سلام این خاطره مربوط به حدود ۲ سال پیش هست و دوس داشتم با شما به اشتراک بذارم
من مشاور املاک هستم و تهران زندگی میکنم ، حدود 27 سالمه.
این همکار ما که مژگان اسمش بود قبل اینکه بیاد دفتر ما کار کنه ، یه دفتر دیگه منشی بود و به واسطه آشنایی با یکی از خانم های دفتر ما گاهی مشتریای دست به نقد رو پاس میداد و درصد میگرفت.
یکی ازین مشتری های که فرستاده بود من براش کاراشو کردم و یه واحد خوب قبل عید 1402 گرفتم براش و درصد خودمو برداشتم و بقیهش بین مژگان و لیلا(دوست مشترک) تقسیم شد.
من هنوز مژگان رو ندیده بودم فقط میدونستم دوست لیلا همکارمونه.
خلاصه گذشت چند روز تا برای ۴شنبه سوری رفتیم تو یکی از پارک های تهران و که اونجا اولین بار مژگان رو دیدم
قد حدود 160 وزن فکر کنم 70 سینه 85(بعدا خودش گفت) پوست سفید ، از کونش بخوام بگم وقتی راه میرفت کل چشا روش بود از بس رون و کون تپل و پری داشت.
مژگان مطلقه بود با یه پسر ۶-۷ ساله فکر کنم که من ندیدمش.
خلاصه اون ۴شنبه سوری شد اولین دیدار ما و وقتی دیدمش گفتم اینو من باید زمین بزنم.
نشستیم گفتن و خندیدن و کم کم آبجو خوردن که حواسم بود برای مژگان بیشتر میریختم و همین حین جوجه هارو اماده میکردن مژگان و لیلا دوتا از بچه ها هم کارای اتیش رو میکردن.
شام رو ک خوردیم یکم لش کردیم و بچه ها هرکی سرش مشغول چیزی بود و مژگان تکیه داده بود ب من و زیر لب کصشر میگفتیم و براش آبجو میریختم و حرف میزدیم و بهش انداختم ک خستم چقدر گفت خب سرتو بذار رو پام گفتم جلو بچه ها ک نمیشه شاید بعدا ، گفت فقط سرتو میذاری بعدا؟ گفتم شاید دستمم گذاشتم ک همون لحظه یه چنگ به رونش زدم و یه آه تو گوشم کشید.
پیش خودم گفتم بقیهش حله دیگه آشنایی اتفاق افتاد و خوب پیش رفتیم
کم کم جمع و جور کردیم و خواستیم راه بیفتیم ک اومد گفت آبجو خیلی خوب بود و تشکر کرد و شمارمو گرفت که برای آبجو و اینا بهم زنگ بزنه براش ببرم.
چند روز گذشت و عید شد و گاهی چت میمردیم ولی فقط در حد مرور ۴شنبه سوری ک یه سری هم براش آبجو بردم گفت نمیای خودت؟ گفتم بیام کار دستت میدم جلو مهمون زشته و خندید و گفت لب و دهن. بعد عید مژگان اومد دفتر ما به عنوان مشاور شروع به کار کرد و همین باعث شد بیشتر صمیمی بشیم تا یه شب بشدت حشری بودم یادمه ۴شنبه بود که فردا و پس فردا دفتر نمیرفتیم ، اینستاش رو نداشتم اجباراً توی واتساپ یه استاتوس گذاشتم که یه خر بود تو گل گیر کرده بود زود ریپلای زد و گفت منم همینطور ، گفتم این نره. گفت اوه اوه حواسم نبود چقدرم نرررره . گفتم نه که بدت میاد . گفت خوشمم بیاد کیه که بیاره استفاده کنم؟ گفتم چند وقته استفاده نشده؟ گفت بیشتر از 1 ساله . گفتم اوه اوه پس الان بذارم جلوت تو دهنت غیبش میکنی . گفت تا نبینم که نمیدونم ولی هم از بالا غیب میکنم هم از پایین . گفتم چه خوش اشتها ، اول از بالا پر تف غیب کن تا شاید راضی شدم از پایین هم سیرت کنم . گفت جوری غیب کنم که ول کنم نشی . گفتم من فقط وقتی ول کن نمیشم که اون کون گندت ازم پذیرایی کنه و تا میخوره تلمبه میل کنه ، گفت اتفاقا بدم نمیاد جلو و عقبم یکی بشه ، گفتم میخوای ببینی چیو قراره جا بدی تو خودت؟! گفت بدم نمیاد . یه چندتا نود خوب براش فرستادم ک دیگه مژگان رو نمیشد جمع کرد ، تعریف و تمجید و… گفت فردا لطفا بیا پیشم و من زدم تو کانال پیچوندن ک کار دارم و فلان شاید یه سر بیام منطقه ، میام پیشت گفت اذیتم نکن بیا. برای ساعت 10 صبح پنجشنبه قرار گذاشتیم و رفتم خونهش.
رسیدم دم در خونه درو باز کرد ارایش ملایم و لباس یه سره مشکی ک پاها و سینه معلوم تا اومدم تو لباش قفل لبام شد
نشستیم رو مبل و ریز حرف زدن که گفت پس تو میخواستی سیرم کنی؟
گفتم گشنه ولت نمیکنم ک
یهو اومد رو پام نشست لبامون قفل هم و دائم با کونش بازی میکردم و اسپنک میزدم
لباشو جدا کرد گفت بریم رو تخت ، جلو تر راه افتاد و من پشتش تا رسیدیم لب تخت. داگی رفت بالا و چندتا اسپنک محکم زدم ک جووون گفتنش بلند شد چرخید کمربند منو باز کرد و شلوارمو کشید پایین با شرت ، تا کیرمو دید گفت از عکسش بزرگتر و قشنگتره ، گفتم مال خودته قورتش بده ، گفت تا من قورت میدم کامل لخت شو ، شروع کرد به ساک زدن ، از همون اول حلقی میزد جوری ک پیشونیش رو شکمم بود و تخمام رو چونهش. لباسامو ک دراورد سرشو گرفتم خودم تلمبه میزدم به قدری محکمتو حلقش میکوبیدم ک صدای برخورد صورتش با بدنم و عوق زدنش پیچیده بود ، نهایت تا سرش در می آوردم نفس بگیره دوباره تا خایه فرو میکردم و نگه میداشتم ، تموم چونه و سینه و لباسش تفی شده بود ، وقتی کشیدم بیرون به سرفه افتاد و تف از سر کیرم تا لب و چونهش کش میومد ، ارایشش پخش شده بود و ک بهش گفتم حالا شدی اون مژگانی که من میخوام ، خندید و گفت دهنمو گاییدی قشنگ ، گفتم تازه اولشه
رو تخت دراز کشیدم اومد گرفت به دهنش گفت بهت نشون میدم کی کممیاره. موهاش دور دستم بود سرشو فشار میدادم رو کیرم تا خایه هرجا نفس کم میاوورد رونمو چنگ میزد یکم از حلقش در میاوردم تفش آویزون میشد از بغل لبش دوباره تا خایه جا میکردم ، سرشو نگه داشتم و پاهامو دور سرش حلقه که حسابی سرخ شد و از دماغش تف زد بیرون ولش کردم با صورت افتاد رو کیرم.
یه چند ثانیه صبر کردم ، از موهاش گرفتمش آوردمش بالا گفتم جاش کن ، انگار دنیارو بهش دادن انقدر ذوق کرد ،زیر لباسش شورت نداشت ، لباسشم کلا در نیاورد تا آخر کار ، نشست رو کیرم از بس تفی و لیز بود سرشو ک گذاشت یهو تا خایه رفت توش از درد بلند داد زد و چند ثانیه بعد آروم شد.دستم رو کونش بود ک شروع کردم اسپنک کردنش فهمید باید تلمبه بزنه ، (کمر من میشه گفت سفته توی سکس تا 25 الی 30 دقیقه هم طاقت میارم البته بستگی به پوزیشن داره) هر چند دقیقه مژگان شل میشد و میلرزید و ارضا ، حین تلمبه زدناش من با سوراخ کونش بازی میکردم و راحت با تف رو تخمام و اب کس خودش انگشتش میکردم تا جایی ک ۳ تا انگشت تو کونش لیز میخورد راحت دیگه اخریا زیر ۱ دقیقه چند بار می لرزید ، حدود ۱۲ بار ارضا شد و گفت تو نمیخوای بیای؟
گفتم داگی بیفت زیرم میخوام از منظره لذت ببرم فقط گفت تو کصم نریزیاااا گفتم کونتو باز کردم چرا تو کص بریزم؟!
خندید و گفت پس جوری بزن نتونم صاف راه برم
لباسشو تا کمر دادم بالا تازه متوجه حجم کونش شدم ، این بشر اول کون بود بعد دست و پا درآورده بود.
از پشت فرستادم تو کصش یکم خیس بخوره کیرم و کمرشو گرفتم با همه جونم تلمبه میزدم توش و موج می افتاد رو کونش و با هر اسپنک پوست سفیدش سرخ تر ، تو اوج تلمبه زدن زیر لب میگفت جندم کردی چند ماهه تو کف کیرتم هر شب خیار میکنم تو خودم هر شب کس و کونمو به یادت میمانم بکن مژگان جندتو جرررم بده ک یهو از زیر کیرم لیز خورد افتاد رو تخت شروع کرد به لرزیدن ، کیر من از خیسی کصش برق میزد خمار از زیر کیر نگاهم میکرد و گفتم مژگان جنده پاشو میخوام ابکیر به خوردت بدم ک واقعا جنده و کونی شخصی خودم بشی. تا اینو گفتم لبخند اومد رو لبش و قمبل کرد و لای کونشو خودش باز کرد یه تف به سوراخش زدم سر کیرمو گذاشتم نمنم دادم تو ، سرش ک رفت نفسش تند شد گفت این همه خیار توش کردم هنوز طاقت کیرتو ندارررمم ک بهش گفتم میخوام جرررت بدم گفت پاره کن ، موهاشو گرفتم یهو تا خایه جا کردم توش ک جیغشو تو بالش خفه مرد و من شروع کردم به گاییدن ، سوراخش کیرمو قورت میداد با هر تلمبه ب کونش اسپنک میزدم ، آبم داشت میومد که گفتم جنده ابمو اوردی ی و تا خایه توش نگه داشتم و ریختم تو کونش. وقتی کیرمو کشیدم بیرون از کون ابکیر میرید و چند بار گوزید.
من دراز شدم رو تخت اومد کیرمو کرد دهنش تمیزش کرد ، گفت راضی بودی از جندت؟ گفتم بهتر از چیزی بود ک فکر میکردم.
تخمامو بوسید و همونجوری افتاد رو کیرم با صورت و خوابش برد. ازش یه عکس گرفتم بعدا براش فرستادم ک خودش خیلی خوشش اومد تا یه مدت پس زمینه چتش بود.
از بعد این سکس مژگان شد جنده مکان دار مفتی من ، ساعت نهاری خونهش بودم تا می خورد میگاییدمش جوری ک چند ماه آخر قبل مهاجرتش فقط از کون ارضا میشد به فیستینگ رسیدیم ، اگه دوست داشتید ماجرای فیستینگ شدنش رو براتون میگم.
من مشاور املاک هستم و تهران زندگی میکنم ، حدود 27 سالمه.
این همکار ما که مژگان اسمش بود قبل اینکه بیاد دفتر ما کار کنه ، یه دفتر دیگه منشی بود و به واسطه آشنایی با یکی از خانم های دفتر ما گاهی مشتریای دست به نقد رو پاس میداد و درصد میگرفت.
یکی ازین مشتری های که فرستاده بود من براش کاراشو کردم و یه واحد خوب قبل عید 1402 گرفتم براش و درصد خودمو برداشتم و بقیهش بین مژگان و لیلا(دوست مشترک) تقسیم شد.
من هنوز مژگان رو ندیده بودم فقط میدونستم دوست لیلا همکارمونه.
خلاصه گذشت چند روز تا برای ۴شنبه سوری رفتیم تو یکی از پارک های تهران و که اونجا اولین بار مژگان رو دیدم
قد حدود 160 وزن فکر کنم 70 سینه 85(بعدا خودش گفت) پوست سفید ، از کونش بخوام بگم وقتی راه میرفت کل چشا روش بود از بس رون و کون تپل و پری داشت.
مژگان مطلقه بود با یه پسر ۶-۷ ساله فکر کنم که من ندیدمش.
خلاصه اون ۴شنبه سوری شد اولین دیدار ما و وقتی دیدمش گفتم اینو من باید زمین بزنم.
نشستیم گفتن و خندیدن و کم کم آبجو خوردن که حواسم بود برای مژگان بیشتر میریختم و همین حین جوجه هارو اماده میکردن مژگان و لیلا دوتا از بچه ها هم کارای اتیش رو میکردن.
شام رو ک خوردیم یکم لش کردیم و بچه ها هرکی سرش مشغول چیزی بود و مژگان تکیه داده بود ب من و زیر لب کصشر میگفتیم و براش آبجو میریختم و حرف میزدیم و بهش انداختم ک خستم چقدر گفت خب سرتو بذار رو پام گفتم جلو بچه ها ک نمیشه شاید بعدا ، گفت فقط سرتو میذاری بعدا؟ گفتم شاید دستمم گذاشتم ک همون لحظه یه چنگ به رونش زدم و یه آه تو گوشم کشید.
پیش خودم گفتم بقیهش حله دیگه آشنایی اتفاق افتاد و خوب پیش رفتیم
کم کم جمع و جور کردیم و خواستیم راه بیفتیم ک اومد گفت آبجو خیلی خوب بود و تشکر کرد و شمارمو گرفت که برای آبجو و اینا بهم زنگ بزنه براش ببرم.
چند روز گذشت و عید شد و گاهی چت میمردیم ولی فقط در حد مرور ۴شنبه سوری ک یه سری هم براش آبجو بردم گفت نمیای خودت؟ گفتم بیام کار دستت میدم جلو مهمون زشته و خندید و گفت لب و دهن. بعد عید مژگان اومد دفتر ما به عنوان مشاور شروع به کار کرد و همین باعث شد بیشتر صمیمی بشیم تا یه شب بشدت حشری بودم یادمه ۴شنبه بود که فردا و پس فردا دفتر نمیرفتیم ، اینستاش رو نداشتم اجباراً توی واتساپ یه استاتوس گذاشتم که یه خر بود تو گل گیر کرده بود زود ریپلای زد و گفت منم همینطور ، گفتم این نره. گفت اوه اوه حواسم نبود چقدرم نرررره . گفتم نه که بدت میاد . گفت خوشمم بیاد کیه که بیاره استفاده کنم؟ گفتم چند وقته استفاده نشده؟ گفت بیشتر از 1 ساله . گفتم اوه اوه پس الان بذارم جلوت تو دهنت غیبش میکنی . گفت تا نبینم که نمیدونم ولی هم از بالا غیب میکنم هم از پایین . گفتم چه خوش اشتها ، اول از بالا پر تف غیب کن تا شاید راضی شدم از پایین هم سیرت کنم . گفت جوری غیب کنم که ول کنم نشی . گفتم من فقط وقتی ول کن نمیشم که اون کون گندت ازم پذیرایی کنه و تا میخوره تلمبه میل کنه ، گفت اتفاقا بدم نمیاد جلو و عقبم یکی بشه ، گفتم میخوای ببینی چیو قراره جا بدی تو خودت؟! گفت بدم نمیاد . یه چندتا نود خوب براش فرستادم ک دیگه مژگان رو نمیشد جمع کرد ، تعریف و تمجید و… گفت فردا لطفا بیا پیشم و من زدم تو کانال پیچوندن ک کار دارم و فلان شاید یه سر بیام منطقه ، میام پیشت گفت اذیتم نکن بیا. برای ساعت 10 صبح پنجشنبه قرار گذاشتیم و رفتم خونهش.
رسیدم دم در خونه درو باز کرد ارایش ملایم و لباس یه سره مشکی ک پاها و سینه معلوم تا اومدم تو لباش قفل لبام شد
نشستیم رو مبل و ریز حرف زدن که گفت پس تو میخواستی سیرم کنی؟
گفتم گشنه ولت نمیکنم ک
یهو اومد رو پام نشست لبامون قفل هم و دائم با کونش بازی میکردم و اسپنک میزدم
لباشو جدا کرد گفت بریم رو تخت ، جلو تر راه افتاد و من پشتش تا رسیدیم لب تخت. داگی رفت بالا و چندتا اسپنک محکم زدم ک جووون گفتنش بلند شد چرخید کمربند منو باز کرد و شلوارمو کشید پایین با شرت ، تا کیرمو دید گفت از عکسش بزرگتر و قشنگتره ، گفتم مال خودته قورتش بده ، گفت تا من قورت میدم کامل لخت شو ، شروع کرد به ساک زدن ، از همون اول حلقی میزد جوری ک پیشونیش رو شکمم بود و تخمام رو چونهش. لباسامو ک دراورد سرشو گرفتم خودم تلمبه میزدم به قدری محکمتو حلقش میکوبیدم ک صدای برخورد صورتش با بدنم و عوق زدنش پیچیده بود ، نهایت تا سرش در می آوردم نفس بگیره دوباره تا خایه فرو میکردم و نگه میداشتم ، تموم چونه و سینه و لباسش تفی شده بود ، وقتی کشیدم بیرون به سرفه افتاد و تف از سر کیرم تا لب و چونهش کش میومد ، ارایشش پخش شده بود و ک بهش گفتم حالا شدی اون مژگانی که من میخوام ، خندید و گفت دهنمو گاییدی قشنگ ، گفتم تازه اولشه
رو تخت دراز کشیدم اومد گرفت به دهنش گفت بهت نشون میدم کی کممیاره. موهاش دور دستم بود سرشو فشار میدادم رو کیرم تا خایه هرجا نفس کم میاوورد رونمو چنگ میزد یکم از حلقش در میاوردم تفش آویزون میشد از بغل لبش دوباره تا خایه جا میکردم ، سرشو نگه داشتم و پاهامو دور سرش حلقه که حسابی سرخ شد و از دماغش تف زد بیرون ولش کردم با صورت افتاد رو کیرم.
یه چند ثانیه صبر کردم ، از موهاش گرفتمش آوردمش بالا گفتم جاش کن ، انگار دنیارو بهش دادن انقدر ذوق کرد ،زیر لباسش شورت نداشت ، لباسشم کلا در نیاورد تا آخر کار ، نشست رو کیرم از بس تفی و لیز بود سرشو ک گذاشت یهو تا خایه رفت توش از درد بلند داد زد و چند ثانیه بعد آروم شد.دستم رو کونش بود ک شروع کردم اسپنک کردنش فهمید باید تلمبه بزنه ، (کمر من میشه گفت سفته توی سکس تا 25 الی 30 دقیقه هم طاقت میارم البته بستگی به پوزیشن داره) هر چند دقیقه مژگان شل میشد و میلرزید و ارضا ، حین تلمبه زدناش من با سوراخ کونش بازی میکردم و راحت با تف رو تخمام و اب کس خودش انگشتش میکردم تا جایی ک ۳ تا انگشت تو کونش لیز میخورد راحت دیگه اخریا زیر ۱ دقیقه چند بار می لرزید ، حدود ۱۲ بار ارضا شد و گفت تو نمیخوای بیای؟
گفتم داگی بیفت زیرم میخوام از منظره لذت ببرم فقط گفت تو کصم نریزیاااا گفتم کونتو باز کردم چرا تو کص بریزم؟!
خندید و گفت پس جوری بزن نتونم صاف راه برم
لباسشو تا کمر دادم بالا تازه متوجه حجم کونش شدم ، این بشر اول کون بود بعد دست و پا درآورده بود.
از پشت فرستادم تو کصش یکم خیس بخوره کیرم و کمرشو گرفتم با همه جونم تلمبه میزدم توش و موج می افتاد رو کونش و با هر اسپنک پوست سفیدش سرخ تر ، تو اوج تلمبه زدن زیر لب میگفت جندم کردی چند ماهه تو کف کیرتم هر شب خیار میکنم تو خودم هر شب کس و کونمو به یادت میمانم بکن مژگان جندتو جرررم بده ک یهو از زیر کیرم لیز خورد افتاد رو تخت شروع کرد به لرزیدن ، کیر من از خیسی کصش برق میزد خمار از زیر کیر نگاهم میکرد و گفتم مژگان جنده پاشو میخوام ابکیر به خوردت بدم ک واقعا جنده و کونی شخصی خودم بشی. تا اینو گفتم لبخند اومد رو لبش و قمبل کرد و لای کونشو خودش باز کرد یه تف به سوراخش زدم سر کیرمو گذاشتم نمنم دادم تو ، سرش ک رفت نفسش تند شد گفت این همه خیار توش کردم هنوز طاقت کیرتو ندارررمم ک بهش گفتم میخوام جرررت بدم گفت پاره کن ، موهاشو گرفتم یهو تا خایه جا کردم توش ک جیغشو تو بالش خفه مرد و من شروع کردم به گاییدن ، سوراخش کیرمو قورت میداد با هر تلمبه ب کونش اسپنک میزدم ، آبم داشت میومد که گفتم جنده ابمو اوردی ی و تا خایه توش نگه داشتم و ریختم تو کونش. وقتی کیرمو کشیدم بیرون از کون ابکیر میرید و چند بار گوزید.
من دراز شدم رو تخت اومد کیرمو کرد دهنش تمیزش کرد ، گفت راضی بودی از جندت؟ گفتم بهتر از چیزی بود ک فکر میکردم.
تخمامو بوسید و همونجوری افتاد رو کیرم با صورت و خوابش برد. ازش یه عکس گرفتم بعدا براش فرستادم ک خودش خیلی خوشش اومد تا یه مدت پس زمینه چتش بود.
از بعد این سکس مژگان شد جنده مکان دار مفتی من ، ساعت نهاری خونهش بودم تا می خورد میگاییدمش جوری ک چند ماه آخر قبل مهاجرتش فقط از کون ارضا میشد به فیستینگ رسیدیم ، اگه دوست داشتید ماجرای فیستینگ شدنش رو براتون میگم.
ارادت
نوشته: OldRingleader
15 پاسخ به “همکار مطلقهی کونگنده (1)”
سری اول و این حجم از قتل و غارت قابل باور نی
ی بار راننده تاکسی میگفت من این مسیر ده بار میرم تو روز گفتم حاجی کوصشعر میگه حالا تو توی کمتر از چند ساعت دوازده بار ارگاسمش کردی
تو که راست میگی دروغگو ۱۲تا کبر تو کوس زن و خواهرو مادرش
چرا همه اتفاقا تو چهارشنبه میوفته
زنی که پشت سر هم ارضا میشه حسش میره،کسش خشک میشه . حال ادامه دادن دیگه نداره. یا کس گفتی، یا کس ندیدی
از کنار بریم ارضامون نکنه 😀🤞🏻
عمو جانی در حالت طبیعی بیشتر از ی ربع نمیتونی کس بکنه تو نیم ساعت تلمبه زدی اونم ۱۲ بار ارضا شده🤔🤔🤔
کمتر بزن پسرمرهت کلا کسپر شدهچرا با خودت اینکارو میکنی؟آرزو میکنم لااقل یه روز سکس رو از نزدیک ببینی
تونه کیر داری نه اسپرم یه دودول داری واسه شاشیدن استفاده می کنی 😁
فقط میگم کیر بز کوهی تو دهنت و شاخش هم تو کونت . مردیکه کوس ندیده تو فوق فوقش اگر یه کوسی را لمس کرده باشی فقط کوس مادرته اونم هنگام زایمانش که تو رو ریده
اگه میخوای کون گنده ببینی پیام بزار🥰🔥
آخه کصکش چرا مجبور میکنی یه چیزی بهت بگم ، مگه اون تو باشی که کیر بزرگ یکدفعه تو خودت جا کنی و حال هم بکنی ، بدبخت کص ندیده اگه تو فیلم دیدی و فیلم تعریف کردی اینم بدون که فیلم پورن یه چیزی به اسم پشت صحنه و آماده سازی هم داره پسر خوب ، یه چیز ضایع دیگه هم این که آخرش همه جنده ها مهاجرت میکنند .
کیرم تو دهن ادم لاشی و دروغگو چرا اینقدر راحت به شما جقی ها پا میدن
خب حالا بگو سکستون چه ربطی به فیستینگ داره، فک کنم اسمش رو کسشر انداختی ویا اشتباه گفتیاز ارضای کون به رژیم غذایی رسیدید،فیستینگ میشه نوعی رژیم بین دورههای غذا خوردن و غذا نخوردن تا ساعت مشخص شده، ک بیشتر زمانش مهمهیجورایی بهش میگن روزه داری متناوب که نوعی الگوی غذاخورنهبا این توضیح…! بگو رسیدید به فیستینگ چی شد؟؟؟؟
خدا شانس بده