کیرم رو آروم روی شیار کصش میمالیدم و با هر رفت و برگشت یه آااااه قشنگ و طولانی میکشید، دستاش بالای سرش بود و سینههای سفت و خوشگل ۷۵ ش با هر فشاری که به کوصش میدادم تکون میخورد و میرقصید…
با صدای پر از شهوت گفت داداشی بکن توش، کیرتو میخوام، جرم بده…
خم شدم روش بغلش کردم و سینه های داغ و نرمش رو چسبوند به سینه ام و همزمان که لبای داغش رو میخوردم کیرم رو عقب کشیدم تا سر کیرم برسه به ورودی کصش و بعد با یه حرکت آروم و ممتد کیرم رو تا ته تو کس تنگ و داغش فرو کردم، کسی که با همین کیر دو سال قبل تو ۱۶ سالگیش پردشو زده بودم و مال خودم شده بود! مریم با ورود کیرم تو کصش چنان آااآااه بلندی کشید که منو یاد اولین باری انداخت که کردمش…
دو سال از مریم بزرگترم، وقتی من پنج سالم بود مادرم از شوهرش جدا شد، شوهرش میگفت مادرم بهش خیانت کرده، راست هم میگفت، قبل از طلاق مادرم رو با مردای زیادی دیده بودم که یا وقتی شوهرش خونه نبود میومدن خونمون یا مادرم من و آبجیم رو با خودش می برد خونه شون و ما تو پذیرایی مشغول بازی می شدیم و مادرم با اون مرد غریبه می رفت تو اتاق و کارش که تموم میشد میومد بیرون و مارو می برد پارک و شهربازی و یه جورایی بهمون رشوه میداد که دهنمون بسته بمونه و به شوهرش چیزی نگیم، آخه بهمون گفته بود باباتون با کار کردن من مخالفه و اگه بفهمه سر کار میرم دعوام میکنه اما من کار می کنم که برای شما خوراکی های خوشمزه بخرم و ببرمتون پارک و بهم گفته بود این مردا همکارام هستند که با هم روی پروژه کار میکنیم، اما بعد از یه مدت برام سوال شده بود که چرا همکارای مامانم فقط وقتی شوهرش خونه نیست میان خونه مون و میرند و تو اتاق خواب مامانم روی پروژه کار میکنند و چرا وقتی دارند کار می کنند مامانم هی آه و ناله می کنه؟!
بعد طلاق من و خواهرم پیش مادرم زندگی میکردیم چون شوهرش به این بهونه که اصلا معلوم نیست این بچهها از تخم کی هستند ما رو ولمون کرده بود رفته بود. حق هم داشت من و خواهرم اصلا از نظر چهره هیچ شباهتی به شوهرش نداشتیم، حتی من و خواهرم هم چهره مون اینقدر با هم فرق داره که اگر کسی می دید باورش نمی شد ما دوتا خواهر و برادر باشیم و معلوم نیست هر کدوم از ما از آب کیر کدوم یکی از بکنای مادرم زاییده شدیم.
خونه مادرم دو تا اتاق داشت که من و مریم تو یه اتاق میخوابیدیم اما تخت هامون جدا بود و مادرم اتاق خواب خودش رو داشت، چند بار شبا از صدای در خونه بیدار میشدم و میفهمیدم مادرم در رو برای یکی باز میکنه، بعد صدای نالههای آروم مادرم میومد و کمی بعد دوباره صدای در خونه و تمام. بزرگتر که شدم فهمیدم که اینا همکارای مادرم نیستند، بکناش هستند که میان میکنندش و از این بکنا هم همیشه چندتا داره و اصل درآمدش هم از همین راهه. اما دیگه اینقدر این مسأله برام عادی شده بود که نسبت بهش هیچ احساسی نداشتم و پذیرفته بودمش. بالاخره اون هم زن جوون و خوشگلی بود و طبیعی بود که بخواد نیازهای جنسیش رو برطرف کنه و با این کارش زندگی مارو هم تامین میکرد.
مادرم تک دختر یه خانواده پایین شهری با یه بابای معتاد و دوتا داداش لاشی بود. وقتی فقط 14 سالش بوده داییش که تو مستی گل هم کشیده بوده بهش تجاوز می کنه و پرده کصش رو پاره می کنه اما مادرم از ترس پدرش و داداشاش جرات نمی کنه به کسی بگه و داییه هم که می بینه این دختر صداش در نمیاد زیر خوابش می کنه و بیشتر از دو سال مادرم زیر خواب داییش میشه و حسابی از کس و کون به داییش سرویس میده و حسابی حرفه ای میشه
اما بعد از دو سال وقتی 16 سالش بوده داداشاش قضیه رو می فهمند و اون با غیرتا هم به جای اینکه دهن داییشون رو سرویس کنند خواهرشون رو اول حسابی کتک می زنند و بعد هم به بهونه اینکه تو دیگه جنده شدی لختش می کنند و دو نفری باهم بهش تجاوز می کنند و اینجوری مادرم تو 16 سالگی زیر خواب سه تا کیر میشه که هر وقت مادر و پدرش خونه نبودن یا نصفه شب ها که خواب بودند کیر داداشاش رو باید ساپورت می کرده و هر وقت داییش گیرش میاورده کیر داییش تو کص و کونش بوده. و چون خیلی خوشگل و سکسی بوده چندتا دوست پسر هم داشته که دور از چشم داداشاش طعم کیر اونا رو هم چشیده بوده.
این قضیه ادامه پیدا می کنه تا وقتی که مادرم دانشگاه تو یه شهر دور قبول میشه و میره دانشگاه و اونجا یه پسر ساده به اسم محسن عاشق مامانم میشه و اون هم که می بینه موقعیت پسره خیلی خوبه میره پردش رو میدوزه و به عنوان یه دختر باکره عروس میشه و زندگی متاهلیش رو تو همون شهر شروع می کنه.
اما بعد از ازدواجش هم داداشاش و داییش دست از سرش بر نمی دارن و هر وقت برای دید و بازدید می رفته شهرشون حسابی مورد عنایت کیر دوتا داداش لاشیش و دایی عوضیش قرار می گرفته! اما چون راه دور بوده و سالی دو سه بار بیشتر نمی تونسته بره شهرشون و از طرفی هم دختری که سالها زیر خواب کیرهای مختلف بوده حالا دیگه فقط با کیر شوهرش سیر نمیشده تصمیم میگیره تو همون شهر دوست پسر پیدا کنه و دور از چشم شوهرش زیر کیر مردای دیگه هم بخوابه تا آتیش کصش آروم بگیره…
این اعتیاد مادرم به رابطه های موازی و همزمان زیر خواب چند نفر بودن باعث شد که همیشه همه فکر و ذکرش درگیر رابطه با این و اون باشه و بعد از طلاقش هم عطش کس دادنش بیشتر شد و همش تو قهر و آشتی ها و کات و مخ زنی و مهمونی و سکس پارتی بود و اصلا به من و خواهرم هیچ توجهی نمی کرد.
تو این شرایط من و خواهرم فقط همدیگه رو داشتیم و مریم خیلی به من وابسته بود و من هم احساس میکردم تو این دنیا کسی جز مریم رو ندارم که بهش اعتماد کنم. من و مریم همه رازهامون رو به هم میگفتیم و جفتمون هم میدونستیم مامان چیکاره است و چجور زندگی می کنه، و اینقدر با هم نزدیک و صمیمی بودیم که مثلاً وقتی مریم پریود میشد به من میگفت براش نوار بهداشتی بگیرم یا وقتی من برای اولین بار تو ۱۷ سالگی با یه دختر سکس کردم بهش گفتم و اون هم گفت آفرین داداشم دیگه مرد شده! رابطه های باز مادرم جلوی ما باعث شده بود که صحبت درباره مسائل جنسی بین من و مریم خیلی راحت بشه و اصلا برامون هیچ تابویی نداشت.
حتی یکی از دوستاش به اسم میترا رو هم خودش برام جور کرد و بهم گفت که میترا پرده نداره و با خنده گفت جوری جرش بده که نتونه رو پاش راه بره…
منم وقتی میترا رو از کس گاییدم یه کادو برای مریم خریدم و رفتم بغلش کردم و بهش گفتم ممنون آبجی گلم که این کس محشر رو برام جور کردی
مریم هم گفت: نوش جونت داداش جونم، میترا برام تعریف کرده که چجوری گاییدیش که سه بار زیر کیرت ارضا شده، فقط نباید آبت رو میریختی تو کصش، کار خطرناکی کردی، اما بازم بهت افتخار میکنم، کلی پزت رو بهش دادم که چه داداش همه چیز تمومی دارم…
منم بهش گفتم قربون آبجی خوشگلم برم، حتما برات جبران میکنم، اونم با ناز و لبخند گفت حالا تا ببینیم، مرده و قولش…
همینطور که ما بزرگتر میشدیم وضع مالی مادرم هم بهتر میشد و با پول کس دادناش خونه مون رو عوض کردیم و تو خونه جدید دیگه من و خواهرم اتاق مستقل داشتیم و تو یه اتاق نمیخوابیدیم
وقتی رفتیم خونه جدید و اتاقامون جدا شد شبا موقع خواب خیلی کلافه میشدم، آخه عادت داشتم هر شب قبل خواب کلی با مریم حرف بزنم و از اتفاقای روزمون و خاطراتمون و شیطونیهامون برای هم بگیم و بعد بخوابیم. حتی بعضی شبا با هم فیلم میدیدم که البته خیلیاش هم بدون سانسور و پر از صحنه بود و به صحنههاش که میرسید مریم میگفت خوب نگاه کن یاد بگیری با دوست دخترات باید چجوری حال کنی! و کلا سر اینجور چیزها خیلی باهم راحت بودیم و با هم شوخی میکردیم.
یه شب با ترانه دوست دختر جدیدم سکس چت تصویری داشتم که وسط کار یه دفعهای قطع شد رفت و منو با یه کیر شق کرده تنها گذاشت و خیلی کلافه بودم، هر کاری میکردم خوابم نمیبرد، (بعداً فهمیدم وسط کار باباش بیدار شده و این از ترس تماس رو خاموش کرده رفته) فکر کردم برم یه سر به مریم بزنم ببینم اگه بیداره یکم با هم حرف بزنیم و بعد برگردم بخوابم
ساعت نزدیک یک و نیم نصفه شب بود پاشدم خیلی آروم رفتم بیرون، مامانم مثل همیشه داشت زیر مشتری اون شبش ناله میکرد. آروم رفتم سمت اتاق مریم اما قبل از اینکه دستگیره در رو فشار بدم شنیدم صدای مریم میاد که داره آروم با یکی حرف میزنه! خوب که گوش دادم دیدم حرف از کس و کیر و پستون و سکس کردنه…
یکم دیگه صبر کردم کم کم صدای نالههای حشری مریم بلند شد و لابهلای آه و ناله کردناش میگفت آخ فرشید کیرت رو میخوام جرم بده…
خیلی آروم در رو باز کردم و رفتم تو اتاقش و از صحنهای که میدیدم هنگ کردم!
مریم کاملا لخت مادرزاد رو تخت خوابیده بود و یه دستش لای کصش بود و تو یه دستش گوشی بود و معلوم بود اون طرف خط یکی هست که دارند باهم سکس تصویری میکنند!
اینقدر تو اوج بود و نزدیک ارضا شدنش بود که چند ثانیه اول اصلا متوجه حضور من نشد و همچنان با چشمای بسته داشت کصش رو میمالید و به بدنش پیچ و تاب میداد و تو یه لحظه چشمش افتاد به من و انگار جن دیده باشه هل کرد دستپاچه شد و گوشی از دستش افتاد دیدم تو صفحه گوشیش یه پسره بود که کیرش رو تو دست گرفته بود و داشت جق میزد و میگفت کجا رفتی مریم جون کصت رو میخوام…
مریم اول پرید پتو رو کشید روش و بعد تا خواست گوشی رو برداره من زودتر برداشتم و دیدم تماس تصویری تو واتساپه، تماس رو قطع کردم و رفتم تو پیاماش و دیدم طرف رو به اسم مهشید سیو کرده! اما همونجوری که موقع سکس صداش میکرد تو پیامها هم اسمش فرشید بود
بهش گفتم خب پس مهشید خانمت کیر هم داره!
مریم هول کرده بود و با اضطراب میخواست گوشی رو ازم بگیره و با التماس میگفت جون من پیامها رو نخون
رفتم تو گالری تصاویر چتش و دیدم به به پر از عکس کیر و کص و پستونه
یه عکس کص بود زدم روی عکس و رفتم تو پیامش دیدم زیرش نوشته کصم رو دوست داری و فرشید هم کلی قربون صدقه کصش رفته بود…
یه کس ناز و کلوچهای که تا دیدم کیر نیمه شقم کامل شق شد، اما به رو خودم نیاوردم و برگشتم با تعجب و عصبانیت بهش گفتم عکس کصت رو براش فرستادی؟!
مریم که دیگه از شدت اضطراب داشت گریه میکرد گفت نه به خدا از اینترنت گرفتم
گفتم الان معلوم میشه…
چنگ زدم پتو رو گرفتم و کشیدم، مریم محکم پتو رو دورش نگه داشته بود و گفت چیکار میکنی؟ گفتم الان معلوم میشه عکس کس خودته یا نه!
+یعنی چی سپهر، میخوای چیکار کنی، خجالت بکش
-چطور برای پسر مردم زشت نیست لخت مادر زاد تماس تصویری بگیری و جلوش خودت رو بمالی و آه و ناله کنی براش، به من که میرسی یه هو خجالتی میشی؟!
+دیوونه تو داداشمی، نه دوست پسرم
یه نیش خند بهش زدم گفتم: به پسر مردم میرسی مریم الکسیس میشی بعد برای من ادای مریم مقدس رو در میاری؟
مریم با گریه و التماس گفت: سپهر غلط کردم، تو رو خدا ولم کن…
منم که دیگه حسابی حشری شده بودم گفتم: زر نزن ببینم جنده خانم وگرنه همین الان میرم همه چیز رو کف دست مامان میذارم تا آدمت کنه و با یه حرکت سریع پتو رو از روی تنش کشیدم…
مریم که حالا لخت مادرزاد بود و هیچی هم نداشت دور خودش بگیره فوری پاهاش رو تو بغلش گرفت تا نتونم کس و پستوناش رو ببینم
من هم که حشرم آمپر چسبونده بود رفتم رو تخت مچ پاهاش رو گرفتم و کشیدم و مریم دراز شد رو تخت و یه دستش رو جلوی پستوناش گرفته بود و یه دستش رو هم گذاشته بود روی کصش
و فقط مدام میگفت: سپهر غلط کردم تو رو خدا سپهر تو رو خدا ولم کن
نشستم رو پاهاش که نتونه پاهاش رو جمع کنه و دستش رو گرفتم و از روی کصش بلند کردم و بالاخره اون کس ناز و خوشگلش که هنوز هم خیس بود رو دیدم
با دیدن کس خیسش اینقدر داغ کردم که نزدیک بود همونجا کیرم رو در بیارم و فرو کنم توش و هیچی هم برام مهم نبود
گوشی رو برداشتم و عکس کصش رو نشونش دادم و گفتم حالا چی داری بگی جنده خانم؟ این عکس کص تو نیست؟
و همزمان یه سیلی محکم رو کصش زدم و چون یه دستش تو دستم بود از شدت سوزش اون دستش که رو سینه اش بود رو بی اختیار برداشت و گذاشت روی کصش و نوک اون پستونای خوشگلش مثل دو تا گل تو سینهاش شگفت!
اینقدر صحنه سکسی بود که اگه همون موقع از روش پا نمیشدم قطعا به زور میکردمش! اما نمیخواستم این فرشته رو فقط برای یه بار داشته باشم، اگه به زور میکردمش حتما ازم متنفر میشد، پس باید کاری میکردم که خودش بخواد و بهم بده، و عاشقانه بکنمش…
به خاطر همین همون لحظه یه فکری به سرم زد و از روش پا شدم! انگار موقعی که کیر سیخ میشه آدم نابغه هم میشه!
وقتی از روش پاشدم مریم یکم خودش رو جمع کرد اما نه مثل دفعه قبل، چون دیگه همه جاش رو دیده بودم و دیگه چیزی برای قایم کردن نداشت و همون جور روی تخت دراز کشیده بود و گریه میکرد
یکم توی اتاق راه رفتم که مثلاً دارم خودم رو آروم میکنم، توی گوشیش بقیه پیامها رو خوندم که دیدم یه جا فرشید گفته من که اون کون خوشگلت رو گاییدم بالاخره کصت رو هم جر میدم!
این جمله رو بلند خوندم و گفتم پس بهش کون هم دادی! مریم از خجالت دستاش رو جلو صورتش گرفت و فقط هق و هق گریه میکرد
گوشی رو پرت کردم گوشه اتاق و یکم دیگه تو اتاق قدم زدم و بعد رو کردم بهش و گفتم از تو توقع نداشتم چیزی رو از من مخفی کنی
مریم هیچی نمی گفت منم یکم دیگه تو اتاق راه رفتم که مثلاً دارم خودم رو آروم میکنم و بعد رفتم روی تخت آروم کنارش نشستم و آروم دست کشیدم روی موهاش و گفتم میفهمم عزیزم، تو هم دختری و نیاز جنسی داری و این کاملا طبیعیه
مریم هم همون جور که داشت گریه میکرد گفت: الکی نگو تو هیچی هم نمیفهمی، خودت سه تا دوست دختر داری که هر وقت دلت بخواد کیرت تو کس و کونشونه بعد به من که میرسه میشه کار بد و زشت!
خب منم آدمم، فکر میکنی شبا وقتی صدای نالههای مامان رو میشنوم که داره زیر بکناش ارضا میشه چه حالی میشم؟
تو خودت تا شق میکنی یا کیرت تو کون زهراست یا تو کص میترا، تازه سیر نشدی ترانه رو هم داری میکنی، بعد به من هرزه ام؟!
دستم رو انداختم دور شونش و یه بوسش کردم و سرش رو آروم گذاشتم تو سینهام و گفتم: حق داری عزیزم، من اشتباه کردم، ازت معذرت میخوام
مریم هم بین هق هق کردنش گفت: تو داداشمی، تنها کسی که تو این زندگی نکبتی دارم، تو اگه حال منو نفهمی و پشتم نباشی من دیگه دلم به کی خوش باشه؟
منم همونجوری که داشتم نوازشش میکردم بهش گفتم: من همیشه هواتو دارم آبجی گلم، اما تو هم نباید ازم مخفی میکردی، مگه من وقتی زهرا رو کردم بهت نگفتم
مگه تو خودت میترا رو برام جور نکردی که کصش بذارم؟ ما که با هم از این حرفا نداریم عزیزم
مریم گفت به خدا داداش چندبار میخواستم بهت بگم اما هم روم نشد هم ترسیدم مخالفت کنی
-برای چی مخالفت کنم، تو هم حق داری از زندگیت لذت ببری، خیلی خوب حالا دیگه گریه نکن برم برات یه لیوان آب بیارم بخور برام تعریف کن این پسره کیه و چجوری بهش کون دادی
مریم جا خورد گفت: نه سپهر روم نمیشه
گفتم چطور من از کردن دوست دخترام میگم خوشت میاد حالا که حرف از دادن خودت شد روت نمیشه
پاشو لوس بازی در نیار برم یه لیوان آب بیارم برات گلوت خشک شده بعد برام کامل تعریف میکنی چجوری کون رو به باد دادی، فکر کن داستان کون دادن خواهرت رو از زبون خودش بشنوی! جوون چه حالی بده، تو تعریف کنی من جق بزنم…
مریم که بین گریههاش حالا خندش گرفته بود گفت خیلی بیشعوری سپهر
منم یه بوس دیگه از لپش کردم و از رو تخت بلند شدم و گفتم حالا کجاش رو دیدی قراره امشب خیلی خوش بگذره
از اتاقش اومدم بیرون و سریع رفتم سر یخچال، تو آشپزخونه که بودم هنوز صدای ناله های مادرم میومد و مشغول کس دادن بود. لیوان آب رو پر کردم و اول رفتم تو اتاق خودم یه قرص ویاگرا خوردم و تو بقیه آب توی لیوان بیست تا قطره اسپانیش فلای قرمز ریختم تا جوری مریم حشری بشه که خودش التماس کنه بکنمش و با خودم گفتم این مریم حشری که هنوز هیچی نشده به اولین پسری که باهاش دوست شده فوری کون داده بلاخره که کصش رو هم به باد میده پس چرا زدن پرده این کص فابریک سهم خودم نشه؟! چرا بذارم یه پسر لاشی بیاد پردشو بزنه؟!
