هرچی بیشتر لای لنگ و پاچه ی زنهای کُص گنده و هیز و خیس بودم هربار بیشتر از بهاین میرسیدم که ساک زدن شکوفه که از شدت شهوت زیاد وقت ساک زدن زیر لب یه زمزمه هایی میکرد و وقتی با دقت گوش دادم شنیدم که داره یه سره قربون صدقه ی کیرم میره و میگه دردت تو جونم و بدبختتم و کاش الان خونه بودیم … یا وقتی مهناز خانوم که تو همسایه ها معتمد بود و به عنوان یه زن آروم و کاملا نجیب شناخته میشد رو لخت کردم و اعتراف کرد که حتی وقتایی که خبری هم نیست روزی شاید سه بار شورت عوض میکنه و گاهی شلوار… یا وقتی ستاره با اون همه شخصیت والا چجوری برا یه کُص دادن خودش کوبید و ۶۰۰ کیلومتر اومد و تو دو روز مرخصی که داشت حتی به جای شام و نهار هم کیرمو میخورد و خودشو جر داد… و صد مورد دیگه … حتی انگشت کوچیکه ی اون زن ۳۲ ساله که مسیر زندگیمو کاملا بخاطر جنون جنسیش به گا داد هم نمیشدن یه چشمه از این ماندانای هرزه این بود که تو اولین قرار پشت تلفن خودشو لو داد و همون شب اول قسم و آیه داد و آورد که جون هرکی دوس داری قسم که اگه تو توی همین هفته نیومده بودی کُصم هوس کرده بود بره زیر پسر ۱۹ ساله ی همسایه قسم میخورد که پسرک وقتی از باشگاه برمیگرده حتی بوی عرق تنش هم که تو پله های آپارتمان میپیچه این زنیکه ی لجاره رو وادار می کرده بیفته به چون کُصش… توصیفاتش از بر و بازوی اون نره خر و این که وقیحانه میگفت و میگفت که حیف فقط سنش کمه و شاید بیفته به گنده گوزی و بند و آب بده وگرنه اون سینه ی پهن و اون رونای مردونه ش که تو جین دیوونه م میکنه کاری کرده بوده که بزنه به سرم که نصفه شب هم شده وقتی از بیرون برمیگرده برم و به پاش بیفتم که بیا یه چیزی هم دستی میدم فقط کُصم بذار… منو به خاطر وقاحتم دوس داشت . درواقع هر زنی که زیرم خوابیده به خاطر این وقاحت منو دوس داشته وگرنه تا قبل تختخواب و رختخواب همه ش مث روابط عادی بوده . یه کیر گنده با یه کمر سفت و خوب تمام اون چیزیه که من داشتم براشون . نه پول نه قیافه ی مسحور کننده نه تحصیلات خیلی رده بالا . همه چی کاملا عادی . اما یه موتور دریدگی و وقاحت داشتم که وقتی با سایز و تایمم میکس میشد کاری میکرد مث یه بازجوی ناخواسته طرف تو سکس تا خواهر کیر نخورده و تنگ خودشم بذاره وسط و بگه تقدیم خودت فقط حرف بزن و منو بگا. این ماجرا بمونه و اگه شما هم دوس داشتین براتون تو قسمت بعد بگم که همینا که مودب و قاطع حرف میزنن یا لباسهای جلف نمیپوشن یا با شما و بله باهاتون ارتباط میگیرن پاش که بیفته با یه بادمجون سیاه چجوری تو تاریکی راز و نیاز میکنن … که براتون بگم وقاحت زیاد چجوری دست به امامزاده میکنه هر تنابنده ای رو…
اگه دوست داشتید بگید تا بزارم باقیشو
نوشته: آلن گینزبرگ
7 پاسخ به “وقیح (۱)”
امشب از اون شبهاییه که قراره مغزمون رو با کصشعر پر کنیم
حداقل یکبار خودت متنی که مینویسی بخون ببین چه اراجیفی داری تحویل میدی.چه آدمای بدبختی بودن اونایی که زیر تو خوابیدن
خطاب به تو ای کون گشاد جقی: همین که گفتی همه محل را میکونی و دنبال کیر کلفت و البته نداشتت هستن فهمید کص شعر می سرایی
روش ت برا یافتن پارتنر تو سایت فیک پرور بکن تو قدیمی شده
هرجور میخونم جملاتت هیچکدوم بهم ربط ندارن تازه بقیشم میخوای بذاری🤣
کونی کصمغز ریدی تو مخم
اصل داستان:شوهر تمام زنهایی که نام بردی، با همون شرایط تخیّلیت، جوری گشادت کردن که از عقده، اومدی داستان کردنِ زنهاشون رو تعریف کنی!!بیل تمام بیلمکانیکیهای ایران حوالهت بادا ابله داغون الدنگ متوهّم!!