافقم. اگه میخواستم یه کامنت عاقلانه درجه یک بنویسمهمین حرفای شما رو مینوشتم
برعکس زن داداش من که خیلی بدنش پره خیلی بدنشا دید زدم
اره افغانى هم بنده خداست و كار درستى نيست به انها حرف زشت بزنيم ايرانى خودمون هم اسم و رسم زياد خوبى تو دنيا نداره و فقط شايد إز أفغانستان يه ذره جلوتر باشيم مكرنه انجنان أش دهن سوزى نيستيم شما هم ميتونيد با فقط يه مسافرت كوتاه به خارج إز ايران متوجه حرفهاى من بشيد .مرسى
تا حالا پتروس انگشت تو کونت کرده ?
يعني ديگه حتي واژه كوسخولم حيفه بت بگملري!؟
یک چیزی بیشتر
1- “شیر جوان…” دوست عزیز و محترمم ، شما لطف دارید . باور کن من بعضی وقتها دلم میسوزه و کامنت هائی می گذارم که شاید رنگ وبوی نصیحت داشته باشه در صورتی که خدا وکیلی من نه اهل نصیحت گفتنم نه اهل نصیحت شنیدن. من وقتی می بینم بعضی بچه ها که دیدم آدمای روشنفکر و خوبی هستند بر اثر یک لحظه درست فکر نکردن می آیند و به قومیّت کسی توهین می کنند (حالا کسی که من خودم دوست داشتم 10-15 تا فحش و لیچار هفت طبقه ی چارواداری بارش کنم به خاطر ذهنیت کثیفی که داره و داره اشاعه اش هم میده، به خاطر بی سوادی اش و اینکه با وجود بی سوادی به خودش اجازه می ده وقت مردمو با نوشته ی گندش بگیره و به خاطر خیلی چیزای دیگه) که نباید اینکارو انجام بدند به خاطر خودشون که بچه های خوبی هستند نه به خاطر اون یابوئی که خیر سرش داستان نوشته. این مواقع از این کامنت ها ی طولانی مینویسم. یک چیزو می دونی؟ من در این سایت و بین کاربرهاش یک شفافیت و صمیمیتی دیدم که هیچ کجا تا حالا ندیده بودم. اکثر کاربرای اینجا آدم های خیلی جالب و منحصر به فردی هستند که اتفاقن به هیچ وجه ولنگ و باز فکر نمی کنند . فقط اینجا چون محیط مجازیه و کسی در دنیای واقعی با دیگری مواجه نمی شه و در عین حال به واسطه ی موضوع اصلی سایت که یک “تابو” و “اسمشو نبر” در جامعه ی ما و چند تا کشور همسایه مونه ، افراد وقتی که اینجا می آن نقاب هائی که به واسطه طرز تفکر غالب و سنّتی اجتماع ،در زندگی عادی به ناچار به چهره دارند بر می دارند و به قول معروف اینجا جای “هر چه می خواهد دل ِ تنگت، بگو ” است. اینطوریه که آدما خودشون می شوند و این “خود” فی حد نفسه زیبا و قابل توجه است. برای همین دوست ندارم که رنگ تبعیض و خود خواهی و نژاد پرستی و تحجّر و انجماد فکری و… این چهره های بی نقاب و زیبا را خراب کنه .بگذریم … به هر صورت از حسن نظرت ممنونم وامیدوارم بتونم منشاء یک خیری هر چند ناچیز باشم.2-دوست گرامی جناب “mahboud”، بنده هم چیزی جز فرمایشات شما در نظر نداشتم وعرض نکردم .همونطور که در ابتدای همین کامنت به شیر جوان عزیز عرض کردم من از هیچ چیز این نویسنده نمای کوته فکر و کثیف و بی سواد دفاع نمی کنم .چون جای دفاع نداره اتفاقن باید به چماق نقد کوبنده نواخته بشه تا دیگه از این غلطهای اضافی نکنه . (منظورم داستان نوشتن-خیرِ سرش- و ارسال لاطائلاتش به جای پر مخاطبی مثل اینجا است.) قصد من فقط از اون نوشته اشارتی بود که قومیت و محل تولد افراد دستاویز توهین حتّابه کسی که کاملن مستحق توهین شنیدن هم هست ، قرارنگیره. باقی بقایت…
درود بر تو roodi2…
kosam dar hamun mavaghe,e madudi ke pashmalue tu dahane un moaleme zahmatkeshe kelas avalletkirie bi savad nanevisi migan das nadari???
برو کسه ننتم بذار .جونت دراد افغانی هستی از نوشتهات معلومه
گایدم دهن کسایی که میان کسشعر تو نظرات مینویسند وهیچی هم حالیشون نیست حالا چون اگر زن بردار کرم بریزه چه میکنید وحالا بگذریم ولی کاری که این جوان کس کش افغانی هم کرده رو نیز نمیپسندم ما تو محله خودمون یه کسخل داریم ازش میپرسم کیرت چند سانته میگه خیلی بزرگه بخدا 8سانته این نویسنده هم فکر کنم مثل این باشه
alan in lahje male koja bood…!!!
یک کس بده به من تا تمام مشکلاتت حل بشه-قبول کن-امتحان کن
:^oواقعاٌ داستانت بوی گوه میداد. بوش تمام بکن تو رو ورداشته. أه أه کیلم دِ موتِت
کسخل خان برو اول یه دوره آموزش داستان نویسی ببین بعد بیا اینجا.
کسایی که میگن این لهجه افغانیهحتما ماهواره تو خونه دارین شبکه ها افغانستان رو بگیرین و با این لهجه مقایسه کنید
بخدا مردم از خنده بخدامخصوصا اونجایی ک میگه بخدا کیرم ۱۶ سانته انگار کیر ابوالهول رو دارهبخدا سایز سینم ۸۰ بخدا
پایان…!!! 😕
هیچی ازش نفهمیدم.حتی ترجمه گوگلم هنگ کرد به خداwacko
استمنا رو خوب اومدی افغانی کوس کش