و با این استدلال تخمی به خودم اطمینان دادم که کارم درسته و اینکه چیزخورش کنم تا حشری بشه و بهم کس بده خیانت نیست!
لیوان آب رو برداشتم و رفتم تو اتاقش دیدم تکیه داده به تاج تخت و پتو رو کشیده روی خودش، اما معلوم بود تو این فرصت کوتاهی که رفتم و اومدم هنوز لباس نپوشیده و زیر پتو هنوز لخته
رفتم کنارش نشستم و دستم رو انداختم دور شونه اش و آب رو بهش دادم بخوره، اول گفت نمیخوام تشنم نیست، اما بعد با اصرار من تا آخرین قطره آب لیوان رو خورد و من که قبلاً تاثیر این قطره رو روی بقیه دوست دخترام دیده بودم میدونستم که نهایتا تا یه ربع بیست دقیقه دیگه جوری سگ حشر میشه که برای دادن التماس میکنه
پس تنها کاری که لازم بود بکنم این بود که کنارش بمونم تا قطره کار خودش رو بکنه و به آرزوم برسم
همونجوری که تو بغلم بود و آروم موهاش رو نوازش میکردم یه بوسش کردم و آروم در گوشش گفتم الان مریم جونم آرومتره؟
مریم هم خودش رو بیشتر تو بغلم جا داد و گفت: سپهر هنوز از دستم ناراحتی؟ من واقعا نمیخواستم چیزی رو ازت مخفی کنم، فقط روم نشد بهت بگم
منم حرفش رو قطع کردم و گفتم: روت نشد بگی به فرشید کون دادی؟!
مریم با مشت زد تو سینم و گفت: اذیتم نکن دیگه، خجالت میکشم
گفتم: چه خجالتی عزیزم، مگه من کون و کس دوست دخترام رو میکنم خجالت میکشم بهت بگم؟ خوبه خودت تو جریانی و حتی میدونی کی رو از کون میکنم و کی رو از کس، دیگه من و تو که با هم از این حرفا نداریم که بخوایم از هم خجالت بکشیم
مریمم گفت: تو پسری فرق میکنه، تازه افتخار هم میکنی که چندتا دختر رو خوابوندی و کردی، اما من دخترم بالاخره یه حجب و حیایی دارم دیگه!
منم گفتم: خیلی خوب حالا مریم مقدس تعریف کن ببینم اولین کون دادنت چطور بود؟ خوش گذشت یا فقط درد کشیدی؟
+عه سپهر نگو دیگه اینجوری، خجالت میکشم، میشه حرفش رو نزنیم؟
-چطور من میترا رو میکنم تو خبر داری آبم رو تو کصش ریختم یا تو دهنش، بعد من نباید بدونم تو چجوری کون دادی؟ اذیت نکن دیگه، چیزی که عوض داره گله نداره، تو هم باید تعریف کنی چجوری کون دادی
همینطور که این صحبتها رو میکردیم کم کم تو چهره مریم میدیدم که چشماش داره خمار میشه. از سکس چت چند دقیقه قبلش که هنوز ارضا نشده بود و حشری مونده بود و قطره اسپانیش فلای هم داشت کم کم عمل میکرد
مریم گفت: خب باشه چی میخوای بدونی برات بگم
-چجوری باهاش آشنا شدی و کی و کجا بهش دادی، چجوری شروع کردید، چجوری لختت کرد و چجوری کونت رو آماده کرد و موقع کون دادن چه حسی داشتی و ارضا هم شدی یا نه و آبش رو کجات ریخت و خلاصه از سیر تا پیازش رو باید برام بگی
+فرشید دوست یکی از دوست پسرای مبینا همکلاسیم بود، چندباری منو با مبینا دیده بود و به مبینا گفته بود این دوستت کیه و من ازش خوشم اومده بهش بگو ببین حاضره با من دوست بشه یا نه، مبینا هم به من گفت دیدم پسر خوشتیپ و من هم دلم خواست و اوکی رو دادم
همینجوری که صحبت میکردیم پتو دیگه از روی شونه های مریم ول شده بود و فقط روی پاهاش بود و پستونای خوشگلش لخت جلوی چشمم بود و بهش گفتم منم اگه یه دختر خوشگل و سکسی مثل تو به تورم بخوره بیخیالش نمیشم، آخه کدوم دختر ۱۶ سالهای یه همچین پستونای خوشگلی مثل تو داره؟
مریم هم یه خندهای کرد و با شیطونی گفت چشم چرونی ممنوع، حتی شما برادر عزیز!
من هم گفتم آخه خودت ببین چه پستونای ناز و سکسی داری! و اون دستم که دور شونهاش بود رو گذاشتم رو یکی از سینههاش و یکم فشار دادم و گفتم اگه یه پسر برای این پستونای نازت شق نکنه اصلا مردونگی نداره و آروم به مالوندن پستوناش ادامه دادم
مریم یه آه ریزی کشید و گفت اما انگار تو خیلی مردونگی داری که برای خواهرت هم شق کردی و همراه با یه لبخند با چشمای خمارش به کیرم که داشت شلوارکم رو جر میداد اشاره کرد
منم دستش رو گرفتم و گذاشتم روی کیرم و گفتم آره عزیزم کیرم برای تو شق کرده، ببین چی هستی که کیر من هم برات بلند شده
مریم کیرم رو از روی شلوارک تو دستش گرفت و یه فشار آروم داد اما سریع دستش رو کشید
گفتم چیه سایزش رو نپسندیدی؟ صبر کن اینجوری فایده نداره، بی انصافیه تو لخت باشی و من لباس تنم باشه!
