لیزر لز (۲)

‎سه هفته از اون دیدار گذشته بود و کلی با هم صمیمی شده بودیم،تقریبا اکثر روزای هفته میرفتیم بیرون و یک بار هم نیلوفر اومد خونهٔ ما و چون اون تنها زندگی میکرد بیشتر من میرفتم پیشش. چندباری براش پورن فرستاده بودم و ازش خواسته بودم موقع دیدنش سعی کنه به قسمتهای حساس بدنش دست بزنه، کم کم داشت حس شهوت درش بیدار میشد،مخصوصا یه شب نزدیک پریودش بود که انقدر حشری شده بود که بهم پیام داد و گفت دلش واقعا سکس میخواد! از اون شب دیگه کلافه بود و همش میگفت دیگه خود ارضایی جواب نمیده و از طرفی هم میترسه با کسی آشنا شه.بهترین فرصت بود تا پریودش تموم شه آروم آروم با لز آشناش کنم تا موقع اتمام پریودش که تو اوج شهوته بتونم به خواسته ام برسم. یه بار لابه لای پورنای معمولی ای که فرستادم چندتا لز شهوت انگیز و دو سه تا هم گی فرستادم و منتظر موندم ببینم چه عکس العملی نشون میده.فرداش تو کافه نشسته بودیم که به مسخره بهش گفتم وضعیت بکن توت چطوره دوستم؟
‎-وای خدا نکشتت سحر حااالم بده ها بدددد،کثافت این فیلمارم میفرستی دیگه میخوام خودمو بکوبم به در و دیوار
‎-کدومشونو دوست داشتی؟
‎-ببین همشون خوب بود،(با ریسهٔ خنده)حتی گی هم تحریکم میکنه دیگه
‎به حرفش خندیدم و گفتم از لزاش چی از اونا خوشت نیومد؟
‎-وای اونا که عالی بودن،چقدر خوشگل و سکسی بودن آدم دلش میخواست
‎(از خوشحالی میخواستم پاشم وسط کافه برقصم، به زور خودمو کنترل کردم و گفتم:)
‎-جوووون خودم از اونا برات پیدا میکنم
‎-دیوونه ای به خدا
‎ترسیدم گارد بگیره،برای همین بحثو عوض کردم.
‎از فرداش باز براش فیلمای لز جذاب تری فرستادم ولی دیگه اصلا درباره ش باهاش حرفی نزدم،میخواستم حسابی تحریک شه و تو کف بمونه.
‎دقیقا فردای روزی که پریودش تموم شده بود رفته بودم خونه اش،یک ساعتی گذشته بود و داشتیم سیگار بعد مشروب مونو می کشیدیم و از چیزای مختلف حرف میزدیم تا باز طبق معمول رسیدیم به مشکل جنسیش،معلوم بود حالش اصلا خوش نیست و حتی ازم خواست یه روانشناس خوب بهش معرفی کنم تا این ترسش از آشنایی با مردا بریزه،بهش گفتم فکر خوبیه ولی بالاخره زمانبره و تا اون وقت برای اینکه اذیت نشی باید با بدنت آشتی کنی و خودتو ارضا کنی. گفت به خدا میکنم ولی بدتر میشم.
‎گفتم مطمئنی ارضا میشی شاید فقط داری خودتو تحریک میکنی!
‎-نه بابا میشم،یعنی نمیدونم،انقدر ارضا نشدم اصلا قاطی کردم سحر
‎یه فلش درآوردم زدم به تلویزیون،یه جوری تنظیم کرده بودم که بعد چندتا سکس زن و مرد بره روی لز
‎نیلو با تعجب پرسید بشینیم پورن ببینیم؟
‎-آره،میخوام ببینم چیکار میکنی که تاثیری روت نداشته!
‎-دیوونه جلوی تو که روم نمیشه
‎-به من اعتماد کن ،تو فقط فیلمو ببین و هرکاری گفتم انجام بده
‎اومد مخالفت کنه که گفتم هیسسس یه بار به حرف من گوش بده فقط،هرجا نخواستی بگو قطع میکنم

‎ده دقیقه ای از فیلم دوم گذشته بود و حس کردم به اندازهٔ کافی تحریک شده و ازش خواستم شروع کنه به لمس بدنش،مستی و شهوت شلش کرده بود و بدون مقاومت حرفمو گوش کرد،منم همون کار رو انجام میدادم تا راحت تر باشه،بعد چنددقیقه آروم بهش گفتم حالا دستتو ببر توی لباست و بدنتو لمس کن.وقتی دستشو کشید روی سینه هاش یه آااه کشید،با انگشتم نوک سینه هامو لمس کردم حسابی سفت و سیخ شده بود،به زحمت داشتم خودمو کنترل میکردم که نرم سمتش،یه دستمو گذاشتم روی سینه ام و یه دستمو بردم سمت کسم،به نیلو اشاره کردم که کارمو تکرار کنه،با چشمای خمار دستشو گذاشته بود روی کسش و با آه های ریز روشو میمالید، روی صفحهٔ تلویزیون دوتا زن داشتن از هم لب میگرفتن و سینه های همو میمالیدن،بند تاپمو از روی شونه هام انداختم پایین و دوتا سینه هامو گرفتم تو مشتم،با لوندی و آه و ناله سینه هامو میمالیدم،نیلو با شهوت نگاهم کرد و اونم کراپ و سوتینش رو درآورد و شروع به مالیدن نوک سینه هاش کرد،سینه هاش به قدری خوشگل و خوردنی بود که شهوتم به اوج رسید،شلوارمو درآوردم و دستم رو از رو شرت گذاشتم روی کسم که حالا خیسیش رو از روی شرت هم حس میکردم،دختر بلوند داشت سینه های دختر مومشکی رو میخورد و هرازگاهی هم میومد بالا و لب های همو میبوسیدن, نیلو یه چشمش به تی وی بود و یه چشمش به من،روی مبل سه نفره دراز کشید و شلوارکشو درآورد و دستشو برد توی شرتش و با یه جیغ بلند شروع به مالیدن کسش کرد، دختر مو مشکی بلوند رو هل داد رو تخت و لای پاشو باز کرد زبونشو محکم چسبوند به کسش و چوچولش رو با صدا میلیسید، صدای ناله های نیلو دائم بلندتر میشد،ترسیدم قبل اینکه دستم بهش برسه ارضا شه،رفتم سمتش و دستی که توی شرتش بود رو کشیدم بیرون،باتعجب نگاهم کرد و منتظر توضیح بود،بدون هیچ حرفی سرمو بردم سمت سینه هاش لبامو حلقه کردم دور نوک سینه اش و آروم مکیدمش،آهش بلند شد ولی سعی کرد متوقفم کنه،دستاشو گرفتم بالای سرش و خوابیدم روش جوری که سینه هام چسبید به سینه هاش،تو چشمای خمار و مستش نگاه کردم،لبامو بردم نزدیک لباش و گفتم بذار حالتو خوب کنم و بدون اینکه مهلت جواب بهش بدم لباشو کشیدم توی لبام،چند ثانیه لباشو خوردم تا اینکه اونم همراهیم کرد،زبونم رو فرو کردم تو دهنش و با لبام زبونش رو ساک زدم،از کنار لباش بوسیدم و لیسیدم تا اومدم روی سینه های خوشگلش،یه کم با نوکش بازی کردم و وقتی حسابی سیخ شد لبامو بردم سمتشون و نوک سینه هاش رو مکیدم،سینه هاش انقدر حساس بود که هرچی میخوردم ناله های شهوتیش بلندتر میشد،در حین خوردن سینه هاش دستمو بردم سمت کسش،شرتش رو با کمک خودش درآوردم و انگشتمو گذاشتم لای لبه های کسش،باسنش رو به سمت بالا کشید، سرمو بردم کنار گوشش و به حالت نجوا گفتم میدونی چندماهه دارم میمیرم واست،میدونی خیلی میخوامت؟ چشماش برق زد و یه کم خیس شد،انگار خیلی وقت بود حرف قشنگی نشنیده بود،لبامو بوسید و گفت منم میخوامت.محکم لبای شیرینشو بوسیدمو انگشتمو آروم از پایین تا بالای کسش کشیدم،شصتمو گذاشتم روی چوچولش و همراه با مالیدنش چهارتا انگشت دیگه ام رو پایین کسش میمالیدم،صدای ناله های نیلو با صدای دختر مومشکی که با کسش نشسته بود رو دهن موبلوند قاطی شده بود و حس شهوتم رو چندبرابر میکرد،دیگه طاقت نیاوردم رفتم سمت کسش پاهاشو باز کردم و حلقه کردم دور سرم،زبونمو گذاشتم روی چوچولش و تند تند لیس میزدم،نفسای نیلو تند شده بود و سرمو به کسش فشار میداد و میگفت: جوووون بخور لعنتی، داری دیوونه ام میکنی سحر،بخورررر ، هرچی بیشتر فشار میداد بیشتر تحریک میشدم و تندتر کسش رو میلیسیدم،یه انگشتمو کردم تو کسش یه جیغ ریز زد که یعنی خوشم اومده،تنمو کشیدم بالا و لبامو گذاشتم رو لباش تا صداش که داشت میرفت بیرون از ساختمون رو کمتر کنم،لبای همو میخوردیم و انگشتامو تو کسش جلو عقب میکردم،از تکونای بدنش و بالا پایین رفتن باسنش معلوم بود که داره به اوج لذت میرسه،وسط لب گرفتنامون یهو رفت سمت سینه ام و با حالت وحشیانه شروع به خوردنشون کرد،نوکشو گاز میگرفت و محکم میک میزد،هم دردم میگرفت هم خیس تر میشدم،جیغ منم رفته بود هوا و از لذت بردن نیلو به اوج لذت رسیده بودم که سرشو چسبوند به سینه هام و محکم بغلم کرد با یه لرزش و آه بلند دستش دورم شل شد،سرمو گذاشتم روی قلبش تا صدای تندزدنش رو بشنوم،صدای ناله و جیغای فیلم پورن بعدی بلند شده بود که دکمهٔ استپ رو زدم ،چند دقیقه ای تو بغل هم پاها قفل شده تو هم دراز کشیدیم تا نیلو چشماشو باز کرد،هنوز مستی تو چشماش بود و از این میترسیدم که وقتی هشیار شه خجالت بکشه یا پشیمون شه و باهام قطع ارتباط کنه،با نگرانی نگاهش کردن و چندبار لباشو بوسیدم،با تمنا ازش پرسیدم: دوست داشتی؟
‎-خیلی،خیلی خوب بود عشقم،مرسی
‎چشام پر اشک شوق شد،محکم بغلش کردم و گفتم عاشقتم نیلو،خیلی میخوامت
‎با ناراحتی پرسید: تو نشدی نه؟
‎-عزیزم من بیشترین لذت رو بردم،وقت زیاده حالا
‎-نه دوست ندارم اذیت شی،چیکار کنم برات؟ من بلد نیستم تو بگو چجوری میشی،چیکار باید بکنم؟

نوشته: Mania

بازدید 12,789

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

14 پاسخ به “لیزر لز (۲)”

  1. منم این لز و خیلی دوست دارم بیستر از کردن دخترا و زنا دوست دارم بخورم واسشون

  2. از نظر نوع نگارش و جمله بندی و حتی زمان قطع کردن داستان بسیار عالی و جذاب کار شده بود جزو معدود داستانهای خوب این چند وقت سایت بود امیدوارم قسمت بعدی را هم زودتر و همینطور با کیفیت بتونم بخونم با آرزوی سلامتی و موفقیت و کامیابی برای شما پاینده باشید

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید