خواهر شیطون و برادر هیز (۳)

صبح شد کنار هم خوابیدیم و اون شروع کرد لپم رو ماچ کردن بعد اومد لبم رو بوسید و لب تو لب شدیم چند دقیقه ای لب بازی کردیم و بعدش رفتیم زیر پتو یهو برعکس شد داداشم (بعدا فهمیدم بهش میگن پوزیشن 69) با نوری ک از پنجره اتاق میزد میشد واضح دید داشتیم که چخبره و چی به چیه ، شلوارش رو آروم دادم پایین اونم دامنم رو داد بالا و اول ی دستی کشید روش و شروع کرد ب بوس کردن منم شورتش رو هم دادم پایین انگار کمی اذیت میشد خودش شورت و شلوارو تا زانوش داد پایین ، کیرش نیمه خواب بود اولین بارم بود کیرشو میدیم ، شُل بود کم کم داشت خیز برمیداشت و جلو چشام یواش یواش داشت بزرگ میشد منم شروع کردم ب لیس زدن و یواش یواش خوردنش اونم همینطوری لیس میزد و چوچولم‌ رو میمکید میگفت چقد خوشمزس و خب کیرش کم کم بزرگ شد و سفت شد و دیگ تو دهنم جا نمیشد و دندونامم میخورد به کیرش بهم گفت فکر کن داری بستنی میخوری سعی کن دندونات نخوره و لبات رو بذار روی دندونات تا دندون نزنی منم همین کاری ک گفت رو کردم کمی بهتر شد و اذیت نمیشد ولی بازم بلد نبودم خوب بخورم، خودش جوری برام میخورد ک انگار کصم واسش بستنی با ولع میخورد، آب کصممم جاری شده بود اونم لیسش میزد و میخورد تا اینکه انگشتش رفت سراغ کونم و شروع کرد باز کردن سوراخم و همزمان داشت واسم میخورد، چوچولم رو چنان میک میزد که گفتم الانه چوچولمو از جاش بکنه:)
منم حسابی واسش میخوردم مث بستنی لبام هم غنچه کرده بودم ک دندونام نخوره و اذیت نشه ک دیگ خسته شدم ، پتو رو زد کنار منو برگردوند روی خودش ینی خودش ب کمر خوابیده بود روی تخت منم روش خوابیده بودم به شکم ک شروع کرد لبام رو خوردن و زبونش رو میچرخوند تو دهنم ی چند دیقه ای اینو کارو انجام دادیم و بعدش سر و ته کرد منو، کصم اومد جلو دهنش و کیرش هم جلو دهن من ، من شروع کردم با دستم بازی بازی کردن با کیرش و لیس زدنش ، داداشمم شروع کردم با زبونش لیس محکم زدن ب کصم و انگشت کردن من ک همینطور ک ادامه میداد من لرزیدم و تو دهنش ارضا شدم اونم گفت عجب آب خوشمزه ای بود به به مثل عسل خوشمزس، سوراخم دیگ باز شده بود ب حد کافی ، برعکس شدم و دستمو گرفتم ب کیرش و یواش یواش نشستم روش ، دوباره داشتم حسش میکردم ولی اینبار فرق داشت دیگ خودم داشتم فرو میکردمش تو و میدیدم که تا کجا داره میره تو ، کم کم سر کلاهک میخواست بره تو که دردم گرفت و سوزش داشتم، داداشم سریع وازلین رو برداشت زد به انگشتش و دوباره شروع کرد ب انگشت کردن منم بیکار نبودم و وازلین برداشتم از کلاهک تا اخر کیرش رو حسابی وازلین مالی کردم ، یهو کیرشو گرفت و گفت چخبره اینقد وازلین میزنی مطمئنی تا آخرش میره تو که همشو چرب کردی؟؟
منم با لبخند ی شونه بالا انداختم و دستش رو پس زدم و دوباره شروع کردم ب نشستن روش اولش کمی سخت بود ولی با چندبار بالا پایین شد بالاخره کلاهکش رفت تو کونم ی جیغ ریزی زدم و نفسم بند اومده بود، ی نفسی تازه کردم ولی ریز ریز بالا پایین میکردم خودمو و نم نم بیشتر میشستم تا بیشتر بره توم اما درد داشت، شروع کردم بالا پایین شدن ی کمی رفتم و خسته شدم عاخه فشار زیادی روی پاهام بود تقریبا تا نصفه کیرش تو کونم بود و بهش گفتم تا اینجا میتونم بیشترش دردم میگیره،خودت تلمبه بزن، اولش شروع کرد یواش تلمبه زدن و لبامو میخورد و یواش یواش سرعتش رو زیاد میکرد اینقد یواش سرعت میداد ک من بهش گفتم تندتر بزن دااااداااااش و اونم انجام داد ولی باز ی کمی سرعتش رو زیاد کرد ک بازم دردم اومد کمی یواش تر کرد و بعد اینکه آروم شدم و رو ابرا بودم و آهههه آههههه میکردم صدای من در اومد ک تندتر بزنننن تندتررر ک دیگ تند تند میزد و حسابی عرق کرده بود و اینقد تند زدن ک من برای بار دوم ارضا شدم و یک جیغ بنفشی زدم از لذت که فکر کنم همسایه ها هم صدامو شنیدن،
داداشم با صدای جیغ من ترسید و دست از کار کشید و نگران بود که نکنه اتفاقی واسم افتاده(ریده بود به خودش فکر کرده بود پردمو زده) ولی من با صدای لرزون و حشری گفتم ارضام کردی لنتی ادامه بده ، اونم قربون صدقم رفت و میگفت فدای آبجی خوشگلم بشممم ترسیدم و شروع کرد به ادامه دادن بعد چند دقیقه خودش هم نزدیک بود ارضا بشه که کشید بیرون و تو دستمال ارضا شد و دستمال رو حسابی خیسش کرده بود ، بلند شد رفت دستشویی تا خودش رو بشوره بعدش ک اومد بمن گفت برم آب ولرم بگیرم سوراخم رو و بیام دوباره روی تخت ، پاهام جون نداشت از اینکه ۲ بار ارضا شده بودم،
کمکم کرد رفتم دستشویی و خودمو شستم و رفتیم رو تخت شروع کرد مالیدن و ماساژ دادن سوراخم ک اندازه قطر کیرش باز مونده بود ، سایزش زیاد بزرگ نبود اما برای من ک سنم کمتر بود خب بزرگ بودش ، اندازه اش 13 یا 14 سانت بود اون موقع و کلفتی هم دستمو دورش میپیچیدم انگشتام کمی نزدیک هم بودن خب دستای منم کوچیک بودن اون زمان اندازه نگرفتم ک چند سانته ولی حدودی گفتم چقدر بوده ، خلاصه اینقد ماساژ داد ک دیگ دردم کم شده بود و آروم شده بودم ، اومد بوسم کرد و ازم تشکر کرد که با هم اینقدر خوب شدیم، پدر و مادرمم خوشحال بودن که روابط منو داداشم باهم خوب شده اما خبر نداشتن که چه کارایی میکنیم ک ما باهم خوب رفتار می کنیم، من خیلی حشری بودم و مدام دلم سکس میخواست اما از بدشانسیم پریود شدم و رفتارم کمی سنگین شد با برادرم اونم ناراحت شده بود و نگران که نکنه حرکتی ازش سر زده ک من ازش عصبانی باشم یا شایدم رفتم به مامان و بابا گفتم ،
با مهربونی اومد سمت من و ازم دلیل رفتارم رو پرسید منم چون باهاش راحت بودم گفتم ک پریود شدم و تقریبا ی هفته ای نمیتونم باهات رابطه داشته باشم اونم گفت که زودتر میگفتی بابا دق کردم فک کردم کار بدی کردم یا پشیمون شدی از کاری که کردیم که عصبی و ناراحتی، منم خندیدم و بهش گفتم دیوونه میدونی که من دوست دارم و عاشق این کارم ک خودشم خندید، بهم گفت میره بیرون و زود میادش منم نپرسیدم کجا ، حتما میخواست بره با دوستاش بیرون، طولی نکشید که برگشت خونه اما با دست پُر برام کلی خوراکی خریده بود ، من پاستیل و بستنی و لواشک خیلی دوست دارم ، اینارو خریده بود،
خیلی زیاد خریده بود ولی من 3 روزه همه رو تموم کردم و دوباره مجبور شد بره برام بخره منم کیف میکردم که داداش به این مهربونی دارم ، روز آخر بود و کمی هنوز مطمئن نبودم ک دوره پریودم تموم شده یا نه ، گفتم این همه صبر کردی بازم صبر کن که بعدش نمیذارم کمر برات بمونه همه آب وجود تو میکشم بیرون، خندیدیم گفت اینم(اشاره به کیرش) خیلی دلتنگت شده…
شب آخری حشری بودم و دنبال پوزیشن های جدید بودم تا تنوع بدم تو سکسامون، و انتخابم پوزیشن داگی بود، فردا که کلاسامون تموم شد و وقت زیادی داشتیم ، من رفتم رو پاش نشستم و شروع کردیم لب گرفتم اونم هم لب می گرفت هم کونم رو فشار میداد و کم کم حس کردم زیرم داره ی چیزی سفت میشه، چشامو باز کردم و چشم تو چشم شدیم و من لبخند زدم و چراغ سبز نشون دادم اونم سریع متوجه شد و رفتیم سراغ درآوردن لباسامون ولی این سری روی مبل پذیرایی شروع به کار کردیم، هر دو شورتامون پامون بودش ، منو دقیقا تو همون پوزیشنی ک دلم میخواست(داگی) گذاشت روی مبل و شروع کردم شورتم رو داد پایین و کصم رو بوس بارون کرد و شروع کرد میک زدن چوچولم رو بعدش ی کار دیگ انجام داد اونم این بود که سوراخ کونم رو لیس میزد و منم آب کصم جاری شده بود،
کم کم زبونش رو سفت میکرد و سعی میکرد وارد سوراخ کونم بکنه منم همراهیش میکردم و شُل کرده بودم خودمو که زبونش بره تو(قبلش کونم رو شسته بودم و کاملا تمیز بود) بالاخره بعد سعی و تلاش زیاد کمی وارد شد البته وسطاش هم کمی انگشت کرد که بتونه ولی بعدش ک زبونش رو تکون میداد تو کونم حس حال و عجیبی داشت ی چیز نرم که میچرخید رو سوراخ ، کامل نرفته بود تو فقط در حد چند سانت نوک زبون بود ولی کیف زیادی داشت، دیدم دیگ زبونش داره شُل میشه و خسته شده منم پوزیشن رو عوض کردم نشستم رو مبل و شروع کردم براش ساک زدن اولش لیس زدم و رفتم پایین تخماش رو لیس زدم و اینا بعدش اومدم سراغ ساک زدن ک حسابی بزنم واسش بعد بهم گفت که بذار بشینم ، نشست و منم تقریبا شبیه داگی رو مبل بودم اونم داشت همزمان سوراخم رو انگشت میکرد بعد چند مین گفت داگی شو منم آماده شدم و بهش گفتم تو ثابت نگهشدار من خودم عقب و جلو میکنم ، نگهداشت و منم خیلی راحت تر از قبل با درد کمتر کلاهکش رو با چندبار عقب جلو کردن فرستادم تو و بقیش هم یواش یواش با تلمبه های ریز رفت تو تا اینکه دوباره رسید به جایی ک درد رو احساس کردم پشتم بهش گفتم من آماده ام تا همینجا تلمبه بزن ولی یواش ، شروع کرد تلمبه زدن و از زیر هم کصم رو میماید دیدم دارم ارضا میشم و اونم فهمید سریع ی شورت رو برداشت و نگهداشت که آب کصم رو مبل نریزه ، تمیز کرد و دوباره شروع کرد به تلمبه زدن و ازم سوال کرد که بریزم توش ،گفتم تو چی ،گفت تو کونت دیگ که من مخالفت کردم ولی چیزی نگفت و اونم ادامه داد تا نزدیک بود آبش بیاد ک در آورد و تو شورته خالی کرد خودشو و نشست کنارم ، شروع کرد لب گرفتن و ناز و نوازش بعدشم رفتیم شستیم خودمون رو و مثل همیشه سوراخم رو ماساژ داد بعدشم لباسامون رو پوشیدیم و من رفتم ناهار رو داغ کنم، ناهار خوردیم و گذشت تا شب شد و چون تازه پریودم تموم شده بود بازم دلم سکس میخواست ، صبر کردم تا بقیه بخوابن و رفتم تو تخت پیش داداشم خوابیدم و شروع کردیم تو تاریکی سکس کردن چون چند ساعت قبلش حسابی تلمبه زده بود نیازی به انگشت کردن نبود و راحت رفت تو احساس کردم کمی گشاد شدم که راحت میره تو کونم ولی بازم حال میداد و چون داداشمم یکبار قبل ناهار ارضا شده بود و این ارضای دومش بود کمی طول کشید تا آبش بیاد منم کمی خسته شده بودم منتظر بودم ک تموم بشه این سکس نسبت به صبح خیلی طولانی تر شده بود ، از فعالیت خسته نشده بودم از اینکه مدت زیادی تو پوزیشن به بغل خوابیده و قمبل کرده بودم خسته شده بودم ، چون پدر و مادرم خواب بودن خیلی بی سر و صدا بودیم، برای همین حرکت اضافه ای انجام نمیدادیم تا صدا در بیاد.
احساس میکردم که کمی بیشتر از صبح داخلم کرده کیرشو تقریبا از نصف بیشتر رفته بود و چون بدنش رو ک نزدیکم میشد حس میکردم و بالاخره آبش اومد و تو دستمال ریخت و کمی دوباره ماساژ داد و من بوسش کردم و با خوشحالی رفتم خوابیدم ، صبح که داداشم بیدار شد دیدم کمرش رو گرفته با خنده گفتم چی شده شب سختی رو پشت سر گذاشتی که اونم گفت بعضیا خودشون رو تکون نمیدادن ک کارا نصف نصف بشه،زدیم زیر خنده و صبحونه رو خوردیم. و رفتیم سراغ کلاسای آنلاینمون،
کلاسای آنلاین داداشم کم بود، زود تموم شدن یک ساعت بعدش هم کلاسای من تو شاد تموم شد، بدنم از سکس دیشب بو گرفته بود و دیشب هم نشستم خودمو و خوابیدم یعنی جفتمون از خستگی نشستیم و خوابیدیم، خواستم برم حموم ک گفتم داداشی من میرم حموم بدنم خیلی بوی آبتو میده ک اونم پشت بند حرفم گفتش ک نظرت چیه دوتایی بریم حموم که منم لبخندی زدم و گفتم انگار کمرت بهتر شده و سریع رفتم تو حموم در حال درآوردن لباسم بودم ک اونم درو باز کرد و اومدش تو و لباساشو درآورد ، دوتایی لخت تو حموم بودیم، آب باز کرد و دماش رو تنظیم کرد منو فرستاد زیر دوش خودشم اومد ی کم ک خیس شدیم دوتایی، موهای خیسمو کنار زد و شروع کرد زیر دوش لب گرفتن اما کوتاه بود و رفت سراغ شامپو زد ب سر و زیادی زده بود و کف کرده بود هرچی میشستیم کفش تموم نمیشد و حسابی ام خندیدیم حالا نوبت من بود ک سرش رو شامپو بزنم اولش کم زدم و شروع کردم شستن ک کمی کف رو زدم به چشمش تا بسوزه وقتی سوخت رفت زیر آب ک بشوره چشاشو و سرش رو منم هی شامپو خالی میکردم رو سرش اونم غرغر میکرد بسه تورو خدا بسه منم غش غش میخندیدم دیگ دلم سوخت دست کشیدم و شست خودشو اما کف ها تموم شدنی نبود که اما بالاخره اومد از زیر دوش کنار و لیف منو برداشت و شامپو بدن رو بهش زد و شروع کرد بدن منو شستن منم کیف میکردم ک ی دست مردونه داره منو محکم میشوره، میمی هامو حسابی کف مالی میکرد و باهاشون بازی میکرد نسبت ب قبل که هیچی میمی نداشتم و همش سوتین اسفنجی میبستم ، میمی هام ی کمی رشدی کرده بودن ولی بازم بخاطر اینکه کوچیک بودن اسفنجی رو هنوز میبستم موقع بیرون رفتن، اومد پایین تر شروع کرد لیف کشیدن کصم ولی بجای لیف کشیدن همش دستشو میکشید ، بعدشم از رون پاهام رو تا کف پام لیف کشید و منو برگردوند کمر رو لیف کشید سریع ک بیاد سراغ کونم اول ی لپ کونم رو لیف کشید بعد اون یکی لپ رو و بعدشم تا تونست وسطش رو لیف کشید ک با خنده بهش گفتم فقط اونجا کثیف نیستا ک خودشم خندید و رفت تا پایین لیف کشید و بعدشم زیر دوش منو شست و حسابی ام انکولگ کرد منو ، منم کیف میکردم ک تو حموم این کارا رو میکنم ، بعدش لیف خودش رو شامپو بدن زد و داد دستم ک یعنی منم بدن اونو بشورم منم شروع کردم به شستن بدنش از بالا شروع کردم اومدم رو سینه ها کمی مالیدم گفت مگه جون نداری، محکم تر بکش و منم ومی محکم تر لیف میزدم اما من زور داداشم رو نداشتم کمکم رفتم