مریم گفت یعنی چی؟
گفتم یه لحظه صبر کن و پاشدم خیلی سریع همه لباسام رو در آوردم و لخت مادرزاد با یه کیر شق شده جلوش وایستادم و گفتم حالا بی حساب شدیم، من لخت تو رو دیدم و تو هم لخت منو
مریم که نمیتونست چشم از کیرم برداره خندید و گفت: خیلی دیوونهای سپهر، چرا اینجوری کردی؟
منم گفتم: چیزی که عوض داره گله نداره، حالا دیگه نمیتونی ازم گله کنی که چرا لختت رو دیدم
و همونجوری لخت با کیر شق کرده رفتم دوباره کنارش نشستم و دستم رو انداختم دور گردنش و اینبار همون اول با دستی که دورش بود یکی از پستوناش رو گرفتم تو دستم و گفتم خب داشتی تعریف میکردی، پس آقا فرشید مریم خانم رو پسندید و تو هم اوکی دادی، خب چقدر طول کشید تا کیرش بره تو کونت؟
+خیلی طول نکشید، چون مبینا و دوست پسرش هم با هم سکس دارند از همون اول معلوم بود که قراره چی بشه، تقریبا یه هفته بعدش قرار چهارتایی گذاشتیم بریم باغ دوستش، اونجا که رفتیم اول یکم مشروب خوردیم و یکم که داغ شدیم وحید مبینا رو برد تو اتاق و چند دقیقه بعد صدای نالههای مبینا بلند شد و فرشید هم که حسابی شق کرده بود بغلم کرد و ازم آب گرفت و شروع شد
-چه کیفی کرده این لبای خوشگلت رو خورده، بذار ببینم چه مزهای میده
و لبم رو گذاشتم رو لبش و مریم هم که دیگه حسابی حشری شده بود قشنگ همراهی میکرد
موقع لب گرفتن دستش رو گرفتم و گذاشتم روی کیرم و گفتم کیر فرشید بهتره یا کیر داداشت؟
مریم هم انگشتاش رو دور کیرم حلقه کرد و گفت کیر فرشید به گرد پای کیر داداشم نمیرسه، کیر تو هم بلندتره و هم کلفتتر، اگه کیر فرشید اندازه کیر تو بود که کونم پاره میشد! بیچاره زهرا چجوری بهت کون میده؟!
-دیگه هر کاری راه خودش رو داره، وقتی خوب کون رو آماده کنی خیلی درد نداره کلی هم کیف میکنه، حالا فرشید خان قبل از اینکه بکنه تو کونت خوب برات آمادش کرد؟ خوب کصت رو خورد تا قشنگ حشری بشی؟
-یکم کصم رو خورد اما نه اونقدری که قشنگ حال بیاد
-آخ راستی عزیزم ببخشید که محکم زدم روی کصت، خیلی سوخت؟
+آره عوضی، هنوز هم داره میسوزه
-بذار نازش کنم خوب شه
و در حالی که کیرم تو دست مریم بود دستم رو آروم گذاشتم روی کصش و تا دستم به کص داغ و خیسش خورد مریم یه آااااه کش دار کشید و در حالی که کیرم رو تو دستش فشار میداد رونای پاش رو محکم بهم چسبوند که این کارش باعث شد فشار دستم روی کصش بیشتر بشه و منم آروم با انگشت فاکم لای شیار کصش میکشیدم و چوچوله نازش رو میمالیدم و مریم در حالی که دستش رو روی کیرم به حالت جق زدن بالا و پایین میکرد به بدنش پیچ و تاپ میداد و آااااه میکشید و یه دفعه برگشت و لبش رو گذاشت رو لبم و یه لب طولانی از هم گرفتیم
میدونستم که اگه خیلی ادامه بدم ارضا میشه و آتیشش میخوابه و سرم بی کلاه میمونه، به خاطر همین خیلی آروم کصش رو میمالیدم که فقط تو اوج بمونه اما ارضا نشه.
وقتی لبش رو ازم جدا کرد بی مقدمه گفت میدونی کی پرده میترا رو زده؟
گفتم چه میدونم حتما یکی از دوست پسراش مستش کرده و قبل از اینکه بفهمه چی شده ترتیبش رو داده
مریم در حالی که کیرم رو فشار میداد گفت نه عزیزم زیر کیر داداشش پردشو داده
اینو که گفت فهمیدم کار تمومه و مریم آمپر شهوتش چسبیده و تصمیمش رو گرفته و امشب کیرم مهمون کوصشه…
اما به روی خودم نیاوردم و در حالی که با یه دستم یکی از پستوناش رو میمالیدم و دست دیگم لای کصش بود گردنش رو بوسیدم و گفتم واقعا راست میگی؟
+آره، تازه خبر نداری هنوز هم زیر خواب داداششه و با هم سکس دارند
-خوبه دیگه، داداشش همیشه باهاشه و هر وقت بخوان با هم حال میکنن
+سپهر تو هم منو دوست داری مگه نه؟ قول میدی هیچ وقت تنهام نذاری؟
-دیوونه مگه من غیر تو توی این دنیا کسی رو دارم، تو همه زندگی منی، همه دوست دخترام برام اندازه یه تار موی تو ارزش ندارن
+سپهر منم خیلی دوستت دارم داداشی، خیلی میخوامت
دوباره لبامون تو هم گره خورد و دستم رو از روی کصش برداشتم و دو دستی سرش رو گرفتم و تو چشماش نگاه کردم و گفتم: مریم من عاشقتم دیوونه، منم میخوامت و دوباره لب گذاشتم رو لباشو آروم روی کمرش خوابوندمش و رفتم روش محکم بغلش کردم و سینههاش رو چسبوند به خودم و کیرم رو گذاشتم روی شیار کصش و مریم پاهاش رو باز کرد که قشنگ بین پاهاش قرار بگیرم و کیرم کامل لای چاک کس خیس و داغش بود
منم همونجوری که لب و گردنش رو میخوردم و پستوناش رو میمالیدم کیرم رو روی شیار خیس کصش میکشیدم و با کیرم چوچولش رو میمالیدم و مریم چشماش رو بسته بود و فقط آه و ناله میکرد
خیلی مراقب بودم که یه وقت ارضا نشه و سرم بی کلاه بمونه، به خاطر همین خیلی نرم و عاشقانه باهاش بازی میکردم که تشنه تر بشه اما تو اوج نگهش دارم
یه دفعه مریم بین نالههاش گفت سپهر کیرت رو میخوام، جرم بده، پارم کن…
میدونستم منظورش چیه اما باز گفتم جووون چه کونی بکنم، ببینی داداشت بهتر کونت رو میکنه یا فرشید
مریم گفت: نه، کون نه، بکن تو کصم، کصم رو با کیرت پاره کن، کیرت رو میخوام سپهر، کصم رو با کیرت جر بده
-دیوونه تو دختری، از کس بکنمت پردت پاره میشه
+منم همینو میخوام، میخوام با کیر تو پردهام پاره بشه، میخوام تو جرم بدی، میخوام بهت کس بدم
-دیوونه الان مستی حالیت نیست، بعداً پشیمون میشی
+مگه دوستم نداری، مگه نگفتی تا همیشه باهام میمونی، منم دوستت دارم، میخوام کصم مال تو بشه، میخوام از امشب تو مرد زندگیم بشی و هر شب بهت کس بدم
-آاااخ مریم، خیلی دوستت دارم، منم میخوامت دیوونه، منم دلم میخواد هر شب این کص داغت رو بکنم
+پس بکن دیگه سپهر، جرم بده لعنتی، پارم کن، دیگه طاقت ندارم
خوابیدم روش، محکم بغلش کردم و لبم رو روی لبش گذاشتم و آروم کیرم رو روی شیار کصش عقب کشیدم تا سر کیرم به ورودی کصش رسید و یه لحظه لبم رو از رو لبش برداشتم و گفتم مطمئنی عشقم؟
+آره عزیزم، میخوام امشب عروست بشم
-قربون تو عروس خوشگلم بشم
و لبم رو دوباره گذاشتم رو لبش رو آروم آروم کیرم رو تو کس داغ و خیس و تنگش فرو کردم و ذره ذره رفتم جلو و هنوز یک سوم کیرم هم توش نرفته بود که احساس کردم کیرم به یه چیزی برخورد کرد، فهمیدم به پردش رسیدم و وقتشه کارو تموم کنم
محکم بغلش کردم و دستم رو گذاشتم روی دهنش و با یه فشار محکم کیرم رو تا ته تو کصش فرو کردم و نگه داشتم
مریم از شدت درد زیر دستم چنان جیغی زد که اگه دستم جلوی دهنش نبود مادرم صداش رو میشنید که هیچ همسایهها هم بیدار میشدن
آرم در گوشش گفتم: تموم شد عزیزم، تموم شد عروس خوشگلم، تموم شد عشق نازم و با این حرفام کم کم آرومش کردم
مریم در حالی که از شدت درد نفس نفس میزد گفت: آره، بالاخره پارم کردی، بالاخره به عشقم کس دادم، بالاخره کیری که اینهمه وقت حسرتش رو داشتم رفت تو کصم
بعد یه دفعه بغض کرد و گفت: سپهر یه دختر چیزی با ارزش تر از پردش تو زندگیش نداره، من واقعا عاشقتم که پردمو بهت دادم، تو هیچ وقت تنهام نمیذاری مگه نه؟! هیچی ازت نمیخوام، فقط هیچ وقت تنهام نذار، منم هر کاری بخوای برات میکنم، هرجور دلت بخواد و هر وقت دلت بخواد بهت کص میدم، هر جور دوست داشتی ازم لذت ببر، فقط هیچ وقت ترکم نکن و تنهام نذار، من پدر ندارم، تو هم برادرمی، هم جای پدرمی و هم از امشب به بعد مرد زندگیمی، باشه سپهر، بهم قول میدی؟
منم اشکاش رو پاک کردم و لبش رو بوسیدم و گفتم تا آخرین لحظه زندگیم تو تنها زن زندگیمی، تنها عشقمی، امکان نداره تنهات بذارم، بعد کیرم رو تو کصش فشار دادم و مریم یه آخ گفت و با خنده گفتم اصلا مگه میشه بیخیال این کص تنگ و داغ شد
مریم گفت: قول میدی هیچ وقت ازم سیر نشی و برات تکراری نشم
در حالی که آروم آروم کیرم رو تو کصش تکون میدادم گفتم نترس عزیزم، آنقدر مدلهای مختلف بلدم بکنمت که هیچ وقت تکراری نمیشه
مریم هم در حالی که هنوز کصش درد داشت و همراه با درد لذت میبرد یه مشت تو سینم زد و گفت خیلی دیوونهای
منم یه فشار محکم تو کصش دادم و گفتم تازه کجای دیوونه بازیام رو دیدی، هنوز اول جر خوردناته…
بعد دستم رو گذاشتم روی دهنش رو شروع کردم تو کصش تلمبه زدن
میدونستم که چون هنوز کصش درد میکنه اگه جلوی دهنش رو نگیرم جیغ میزنه، به خاطر همین تا وقتی که کصش عادت کنه جلوی دهنش رو گرفتم و مرتب و پشت سر هم تو کصش تلمبه زدم تا کم کم احساس کردم دیگه به جای جیغ زدن داره ناله میکنه، فهمیدم کصش قشنگ حال اومده و دیگه بیشتر از درد داره لذت میبره، دستم رو از جلوی دهنش برداشتم و ازش لب گرفتم و از صدای نفساش فهمیدم که به ارضا شدن نزدیکه و محکم بغلش کردم و سرعت تلمبه زدنم رو بیشتر کردم، ویاگرا کار خودش رو کرده بود و حالا حالا ها کیرم وقت داشت برای کردن این کص فابریک و ناز، چند تا تلمبه دیگه که زدم مریم بدنش رو صفت کرد و فهمیدم به اوج رسیده و الان وقتشه که لذتش رو چند برابر کنم، اونایی که بکن حرفهای هستند میدونند که وقتی یه دختر تو لحظه ارضا هست اگه بیخیالش نشی همچنان تو کصش تلمبه بزنی ارضاش خیلی شدیدتر و طولانی تر میشه، وقتی مریم بدنش رو صفت کرد فوری دستم رو گذاشتم رو دهنش و محکمتر و سریعتر از قبل تو کصش تلمبه زدم یه دفعه با یه ناله بلند بدنش زیرم شروع کرد به لرزیدن و من همچنان داشتم کصش رو با همه قدرت میگاییدم
مریم ناله اش تبدیل به جیغ شد و یه لحظه هر چی زور داشت زد که منو از رو خودش بلند کنه اما من محکم نگهش داشتم و همچنان با شدت تو کصش تلمبه می زدم بین تقلا کردناش یه دفعه دوباره بدنش سفت شد و فهمیدم که به ارضای دوم رسیده و با دو سه تا تلمبه شدید دیگه این بار چنان بدنش شروع کرد به لرزیدن که یه لحظه شبیه کسایی شد که تشنج کردن منم کیرم تا ته تو کصش فرو کردم و خوابیدم روش رو شروع کردم به نوازش کردن و بوسیدنش تا کم کم آروم شد و از شدت ارضای شدیدی که شده بود تا چند دقیقه هی بدنش تیک بر میداشت و نفس نفس میزد
بعد چنان آروم شد که انگار یه بچه نوزاد تو گهواره خوابیده
و من همچنان که کیرم رو توش نگه داشته بودم آروم آروم نوازشش میکردم و میبوسیدمش تا کم کم به حرف اومد و اول یه خنده خیلی قشنگ کرد و گفت دیوونه جرم دادی، خیلی حال داد سپهر تا حالا تو عمرم اینجوری ارضا نشده بودم، اگه میدونستم کس دادن اینقدر کیف میده زودتر میگفتم کصم رو پاره کنی
منم بهش گفتم کس دادن که لذت داره اما بکنش هم مهمه عزیزم که بلد باشه کصت رو حال بیاره!
+بله دیوونه آمارت رو از دوست دخترات دارم که چه بلایی سرشون میاری، الکی که تو حسرت کیرت نبودم، چرا زهرا و میترا و ترانه با کیر داداشم کیف کنند بعد خودم محروم باشم، از این به بعد بیشتر از همه دوست دخترات باید منو بکنی
-یعنی اشکالی نداره اونا رو هم بکنم؟!
+چه اشکالی داره، تو منو با این کیر کلفتت سیر کن، هر کی رو دلت خواست خودم برات جور میکنم جرش بدی
-آهان اون وقت فکر نکنی این کارو بکنی منم میذارم به بقیه پسرا کس بدیا، این کص تنگ و داغت فقط مال کیر خودمه!
+تو بکن باش کس که هیچ کون هم بخوای بهت میدم
کیرم رو کشیدم عقب و یکی محکم فرو کردم تو کصش و گفتم، فدای کس آبجی خوشگلم بشم که کیر داداشش رو اینقدر دوست داره و شروع کردم دوباره تو کصش تلمبه زدن و با هر تلمبهای که میزدم دوباره مریم صدای آه و نالههاش حشری تر میشد و دوباره داشت اوج میگرفت،
کیرم رو از کصش در آوردم و برش گردونم روی شکم خوابوندمش و رفتم پشتش نشستم، مریم با نگرانی پرسید
+میخوای کونم رو بکنی؟
-اگه بخوام مشکلی داره؟
+نه عزیزم مال خودته، فقط اگه میشه امشب از کون نکن، برای امشب درد پاره شدن پردم برام بسه، دیگه تحمل کون دادن به این کیر کلفتت رو ندارم، بهم رحم کن…
-نترس عزیزم حواسم به عشقم هست، نمیخوام کونت بذارم، میخوام از پشت بکنم تو کصت و همزمان با کردن کصت کون گرد و نرمت رو بمالم که خیلی حال میده و همزمان با این حرفام آروم کیرم رو از پشت تو کصش فرو کردم کپلهای کونش رو گرفتم و شروع کردم تو کصش تلمبه زدن، مریم هم خیلی داشت حال میکرد و میگفت
+سپهر بکن عزیزم بازم دارم میشم
-جوووون چنان ارضات کنم که تخت رو گاز بزنی
و کونش رو ول کردم و خوابیدم روش و پستوناش رو از زیر تنش تو دستم گرفتم و همزمان با مالیدن پستوناش و خوردن کمر و کردنش محکم و سریع تو کصش تلمبه میزدم که باز مریم بدنش سفت شد و تا دیدم الانه که ارضا بشه سرش رو فرو کردم تو متکا که صدای جیغش بلند نشه و با همه قدرت و به شدیدترین شکل تو کصش تلمبه زدم و مریم یه دفعه ای شروع کرد به لرزیدن و بعدش دست و پا زدن و تو متکا با همه وجود جیغ میزد اما هیچ راهی نداشت که از زیرم در بره و منم با شدت همچنان تو کصش تلمبه میزدم تا دوباره یه لحظه بدنش سفت شد و صداش قطع شد و بعد با یه جیغ خیلی شدیدتر توی بالشت در حالی که هنوز داشتم کصش رو میگاییدم زیرم به شدت لرزید و از حال رفت و همه بدنش شل شد
منم سرش رو از روی بالشت برداشتم و آروم خوابیدم روش و در گوشش گفتم اولی بهتر بود یا دومی؟
مریم دیگه نای حرف زدن نداشت و فقط به حالت زمزهای میگفت خیلی دیوونه ای سپهر، قرار بود جرم بدی نه اینکه منو بکشی، جوری ارضا شدم که یه لحظه احساس کردم الان تموم میکنم
منم همنجور که خیلی نرم تو کصش تلمبه میزدم گفتم الان هم مردی عزیزم و توی بهشتی خودت خبر نداری
مریم هم یه نیش خندی زد و گفت آخ که چه بهشت قشنگیه، میشه همیشه تو همین بهشت بمونم؟ الان خیلی حالم خوبه، میشه هر شب منو ببری بهشت؟
-آره عزیز دلم، تازه الان قراره آب نهر بهشتی هم بریزه تو کس داغت
+آاااخ سپهر میخوای آبتو بریزی تو کصم
-آره عروس خوشگلم، تو که امشب پردتو بهم دادی باید آبمو هم بریزم تو کصت که دیگه کیفم کامل بشه، دلم میخواد وقتی آبم میاد کیرم تا ته تو کس تنگت باشه
+آااااخ فدای آب کیر داداشم بشم، هرجا دوست داری بریز عزیزم، بریز تو کصم کیف کن
کیرم رو از تو کصش در آوردم و برش گردوندم روی کمر بخوابه و باز خوابیدم روش و لباش رو بوسیدم و گفتم دوست دارم وقتی آبم رو تو کصت میریزم چشمای خوشگل و مستت رو ببینم
مریم هم یه لبخند قشنگی زد و گفت بکن تو کصم که بدجوری تشنه آب کیر داداشمه
دو تا پستوناش رو گرفتم تو دستم کیرم رو آروم تا ته تو کصش فرو کردم و بعد قبل از اینکه تلمبه بزنم پاهاش رو دراز کردم و بهم چسبوندم و زانوهام رو دو طرف رونای پاش گذاشتم و قفلش کردم و شروع کردم به تلمبه زدن تو کصش(حتما این پوزیشن رو امتحان کنید چون تو این حالت کس دخترا خیلی تنگتر میشه و هم خودشون خیلی کیف میکنند و هم شما زودتر آبتون میاد)
دیدم مریم باز کم کم داره حالش عوض میشه و اوج میگیره، وسط آه و نالههاش گفت سپهر آبتو بیار دیگه جون ندارم، تا الان چهار دفعه ارضا شدم که دو دفعهاش در حد مرگ بود، دیگه جون ندارم باز ارضا بشم، آبتو بیار عزیزم
همینطور که تو کصش تلمبه میزدم رفتم سمت پستوناش و یکی از پستوناش رو گذاشتم تو دهنم و شروع کردم به خوردنش و مریم باز نالههاش شدیدتر شد و بهش گفتم: نگران نباش گلم، دل بدی این بار دیگه با هم پرواز میکنیم و بعد اون یکی پستونش رو گذاشتم تو دهنم و شروع کردم به خوردن و مالیدن پستونای نازش
کس مریم که همینجوری یه کس دختر ۱۶ ساله فابریک و تنگ بود و پاهاشو هم که به هم چسبونده بودم باز خیلی تنگتر شده بود و هربار که تو کصش فرو میکردم انگار تو یه کون تنگ داشتم تلمبه میزدم و کم کم دیدم داره آبم میاد اما دوست داشتم همزمان با ارضا شدن مریم آبم رو تو کصش خالی کنم
به خاطر همین یکم آروم تر تلمبه زدم با یه دستم پستوناش رو میمالیدم و اون یکی دستم رو بردم روی چوچولش و همزمان با گاییدن کصش چوچولش رو هم میمالیدم تا زودتر ارضا بشه و باز دیدم مریم نالههاش بلند شد و گفت سپهر سپهر بزن دارم میام، کص کش عوضی بزن که بازم دارم میشم
منم خوابیدم روش و محکم بغلش کردم و تمام جونی که برام مونده بود رو جمع کردم تو کمرم و خیلی محکم و با همه سرعت تو کصش تلمبه زدم، دیگه کیرم به حد انفجار رسیده بود که دیدم مریم هم بدنش سفت شد و همه زورم رو جمع کردم که چندتا تلمبه آخر رو هم بزنم و وقتی مریم ارضا شد و تنش شروع به لرزیدن کرد کیرم رو تا ته تو کصش فرو کردم و با یه آااااه بلند همه آبم رو ته کصش خالی کردم…
مریم هنوز داشت زیرم از شدت ارضا شدن میلرزید و کیر من هم تو کصش نبض میزد و کصش رو آبیاری میکرد
بعد همونطور که کیرم تا ته توی کصش بود بی حال افتادم روش و خوابیدم روی تن داغ و سکسیش و هر دو مون فقط نفس نفس میزدیم
مریم آروم بغلم کرد و یه بوس از گردنم کرد و گفت فدات بشم داداشی، بالاخره آبت رو ریختی تو کس آبجیت و آروم شدی، جووونم، فدای اون کیر کلفتت بشم که امشب حسابی کصمو جر داد
منم یه بوس از لبش گرفتم و همونجوری که زیرم خوابیده بود و هنوز کیرم تو کصش بود تو چشماش نگاه کردم و بهش گفتم: مریم خیلی دوستت دارم، ممنون عروس خوشگلم، این بهترین و لذتبخشترین سکس زندگیم بود
مریم هم گفت: منم دوستت دارم عزیزم، تو دیگه مرد منی، هر وقت بخوای کس و کونم مال خودته، اصلا از این به بعد هرشب باید منو ببری بهشت و از این آب داغ کیر بهشتیت سیرابم کنی
بعد با هم خندیدیم و دوباره لباش رو بوسیدم و آروم کیرم رو از تو کصش در آوردم
ترکیب آب کیرم و خون پردهاش یه آب صورتی خوش رنگی شده بود که از کصش روی رو تختی سفید ریخته بود و منظره قشنگی ساخته بود که دوتایی مون خندیدیم و به مریم گفتم صبح مامان ببینه رو تختیت خونیه چی میگی
مریم هم گفت تو نگران نباش اگه دید بهش میگم پریود شدم پس داده به تخت
-تو کی اینقدر بزرگ و شیطون شدی ناقلا
+اگه بزرگ نشده بودم که امشب عروست نمیشدم!
با هم خندیدیم و خوابوندمش و از روبرو بغلش کردم و پستوناش رو چسبوندم به سینه ام و پاهامون رو تو هم قفل کردیم و کیرم لای پاش بود و تو چشمای خوشگلش نگاه میکردم و بدون هیچ حرفی آروم نوازشش میکردم و گاهی میبوسیدمش که مریم چشماش سنگین شد و گفت میشه تا خوابم میبره همینجوری تو بغلت باشم؟
منم یه بوس از لبش کردم و گفتم آره عزیز دلم، آروم بخواب عروس خوشگلم و انقدر نوازشش کردم تا تو بغلم خوابش برد
دلم میخواست همونجا من هم تا صبح تو بغل لختش بخوابم اما از ترس اینکه صبح مادرم این صحنه رو ببینه بیخیال شدم و آروم از بغلش در اومدم که بیدار نشه
وقتی تن لخت و خوشگلش رو روی تخت نگاه میکردم باورم نمیشد که امشب کص این فرشته خوشگل رو فتح کردم و شده عروس رویایی خودم
خیلی آروم پتو رو کشیدم رو تن لختش و لباسام رو پوشیدم و با احتیاط رفتم سمت اتاق خودم. دیگه صدای ناله های مادرم نمی اومد و معلوم نبود کی کارشون تموم شده اما برام مهم نبود و رفتم روی تختم دراز کشیدم به این فکر میکردم که از امشب مسیر زندگی من و خواهرم عوض شده اما اصلا فکرش رو هم نمیکردم که از همین فردا قراره چه اتفاقات عجیبی تو زندگیم بیوفته!
و این تازه شروع ماجراهای من و خواهرم و مادرم بود…
نوشته: سپهر
15 پاسخ به “فتح بهشت (۱)”
چقدر چرت و پرت نوشتی ؟
من اصلا نخوندم چ کس و شعری نوشتیچون داستان هایی با این سر تیتر و محارم اونم مادر و خواهر رو اصلا نمیخونمفقط اومدم بگم خیلی حرومزاده ایهمین
عالی بودی ادامه بده
عااالی
این همه وقت گذاشتی همچین متن طولانیای نوشتی، چرا باید انقد کصشر باشه؟؟
معمولا پسرایی محارم مینویسن کجقین و توی خیابون سگم بهشون پا نمیده درمورد خونواده خودشون کسشر نویسی میکننسپهرم ک هستی چرا همه سپهرا کسکشو بیغیرتن نکنه سپهر حیدری تو
داییت در چهارده سالگی مامانت گُل کشیده بود؟Sativa یا indica ؟؟؟داییت سفر در زمان می کرده؟ یا توی کس مغز واقعا نمیدونی اون موقع گُل مُل نبوده؟
عالی بود
ادامه بده عالی بود مامانتم بیار تو بحث و چت کردن هم تو داستان اضافه کن
بنویس ادامش به کسشعرای این اوبی ها دقت نکن اینا با داستانای گی حال میکنن کونی هستن
ادامه بده عالی
جالب بود
خیلی خوب نوشتی بک استوری شخصیت هارم قشنگ گفتی و توی نوشتن حالت ها انقد خوب بودیی که به راحتی میشد تصویر سازی کرد.
داستان سپهر حیدری و زنش
چه مااااا در ججججندددههه هایب پیدا میشن