لبای خواهر متاهلم بعد از جلسات مشاوره

من ۴۶ سالمه و خواهرم ۴۴ سالش ، که به قول خودش به دلیل ترومای سکس با من به مشاور مراجعه میکرد . مشاوری زیرک که در ابتدا قضیه سکس با من را نادید گرفته بود اما بعد از حس نزدیکی با خواهرم و بعد از شنیدن حس خواهرم بهش تصمیم گرفته بود به هر شکلی بود این آسیب را کم کنه .
خب من به خواهرم حق میدادم چون ضعیف بود و توانایی برخورد با این مساله را نداشت .
طبق مطالعات روانشناسی ، ذهن انسان های باهوش جوری طراحی شده که در همچین مواقعی با انکار تابو بودن و گناه بودن قضیه خودش را از احساس بد مثل گناه ، عذاب وجدان و … نجات میده .
من نمیدونستم که خواهرم در نتیجه سکس با من دچار احساس بدی شده چون در خیلی از مواقع شروع کننده و تحریک کننده خودش بود . درست یادمه دومین سکس ما بعد از ازدواجش با تمایل صد در صد خودش بود و در اتاق خوابشون روی تختشون صورت گرفت ، اول زنگ زد شوهرش و موقعیت را بررسی کرد بعدش لخت مادر زاد شد و روی من نشست ، کف دست هاش را روی سینه ی من گذاشت و در حالی که بدون هیچ خجالتی در چشمهایم نگاه میکرد و با رضایتی که بر لب داشت شروع به پایین و بالا رفتن کرد . با صورتی که از شدت بزرگی کیرم سرخ شده بود . دقیقا عین یک فیلم پورن جلوی چشمم هست زمانی که به پشت خوابید ، پاهاشو‌داد بالا و با لبخندی ناشی از رضایت و لذت بهم گفت بهش عمود بشم و وقتی کیرمو تو کسش کنم ، بعدش ساق پاهاشو گذاشت پشت پاهای من و از آموزش این پوزیشن سکسی به من احساس غرور کرد .
اما نمیشه هم نادیده گرفت زمانی که من بشدت تحریک بودم و اون میگفت نه ، ولی با بوسیدن گردن و کوشش تحریکش میکردم و دوباره دوباره سکس صورت میگرفت .
البته در برخی مواقع نه گفتنش محکم بود و منم کنار میکشیدم . خب این ممکنه توی زندگی مشترک هم صورت بگیره .
بگذریم ، حالا چند سال گذشته بود و به این نتیجه رسیده بود که من ازش سو استفاده کردم . که البته در قانون هم به این میگن سو‌استفاده ولی من میخوام قضاوت را به شما واگذار کنم و صادقانه همه چیز را توضیح دادم . روزهایی که تمایل نداشت و من تحریکش میکردم. روزهای که قاطعانه میگفت نه . و روزهایی که خودش عامل تحریک میشد . بعنوان مثال سال ۱۳۸۴ توی خونه اش . یک شلوار گشاد پوشیده بود . من خیلی تردید داشتم چون سری قبل گفته بود نمیخوام سکس کنم ولی امروز پاچه شلوارشو کشید بالا تا من ببینم لیزر کرده . برام جالب بود نگاهش میکردم و اونم هر از گاهی تو چشمام نگاه میکرد ، کم کم رفت بالا و پاچه های شلوارش رسید تا کشاله رانش و قسمتی از کنار کسش افتاد بیرون ، تو چشمام نگاه میکرد در حالی که صورتش سفید تر از قبل شده بود، من کاملا معنی این کارشو درک میکردم بنابراین باز هم این یکی از سکس هایی به یاد ماندنی ما شد . سی ثانیه بعد کیر دراز من تا دسته تو کس آبجی متاهلم بود تا به ارضا شدنش کمک کنم .
سال ۱۳۸۷ زنگ زدم گفتم حالم خرابه میای اینجا؟؟؟
خونه ام توی بلوار کشاورز بود . گفت من پول پیشم نیست آژانس بگیرم ، کارتمم نیست . گفتم نمیخواد تا رسیدی پایین میام حساب میکنم.
۵ دقیقه نشد که چشممون به هم خورد ، لبخندی بر لب داشت ، مانتوش را درآورد ، بغلش کردم که آروم گفت وایسا برم دستشویی. من کاملا میدونستم برم دستشویی معنیش چیه . خواهرم بشدت عاشق این بود که کسشو بخورم برا همینم تا میگفت برم دسشویی یعنی داداشی بزار برم تمیز کنم تا برام بلیسی .
روز بعد دوباره توی دفتر کارم توی فاطمی بودیم ، دوتایی ، حدود ۱۰ دقیقه 69 بودیم و بعدش کیر دراز من تا دسته تو‌کس خواهرم بود ، در حالی که شوهرش پشت گوشی داشت ازش میپرسید کی میای؟!
من اغلب آب کیرمو میپاشیدم رو‌کمرش یو اون میرفت دستشویی و موقع رفتن چون لخت بود و‌سکس تموم شده بود و آب کیر رو بدنش بود لبخند میزد و سریع میرفت دستشویی ( مثلا خجالت میکشید) .
یکبار تو خونه بهش چسبیدم از پشت ، گفت نههه . گفتم چرا؟
گفت نمیخوام خب . گفتم جون من ، یه دیقه میشه. گفت نه توروخدا ولم کن . اما من اصرار کردم و آخرش سکس انجام شد .
اما حالا از ۲۰ سال سکس فقط این قسمتشو👆 یادش مونده 😅

تمام سکس هایی که ازش لذت برده بود را حذف کرده بود و تمام سکس هایی که ۵۰ ، ۵۰ بود و یا با اصرار من انجامش داده بود تو ذهنش مونده بود .
یکبار که با هم بودیم بهش گفتم آجی فلان جا و فلان جا را یادته؟؟؟ میگفت نه. یعنی دقیقا اونایی که بهش حال داده بود را غیر از یک مورد که همون سکس دوممون توی اتاق خوابش بود را تکذیب میکرد .
من دلیل این پارادوکس بینمون را میدونم چیه.
من یه جایی از حس بد گرفتن از این رابطه به این نتیجه رسیدم که بعنوان یک انسان کاملا آزاد حتی حق داشتم که با خواهرم زندگی کنم ( بدون فرزند) . اما اون یه جایی تصمیم گرفت برخلاف من خودش را بده دست روانشناس و بزاره قانونی که بقیه براش نوشتن را زندگی کنه .

لطفا نظرتون را برام بنویسید . دلم میخواد بدونم چرا سهم من از زندگی باید از دست رفتن همچین تجربه ی بی نظیری باشه .؟!

راستی سه ماه پیش خونشون بودم و گفتم بزار ببوسمت ولی تا اومدم گردنشو ببوسم لبشو اورد جلو و ده دقیقه طول کشید که منو واقعا سورپرایز کرد ، من شلوارشو دادم پایین و باسنشو یکم به یاد قدیم دستمالی کردم ولی تا کیرمو در آوردم گفت نه تورو خدا نه ، منم آزادش گذاشتم . بعدش ۳ میلیون پول براش کارت به کارت کردم .
((بعدشم رفت به مشاورش گفت دوباره 🤦‍♂️ و‌ اونم بهش گفته بود باید فاصله بگیری از برادرت . الان چند ماهه قهریم )))

نوشته: الکسا

بازدید 6,264

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

9 پاسخ به “لبای خواهر متاهلم بعد از جلسات مشاوره”

  1. پس خواهر جنده که میگن توئی ، خواهر شما یک جنده واقعی هست تحقیق کن ببین به پغیر از تو به چند نفر دیگه هم کص میده

  2. متنفرم از روانشناسها و مشاورهایی که بجای نزدیک کردن دو نفر ،دورشون می کنند

  3. د پیرمرد 46 ساله بکش بیرون از خارت دیگهبرو بیوه ای مطلقه ای چیزی صیغه کنچقد پیگیری

  4. هر موجود نر و ماده در دنیا نسبت به هم حس دارند و انسان‌ها هم از این امر جدا نیستند اما چیزی به اسم شعور آدمها را از این قائده جدا می کنه،اینجا است که آدم باید از شعور خودش بهره ببره تا همه ماده های اطراف خودشو وسیله ارضای جنسی خودش ندونه و حداقل مادر و خواهر یا پدر و برادر را شریک جنسی نبینه چرا که حواس درونی انسان درست مثل یک اسب وحشی قابل تربیت و رام شدن هستند

  5. من موندن اصلا چطوری میتونیددبرای مادر خواهرتون شق کنید وتحریک شید بنظرم اصلا مزه نمیده

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید