زن عمویی که برای گاییده شدن خوب تربیت شد

عموم از جوونی با خانوادش مشکل داشت و بعد ازدواجش این مشکلات بیشتر و بیشتر شد و کل خانواده طردش کردن. وقتی که از ساختمان افتاد از کار افتاده شد هم حتی یک نفر بهش سر نزد. تمامی خرج های بیمارستانش رو من دادم و کل این سه سال هر وقت زن عمو مریم کم آورد و نیاز به حمایت داشت، من جمع و جور شون می کردم. من بدتر از همه از عمو علی متنفر بودم، اما مریم انقدر زیبا، دوست داشتنی و دلنشین بود که بخاطر اون دوست داشتم هواشونو داشته باشم. من و مریم سن و سال هم بودیم و مریم فقط 2 سال از من بزرگتر بود، وقتی پیش هم بودیم کلی حرف مشترک با هم داشتیم. عموم بعد از سه سال به رحمت خدا رفت و غریبانه خاکسپاریش انجام شد. همه خانواده مثل مراسم یه غریبه اومدن و رفتن و مریم 32 ساله موند و مهسای 10 ساله. بعد فوت عمو علی، مریم که تنها تر از قبل بود نیازش به حمایت روز به روز بیشتر می شد و منم واقعا بیش از این نمی تونستم براش وقت بزارم.
تا اینکه یه روز ساعت 5 عصر بود موبایلم زنگ خورد دیدم مریمه. صدای داد و بیداد می اومد و مریم گفت سریع خودمو برسونم خونشون. رفتم اونجا دیدم صاحبخونه کارگر آورده دارن وسایل خونه رو میزارن توی کوچه، به هرکسی رسیدن یه دونه زدم و اونام چندتایی ریختن سرم. بد کلی بحث و جدل و زد و خورد، تازه فهمیدم مریم و عمو علی پولی که به اسم اجاره خونه من بهشون میدادم و جای دیگه خرج کردن و 15 ماهه اجاره خونه رو ندادن. صاحبخونه گفت حتی اگه همین الان پول من و بدیم هم من دیگه خونه به شما اجاره نمیدم. زنگ زدم بچه ها نمایشگاه رو بستن و با یه خاور اساس و جمع کردیم و بردیم حیاط خونه من خالی کردیم. مریم و مهسا رم بردم خونه خودم.
شب من عصبانی، مریم ماتم زده و مهسا طفلک هم آروم یه گوشه نشسته بود. یهو من شروع کردم، گفتم اون از اون خدا بیامرز اینم از تو. آدم نبودین شما؟ من نگفتم هرچی کم و کسر دارین بگین؟ من ماهانه اجاره خونه رو ندادم به شما؟
مریم که اشک از چشمام جاری بود گفت به قرآن نمی رسوندیم.
نمی رسیوندین به من می گفتی.
دیگه چقدر به تو می گفتیم؟ بابامون بودی؟ برادرمون بودی؟ پدر بزرگمون بودی؟ سه ساله دیگه بدبختی مارو داری تحمل می کنی، با چه رویی بهت می گفتیم. هی گفتیم ماه بعد اجاره هارو میدیدم، هی میدیم؛ هی میدیم شد این.
زنگ زدم شام آوردن. بعد شام به مهسا گفتم بره بخوابه به مریم هم گفتم. بمونه باهاش کار دارم.
مریم اومد روی مبل یک نفره کنار من نشست. این لحظه تاریخی بود در زندگیم. فرصتی بود که به آرزوی 12 ساله ای که اولین بار مریم رو دیده بودم و حسرت داشتن همچین زنی رو هر شب توی سرم می پروروندم برسم.
گفتم ببین مریم، خودت میدونی عمو علی منفور کل طایفه بود، همونجوری که تو خودتم ازش متنفر بودی، منم بودم. خودتم می دونی که من این سه سال رو بخاطر تو همه جوره حمایتتون کردم. ولی دیگه عملا نسبتی بین من و تو نیست. اگر من دارم از پولم از وقتم از زندگیم برای تو خرج میکنم، انتظار دارم یه جا جبران کنی. اگه لطفه اگه دوست داشته هر چیه باید دو طرفه باشه.
قربونت برم من چه کاری مگه از دستم برمیاد برای تو بکنم. تو خدارو شکر هرچی بخوای توی زندگی داری، یه زن خوب میخوای که اونم هروقت بهت میگم، میگی زوده. من چیکار مگه میتونم برای تو بکنم؟ بخدا اگه بخاطر مهسا نبود خودم و عموتو یه جا خیلی وقت پیش آتیش میزنم از این خفت و خواری در بیایم. من خودمم اینقدر که وبال گردن تو بودم خسته شدم.
تو اتفاقا میتونی جبران کنی. ولی نمیخوای. مطمئنم نمی خوای؟
من؟ بخدا تو هرکاری از من بخوای انجام میدم، خودت میدونی من دیگه جز تو و مهسا کسی رو توی این دنیا ندارم.
هرچی بخوام انجام میدی؟
آره بخدا، بگو.
همه وجودم رو آتش شهوت گرفته بود. با صدای مردد گفتم پاشو برو توی اتاق لخت شو امشب باهم باشیم.
تا این و گفتم مریم 10 ثانیه مکث کرد، حالت صورتش برگشت و یه سیلی محکم زد بیخ گوشم و دوید رفت توی اتاق، 2 دقیقه بعد لباس پوشیده در حالی که داشت مهسارو کشون کشون دنبالش می کشید و هرچی از دهنش در می اومد آروم و با صورت گریون نثار من می کرد رفت سمت در خروجی.
دویدم رفتم جلوی در رو گرفتم و گفتم کجا میری؟
به تو … ربطی نداره.
برو بیرون ببین چه بلایی سر خودت و بچت میارن تا صبح. می خوای بری برو ولی مهسارو نمیذارم ببری. هرکاری کرد مهسا رو نذاشتم ببره و خودش تنهایی رفت.
مهسا رو که از ترس مثل گچ سفید شده بود آروم کردم و گفتم بره بخوابه و خودم دویدم دنبال مریم.
رفتم دیدم تا سر کوچه رفته و چون جایی نداره بره تکیه داده به دیوار و دو دستی صورت رو گرفته و داره گریه میکنه. رفتم دستش و گرفتم و گفتم بیا بریم خونه. دستشو سریع کشید و گفت برو گم شو. من تورو یه جور دیگه شناخته بودم، نمی دونستم تو دنبال چیز دیگه ای هستی.
خره! چه مرگته؟ یه کس و کون دست دوم می خوای بدی، عوضش خودت و مهسا قراره توی ناز و نعمت مثل ملکه زندگی کنید. مریم یه سری تکون داد و روی زمین تف کرد و گفت فکر نمی کردم اینقدر وقیح و بی حیا باشی. من زن عمو تم. چجوری میتونی اینقدر بی حیا باشی؟
دیدی خری؟ تو زن عموم بودی. الان نیستی. ما همین فردا می تونیم بریم صیغه کنیم. حلال و قانونی.
بس کن مسعود بس کن.
پس چی شد گفتی هر کاری بتونی برام انجام میدی؟ مگه من ازت چی خواستم؟ گفتم با من باش. 12 سال به یه مردی که کل عالم ازش متنفر بدون زندگی کردی، 3 سال آخرم که هیچی بینتون نبوده. حالا چی ازت کم میشه چند وقت به من حال بدی؟
من هر شب دارم با فکر سوراخ کون تو میخوابم با فکر کست بیدار میشم. بیا و راه بیا.
واقعا که از سگم کمتری مسعود. چون عین سگ از چشمم افتادی، وای وای وای. تو اینقدر بی حیا بودی؟
باشه نیا. بمون بیرون که تا صبح 10 تا معتاد کارتن خواب پارت کنن لشتم بندازن یه گوشه. من نمیفهمم تو چه مرگته؟ از اینکه از فردا سوئیچ ماشینی که دوست داری دستت باشه، لباسی که دوست داری بپوشی، خونه ی به اون بزرگی در اختیارت باشه، بریزی، بخری، بپاشی، عطر خوب بزنی، تفریح کنی، مسافرت بری، مهسا رو مدرسه خوب بفرستی، آیندشو تضمین کنی بدت میاد؟ دوست داری توی فلاکت بمونی؟ من حرفی ندارم. باشه بیا بریم خونه دیگه هیچ کاریم به کاریت ندارم. یک ماهم بهت وقت میدم، بعد یکماه مهسارم بردار هرجا خواستی برو. ولی بدون تو امشب زیر من نخوابی، فردا مهسا باید زیر 10 تا مرد 70 ساله بخوابه.
این و که گفتم انگار مریم و آتیش زدن، حمله کرد بهم چنگ انداخت به صورتم، اینقدر زد زد زد که کل صورت و لباش من خونی شد. من هرچقدر گفتم گه خوردم، غلط کردم گوش نکرد، روانی شده بود. آخر سر انگشتش رفت توی چشمم و من دیگه مجبور شدم هلش بدم و صورتم و گرفتم، کل صورت و پیرهنم خونی شده بود. من افتادم زمین و دیگه فقط چشمم و گرفتم.
مریم که تازه فهمید چیکار کرده به دست و پا افتاد. سوار ماشین شدم و خودم و به بیمارستان رسوندم و مریم رو هم فرستادم خونه. چشمم ضربه خورده بود و پر خون بود ولی آسیب جدی ندیده بود.
وقتی برگشتم خونه مریم بیدار بود.
تا من و دید دوید اومد گفت بخدا من نمیخواستم اینطوری بشه. هلش دادم عقب و بدون اینکه چیزی بگم رفتم توی اتاق و درب و بستم و خوابیدم. عصر فردا وقتی رسیدم خونه گفتم مریم و مهسا لباس بپوشن، بریم بیرون. مریم با من حرف نمی زد. اما وقتی بردمشون برای خرید، بعدم مهسا رو بردم شهربازی و بعد هم شام خوردیم، کم کم یه تک جمله هایی باهم حرف میزدیم. آخرشب مریم گفت چشمت چطوره.
به تو ربطی نداره.
ببخشید.
اون شب با همین جمله گذشت. فردا همین داستان تکرار شد و این شد روال عادی زندگی. من هر روز ساعت 7 عصر می رسیدم خونه و تا 12 شب بیرون بودیم. کم کم رابطمون بهتر شد بگو بخندا از قبلم بهتر شد. مطمئنم بودم این روزا بهترین روزهای زندگی برای مهسا بود و مریم هم حس دوگانه ای داشت. این روزها لذت هایی رو توی زندگی تجربه می کرد که قبلا هیچ وقت تجربه نکرده بود و از اونور پس ذهنش، اتفاقات اون شب و نگرانی از آینده بود.
اون شب انقدر خندونده بودمش که هر سه تا دل درد گرفته بودیم. مریم بعد اینکه مهسا رفت اتاقش، گفت مسعود وقت داری؟
جان مسعود؟
می خوای در مورد پیشنهاد اون شبت با هم حرف بزنیم؟
گمشو بابا. نه نمی خوام.وحشی.
مسعود مسخره بازی درنیار بیا بشین حرف بزنیم.
الان آرومی، وحشی نمیشی؟ حیوون نمیشی؟
بی شعور این چه طرز حرف زدنه؟
رفتم نشستم کنارش و گفتم جان؟ بگو؟
ببین مسعود من قبول دارم اون شب خیلی تند رفتم. ولی توام میتونستی پیشنهادت رو تمیز تر، محترمانه تر، با ادبیات درست تری توی شرایط بهتری بگی.
خوب. آخرش و بگو خوابم میاد.
آخرش اینکه تو. دقیقا از من چی میخوای؟
کون. کس. حلق.
آدم باش دیگه. من تورو صدا کردم مثل آدم حرف بزنیم. اصلا اگه حال نداری برو بخواب.
خوب مریم جوابت همینه دیگه. صادقانه جواب دادم. ببین مریم جان گذشته از شوخی، من می تونم با هر دختری که دلم بخواد ازدواج کنم. ولی داشتن تو برای من مثل یه رویاست. از وقتی اولین بار با عمو علی دیدمت عاشقت شدم، در تمام این 12 سال عاشقت بودم، هستم، اگرم بذاری بری تا آخر عمر عاشقت می مونم. اما این یه واقعیته. من تورو می خوام که باهات هرجور لذتی رو تجربه کنم. هرچی دیدم، شنیدم، تجسم کردم همه رو. من تو رو برای لذت بردن از زندگی میخوام. من دوست دارم هر شب کست رو دهنت رو کونت رو سر تا پات رو بگام. تورو برای یه سکس ساده نمی خوام. من دوست دارم بعد 10 دقیقه تلمبه زدن توی کونت، وقتی هنوز داغی کونت روی کیرمه همونجوری بکنمش توی حلقت. اینکه این کثیفه، بد بوئه، بدم میاد، نمی خوام و اینا توی کتم نمیره. من می خوام توی همون اولین سالی که صیغه منی، اندازه دو سالی که از سینه مادرت شیر خوردی از کیر من آب کیر بخوردی…
من همینجوری که داشتم از روی شهوت حرف می زدم، مریم بدون اینکه به من نگاه کنه بلند شد و رفت و در اتاقش رو بست.
عصر بعدی که اومدم خونه برخلاف انتظارم دیدم مریم و مهسا مثل روزای قبل شاد و شنگول لباس پوشیده آماده ان. مریم یه لیوان شربت بهم داد و از برنامه هایی که امشب داریم و چیزایی که توی خونه لازم هست و اینا گفت. مریم وقتی عادی حرف میزد اینقدر دلبر بود که من راست می کردم، چه برسه به وقتی که با خنده و شیطنت می خواست صحبت کنه. وقتی برگشتیم مهسا رفت توی اتاقش. مریم گفت هی پسر بیا اینجا. رفتم کنارش نشستم و گفتم مریم تو منو گاییدی.با دست پس میزنی با پا پیش میکشی. جان؟
مسعود جان، مگه نمیگی من و دوست داری. خوب اولا بچه گونه حرف نزن. اون توهماتی که زدی مال فیلم است، نه من بازیگر اون فیلمام، نه اون چیزایی که تو گفتی شدنی هست. تو مجردی، مغزت توی تو همه. من قبول میکنم باهام ازدواج کنیم. ولی اولا دائم، دوماً عاقلانه، نه بچه گانه.
مریم جان ببین منم میدونم که این چیزایی که دیشب بهت گفتم شاید برای همه عمر تکرار نشه. ولی اینو مطمئن باش من با هرکسی ازدواج کنم سال اول زندگی داستان همینه، سوراخ کونش و اندازه سوراخ کسش می کنم. خوردن آب کیرم که خط قرمزمه، پس با این خیال که فکر کنی من کیر و از توی کونت دربیارم و بخوام بکنم توی حلقت و تو قبول نکنی، یا آب کیرمو از دهنت بیرون بریزی یا همچین چیزایی، خیلی رک بهت بگم همین الان بزار این داستان تموم شه. ولی اگر مثل یه برده روزی یک ساعت خودتو تمام و کمال در اختیارم قرار دادی تا هر بلایی دلم خواست سرت بیارم، اونوقت منم بهت قول میدم هرچه دارم و ندارم توی 23 ساعت دیگه روز در اختیار توئه و من غلام تو میشم. در مورد عقد دائم و ازدواجم، اول یه سال صیغه می کنیم. توی این یک سال اگه از همه جهات ازت راضی بودم…
همه جهات یعنی چی؟
یعنی از کس دادنت، کون دادنت، خایه لیسیدنت، آب کیر خوردنت…
تو مثل آدم نمی تونی حرف بزنی نه؟
خودت داری می پرسی، من چیکار کنم. اگه از همه جهات ازت راضی بودم، یه عروسی برات میگیرم که خوابشم نمی بینی. کاری میکنم توی کل فامیل مثل ملکه ببیننت.
هستی؟
مریم یه مکثی کرد و گفت قول میدی زیاد اذیتم نکنی؟
نه. قول نمیدم توی اون یک ساعت اذیتت نکنم، ولی قول میدم توی 23 ساعت دیگه جوری بهت حال بدم که احساس خوشبختی کنی. هم تو هم مهسا.
باشه.
فاصله اینکه باشه رو بگه و من بغلش کنم و لباشو بخورم 1 ثانیه نشد.
اما مریم زود خودش رو ازم جدا کرد و گفت دیوونه چیکار می کنی؟
مگه صیغه کردی…
خندیدم و گفتم گمشو بابا برای من حالا احکام باز شده.
دوباره لباشو گرفتم تو لبام و شروع کردم به خوردن. لب بالا، لب پایین، جفت لبا، با زبونم با لباش بازی می کردم، می خوردم، می مکیدم، می بوسیدم و دوباره و دوباره، کم کم دستم رو بردم و سینه هاشو گرفتم توی چنگم، مریم تا ذره ای می خواست مقاومت کنه، جوری سینه هاشو فشار میدادم که سریع رام می شد. بلند شدم و اونم بلند کردم و هلش دادم سمت اتاق خودم. مریم همینجوری که با هل دادن من مجبور می شد پشت سر هم قدم برداره گفت: مسعود الان؟ یه سیلی محکم در کونش زدم که صداش توی کل خونه پیچید.
مریم گفت مهسا بیدار میشه چیکار می کنی.
بردمش توی اتاق و در و بستم. از اتاق من تا اتاق مهسا هیچ صدایی نمی رفت. مریم پشت به من بود، شلوارشو یهو کشیدم پاشیین و اینقدر سیلی های محکم روی کونش زدم که کونش سرخ سرخ شد. خواستم شورتشو بکشم پایین که دو دستی شورتش و گرفت و با عشوه و حشری که توی صداش بود گفت مسعوووووود مطمئنی داریم کار درستی می کنیم. سرش و بوسیدم و گفتم آره دورت بگردم. شورتش و از دستش کشیدم و دادم پایین و از پاش در آوردم. تی شرتش رو درآوردم، سوتینشو باز کردم و درآوردم و بلندش کردم خوابوندمش روی دستام و پرتش کردم بالا که از ارتفاع افتاد روی تشک و گفت مسعوووووود.
لخت شدم و رفتم افتادم روش و سینه هاشو توی چنگم گرفتم و شروع کردم به مالیدن و خوردن سینه هاش. بعد اینکه کلی سینه شو خوردم رفتم سراغ لباش، اما اینبار مریم مشتاق تر از من داشت ازم لب میگرفت، کیرم از پایین تا بالای کسش کشیدم و برگردوندم گذاشتم روی سوراخ کسش که یه نفس عمیق کشید و لباشو از بین لبام درآورد و گفت بکن. لباش و کردم توی دهنم و کیرم و تا خایه ها کردم توی لس خیسش، مریم که لباش توی دهنم بود فقط با دماغ داد زد. شروع کردم به تلمبه زدن، مریم بزور لباش و رها کرد و با گفت در بیار درد داره، کیرم و کشیدم بیرون ووقتی آروم شد دوباره تا خایه کردم تو چند تا تلمبه زدم و مریم گفت دربیار نفس بند اومد. دوباره کشیدم بیرون، یه نفسی کشید و دوباره تا خایه ها دادم توی کسش و شروع کردم به گاییدن به معنی واقعی، مریم خواست حرف بزنه،گفتم هییییسسسس دیگه خفه شو!!! تلمبه ها رو بیشتر و محکم تر کردم. مریم درد و فراموش کرده بود داشت از شدت لذت از حال می رفت. دیگه خبری از درد نبود و توی لذت غرق بود، کلی که کسش و گاییدن ،دیدم مریم با دهن باز آی آی میکنه، یهو کیرمو از کسش در آوردم و نشستم روی سینش و مریم نفهمید کی کیرم رفته توی دهنش، اول اخم کرد و چندشش شد و خواست کیرمو از دهنش در میاره ولی هرچی تقلا کرد دید من کیرم رو دارم بیشتر فرو می کنم توی دهنش دیگه مقاومت نکرد و گذاشت دهنش و راحت بکنم. یه دل سیر که دهنش رو کردم کیرم رو از دهنش درآوردم و گفتم بسه؟
آره فکم خسته شد، کسم و بکن.
دهنت و باز کن.
دهن بسه دیگه.
آره دهن بسه، میخوام حلقتو بگام.
نه دیگه برو پایین و بگا.
خوابیدم روش و کیرم و دوباره کردم توی کس داغش و اینقدر کردمش که بدن جفتمون خیس عرق شد. بعد گفتم دهنتو باز کن.
نه دیگه همونجا رو بکن.
باز کن میخوام حلقتو بگام.
پس پاکش کن اول.
مریم. باز کن.
کیرو در آوردم و رفتم روی سینه های نشستم و اول کیرو و کردم توی لباش و چندتا تلمبه معمولی زدم، مریم که به کیر توی دهنش عادت کرد یهو کیرم و کردم توی حلقش و انقدر فشار دادم که لباش حلقه شد دور خایه هام. مریم شروع کرد دست و پا پرت کردن و چنگ زدن به تشک، یه چند لحظه کیرو تا نصف عقب کشیدم تا مریم همینجوری که کیرم توی دهنشه عق هاش و بزنه و یه نفسی تازه کنه، بعد دوباره کیرم و کردم توی ته حلق و نگه داشتم، بعد چند ثانیه کیرو و یه سانت عقب کشیدم مریم خواست عق بزنه و نفس تازه کنه ولی نمی دونست که من تازه دارم تلمبه رو شروع می کنم. شروع کردم با همون نیم سانت به سانت ته کیرم تلمبه زدن که حتی برای ثانیه ای کیرم از حلق مریم بیرون نیاد. اون لحظاتی که دستای مریم و برده بودم بالای سرش و زیر دستم نگه داشته بودم و برای اولین بار داشتم با بیخ کیرم توی حلقش تلمبه میزدم، لذت بخش ترین لحظاتی بود تا اون ثانیه از عمرم تجربه کرده بودم. به معنی واقعی کلمه حلق مریم و یه دل سیر اونقدری که دلم می خواست و سیرابم می کرد گاییدم و وقتی کیرم و از حلقش کشیدم بیرون آب دهنش تا خود کسش روی کیرم کش اومد. باز خوابیدم روش و کیرم کردم توی کسش و شروع کردم به تلمبه زدن .اونقدری هم که من فکر می کردم اوضاع بد نبود، چون خودش سریع بغلم کردم و شروع کرد به لب گرفتن. دور تا دور دهنش پر تف بود من خودم چندشم میشد ولی وقتی دیدم چشماشو بسته و داره از لب گرفتن لذت می بره شروع کردم به خوردن لباش. یهو لباش و جدا کرد و گفت 4 دست و پا. از روش بلند شدم و خوش سریع 4 دست و پا نشست، اونجاش و گذاشت روی تشک و کونش داد بالا و گفت بکن. منم روی زانو پشتت ایستادم و کیرم و کردم توی کسش و شروع کردم به گاییدن کسش، کم کم تلمبه ها اینقدر محکم شد که نمه نمه مریم کامل روی شکم خوابید و منم و روش، داشتم گرم تلمبه می زدم که مریم یهو خودش رو سفت کرد و یه آهی کشید و ارضا شد. یه خورده کردمش تا کامل ارضا بشه. بعد از روش بلند شدم رفتم کرمو آوردم و شروع کردم با انگشت با سوراخ کونش ور رفتن، کم کم، کم کم، کم کم نوک انگشتامو کردم تو، خیلی با حوصله علی رغم مقاومت گاه و بی گاه مریم یه بند انگشت و دادم تو، هی کرم روی انگشتم رو شارژ می کردم، دو بند انگشت، بعد 5 دقیقه دیگه داشتم کونش و راحت انگشت می کردم و مریم هم دیگه فقط صورتش و از درد گرفته بود و مقاومتی نمی کرد. بعد کیرم رو کردم داخل کرم و در آوردم سرشو گذاشتم روی سوراخ کونش و سعی کردم بدم تو کونش، ولی لا مصب یا تو نمی رفت، یا می خواست بره تو، مریم خودش و سفت می کرد، یا خودشو تاب میداد به چپ و راست، ولی به هر زوری بود سر کیرم و دادم توی کونش. با جیغ و گریه مریم مجبور شدن درش آوردم، دوباره با مکافات دادمش تو کونش و بازم به مقاومت مریم مجبور شدم درش بیارم و این سری تا نصفه بردم تو که مریم دیگه با صدای بلند زد زیر گریه، بازن در آوردم و دادم تو، اینقدر تکرار کردم که به اون لحظه تاریخی زندگیم رسیدم. حسرت 12 ساله تموم شد و بعد 10 دقیقه کشتی گرفتن با مریم، اینبار کیرم تا خایه ها داخل سوراخ داغ و تنگ کون مریم کردم. به جرات میتونم بگم حاضر بودم بین بهشت و لحظه ای که خایه هام رسید به سوراخ کون مریم، اون لحظه رو انتخاب کنم. لذتی رو تجربه کردم که وصفش نمیشه کرد و این حس رو کسی تجربه می کنه که کون زنی بذاره که عمیقا دوستش داره. از لذت داشتم میمردم. ولی مریم هم داشت از درد میمرد. شروع کردم به تلمبه زدن، اولش کیرم خیلی جابه جا نمی شد اما نمه نمه راه باز شد و حالا کیرم توی کونش بیرون و داخلم میرفت. یه دل سیر کونش و گاییدم و از روش بلند شدم. رفتم کنار سر مریم که داشت گریه میکرد نشستم و با چند تا دستمال کیرمو پاک کردم و موهای مذیم و گرفتم کشیدم تا مجبور شد روی آرنجاش نیم خیز شه. گفتم بخورش.
مریم یه نگاه ملتمسانه کرد و وقتی با جدیت چهره ام مواجه شد، دهنش و باز کرد. کیرم و تا ته حلقش با ضربه فرو کردم و در آوردم، اینکار و 10 بار تکرار کردم و بعدش با سرعتی که داشت خودم و از پا درمی آورد شروع کردم به گاییدن دهنش. وقتی کمرم خسته شد دیگه خودم ثابت واستادم و با همون سرعت سر مریم و میدادم جلو عقب می کردم و تهش دو دستی سرش رو و فشار دادم روی کیرم و رکور پیشروی توی حلقش و شکستم. نفسش که تنگ شد ولش کردم و باز رفتم روش خوابیدم و کیرم و بی رحمانه باز فرو کردم توی کونش و بی تفاوت به مقاومت ناخواسته مریم شروع کردم به گاییدن کونش. هنوز از کونش سیر نشده بودم ولی دیدم آبم داره میاد، دلم می خواست آبم و بهش بخورانم. .ولی وقت زیاد بود برای اینکار و دوست نداشتم این لحظه طلائی رو از دست بدم. آبمو همونجا در حالی که تا آخرین ذره کیرم که میشد رو توی کونش فرو کرده بودم خالی کردم. احساس می کردم آب جوش داره ازم میریزه بیرون. آب کیرم تموم نمیشد. کیرم که خالی شد، وزنم کامل انداختم روی مریم و مثل میت خوابیدم روش تا کیرم ذره ذره کوچیک شد و از کونش در اومد. ته کیرتو خودم از کونش در آوردم و کنارش افتادم و نفهمیدم کی خوابم برد.
داستان لحظه ای که بیدار شدم شنیدنیه. اگر داستان رو دوست داشتین ادامه شو تعربف می کنم. اگر هم دوست نداشتین، ممنون که وقت گذاشتین و خوندین.

نوشته: مسعود

بازدید 16,579

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

42 پاسخ به “زن عمویی که برای گاییده شدن خوب تربیت شد”

  1. من نمیدونم این کسخلا ب کجای این داستان کیری گفتن خوب بود همش تخمی خالی بندیش دیگه بماند ، حتی تخیلی هم نتونستی وایب خوبی بدی ،اینایی هم گفتن خوب بود فک کنم فقط علاقه ب تحقیر شدن دارن هیچ جای داستان تحریک کننده نبود

  2. مزخرف ترین چیزی بود که خوندم مازوخیسم هستی چطور از ضحر کشیدن یکنفر لذت میبری قطعا بیماری وبانوشتن این جفنگیات ذذهن بیمارت رو ارضا می‌کنی به یک روانپزشک مراجعه کن چطور آدم می‌تونه کسیو دوست داشته باشه بعد ضجرش بده این دوست داشتن نیست اینا تمام عقده حقارت هست متاسفم برای چنین افرادی

  3. نام نویسنده:مسعود جنونآخه لاپاسولاخی این چه اراجیفیه نوشتی شیره هم می‌زدی آنقدر طول نمی‌کشید…عقده هات زیاده رفتی تو شخصیت بدبخت ضعیف محروم از زندگی معمولی یه زن بیچاره خالی میکنی…هرچنددروغ باشه…داستانت به درد کسایی میخوره که عقده جنسی دارن وتخلبه نمیشن…

  4. معلومه از بس بهت نداده عقده ای شدی و اومدی فانتزیهات رو بعنوان داستان مینویسی.تو اگه قصدت این بود که طرفو اینجوری بگایی چرا همون ۱۲ سال پیش چرا اینکارو نکردی؟

  5. خالی خالی دختری که 12 سال تو کفش بودیو 2 ساعت بکوب از همه سوراخا گاییدی؟برو عامووو

  6. اگر فانتزیت اینه و تو مغزت این چیزها میگذره ،بدون خیلی مرضی و کثیفیو خیلی سریع خودت رو برسون به یه روانپزشکتا واسه خودت و دیگران مشکل درست نکردی .من اگر جای تو بودم خودم رو میکشتم تا حیوونی با این تفکرات بین مردم نباشه 🐐

  7. خیلی دوست دارم بدون کدوم احمقی این داستان رو لایک داده از همون ابتدا بشدت مزخرف و تخیلی نوشته شده اصلا ارزش خوندن نداشت

  8. زیاد فیلم سوپر میبینی ، تا حالا هم کص از نزدیک ندیدی ، خودتم نهایتش ۱۸ سالت باشه

  9. همش شدکست کونت حلقت😅 مطمنم نمایشگاه ک هیچی تهش ی پراید داری اسنپ کار میکنی

  10. نمیدونم داستانت واقعی هست یا خیالیولی رعایت نظافت و توجه به سلامتی پارتنر از نکات مهم سکسهسکس خشن هم چهارچوب خودشو داره ولی به نظرم کیری که توی کون رفته نباید بدوت شستن و ضد عفونی توی کص و دهن برهچون میتونه به زن صدمات جدی بزنهاگر عاشق زنی هستید و سکسش بهتون لذت میده اول به فکر سلامتیش باشید تا طول عمر سکستون بیشتر بشه

  11. طرف انقد حسرت داره حتی حرف زدن بلد نیسبعد انقد وحشی اینهمه کردهکیرو ته حلق یارو تلمبه زده طرفم خفه نشده

  12. خدا شفات بدهروح و روانت نابود شدهحالا دیگه پولیه که رفتهآنقدر فکرش و نکنخودت دادی بزور که ازت نگرفتناگه حرصت خالی شد؟ دیگه بیا پایینسرمون درد گرفت.

  13. تو سادومازوخیسم داری. بیچاره اون زنی که همخواب تو بشود. احتمالا دفعه اولی که با تو باشد، دفعه آخرش خواهد بود. حتمن خود را به یک روانپزشک نشان بده. تو احتیاج به سالها درمان داری. سکس باید یک عمل لذت بخش برای هر دو نفر باشد.نه شکنجه کردن.

  14. خیلی سریع خودتو برسون به نزدیکترین شهری که می شناسی ،اصلا. وقتت رو هدر نده ، سریع خودتو به یه روانپزشک معرفی کن

  15. کاری به واقعی بودن یا فیک بودنش ندارمولی ببین فقر چه بلایی سر زن عموی بدبخت اورد که مجبور شد به خفت و خاری تن بدهبا شهوت و کیر شق به این قضیه نگاه نکنید واقعا غم انگیزه

  16. کون دادن به ی دختر عالیه.پروستاتتو تحریک میکنه و ماساژ میده لذت دنیا رو به آدم میده

  17. کوسخول متوهم عقده ایهر کس اگه فقط یبار تو زندگیش سکس رو تجربه کرده باشه میفهمه تا حالا تو عمرت از فاصله دو متر به کوس نزدیکتر نشدی

  18. اشتباه کردم که بخاطر تعداد لایک ها خوندم…فقط خوشحالم تا نصفه دیگه ادامه ندادم…کاری ب واقعی بودنش ندارم که اصلا مهم نیست

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید