درود دوستان مستقیم میرم سراغ اصل داستان
من و همسرم به صورت توافقی از هم جدا شدیم و چون قبلش هم باهم دوست معمولی بودیم تصمیم گرفته بودیم بعد طلاق هم دوست بمونیم یک روز کار اداری برام پیش اومد که اون میتونست کمکم کنه و این اولین باری که بعد طلاق رفتیم بیرون باهم رفتیم وکارم انجام دادیم تو راه برگشت ناخوداگاه دستم رفت اول روی رون پاش و کمک کم بردم بین پاش و شروع کردم مالیدن کشاله رونش مثل قبل ولی وقتی دیدم که اونم چیزی نمیگه فهمیدم که اونم حشری مثل خودم زدم کنار خیابون و شروع کردم به لب گرفتن ازش و با دستم یکی از دکمه های مانتوش باز کردم و از بالای سوتینش دستم رسوندم به سینه هاش و شروع کردم به مالیدنش که حشریت رو از تو چشماش خوندم اون یکی دستم بردم و سوتینش باز کردم که تا اومد بگه عه یکی از ممه هاش رو کشیدم بیرون و شروع کردم به خوردن و همزمان صندلیش خوابوندم و دستم بردم تو شلوارش و شروع کردم مالیدن کسش که حس کردم مثل یک چشمه کوچیک داره ازش اب میاد تو همین حال بودیم که یدفعه یه موتوری لاشی مخالف بلوار اومد و مارو تو اون وضع دید که یکی از سینه هاش تو دهن من و اون یکی سینهاش هم افتاده بود بیرون از تو مانتوش و دستم تو شلوارش و همینطور صورت پر از حشریت اون که جیغ زد وای بریم ازاینجا بهش گفتم من هنوز وقت نکردم اسمت از تو شناسنامهام در بیارم کارت ملیت پیشته گفت اره همون نزدیکی یک هتل بود خودمون جمع و جور کردیم و رفتیم هتل یک اتاق گرفتیم به محض اینکه وارد اتاق شدیم چسبوندمش به دیوار و از پشت چسیبدم بهش و لب گرفتیم و دستم و کردم تو شلوارش و شروع کردم به مالیدن کصش بعد یه مدت با دو دست شلوار و شرتش باهم کشیدم پایین و سریع کمربند و دکمه شلوارم باز کردم و پایین تنم لخت کردم و دوباره چسبیدم بهش و کیرم افتاد لای قاچ کونش و شروع کردم به خوردن گردنش که میدونستم حساس و مالیدن کسش و با اون یکی دستم از زیر لباسش رفتم سینش گرفتم و شروع کردم به مالیدنش که گفت وای دلم برای کیرت تنگ شده بود و از اینی که بدنش موج بر میداشت و کیرم بین کونش بالا و پایین میرفت داشتم لذت میبردم که با صدای سکسی گفت وایسا یه لحظه که برگشت و لباسش در اورد و سوتینش باز کرد و همه موهاش قشنگ برد پشت با کلیپسش بست و زانو زد و کیرم کرد تو دهنش که روح از بدنم جدا شد شروع کرد به خوردن با ولع هیچ وقت اینطوری نمی خورد انگار واقعا دلش براش تنگ شده بود من از شدت لذت نمیتونستم رو پاهام وایسم دستم گذاشتم به دیوار و خودم نگه داشتم بهش گفتم وایسا بریم رو تخت پیراهنم در اوردم رفتم روی تخت دراز کشیدم تا بازم بیاد بخوره اونم اومد و تخمام کرد تو دهنش و کشید بیرون انگار که بوس کنه و یه لیس زد از پایین کیرم تا بالا و همینطوری اومد بالا و لب تو لب شدیم و کصش میکشید روی کیرم تو حس بودم که سرکیرم گرفت و گذاشت دم کصش و کرد توش ولی تو این یکسال تنگ شده بود و دیگه نتونست لب بگیره و اهش بلند شد و شروع کرد به تکون خوردن منم یکمی خودمو کشیدم بالا و شروع کردم به خوردن سینه هاش که صدای اه و نالهاش بلندتر شد اینجا یه لحظه خشم و نفرت که از خانوادش داشتم اومد تو ذهنم و بهش گفتم داگی شو به محض اینکه داگش شد میخواستم از کون سخت بکنمش که پیش خودم گفتم نه بزار از کص بکنمش که هرچند وقت یکبار بیاد پیشم بازم ولی هنوز نفرت بود بخاطر همین دوتا انگشتم کردم تو کصش و شروع کردم با بیشترین سرعتی که میتونستم به جلو عقب کردن که اخی کشید و ول شد پایین البته کونش بالا بود چون پاهاش زیر شکمش بود منم سریع بلند شدم و کیرو گذاشتم دم سوراخ کصش و شروع کردم محکم و تند تلنمبه زدن که صدای اخ و نالهاش ترکیب شد و بخاطر اینکه خیلی میرفت جلو با دوتا دستش همونطور که خم شده بود پایین میله تاج تخت و گرفت این صحنه فکر کنم تا اخر عمر از تو ذهنم پاک نشه بعد یه مدت داشتم میومدم که در اوردم و ریختم روی کمرش و افتادم کنارش اونم یکم تو همون حالت موند و کم کم صدای اخ گفتنش کم شد و پاهاشو دراز کرد صورتش برگردوند و تازه انگار دوتاییمون عقلمون اومده بود سرجاش گفتیم این چه غلطی بود ما کردیم و همینطور که زل زده بودیم تو چشم هم داشتیم فکر میکردیم به هزار تا چیز که طرف مقابلمون الان چه فکر میکنه ـ اصلا این کار ما یعنی چیـ دوباره برگردیم بهم و… و اون روز تو هتل نشستیم و کلی فکر کردیم و حرف زدیم و به این نتیجه رسیدیم که دوستیمون اشتباه بوده و نباید دیگه هم دیگر رو ببینیم و اونم زد زیر گریه که میدونم هیچکس رو به اندازه تو دوست نخواهم داشت و هیچکسم به اندازه تو منو دوست نخواهد داشت منم بهش گفتم کاش شرایط طوری پیش میرفت که میتونستیم باهم باشیم کاش این اتفاق ها توی دعواهامون نیفتاده بود و
کاش یکی از این مشاورهها بدرد نخور می توانستند مشکلاتمون حل کنند و…
بهش گفتم بیا امشب رو که هتل رزرو کردم تا فردا پیش هم بمونیم اما گفت که نه خانوادم چکار کنم نمیتونم بگم که پیش توام و میدونی چقدر ازت بدشون میاد بلند شدیم رفتم رسوندمش سر کوچشون اونجا هم کلی گریه کردیم و بعد اشکاشو پاک کردم و رفت و به جای اینکه برم خونه رفتم بیرون و سیگار کشیدم و فقط به خانوادش فحش میدادم و لعن و نفرین میکردم که از اولش چون من انتخابشون نبودم انقدر سنگ انداختن جلو راه ما و باعث دعواهای ما شدند همچنان هم میگم سگ تو روح مادر جنده ننه کیر قاپ زیر پل خواب لاشیشون که ما رو از هم جدا کردند البته خودمم بی تقصیر نبودم که چندباری با خانوادش رفتم دعوای بدی کردم به هرحال کیرم تو روح مرده و زندشون
من و همسرم به صورت توافقی از هم جدا شدیم و چون قبلش هم باهم دوست معمولی بودیم تصمیم گرفته بودیم بعد طلاق هم دوست بمونیم یک روز کار اداری برام پیش اومد که اون میتونست کمکم کنه و این اولین باری که بعد طلاق رفتیم بیرون باهم رفتیم وکارم انجام دادیم تو راه برگشت ناخوداگاه دستم رفت اول روی رون پاش و کمک کم بردم بین پاش و شروع کردم مالیدن کشاله رونش مثل قبل ولی وقتی دیدم که اونم چیزی نمیگه فهمیدم که اونم حشری مثل خودم زدم کنار خیابون و شروع کردم به لب گرفتن ازش و با دستم یکی از دکمه های مانتوش باز کردم و از بالای سوتینش دستم رسوندم به سینه هاش و شروع کردم به مالیدنش که حشریت رو از تو چشماش خوندم اون یکی دستم بردم و سوتینش باز کردم که تا اومد بگه عه یکی از ممه هاش رو کشیدم بیرون و شروع کردم به خوردن و همزمان صندلیش خوابوندم و دستم بردم تو شلوارش و شروع کردم مالیدن کسش که حس کردم مثل یک چشمه کوچیک داره ازش اب میاد تو همین حال بودیم که یدفعه یه موتوری لاشی مخالف بلوار اومد و مارو تو اون وضع دید که یکی از سینه هاش تو دهن من و اون یکی سینهاش هم افتاده بود بیرون از تو مانتوش و دستم تو شلوارش و همینطور صورت پر از حشریت اون که جیغ زد وای بریم ازاینجا بهش گفتم من هنوز وقت نکردم اسمت از تو شناسنامهام در بیارم کارت ملیت پیشته گفت اره همون نزدیکی یک هتل بود خودمون جمع و جور کردیم و رفتیم هتل یک اتاق گرفتیم به محض اینکه وارد اتاق شدیم چسبوندمش به دیوار و از پشت چسیبدم بهش و لب گرفتیم و دستم و کردم تو شلوارش و شروع کردم به مالیدن کصش بعد یه مدت با دو دست شلوار و شرتش باهم کشیدم پایین و سریع کمربند و دکمه شلوارم باز کردم و پایین تنم لخت کردم و دوباره چسبیدم بهش و کیرم افتاد لای قاچ کونش و شروع کردم به خوردن گردنش که میدونستم حساس و مالیدن کسش و با اون یکی دستم از زیر لباسش رفتم سینش گرفتم و شروع کردم به مالیدنش که گفت وای دلم برای کیرت تنگ شده بود و از اینی که بدنش موج بر میداشت و کیرم بین کونش بالا و پایین میرفت داشتم لذت میبردم که با صدای سکسی گفت وایسا یه لحظه که برگشت و لباسش در اورد و سوتینش باز کرد و همه موهاش قشنگ برد پشت با کلیپسش بست و زانو زد و کیرم کرد تو دهنش که روح از بدنم جدا شد شروع کرد به خوردن با ولع هیچ وقت اینطوری نمی خورد انگار واقعا دلش براش تنگ شده بود من از شدت لذت نمیتونستم رو پاهام وایسم دستم گذاشتم به دیوار و خودم نگه داشتم بهش گفتم وایسا بریم رو تخت پیراهنم در اوردم رفتم روی تخت دراز کشیدم تا بازم بیاد بخوره اونم اومد و تخمام کرد تو دهنش و کشید بیرون انگار که بوس کنه و یه لیس زد از پایین کیرم تا بالا و همینطوری اومد بالا و لب تو لب شدیم و کصش میکشید روی کیرم تو حس بودم که سرکیرم گرفت و گذاشت دم کصش و کرد توش ولی تو این یکسال تنگ شده بود و دیگه نتونست لب بگیره و اهش بلند شد و شروع کرد به تکون خوردن منم یکمی خودمو کشیدم بالا و شروع کردم به خوردن سینه هاش که صدای اه و نالهاش بلندتر شد اینجا یه لحظه خشم و نفرت که از خانوادش داشتم اومد تو ذهنم و بهش گفتم داگی شو به محض اینکه داگش شد میخواستم از کون سخت بکنمش که پیش خودم گفتم نه بزار از کص بکنمش که هرچند وقت یکبار بیاد پیشم بازم ولی هنوز نفرت بود بخاطر همین دوتا انگشتم کردم تو کصش و شروع کردم با بیشترین سرعتی که میتونستم به جلو عقب کردن که اخی کشید و ول شد پایین البته کونش بالا بود چون پاهاش زیر شکمش بود منم سریع بلند شدم و کیرو گذاشتم دم سوراخ کصش و شروع کردم محکم و تند تلنمبه زدن که صدای اخ و نالهاش ترکیب شد و بخاطر اینکه خیلی میرفت جلو با دوتا دستش همونطور که خم شده بود پایین میله تاج تخت و گرفت این صحنه فکر کنم تا اخر عمر از تو ذهنم پاک نشه بعد یه مدت داشتم میومدم که در اوردم و ریختم روی کمرش و افتادم کنارش اونم یکم تو همون حالت موند و کم کم صدای اخ گفتنش کم شد و پاهاشو دراز کرد صورتش برگردوند و تازه انگار دوتاییمون عقلمون اومده بود سرجاش گفتیم این چه غلطی بود ما کردیم و همینطور که زل زده بودیم تو چشم هم داشتیم فکر میکردیم به هزار تا چیز که طرف مقابلمون الان چه فکر میکنه ـ اصلا این کار ما یعنی چیـ دوباره برگردیم بهم و… و اون روز تو هتل نشستیم و کلی فکر کردیم و حرف زدیم و به این نتیجه رسیدیم که دوستیمون اشتباه بوده و نباید دیگه هم دیگر رو ببینیم و اونم زد زیر گریه که میدونم هیچکس رو به اندازه تو دوست نخواهم داشت و هیچکسم به اندازه تو منو دوست نخواهد داشت منم بهش گفتم کاش شرایط طوری پیش میرفت که میتونستیم باهم باشیم کاش این اتفاق ها توی دعواهامون نیفتاده بود و
کاش یکی از این مشاورهها بدرد نخور می توانستند مشکلاتمون حل کنند و…
بهش گفتم بیا امشب رو که هتل رزرو کردم تا فردا پیش هم بمونیم اما گفت که نه خانوادم چکار کنم نمیتونم بگم که پیش توام و میدونی چقدر ازت بدشون میاد بلند شدیم رفتم رسوندمش سر کوچشون اونجا هم کلی گریه کردیم و بعد اشکاشو پاک کردم و رفت و به جای اینکه برم خونه رفتم بیرون و سیگار کشیدم و فقط به خانوادش فحش میدادم و لعن و نفرین میکردم که از اولش چون من انتخابشون نبودم انقدر سنگ انداختن جلو راه ما و باعث دعواهای ما شدند همچنان هم میگم سگ تو روح مادر جنده ننه کیر قاپ زیر پل خواب لاشیشون که ما رو از هم جدا کردند البته خودمم بی تقصیر نبودم که چندباری با خانوادش رفتم دعوای بدی کردم به هرحال کیرم تو روح مرده و زندشون
نوشته: یکی
18 پاسخ به “همسر سابقم بعد طلاق”
من فقط آخرش که فوش دادی به خانوادش خوشم امد و داستان تو لایک کردم
مهمترین عامل طلاق در ایران خانواده ها هستند .
لایک سوم و زدم ولی یه سوتی هم داشتیچطور طلاقی بوده که وضعیت طلاق تو شناسنامه نیامده بود؟
جهت اطلاعالان که تیر زن رو رفتی شما ها بهم محرم شدینیعنی طلاقت باطل شدهچون تو عده ت بودهبرو زندگیت بکنخانوادش رو هم ول کنکس ننشون
دوست عزیز تااونجا که گفتی وقت نکردم اسمتو ازتوی شناسنامه ام بیارم بیرون خوندم.ظاهرا هیچ اطلاعی از نحوه انجام طلاق نداشتی.مردمومن طلاق هرمدلی هم باشه اگه تصمیم نهایی صادرشد وبه طلاق منجرشد به شما نامه دادگاه داده میشه تا درطول یک زمان مشخص برید محضرخانه وطلاق صادر وثبت بشه.اونطورنیست که شما وقت نکنی بری اسمشو دربیاری نخیر اسمی هم درنمیادفقط تاریخ طلاق ثبت میشه روش.
بعضی از خانواده ها خیلی مادر جندن واقعا دیدمه
اگه واقعا دوستش داری اون دوستت داره این یسال خوب بوده برا حدایی اگه میدونید میتونید پایه هم بشید برید عشق حال کی میگه باز عقد کنید بدون عقد لذت زندگیو ببرید زندگی همین ۵روز عمره بعد سیاهی مطلق لذت ببرید با کسی که دوستش دارید
تا اونجا که گفتی شناسنامه خوندم و دیدم زر زدی ادامه ندادماولا بعد طلاق اسم رو از شناسنامه در نمیارن مهر طلاق میزنن جلو اسم همسردوما شناسنامه ای که مهر طلاق خورده اجازه هتل گرفتن باهم ندارنسوما هتل تو شهر محل اقامتت نمیتونی بگیری و باید از اماکن نامه بگیری
منم ۴ساله همینجور دارم میکنمش ولی حریف نشدم از بعد جدایی از کون بکنمش
کاری به واقعیت یا تخیل بودن این داستان ندارم.اما ارتباط بعد طلاق به هیچ عنوان مخصوصاً زن پیشنهاد نمیشه.مثل یک زخم دردناک میمونه که به صورت باز ازش مراقبت کنید
کسخلی بجای این که توی اون شهر واستی زندگیت رو بگا بدی میرفتی یک شهر دیگه دوری و دوستی میشد اگر تو ایران جواب نمیگرفتی مهاجرت به کشور های دیگه میکردی و از زندگیت لذت میبردی
تا اسم شناسنامه را اوردی فهمیدم ک.ص زیاد میگی.نه تنها اسم را از شناسنامه ات درنمیارن.بلکه زیرش مینوسین که طلاق گرفته.بچه جق.ی✋️
مردم ساده ای داریم که این کس شعرا رو باور میکنن آخه حکم طلاق تو دفترخونه صادر میشه همون لحظه هم مهر طلاق میخوره وقت نکردم اسمت از تو شناسنامه در بیارم چه کس شعری بود نوشتی خونوادش ننتو گاییدن تو ذهنت اینجوری تجسم میکنی؟
بیشتر کسشعر هست همه رو نخوندم
کصخلها اگه طلاق به صورت وکالتی باشه یعنی به زن وکالت بدی بره خودش طلاق بگیره اسمش تو شناسنامه مرد میمونه. منم الان همین جوریم. اسم زنم تو شناسناممه اما طلاق گرفته. منم ۴ ساله دارم می کنمش اما از کون نمیده. هر دو سه بار هم که میده پول میخاد ازم. 😂
کیرم دهن همه اونایی که راجع به شناسنامه ایراد گرفتن. چه اعتماد به نفسی هم دارن کصخلها. بعد طلاق سکس مزه بیشتری میده انگار
گفتی با ولع میخورد براتجوری که هیچ وقت اینجوری نمیخورده
کون گشاد کاری به راست یا دروغش ندارم،یعنی اون زن با حشر بالا یکسال را بی کیر سر کرد تا تنگ بشه بیاد تا تو بکنیش همچین زنی را اطرافیان یا همسایه ها و اقوامش نمی زارند شلوارش بالا بره