خانمم قبل من با پسر دایی مادرش(هادی) ازدواج کرده بود و یک سالی هم زندگی کرده بودن که شنیدم هادی میفهمه هاجر بهش داره خیانت میکنه و مچش را میگیره و بدون مهریه طلاق میده ولی هاجر که نمیدونه من از شیطونی های مجردیش هم اطلاع دارم میگه بخاطر شکاکی و گیر دادن به لباس پوشیدن طلاق گرفتم. وقتی رفتم خواستگاریش قرار شد به جای عروسی بریم کیش مسافرت.
روز قبل رفتن ازم خواست بریم خرید لباس. موقع رفتن به بازار به هاجر گفتم آزادی کامل داره که لباسی که دوست داری را بخری و من دخالت نمیکنم تو انتخاب پوشش و رفت و آمدت.
از حرف من خیلی خوشحال شد و حسابی ازم تشکر کرد.
از اندام هاجر بخوام بگم قد ۱۷۰ سینه سایز ۸۰ و کون خیلی سکسی که علت ازدواج من با هاجر همین کون سکسی بود که توجه همه را جلب میکرد.
رسیدیم فروشگاه و هاجر یه شلوار کتون سفید و تی شرت تا وسط باسن و مانتو جلوباز تا زانو انتخاب کرد و رفت داخل اتاق پرو. وقتی آمد بیرون از فروشنده پرسید مانتو رنگ روشن چی داره از این مدل. به منم گفت چطور شدم که با سردی گفتم خوشگل شدی ولی بلند نیست مانتو؟
«این را یادم رفت بگم که خانواده من خیلی باز و راحت بودن و خواهرم و مادرم همیشه تو خونه تاپ میپوشه و سینه و شکم همیشه معلومه حتی جلوی غریبه ها. تو خیابون هم نصف باسن مادرم بیرونه و خواهرم هم یک سالی میشه که مانتو نمی پوشد و با پیراهن و شلوار میره بیرون.»
هاجر هم گفت خودمم بلند دوست ندارم ولی برای حرف مردم مانتو کوتاه نمی پوشم. رفتم نزدیک و با لحن تند گفتم گور بابای مردم تو هرچی به دلت میشینه بپوش و کاری به حرف مردم نداشته باش. گفت آخه که پریدم وسط حرفش و گفتم آخه نداره دیگه. با تردید رفت و یه مانتو که تن مانکن بود را گرفت و رفت داخل پرو.
رفتم پشت در پرو منتظر که در که باز شد تی شرت را داد بهم و گفت برو یه شماره کوتاه تر بگیر . من که دوست داشتم زنم سکسیتر بشه دو شماره کوچیکتر گرفتم و بهش دادم. وقتی آمد بیرون دوتا پسری که تازه امدن داخل مات کون هاجر شدن که واقعا عالی شده بود. نظرم را خواست که چشمک زدم و گفتم عالی. مانتو که نمیشد بگی تا وسط خط کون و تیشرت هم بالا ناف. وقتی کفش پاشنه بلند پوشید دیگه کونش کامل بیرون افتاد از مانتو و منم کیف کردم از تیپ و اندام زنم.
فردا موقع حرکت خواهر و مادرم آمده بودن بدرقه که خواهرم با دامن تا زانو و پیرهن دکمه ای که دکمه های بالا باز بودن و سینه هاش معلوم بودن آمده بود.
تو راه از آینده و آرزو هامون حرف میزدیم که من گفتم از دروغ متنفرم. شاید با سکس کردنت با یکی دیگه کنار بیام ولی با دروغ گفتن کنار نمیام.
هاجر هم ازم خواست بزارم مثل خواهرم لباس بپوشه که گفتم من که گفتم تو آزادی کامل داری تو پوشش. گفتم من دوست دارم همه حسرت تیپ و اندام سکسی زنم را بخورند و هرکاری بتونم برای سکسیتر شدنت انجام میدم. گفت تو شوهر ایده آل من هستی که همیشه آرزو داشتم. وقتی ماشین را گذاشتم پارکینگ فرودگاه و پیاده شدیم هاجر مانتو را گذاشت داخل کیف. ازش تشکر کردم و گفتم توهم داری میشی مثل همسر ایده آل که تو ذهن و فانتزیام داشتم. تو سالن فرودگاه خیلی خانم پیراهن و شلواری بود ولی کون هاجر ازهمه سکسیتر بود ولی من دلم میخواست بازم سکسی تر باشه.
داخل سالن انتظار داشتم مجله میخوندم که چشمم به یه آگهی دکتر زیبایی افتاد که نوشته بود پیکر تراشی و پروتز و تزریق چربی و ژل به سینه و باسن. از هاجر پرسیدم این عملها چیه که نوشته.
روز قبل رفتن ازم خواست بریم خرید لباس. موقع رفتن به بازار به هاجر گفتم آزادی کامل داره که لباسی که دوست داری را بخری و من دخالت نمیکنم تو انتخاب پوشش و رفت و آمدت.
از حرف من خیلی خوشحال شد و حسابی ازم تشکر کرد.
از اندام هاجر بخوام بگم قد ۱۷۰ سینه سایز ۸۰ و کون خیلی سکسی که علت ازدواج من با هاجر همین کون سکسی بود که توجه همه را جلب میکرد.
رسیدیم فروشگاه و هاجر یه شلوار کتون سفید و تی شرت تا وسط باسن و مانتو جلوباز تا زانو انتخاب کرد و رفت داخل اتاق پرو. وقتی آمد بیرون از فروشنده پرسید مانتو رنگ روشن چی داره از این مدل. به منم گفت چطور شدم که با سردی گفتم خوشگل شدی ولی بلند نیست مانتو؟
«این را یادم رفت بگم که خانواده من خیلی باز و راحت بودن و خواهرم و مادرم همیشه تو خونه تاپ میپوشه و سینه و شکم همیشه معلومه حتی جلوی غریبه ها. تو خیابون هم نصف باسن مادرم بیرونه و خواهرم هم یک سالی میشه که مانتو نمی پوشد و با پیراهن و شلوار میره بیرون.»
هاجر هم گفت خودمم بلند دوست ندارم ولی برای حرف مردم مانتو کوتاه نمی پوشم. رفتم نزدیک و با لحن تند گفتم گور بابای مردم تو هرچی به دلت میشینه بپوش و کاری به حرف مردم نداشته باش. گفت آخه که پریدم وسط حرفش و گفتم آخه نداره دیگه. با تردید رفت و یه مانتو که تن مانکن بود را گرفت و رفت داخل پرو.
رفتم پشت در پرو منتظر که در که باز شد تی شرت را داد بهم و گفت برو یه شماره کوتاه تر بگیر . من که دوست داشتم زنم سکسیتر بشه دو شماره کوچیکتر گرفتم و بهش دادم. وقتی آمد بیرون دوتا پسری که تازه امدن داخل مات کون هاجر شدن که واقعا عالی شده بود. نظرم را خواست که چشمک زدم و گفتم عالی. مانتو که نمیشد بگی تا وسط خط کون و تیشرت هم بالا ناف. وقتی کفش پاشنه بلند پوشید دیگه کونش کامل بیرون افتاد از مانتو و منم کیف کردم از تیپ و اندام زنم.
فردا موقع حرکت خواهر و مادرم آمده بودن بدرقه که خواهرم با دامن تا زانو و پیرهن دکمه ای که دکمه های بالا باز بودن و سینه هاش معلوم بودن آمده بود.
تو راه از آینده و آرزو هامون حرف میزدیم که من گفتم از دروغ متنفرم. شاید با سکس کردنت با یکی دیگه کنار بیام ولی با دروغ گفتن کنار نمیام.
هاجر هم ازم خواست بزارم مثل خواهرم لباس بپوشه که گفتم من که گفتم تو آزادی کامل داری تو پوشش. گفتم من دوست دارم همه حسرت تیپ و اندام سکسی زنم را بخورند و هرکاری بتونم برای سکسیتر شدنت انجام میدم. گفت تو شوهر ایده آل من هستی که همیشه آرزو داشتم. وقتی ماشین را گذاشتم پارکینگ فرودگاه و پیاده شدیم هاجر مانتو را گذاشت داخل کیف. ازش تشکر کردم و گفتم توهم داری میشی مثل همسر ایده آل که تو ذهن و فانتزیام داشتم. تو سالن فرودگاه خیلی خانم پیراهن و شلواری بود ولی کون هاجر ازهمه سکسیتر بود ولی من دلم میخواست بازم سکسی تر باشه.
داخل سالن انتظار داشتم مجله میخوندم که چشمم به یه آگهی دکتر زیبایی افتاد که نوشته بود پیکر تراشی و پروتز و تزریق چربی و ژل به سینه و باسن. از هاجر پرسیدم این عملها چیه که نوشته.
نوشته: احمد
13 پاسخ به “ازدواجم با زن مطلقه”
خدا را شکر که کوتاه نوشتی. چرت-مختصر-مفید
تصوراینکه نصف باسن مامانت توخیابون مشخصه چرا جور درنمیاد 😅😅😅😅😅😅😅
خب حالا ما چکار کنیمنه زنت میبینیم که بگی بارک اللهنه میکنیمش که بگیم هااااایپس قوربونت برم با همون گلنار بزن که کوصشعر نگیمیای اختراع کنی با خمیر دندون میزنی این میشه عاقبتش
اینجا برای داستان سکسی و خاطره اسنه کسشرات یه جقی
اینجا برای داستان سکسی و خاطره اسنه کسشرات یه جقی
خو بگو کونم میخاره دیگه چرا داستان میگی😂😂😂
کوسشعر کوتاه!! خواهرت پیراهن با دکمه باز و دامن تا زانو میپوشه!بقول افغانیا کونکَش فکر میکنی تو اروپا زندگی میکنی!؟ تو همون فرودگاه بین المللی امام هم کسی جرات نمیکنه اینطوری بپوشه چه برسه به فرودگاه مهرآباد یا هر جایه دیگه!!اما از کوسشعر کوتاهت بگذریم استعداد خوبی برای کوسکش شدن داری، احسنت!
آخه کصمغز هی اینو پوشید گفتم سکسی تر میخواستی با یه نیم تنه و کون لخت بیاد بیرون ،مشخصه بی هستی و یه کاک اولدی یه شرت لامبادا پاش میکردی بایه سوتین میرفتی کیش ، هم چار تا بکن پیدا میشد تو هتل به خانمت حال بدن و هم تو یه جق میزدی هم دریا و هوای گرم کیش راحتر بودی
چقدر خوبه که خدا مردانی ( البته بلا نسبت مرد که اسم مرد حرمت داره ) خدا مذکرهای نری مث شما رو خلق کرده که پرده برداری کنید و بقیه ی مردها بهره برداری کنند. 😉😉😉
دوستان خواننده :نویسنده که کسخل هست و تکلیفش معلومهکی. همتون تو کو. اون مشنگی که به این الدنگ لایک داده😂
عکس و شماره زنت رو بذار تو سایت خودمون مثل خواهر و مادر گرامیت بهش ژل و چربی فرو میکنیم
مطمئنم بابای واقعیت هم اگه یه روزی پیدا کنیتورو گردن نمیگیره
سلام وقت بخیر ماسور حرفه ای هستم مخصوص خانم ها و زوج های محترم و عزیز هر سوالی داشتید لطفا پیام بدید سپاسگذارم