پایین تر و رفتم سراغ کیرش ی کمی شُل بود کیرش اما وقتی لیفش ک زدم کم کم سفت و سنگ شد ی نگاهی بهش کردم اونم شونه هاشو بالا انداخت و بعد پاهاش رو لیف زدم تا پایین و پشتش رو کرد بهم و کمرش رو لیف زدم تا رسیدم به کونش ی کمی پشمالو بود پایین تنه اش که کونشم لیف کشیدم ک بهم با طعنه گفت جای اشتباهی رو داری زیادی لیف میرنی منم یه نیش خند زدم و پشت پاهاش تا پایین رو لیف زدم و دوباره کیر و تخماش رو لیف زدم گفتم خوبه ببین تمیز شد داداش ک خندید ، رفت زیر دوش ب من نگاه کردم فهمیدم باید بشورمش زیر دوش ، پشتش بهم بود از بالا گردنش شروع کردم تا پایین رو شستم و بعد برگشت از سینه اش شروع کردم و رفتم پایین تا رسیدم ب کیرش ی حالی بهم دست داد ، زانو زدم و زیر دوش براش شروع کردم ب خوردن، انگار ک زیر بارون براش داشتم میخوردم ، یکمی ک خوردم بلند شدم اصن فرصت نداد من حرف ی بزنم خودش زانو زد و منو برگردوند و شروع کرد لیس زدن کص و کونم ، یواش یواش زبونش رو کرد تو کونم چون دیشبش سکس داشتیم هنوز جمع نشده بود سوراخم و خیلی بهتر داشت زبون میزد توش و حس میکردم ک بیشتر زبونش نسبت ب قبل رفته تو کونم و بعدش بلند شد و از زیر دوش اومدیم کنار ی کم تف زد ب کیرش چون زیر دوش بودیم هرچی من ساک زده بودم و تف بود پاک شده بود ، کیرش رو گذاشت دم سوراخ کونم و سعی کرد بکنه تو که نشد زیر دوش بودیم منم این حس زیر دوش بودنو دوست داشتم، دستشو دراز کرد شامپو نرم کننده رو برداشت زد به سوراخ من و کیر خودش با یک فشار کم سرش رفت تو ، چون تو کمتر از 24 ساعت، این سومین سکسمون بود دیگ سوراخم باز بود دیگ راحت رفت تو ولی بخاطر شامپو کمی سوختش و شروع کرد ب تملبه زدن، من هم خوشحال بودم و هم ناراحت، خوشحال از سکس اما ناراحت بودم ک اون درد و لذتی ک قبلا میبردم دیگ نیست، سکس میکردیم انگار زیر بارون داشتیم سکس میکردیم و کصم رو میمالید ، کم کم خودش ارضا شد و ریخت کف حموم ولی من هنوز ارضا نشده بودم ، نشست کف حموم منو کشوند سمت خودش و ایستاده بودم برام میخورد و میک میزد چوچولم رو اینقد تند تند این کارو کرد ک منم ارضا شدم تو دهنش و همش رو قورت داد و تموم شد ، دوباره همدیگ رو لیف زدیم و شستیم و اومدیم بیرون ،
ی کم ک گذشت داشتم موهام رو خشک میکردم اومد تو اتاقم بهم گفت ی چیزی میخوام بهت بگم ولی قول بده که ناراحت نشی، گفتم بگو داداش جونم، گفتش که ما چند وقته زیادی از حد رابطه داریم و خب کمر منم تا ی حدی جواب میده برای سکس با این حرفش خندم گرفت کمی و در ادامه گفت که کون توهم احساس میکنم کمی گشاد شده قبلا اول با انگشت و کلی زحمت باز میکردم ک‌ بتونم تو کون قشنگت تلمبه بزنم ولی جدیدا دیگ نیاز ب انگشت نیست و با ی حرکت میره تو ، نظرم اینه ک بین سکسامون وقفه بندازیم و پشت سر هم نباشه، میخوای شروعش با هفته ای 3 یا 2 بار باشه بعد ببینیم چه جوریه حس و حالمون( عاخه تقریبا هر روز هفته سکس داشتیم مگر من پریود میشدم یه هفته ای کنسل بود سکس وگرنه اون بیستو چند روز دیگ در ماه رو سکس داشتیم)
منم بهش گفتم تو حموم رو گذاشتی توم منم این حسو داشتم و میخواستم بهت بگم ولی خب گفتم شاید ناراحت بشی داداش و بگی سرد شدم از این رابطه، گفت که این رابطه دوطرفه هست و هر دو باید راضی باشیم عزیزم ، حالا که خودتم راضی ای بیا فاصله بندازیم، گفتم ک منم موافقم داداش میدونی چیه چون اون اولا که تنگ بودم و انگشت میکردی بعدشم میخواستی بکنی تو اون درد و لذتی که داشتم رو دوسش داشتم میخوام دوباره حسش کنم ، داداشمم گفت منم تنگ بودنت رو دوست دارم پس حله دیگ، ی چشمک زدم و لبخند زدم اونم چشمک زد و رفت بیرون،
بهم قول داده بودیم فاصله بیوفته ، ی 3 روزی خبری از سکس نبود و دوباره هم دل من میخواست و هم دل داداش سکس میخواست، بهش گفتم امشب میای مثل قدیما اجراش کنیم ی چشمک زد و گفت باشه آبجی سکسی و شیطون بلای خودم،
شب شد منتظر شدم پدر و مادرم بخوابن وقتی ی مدتی گذشت رفتم اتاق برادرم ک دیدم جام آماده هست ینی ب اندازه من رفته عقب تا من جا بشم تو تختش، رفتم تو بغلش و شروع کرد ناز و نوازش کردن من ، بعد منو برگردوند شروع کرد لب گرفتن زبونامون رو تو دهن همدیگ میچرخوندیم ، دستش رفت پایین کصم رو میمالید منم دستمو بردم سمت کیرش ی کم از رو شلوار مالیدم و بعد دست کردم تو شرتش و میمالیدم ی کم ک گذشت دست کشید از کار منم دیدم برعکس شد و رفت پایین تخت ینی پاهاش رو بالش بود و کله اش پایین منوهم یکمی ب سمت پایین کشید بعد فهمیدم میخواد پوزیشن 69 بریم ، شلوارو شورت خودشو تا زانو کشید پایین و واسه منو هم کشید پایین و شروع کردیم واسه همدیگ خوردن تا اینکه ی کمی کصمو خورد و دستش رفت پشتم ک انگشت کنه کونمو منم ی کمی خودمو سفت کردم، وقتی دید ک تنگ شده با ولع بیشتری برام میخورد و میک میزد با همون آب کصم ک از پشت میریخت شروع کرد انگشت کردن هی انگشتش رو لای کصم میکشید و بعدش انگشت میکرد با تلاش فراوان ی انگشتش رفت تو منم احساس خوبی داشتم از درد و لذتش و کم کم روان شد و رفت سراغ انگشت دوم ، انگشت دوم هم مث اولی با درد و لذت و وارد شد و دیگ کم کم روان شده بود با آب کصم و تند تند انگشت میکرد ک یهو ارضا شدم و پاهام رو سفت کردم و تمام آب کصمو لیس زد ، یکدفعه جابجا شد و از کشو تخت وازلین برداشت و برگشت سرجای اولش رو بالش خوابید و ازم ی لب جانانه گرفت دهنش مزه آب کصمو میداد ، بعدش منو برگردوند جامو درست کردم و قمبل کردم اونم پشتم بود وازلین رو برداشت و مالید به کیرش و سوراخم ،و کیرش رو تنظیم کرد و شروع کرد ب فشار دادن منم دردم گرفت ی کمی خودمو دادم جلو بهش گفتم تو حرکت نکن بذار خودم جاش بدم، اونم جای خودشو ثابت کرد و من دستمو بردم عقب و کیرشو رو سوراخم تنظیم کردم و کم کم عقب و جلو میشدم تا اینکه بالاخره کلاهکش وارد کونم شد با همون درد و لذتی که میخواستم ک داداشمم بیکار نبود و با دستش داشت کصم رو میمالید که برای بار دوم ارضا شدم و خودمو تکون دادم و کیرش پرید بیرون ، چون باز شده بود راهش دوباره تنطیم کردم و رفت توش بهش گفتم من دیگ نمیتونم جون ندارم خودت بیا تلمبه بزن ولی یواش ، اونم یواش یواش شروع کرد ب عقب و جلو کردن و همزمان درد و لذتی ک من دوسش داشتم رو بازم داشتم تجربه میکردم اصن تو ی حال و هوای دیگ بودم ک حس کردم شکمش چسبیده بهم بعله کیرش کامل تو کونم بود و منم رو ابرا بودم همینطور یواش تلمبه میزد ک من بهش گفتم تندتر بزن داداشش ای جونم تند ترررر اونم سرعتش رو زیاد کرد و تند تند میزد ک حس کردم برای بار سوم دارم ارضا میشم، بازم سرعتش بیشتر شد و طی اتفاق جالبی باهم ارضا شدیم ، اون ریخت تو دستمال و منم تو شورت خودم ارضا شدم ک جلوم گرفته بودم، بهم گفت برو بشور خودتو ک من حال تکون خوردن نداشتم چون اینبار تا آخرش کرده بود توم،
اولش اون رفت دستشویی و اومد و بعدشم من 3 بار ارضا شده بودم کمی حالم جا اومده بود سر جاش رفتم دستشویی و تمیز شستم، سوراخم اندازه قالب کیرش باز مونده بود و داشتم لذت میبردم و اومدم بیرون، داداشمم اومد رو تختِ من پیشم خوابید و شروع کرد به ماساژ کونم و ناز و نوازش ، نفهمیدم کی خوابم برد ، که صبح داداشم بیدارم کردم گفت کلاست دیر شده پاشو تنبل خانوم ،
دست و صورت نشسته رفتم سر کلاس تو برنامه مزخرف شاد و داداشمم سر کلاسهای آنلاین دانشگاه خودش بود(دوره همه گیری کرونا) ،زنگ تفریح من بود و آنتراک داداشم ، رفتیم پای صبحونه ک صحبت از دیشب شد ک هر دو راضی بودیم از کارمون و قرار شد همین رو ادامه بدیم ولی من همیشه دنبال تنوع بودم تو سکس و میخواستم چیزای جدید رو امتحان کنم و خوب تو این دو سه روزی که تایم استراحت بود دنبال راه های جدید گشتم تو سایتا و چنلا و داستان هارو همچنان دنبال میکردم که بالاخره پیداش کردم چیزی ک میخواستم و یادمه که برادرمم یکبار ازم درخواستش کرده بود اما من قبلا مخالفت جدی کرده بودم و خوب برادرمم دیگ اصرار نکرد بخاطر من ، جلوتر میگم که ایده چی بودش…ادامه دارد

خب دوستان گرامی مرسی که حمایت کردین،لطف کنید این داستان رو به ۱۵۰ لایک برسونید تا قسمت بعدی رو زودتر منتشر کنم.ممنون💜

نوشته: خواهر دیاکو

ادامه…

بازدید 15,365

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

6 پاسخ به “خواهر شیطون و برادر هیز (۳)”

  1. نسبت به قسمتای قبلی بهتر بود،لطفاً بین داستان ها انقدر فاصله، اصلا این داستان دیگه از یاد رفته بود.یک ماه فاصله‌ داشت.وقتی انقدر فاصله بندازی دیگه مزه داستان از بین میره.

  2. دیگه به کسی که رو خواهرش کراش داره چی فحشی داد هرچیم بگی بدتر خوشش میاد این بابا جهت استخدام باید بره نیروی اننظامی ازحرام زادگی بنگاهی ها درامده رسیده به جرام لقمه گی امنیه چی ها

  3. منم خواهرمو کردم حرف نداره داستانشم عالیه بعدا میزارم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید