مژگان بعد فیستینگ شدن کلا روحیهش بهتر شد
کار ما تقریبا هر روز شده بود یه سکس کامل و بعدش فیستینگ مژگان ، سوراخش حسابی نرم شده بود هربار بعد چند ثانیه ساک راحت توش فرو میرفت. دقیقا شده بود چیزی ک میخواستم ، کونش از کصش گشاد تر باشه.
حدود ۱۰ روز من دفتر نبودم و مشغول کارای شخصیم بودم . از مژگان دور و اون بیتاب تر. یه زن ۴۰ ساله هر روز التماست کنه که فقط بری بشاشی تو کونش یا چندتا تلمبه توش بزنی یا بدی بخوره برات.
حقارت خالص بود مژگان.
شب اخر دوری بود و مژگان و لیلا خونه مژگان بودن و مشغول مشروب خوردن ک مژگان با من چت میکرد و منم برای اذیت کردنش نود میفرستادم یا تیکه های کوتاه از فیلم سکسمون یا حتی عکسامون ک حسابی داغ کرده بود.
التماس می کرد اجازه بدم ارضا بشه که گفتم نچ فردا میخوام ازم اویزون باشی و…
سین زد ولی جواب نداد ، فهمیدم خوابش برده بچه
بیخیال شدم و فرداش سرکار دیدمش ک نیشش تا پس کلهش باز بود.
پیام داد امروز ظهر جوری زیرت بیوفتم ک معنی کلمه جنده حقیر برات معنی پیدا کنه
نگاهش کردم و خندیدم و براش پیام فرستادم ک توئه کونی هرچی حقیرتر میشی گشنه تر و هول تر میشی
امروز کونتو چنان گشاد کنم چند ساعت بسته نشه سوراخت
جوووون کشدار گفت و مکالمه تقریبا تموم شد.
اون روز نشد برم پیشش چون لیلا ظهر اونجا بود و شبم پیش مژگان موند
از لیلا بگم یه زن 42 ساله مطلقه با دختر 8 ساله بود ک بدن اسکینی داشت و قد کوتاه ولی ممه های سفت و گرد با کون جمع و جور و یه سوراخ نرم.چهرش هم معمولی بود.
فرداش
ساعت نهاری من رفتم خونه مژگان و یه دل سیر گاییدمش به معنای واقعی کلمه.
جوری ک بعدظهر مرخصی گرفت و نیومد دفتر.
سوراخ کونش باز
تموم بدنش سرخ و کبود.
بعدظهر پیام داد شب بیا پیشم ساعت 9
گفتم سیر نشدی کونی حقیر؟!
گفت تازه گرم شدمممم
شب شد و بعد کار نیم ساعتی کص چرخ زدم و بعد رفتم سمت خونهش
طبق معمول میک لاو سنگین و بعدش سیلی و تف انداختن تو صورتش و تحقیرش شروع شد.
مثل همیشه دوربین مشغول فیلمبرداری بود
درحالی ک از چونهش تف من اویزون بود با کیرم صورتشو حسابی میمالیدم و سیلی میزدم با کیر روش
خودشم زبونش بیرون ک کیرمو خیس کنه وقتی میکوبم رو صورتش اوج فیس فاک بودیم و مژگان تمام ارایشش پخش و سینه هاش خیس که یهو گفت لیلا کجایی ببینی زیر کیر فلانی (من) چه حالی میکنمممم
کونت بسوزه من چند ماهه دارم ازین کیر تغذیه میکنم و یهو با ولع شروع به خوردن کرد.
تاحالا صحبت لیلا نبود تو سکسا برای همین یکم تعجب کردم و سوال برام پیش اومد
گوشیو جلو صورتش گرفتم و با خفگی جواب میداد و زل زده بود تو دوربین
میگفتم دوست داشتی لیلا الان تخمای تفی منو میخورد؟!
با دهن پر میگفت عوهوم
دوس داشتی وقتی تورو میکنم کصتو لیس بزنه و خایه هام رو صورتش مالیدشه؟!
با دهن پر کشدار می گفت عوهوممم
کیرمو تا ته تو حلقش نگه داشته بودم و با گوشیش شماره لیلارو گرفتم تا بوق خورد از حلقش دراووردم و شروع کرد ب سرفه و نفس نفس زدن .
سریع قطع کرد که چنان سیلی بهش زدم صداش پیچید تو خونه و سکوت همه جارو گرفت ، دستش رو صورتش بود و با چشمای بغضی داشت نگاهم میکرد. دستمو بردم بالا دومی رو بزنم به پام افتاد و بلند بلند می گفت گوه خوردم دخالت کردم ، گوه خووردممم ، هرکاری بگی میکنم سگتم منه حقیر زیرتم.
با 40 سال سن حقارتش جذاب تر هم بود.
با پا هلش دادم و گفتم حالا حالاها خبری از کیر و ارضا نیست تحریمی.
رفتم لباس پوشیدم و اون اشک میریخت و التماس که بمون لطفا و قول میدم جنده خوبی بشم و گوه خوری نکنم دیگه یه نگاه بهش کردم و تف انداختم رو صورتش و از خونه زدم بیرون
صدای گریهش بلند شد و میومد تا پشت در.
راه افتادم سمت خونه ، گوشیو سایلنت کردم.
رسیدم خونه دوش گرفتم و بعدش گوشیمو چک کردم ک 40 و خوردهای میسکال داشتم از مژگان و تلگرام کلی پیام و عکس و فیلم
تا انلاین شدم شروع به تایپ کرد
کلی پیام خایه مالی و معذرت خواهی و گوه خوردم فرستاده بود و ویدیو مسیح اشک ریختن و سیلی زدن به صورت و سینه های خودش.
براش فقط نوشتم لیاقت نداری.
کلی خایه مالی و معذرت خواهی کرد و… سین زدم جواب ندادم
فردا سرکار کلا محل بهش ندادم
با چشاش دنبال من بود تا حدود 4 روز همین روال بود و شد پنجشنبه چون نیمه وقت بودیم زودتر میرفتیم
از قبل کرم تو جونم افتاده بود که چرا مژگان اسم لیلارو اوورد تو اون سکس و پلن ریختن مستش کنم و از زیر زبونش حرف بکشم.
من راه افتادم سمت خونه مژگان و بهش نگفتم ، صبر کردم رفت خونه تا رسید پیام دادم درو باز کن جنده
بیست ثانیه بعد در باز شد یه باکس آبجو بردم و وارد خونه شدم ذوق تو صورتش معلوم بود ، آبجو هامو دادم بهش گفتم یخ باز کن چشم گفت و اومد دوتا لیوان پر کردم و شروع کردیم بدون هیچ حرفی قفل من بود و من فقط بهش گفتم تو لیوانت چیزی بمونه من میدونم و تو
چشمی گفت و قلپ قلپ می خورد زودتر از من تموم کرد که تا لیوان رو گذاشت باز براش ریختم
اون دوتا لیوان خورد و من اولیش نصفه
مژگان مست شده بود و بشدت هورنی هی لباشو گاز میگرفت سینه هاشو میمالید و میگفتم اجازه دارم توپ شلیک کنم؟!
گفتم مگه هنوز تو پاتو میذاری تو کونت ؟!
گفت بدون توپ کونم بند نمیشه و خندید رو مبل قمبل کرد دامنشو داد بالا صحنه قشنگی بود ازش فیلم میگرفتم یکم زور زد و محکم گوزید توپ رو بیرون و سوراخش نفس نفس میزد و پشت هم میگوزید.
گفت دیدی چه گشنهس؟!
یه لیوان دیگه ریختم براش گفتم کوفت کن
گفت جا ندارم
گفتم نخوری از کون به خوردت میدم
گفت شنیدم جذبش بهتره
منتظر نشدم لب لیوان رو روی سوراخش گذاشتم و ریختن تو کون گندش نصف لیوان خالی شد توشو رفتم پشت مبل کیرمو دراوردم گذاشتم رو صورتش منتظر اجازه بود
گفتم بجنب
مثل گشنه ها میخورد برام و منم لیوانمو سر کشیدم و تموم شد آبجو ، نگاهم افتاد بهش ک مست تر از قبل بود و هذیون میگفت و تیکه تیکه حرف میزد
میخارم برای حقیر شدن زیر این کیرررو جون میدم زیرش و جندشمممم و…
یهو بهش گفتم الان لیلا اینجا بود دستای لاغرشو میکرد تو کونت وقتی برام میخوری گفت وایییییی نمیدونی دستاش چه حالی میده که
گفتم قرار بود تعریف کنی چجوری فرستاد توت اخرین بار
(یه دستی بهش زدم اونم دو دستی تحویل داد)
گفت روم بود و مشغول خوردن هم ( لا ب لای حرف زدنش کیرمو میخورد) یهو نشست رو شکمم و من گوزیدم ، لیلا گفت موژی کونت به حرف اومدااا منم گفتم لیلی برو ببین چی میگه و لیلی بهش گفت فعلا کصمو بخور جون بگیرم و نشست رو صورت مژگان ، مژگان گفت ارضا شد و گفت قمبل کن نوبت منه ، و مژگان هم براش قمبل کرد و لای کونو براش باز ، که لیلا دستاشو ژل مالید و یه دستشو تو کون گشاد مژگان فرو کرد و تلمبه میزد و مژگان مولتی ارگاسم شد زیر دستش و بهش گفته بکنت کجاست جررت بده و از من دورت کنه نذاره با کونت بازی کنمم؟؟
که بحثشون بعد ارضا جمع شد
گفتم اولیش کی بوده؟!
گفت چند سالی هست باهم لز میکنیم ولی از وقتی کون منو اینجوری باز کردی فقط منو از کون میکنه و منم شدم کصلیس شخصیش
گفتم اون کون نمیده؟!
گفت چرا ولی نه مثل من فیستینگ بشه ، نهایت ۳ انگشت
انگشتای مژگان تپل بودن و میشد حدس زد لیلا خوب گاییده میشه زیر دستش
کی مو تا ته تو حلق مژگان کردم و گفتم جنده کی فهمید از کیر من اویزونی؟!
یهو شوک شد و از دهنش دراوورد و گفت کی فهمیدی که میدونه تو بکن منی؟!
گفتم پس میدونه جنده خودمی
چرا زودتر نگفتی؟!
گفت اخه تازه فهمیده و داستان داره
رفتم پشتش و از کس میکردمش و گفتم تعریف کن جنده
تیکه تیکه حرف میزد و میگفت اون شب گوشی ب دست خوابم برد
اومد چکم کرد و گوشیو از دستم کشیده ک قفل کنه چشمش به صفحه چت خورده و کامل فیلم و عکسارو دیده
همهشون رو هم برای خودش فرستاده ولی پاک نکرده که مژگان بفهمه لیلا میدونه
همزمان ک از کس میکردمش چهار تا انگشتم تو کونش بازی میکردن و ناله هاش تبدیل به التماس شد برای محکمتر گاییدنش
اسپنکش میکردم و گفتم تعریف کن بقیشو
گفت فردا سرکار قبل ساعت نهاری تلگرام اومدم به لیلا پیام بدم که یهو دیدم همه عکسامون اونجاست و ترسیدم و برای لیلا نوشتم اینا چیه؟!
اونم گفته سند جندگیت برای فلانی (من)
قبل ساعت نهاری دوتایی رفته بودن بیرون و خندون برگشته بودن
که لیلا گفته منم بازی میدین . تو (مژگان) چند وقت دیگه مهاجرت میکنی خودم میخوام جاتو بگیرم برای فلانی (من)
مژگان هم بدش نمیومد تریسام تجربه کنه
قرار گذاشتن اون شب هر وقت مژگان تک زنگ زد لیلا بیاد خونه مژگان.
دلیل قطع کردن اون تماس هم همین بود و گفت چون آماده نبودی اونکارو کردم و گوه خوردم اینو گفت و کشیدم از کصش بیرون ریختم رو صورتش ابمو
با موهاش تمیز کردم کیرمو گفتم دعوتش کن بیاد.
ولی نگو من هستم بگو رفتم ولی حق نداری ارایش کنی و خودتو تمیز کنی با همین صورت آب کیری و تفی و حالت مستت
زنگ زد ب لیلا و گذاشت رو ایفون
لیلا گفت کونی خانم چه عجب ، سیر کیر شدی؟!
مژگان گفت ای بگی نگی ، چون قهر بود زود رفت ، پاشو بیا اینجا کارت دارم
لیلی گفت من بیام دستام سردشونه یه غار گرم میخوان
موژی گفت بیا غار گرمه گرمه
لیلی گفت راه میوفتم الان.
مژگانو بردم توالت و شاشیدم تو کونش و گفتم کمر به پایین رو تمیز کن ، شاشتوبکن گمشو اتاقت تا اون جنده برسه.
چشم گفت و من رفتم اتاق پسرش و مژگان با صورت و موهای ژولیده اومد گفتم در رو نیم باز بذار
لیلی رسید تا مژگان رو دید گفت اوه اوه بد گاییدت و اومد جلو صورتشو بو کرد و گفت جنده حرومت بشه چه ابی بهت داده
موژی گفت زر نزن بیا اتاق کونم میخاره
اونم چشمی گفت و رفتن اتاق
طبق قرار قبلی قرار بود رو تخت داگی بشینه مژگان و کونش سمت در باشه که لیلی دقیق پشتش مشغول فیستینگ و متوجه حضور من نشه
داد مژگان ک رفت هوا فهمیدم شروع کردن
بلند بلند حرف میزدن بهم و فحش میدادن بهم دیگه
صحنه جالبی بود چندتا عکس گرفتم و اومدم پایین تخت وایسادم و فاصله من و کس و کون لیلا گرفتن کمر و گاییدنش بود
لای پاش بشدت خیس و روناش برق میزد و ابش آویزون از لای کصش.
که مژگان گفت الان باید فلانی (من) تورو میکرد تا جون بگیری محکم تر بگایی کونمو
لیلا گفت نگهش میداشتی چنان بهش کس میدادم که آبش کل رحمم رو پرکنه
مژگان گفت جووون خودم از تو کصت ابشو میخوردم بککککننن منننووووو
لیلا دو زانو خم شد رو مژگان یکم و موهاشو کشید و دستشو تا نصف ساعد کرد تو کون مژگان
و تند تند تلمبه میزد
مژگان نعره میکشید رسما
یکم ژل زدم سر کیرم و یهو کمر لیلارو گرفتم تا خایه جا دادم تو کصش و گفتم اینو میخواستی هول کیر؟!
نفسش چند ثانیه گرفت و پاهاش لرزید و گفت جووووون و زیر لب به خودش می گفت بالاخره بعد چند ماه رسیدم بهش دیدی گفتم میخوابم زیرش دیدی جرررم میده.
اسپنک میکردم اون کون نقلی رو و بهش میگفتم ک اینو میخواستی؟ حسودیت شد مژگان هر روز مزه میکنه و تو نه؟!
تک تک حرفامو تایید میکرد و شروع کردم اروم تلمبه زدن
تا سرش در می آوردم و تا خایه میکردم یهو توش ک از ته گلو ناله میکرد و با هر تلمبه پرت میشد جلو و مجبور بودم موهاش یا کمرشو حتما بگیرم.
بعد چند دقیقه دستش از تو کون مژگان در اومد و گذاشت رو سینه من هلم داد یکم عقب ولی زورش ب من نمیرسید و تا ته توش نگه داشتم
مژگان ک با هر نفس میگوزید و ب پهلو افتاده بود
لیلا نفسش گرفته بود و میگفت میدونستم میدونستم کیفتو دیدم رو صندلی آشپزخانه میدونستم من امروز زیرتممممم
فقط کاری کن نتونم راه برممم و گرفتم محکم موهاشو و شروع کردم به داگی کردنش انقدر تند تو کصش میکوبیدم ک صدای تلمبه ها از ناله هاش بیشتر بود
مژگان مارو میدید و کصشو میمالید و میگفت فلانی (من) جوری بکن دهنش بسته بشه و انقدر چشمش دنبال بکنه من نباشه
لیلارو چرخوندم سمت مژگان و صورتشو فشار دادم تو کس مژگان
شروع به خوردن کس مژگان کرد و مژگان هم سرشو با روناش گرفته بود و موهای لیلارو چنگ میزد
ناله های لیلا تو کس مژگان خفه شده بود و پشت هم مولتی ارگاسم میشد و پاهاش میلرزید
مژگان گفت دیدی گفتم جوری میکنت نفهمی چندبار ارضا میشی؟!
کیرمو از کصش کشیدم بیرون ک به نشانه اعتراض کونشو میلرزوند و تو کص مژگان ناله میکرد
با کیرم چند تا زدم رو سوراخ کونش که دستاشو اورد عقب ک جلومو بگیره ک اهمیتی ندادم و سر کیرمو ک با اب خودش لیز بود فرستادم تو کونش ک اخخخخخ گفتنش بلند شد چندبار سر کیرمو توش کردم و در اوردم از لای پای مژگان جداش کردم و نفس نفس زنان گفت کون نه این کیر پارم میکنه
کصمو جررر داد کونم خون میاد
گفتم بذار دهنت
با دست گرفت و تازه فهمید چی توش بوده و گفت یا خدا کیر شوهر قبلیم نصفت بود
نشوندمش رو صورت مژگان و به مژگان گفتم فقط کونشو میخوری و آماده میکنی ، چشمی گفت و مشغول شد
لیلا هم مشغول حلقی زدن و عوق زدن
گفتم چته گشنه؟!
گفت تو فیلماتون دیدم چجوری این جنده رو (منظورش مژگان بود و کونشو رو صورتش تکون داد) خفه میکنی. که سرشو گرفتم تا خایه فرو میکردم دهنش ، بخاطر جثه ریزش راحت لوزه هاشو دور کیرم حس میکردم.
بعد چند دقیقه تموم چانه و سینه های نقلیش تفی بود
از نیپل گرفتم بلندش کردم و داگی نشوندمش و با یکم فشار جاش کردم تو کونش
مژگان اومد کنارش قمبل کرد و با دست مشغول بازی با کون اون بودم و اروم تو کون لیلا تلمبه میزدم
از توش درآورد سوراخش اندازه یه سکه باز شده بود
بلندش کردم نشوندمش رو مژگان و حالا ۴ تا سوراخ جلوم
از کس مژگان شروع کردم تو هر سوراخ تا بالا ۵ تا تلمبه میزدم که رسیدم ب کون لیلا و فقط از کون قفلی زدم و گاییدمش محکم که روی تن مژگان اسکویرت شد افتاد از روش و کونش به تر تر و گوزیدن افتاد که مژگان زد زیر خنده و گفت حالا فهمیدی چرا من انقدر گوزو شدم؟!
دراز کشیدم و مژگان با کس اومد روم بالا پایین میکرد
دستم ب سینه هاش بود و گفتم کی فکرشو میکرد شما دوتا جنده ترین و حقیر ترین دخترای دفتر باشین؟!
نگاه کن خودتونو
۴۰ سالتونه شدین برده جنسی من
اینو گفتم و زبون لیلا رو روی تخمام حس کردم
مژگان رو بلند کرد اومد نشست روش با چشمای خمار گفت میریزی توم فهمیدی؟!
یه سیلی بهش زدم گفتم بکوب ک جندگیت تازه شروع شده
مژگان با دیدن ما خودشو مالید و ارضا شد و منم داشت ابم میومدم ک لیلا گفت توم میریزیاااا؟!
گفتم احمق حامله میشی
گفت لوله هامو بستم بعد پس انداختن تولم
این گفت پهلو هاشو گرفتم محکمممممم تلمبه میزدم و پشت هم ارضا میشد و سینه هاشو چنگ و سیلی میزدم و نیپل میکشیدم یهو با فشار آبمو ریختم توش
و تا ته نگهداشتم
افتاد رو تنم و میلرزید
نفسم که جا اومد مژگان با دستمال آماده بود ک تمیزمون کنه ک بهش گفتم دهن داری
قشنگ با دهنت اول کیر منو تمیز میکنی بعد کص لیلا
اون جنده مشغول تمیز کاری بود تموم ک شد یه عکس ۳ تایی گرفتیم و تشکر کردن
اینجوری شد ک اون دوتا زنی ک توی دفتر همه به وقار و خانم بودن میشناختن شدن جنده های شخصی من.
۲ ماه تمام هر روز تریسام داشتیم مگه اینکه یکی شون پریود بود یا کار پیش میومد ک یا لز بود برنامه یا سکس تکی
که بعد این ۲ ماه مژگان از ایران رفت و من موندم و لیلا که عملا برده من بود
اول دخترشو فرستاد پیش شوهر سابقش و من با خیال راحت رفت و آمد میکردم ب خونش و تو خونهش با قلاده و زنجیر میگشت کون لیلا قالب کیرم بود و فیستینگ نکردمش.
تقریبا هر بار سکس داشتیم اگه امکانش بود ، با مژگان ویدیو کال می کردیم و اون حقیر جق میزد و پشت هم میگوزید
این یکی حقیرم زیر کیر من زجه میزد و دائم زیر سیلی بود و پوستش به شدت سرخ و کبود.
حدود ۱ سال با لیلا بودم ک خانوادش شوهرش دادن به یکی تو دهاتشون و رفت پیش خانوادش
بعد ازدواجش هرچند وقت میاد تهران و یکی دو روز مهمون کیر و ابکیرم میشه و برمیگرده چون شوهرش زیاد میلی به لیلا نداره و هر چند ماه در حد ۵ دقیقه سکس دارن.
برای عید امسال قراره مژگان برگرده ایران و لیلا هم میاد پیشش ک احتمالا باز ۳ تایی خاطره بسازیم
ارادت🙋🏻
پایان.
نوشته: OldRingleader
3 پاسخ به “همکار مطلقهی کونگنده (۳ و پایانی)”
داستان ونحوه نوشتن خوبه…اما فضای واقعیت اصلا باورپذیر نیست…کمر نداری که بتن ساختمونه احتمالا…
.
ارزش خوندن و نقد نداره🐐