کس و کون دادن زن مطلقه

سلام داستان که میخوام براتون بگم خاطره خودمه کاملا واقعی بدون کم و زیاد و خلاصه
من ۲۶ سالمه پسرم (زیاد جزئیات وارد نمیشم که ناشناس بمونه) پارسال تیر ماه بود که توی دیوار میگشتم یه هو به ذهنم خورد یه ماساژور داشتم که ردش کنم و بهترشو بگیرم اگهی رو ثبت کردم و پیام میومد قیمت ،مدل ،و خلاصه یکی پیام داد من میخوامش ولی با تخفیف خوب.
+این روزا خیلی خستم انقدر که در دادگاه اومدم و رفتم .
منم تعجبم اومد گفتم دادگاه چرا؟؟
طرف گفتش که میخوام از شوهرم طلاق بگیرم و …
اقا منم سر و گوشم جنبید و رفتم تو نخش چطور شده و چرا و ….خلاصه هر طور شد راضیش کردم که ایدی روبیک هاشو گرفتم چون هنوز مطمئن نبود که شمارشو بده چند روزی اونجا چت کردیم و عکسمو دید پسندید تعریف از خود نباشه تیپ و قیافم خوشگله آقا بعد یه هفته که واقعا مخشو تیلیت کردم قانع شد که بیاد سر قرار و شماره رد و بدل کردیم
یه دختر سفید خوشگل جون حدود ۲۳.۲۴ ساله قد حدود ۱۷۰ و گوشتی و توپر اومدش محترمانه نشستیم و با ماشین تو جاهای نسبتا خلوت شهر چرخیدیم از دلیل جدایش پرسیدمو شرایط و ……تو همون قرار اول دستم اومد خیلی وقته رابطه نداشته و تشنه سکسه اما میترسه و اطمینان که داشته باشه ۱۰۰ شو میذاره
قرار اول حتی یه سر سوزن لمسش نکردم و حدود قدمای اولو درست رفتم و چت و تماس داشتم حسابی دلبری کرده بودم که چند روز بعد که کلاس داشت (تدریس زبان تابستانه) کلاس رو کنسل کرد و پیچوند .چون تو شهر ما ،دختر که طلاق میگیره رفت و آمدش سخت میشه و….اومد سر قرار دوم به درخواست خودش سوار که شد انگار رفیق گرمابه و گلستان بود .خوش و بش و ….یهو دستمو گرفت با دستای گرم و نرمش دستاش عرق کرده بود فهمیدم استرس داره و خجالت کشیده از کارش.واسه اینکه یخمون وا بشه و راحت باشه منم دستشو محکم گرفتم و نوازش … رفتیم کافه یه آبمیوه و صحبت و اومدیم سمت خونه نزدیک خونه که شدیم لپمو کشید سرمو گرفت منو بوسید .فهمیدم که دیگه اوکیه 😍 منم بوسیدمش و رفت ، چت و تلفن ارتباط دوستانه خوبی داشتم و …اینم بگم هواشو داشتم چندین روز بعد از مسیر محل کار به سمت خونه خسته و کوفته گوشیمم خاموش شده بود شارژ نداشت دیدم یکی هی چراغ و بوق پشت سرم توجه که کردم خودش بود ذوق زده شدم انگار خستگی از تنم در رفت سلام و احوال پرسی و چرا گوشیت خاموشه و… تو نگو اومده محل کار واسه اینکه کسی نفهمه دنبالم اومده تا همکارام نبینن خلاصه اومد سوار شد گفتش که امروز راحتم بدون محدودیت .پرسیدم چطور گفتش که خانوادش رفتن شهرستان برای امورات پزشکی و تا عصر با همیم
شیطنامون گل کرده بود یه چیزی با هم خوردیم و چرخیدن اقا دعوتش کردم به یه بازی و یه شرط گذاشتیم هر کی برنده شد هر کاری که دلش بخاد ازاده و طرف مقابل هم موظفه انجام بده اقا بازی چی بود سنگ کاغذ قیچی اونم یدونه با زرنگ بازی برنده شدمو حالا اون اماده بود که هر چی من بگم انجام بده دلو به دریا زدمو سینه هاشو گرفتم شرو کردم به مالیدن چشاش رفت دستمو گرفت یکم مقاومت کرد منم گفتم نگران نباش شیشه دودی بود وخلوت هر طور شد راضی شد وانم انگار منتظر همین کارا بود داشتم سینشو میمالیدم که دستشو گذاشت رو کیرم که سیخ سیخ بود شروکرد به مالیدن و گفت این اسیرو ازاد کن 😂 گفتم خودت کارای ازادیشو بکن خخخ خلاصه دراورد و شرو کرد به ساک زدن اووووف چه ساکی میزد لامصب کار بلد و لبش تزریقی اصلا با ساک های دیگه فرق داشت😂 وسطاش بود که دستمو بردم تو شلوارش دریا بود کسش ولی زود دستمو دراورد چه کسی داغ نرمو لیزحالا چون شرایط سکس تو ماشین فراهم نبود و راحت نبودیم به ساک و خوردن اب تا قطره اخر قانع بودیم گذشت تا مهر ماه و مدرسه و …. ساعت حدود۱ بود زنگ زد کجایی از سر کار داشتم میرفتم خونه که گفت بیا دنبالم منم زنگ زدم خونه که جلسه دارم و …. دیر تر میام .رسیدم پیشش سوار شد و رو بوسی و حال احوال اقا گفتم چطور شد لنگ ظهر اومدی (یادم رفت بگم دانشجوی ارشد )بود گفت کلاس کنسل شده و بهترین فرصته برای با هم بودن منم توی دلم عروسی بود رفتم سمت خروجی شهر تو جاده گفتش که گشنمه منم بهش گفتم خیلی خری الان اینجا که چیزی نیست بخوریم تحمل کن تا میرسیم یه جایی که چیزی بخوریم گفت لازم نیست چیز هست .گفتم چی هست من خبر ندارم ،دستشو برد سمت کیرم گفت سوسیس داریم 😁 دراوردن کیرم و ساک زدن تو یه چشم به هم زدن صورت گرفت و ولع میخورد منم دستم گذاشتم رو کسش و مالیدم اول مقاومت کرد با زور خودم به کارم ادامه دادم اونم دیگه وا داد حسابی بهش حال داد گفت بر تو خاکی که تحمل ندارم منو بکن . اون روز بخت باما یار بود و کلید خونه خالی داشتیم همرام بود تازه مستاجرش خالی کرده بود و دیگه روز موعود بود همه چی دست به دست هم داده بود تا دلی از عزا در بیاریم ریسک رفتن به خاکی و خطرشو نکردیم با اینکه باز ترس داشت مجابش کردم که بریم خونه .حدودا ۱۰ دقیقه مسیر رو طی کردیم که رسیدیم .رفتیم تو خونه تا رفتم دنبال یه زیر انداز دیدم که لخت لخت جلوم ظاهر شد لباسامو در اوردم شروع به لب گرفتن و با هم ور رفتن و برا هم خوردن انقد خیس و لیز بود بلند شد و گفت الان وقت اینه سوار بشم رو به بالا خوابیدم و اومد نشست رو کیرم با یه فشار تا ته کردم تو کسش اه و نالش بلند شد اصلا کار بلد بود از کس و کون بهم داد اینقدر حشری بود که بعد پنج دیقه ارضا شد پوزیشن داگی از کصش در اوردم تو کونش که گذاشتم شروع کرد به رفت و آمد منم میزدم که حال دو چندان بود توی کونش ارضا شدم و خمار افتادیم تو بغل هم خلاصه و واقعا حال داد حدودن چند بار دیگه کردمش
این بود داستان من که واقعی بود نه کم نه زیاد و ن رویا حدودا ۱۰ تا ۱۲ تا دیگه خاطره دارم که اگه وقت بشه و استقبال شد اونا هم تعریف میکنم

نوشته: بردیا

بازدید 16,156

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

11 پاسخ به “کس و کون دادن زن مطلقه”

  1. اگه واقعی هم بوده باشه، انقدر تخمی‌نوشتی،که انگار داشتم انشا میخوندم، یخورده خلاقیت دوستان به خرج بدین،

  2. از محارم و بی غیرتی که خیلی بهتر بود ، هر چند من داستان با این تگها رو حتی نمیخونم! لایک کردم

  3. ازهمونجایی که زنه تو آگهی بهت لو داد بخاطر دادگاه بدنش کوفته است دیگه نخوندم.

  4. نه استعداد نوشتن داری ، نه استعداد کردن ، دادن رو امتحان کن شاید موفق بشی

  5. تو سواد نوشتن نداری ،جمله هات رو کامل ننوشتی،اون زنی که گفتی به پلشتی مثل تو نمی ده

  6. تا “آیدی روبیک‌ ها” بیشتر نشد بخونم. معلومه یه جقی هستی که خیلی وقته ایران نیستی یا اصلا فارسی تازه یاد گرفتی، کدومشی حالا؟ آلبانی یا عربستان؟

  7. مگه داری واسه رفیقت تعریف میکنی؟رفتیم خونه 10 دقیقه کص و کونو کردم تمومد کیر لای تک تک انگشتات ننویس دیگه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید