ديروز كه رفتم شركت تو يه حالي ديگه بودم و ديدم به اطرافم تغيير كرده بود . تازه داشتم مي ديدم دوروبرم چه اتفاقاتي مي افته و من بهشون اهميت نمي دادم . همه انا هم بر ميگشت به دربينهاي مخفي كه نصب كرده بودم . بعد چند وقت روز قبل كه تنها بودم شروع كردم به بازبيني فيلما تا پاكشون كنم كه يه چيزي توجهمو جلب كرد . رفتارهاي غير عادي منشيم بود . تو طول زمان كار شركت هميشه كنارم نشسته بود و بعضي وقتها مي رفت پشت و يه كاري رو ميكرد كه تعجب برانگيز بود . واقعا گيج شده بودم يعني اين دختر چشه مگه شوهرش كم ميزاره براش كه اين كارا مي كنه . بله خانم پشت مي رفت و به قول خودش دور از چشم من خودشو مي مالوند و دست تو شلوارش مي كرد و با سينه هاش از رو مانتو ور مي رفت . اونروز با اتفاق روز قبل وقتي وارد شركت شدم تازه يه چيزايي فهميدم . يه دختر تپل با آرايشي زيبا ولي سنگين مانتو كوتا و چسبناك و شلواري جين مشكي كه تمام اندامشو ريخته بود بيرون و مقنعه اي كه مثلا سرش بود سينه ها جلو و گوشتي كه به خاطر مانتو تنگش چسبيده بود به بدنش و خود نمايي ميكرد . تازه فهميدم اين خانم 3 ماه تو شركت منه و پيشم مي شينه و من توجهي به اون نميكنم و ب قول بچه ها اب در كوزه و ما گرد جهان مي گرديم …
خلاصه با اومدن من بلند شدو سلام كرد و لبخندي زد .منم نشستم رو صندليمو رفتم سراغ كامپيوتر ولي تمام هواسم به اون بود . ديدم امد كارم نشست و با برگه ها خودشو سرگرم كرد برنامه هايي كه بايد انجام مي دادمو برام مرور كرد . گراماي تنش و احساس ميكردم و اينكه وقتي من سرم به كارم بود يه جوره خاصي مو ديد مي زد و وول ميخورد . احساس مي كردم داره تو ذهنش يه چيزي رو مي پرورونه و بهش فكر مي كنه كه اذيتش مي كنه . بعد حدود نيم ساعت ديدم بلند شد و رفت پشت تو كارگاه منم سريع دوربين و فعال كردم و ديدم بازم همون حركتو انجام ميده . زيپ و دكم شلوارشو باز كرد و دسشو برد تو تكيه داد به ميز شروع كرد ماليدن و از اونور هم سينه هاشو مي ماليد . با اين صحنه كيرم راست كرد و شروع كردم به ماليدن . بعد 5 دقيقه ديدم خودشو مرتب كرد و امد دوباره پپيشم نشست و سرش به ارش بود . زير چشمي نگاش كردم ديدم لپاش گل انداخته و سرخ شده تو حال خودش نيست . به خودم گفتم اين دختر يه چيزيش هست و بايد امروز سر در بيارم . گذشت تا ظهر سرگرم مشتري ها بوديمو كارا تا ساعت 3 بعدازظهر كه معمولا خلوت مي شديم . منم داشتم طرح مي زدم كه ديدم بازم بلند شد كه بره . صداش كردم گفتم خانم … درب شركت و هم ببند و كركره رو بكش كه حوصله كسي روندارم مي خوام به كارام برسم . اينكا رو كرد و گفت منم مي رم يكم دراز بكشم كه كمرم درد ميكنه گفتم باشه . اينبار رفت تو انبار بالا كه موكت بود و بالشت و بتو هم داشت . به خاطر اينكه من روزهايي كه زياد كار داشتم همونجا استراحت مي كردم . خلاصه رفت بالا منم دوربين و روشن كردم و ديدم رفت نشت رو موكت بالشت رو درست كرد مقنعه شو در اورد دكمه هاي مانتوشو هم باز كرد و طاق باز خوابيد . بعد يكم كه گذشت و دكمه شلوارشو باز كرد يه تكوني به خودش داد و شلوارشو تا زير باسنش كشيد پايين از رو شرت زردش شروع كرد ماليد خودش . فهميدم خانم حشري هستن و از بي خيالي منم خبر داره با خيال راحت داره حال مي كنه . منم گفتم وقتش تا منم يه اون يه حالي بدم . يواشكي رفتم بالا چون موكت پشت يه كمد بود منو نميديد ايستادم پشت كمد ديدم صداش در اومده و يه جوري كه مثلا حواسم نيست سرمو انداختم رفتم طرفش گفتم خانم … كه يهو تو اون وضع ديدمو خودمو زدم به كوچه علي چپ . اونم يه آن شوكه شد بلند شد كه خودشو جمع جور كنه و گفت معذرت مي خوام گفم اشكالي نداره راحت باش . حتما شوهرت بهت نميرسه كه مجبوري اينكارا رو بكني . گفت شوهر ؟ كجايي اقاي … من 2 ماه طلاق گرفتم تازه دوزاريم افتاد . گفتم پس پريد تو حرمو گفت بله آدم كه شهوتي بشه دست خودش نيست شما كه ماشالله فكر نكنم تا حالا شهئتي شده باشين كه درد منو بفهمين . منم با پرويي گفتم اگه تا حالا نشده بودم و لي الان با اين اوضاع شدم . اونم تو چشاش برقي زد و گفت راست مي گي ما كه نمي بينيم . منم معطل نكردم رفتم روشو شروع كردم به خوردن لباش اونم چسبيد به منو همراهيم كرد تو اين پيچ و تاپ همديگرو لخت كرديمو بلند شد يه نگاه به كيرم كرد و گفت خيلي نامردي كه اين همه مدت اين از من دريغ كردي و انداخت تو دهنش با ولع ساك مي زد . طوري مك مي زد ك شريانهاي خونم تو تمام بدم به جنب و جوش افتاده بودن منم كه خوابيده بودم اونم از زور شهوت ديوانه وار مي خورد بعد يه آن ديدم بلند شد و مثل قطي زده سركيرم گرفت و نشست و كيرو فرو كرد تو كسش تلمبه ميزد و فرياد مي كشيد و گفتم چته عجله داري گفت نه مردم از بي كيري داشتم ديونه مي شدم . گفتم خوب اروم مال خودته فرار نمي كنه گفت مي ترسم باز سرت بره تو كامپيوتر و منو فراموش كني . خندم گرفت تو اين فكر بودم اين بدبخت چي كشيده اين چند وقته با بي محلي هاي من . ديگه داشت ابم ميامد بهش گفتم اونم با سرعت بيشتر تلمبه مي زد و حرفاي سكسي كه ابم با تمام قدرت ريختم تو كسشو اونم ارضا شد خوابيد روم . گفتم خسته نباشي گفت ممنون ولي بازم مي خوام . گفتم باشه برا بعد خودكشي نكن حالا هميشه در اختيارت . بعد ماجرا فيلم گفتم و اونم گفت كه از بي محلي من تو روياش منو نگاه ميكرده و بعد پشت به ياد من با خودش ور مي رفته تا ارضا بشه . از روز بعد كارما شده بود همين موقع كار خانم بقل من نشسته بود و كيرمو مي ماليد و بعضي وقت ها هم در مياورد و ساك ميزد . تو فرصت مناسب هم بالا ترتيبشو مي دادم .
6 پاسخ به “منشی مست”
سلام یادش بخیر منشی پسر عمو من اولین سکس من بود 5 ساله ازش خبر ندارم
جالب بود اما خیلی زود اتفاق افتاد به نظر نمیاد طبیعی باشه اما دمت گرم خوب نوشتی
خوب بود ولی به قول دوستمون یه ذره غیر طبیعی بود ولی خوب بود دمت گرم
ما که از این منشی ها نداشتیممرسی از داستانت
ارواح کس ننت اگه شرکت داشته باشی،آخه تو تو اتاقی که خودت هم می خوابیدی دوربین گذاشته بودی.کیرم تو مادرت
Moshakhas bood k khalibandie, vali bacheha to zoghesh nazanin. Agha naaraahat nasho bazam benevis.