آشنایی با فرشته های زمینی (۲)

سلام . قسمت دوم داستانم رو میخوام براتون بنویسم . اگر قسمت قبلی رو نخوندید حتما اول اون رو بخونید تا یک سری مسائل و سوالات براتون پیش نیاد و من و متهم به تخیل نکنید و نظر الکی ندید. نام کاربری من joint.hmd هست که میتونید خیلی راحت توی قسمت کاربران سرچ کنید و تاپیک هام رو ببینید. این داستانم مثل قبلی درباره سکس با شیمیل هست و طولانی نوشتم چون اعتقاد دارم برای درک بهتر و لذت بردن از داستان باید جزئیات بیشتر توضیح داده بشه پس اگر به این نوع داستان ها علاقه ندارید ادامه ندید.
فقط یه چند تا نکته مهم : بعد از داستان قبلی خیلی از عزیزان تو دایرکت به من پیام دادن و پیگیر ارتباط با نگین و برنامه هورنت بودن. جهت اطلاع عموم اعلام میکنم که من نزدیک 3 سالی هست که به دلایلی با نگین هیچ ارتباطی ندارم و دورا دور مطلع شدم که گویا مهاجرت کرده. برای برنامه هورنت هم فقط کافیه شما یه ایمیل داشته باشید و با فیلتر شکن برید تو سایتش و یا خود برنامه رو دانلود و نصب کنی و ثبت نام ساده انجام بدید، همین.
خب بریم سراغ ادامه داستان.
آشنایی من با برنامه هورنت و نگین روند زندگی منو تغییر داده بود . انگار توی دنیای مخفی زندگی میکردم، همه چیز بود ولی هر کسی نمیدید. کلا نظرم نسبت به گی توی ایران عوض شد و دیدم بابا تو ایرانم میشه با رعایت یکسری مسائل زندگی همجنسگرایانه داشت.
از طریق هورنت چندتا سکس فرند خوب پیدا کردم و حتی با چندتا شیمیل جدید آشنا شدم که داستان آنها بمونه برای بعد.
توی همین منوال امور باز سعی میکردم که نگین رو گم نکنم، چون خدایی شیمل خوب که ازش راضی و مطمئن باشی همیشه نیست که. بعد از اولین رابطه که داستانش رو قبلا براتون گفتم چند بار دیگه هم رفتم خونه خودش سکس کردیم که داستان اونها رو ازش میگذرم چون میخوام به دو تا داستان اصلی برسم (که یکیش همین داستانه و دومی میشه نوشته بعدیم) البته همه دفعات مراجعه بیزینسی بود که البته یه کمی تخفیف یا آپشن های حین سکس بهش اضافه شده بود.
اردیبهشت 99 بود، اخر سکس همونجوری که داشتیم لباسامون و میپوشیدیم به نگین گفتم که کاش یه کیر دیگه هم بود خیلی دلم هوس تری سام کرده. راستش چند ماه پیش برای اولین بار سکس تری سام گی رو با دوتا از پارتنرهام انجام داده بودم و لذتش خیلی بیشتر از تصورم بود ولی به دلیل محدودیت ها دیگه نشد که تکرار کنیم و مزه اش مونده بود زیر دندونم .
(تصاویر سکس تریسام گی رو میتونید توی تاپیک “آلبوم خاطرات سکسی +عکس” ببینید). نگین همونجوری که داشت لباس هاش رو میپوشید و مرتب میکرد گفت :
-یعنی میخوای به دو نفر همزمان بدی
-آره دیگه
-عهههههه. یکی از دوستام هست
-همون که بار اول رفتیم خونه اش
-نه ، اونکه بکن نبود و چند ماه پیشم رفت عمل و کلا بریدش
-پس کی ؟
-یکی دیگه است ولی میدونم که گزش بالاست
بدون معطلی گفتم خوبه و حتی یه لحظه صبر نکردم که بابا گوش کن شاید اصلا سرکاریه . نگین خنده اش گرفت و با همون لبخند همیشگی که چهره اش و زیبا تر میکرد گفت:
-بابا تو چه آدمی هستی الان از زیر کیر اومدی بیرون بازم کونت میخاره و با عجله میگی آره آره،تو چه کونی هستی واقعا.
منم از رک گویی نگین و اون چهره خندونش خنده ام گرفت و گفتم:
-تو حال من و درک نمیکنی ، نمیدونی از اینکه یه شیمل خوشگل کونم میزاره چقدر خوشحالم و دوست دارم این حس و دو برابر کنم.
خوشم میومد از نگین همیشه رک و راحت حرف میزد و منم بدون اینکه احساسم و قایم کنم باهاش حرف میزدم و اونم میفهمید که چی میخوام. اگر که قبل از سکس بهش میگفتم امروز سعی کن فلان مدل بیشتر سکس کنیم درک میکرد و طفره نمیرفت یا بهانه نمی آورد و اگر م نمیتونست یا دلش نمیخواست رک میگفت که نمیشه. تکلیفم باهاش روشن بود. سکس خوب میکرد، پول خوب میگرفت.
نگین موبایلش و آورد و از توی گالری یه عکس بهم نشون داد. عکس توی یه مهمونی بود که دو نفری کنار هم ایستاده بودن با لباس های شیک مجلسی و به دوربین لبخند میزدن. طرف اسمش “غزل” بود. نگین اینجوری معرفیش کرد ولی شک نداشتم اونم مثل خودش اسم اصلیش نبود. از توی عکس یه سری چیزا رو میشد دید. غزل تقریبا همسن و سال نگین بود و قد بلندتر بود و طبق مقایسه با قد نگین حدود 180 سانتیمتر و یه نمه هیکلی تر و سبزه تر. اونم صورتش عملی بود، از مدل دماغ و لب و گونه و فک میشد فهمید که کلی توی این داستان هزینه کرده. موهای قهوه ای خوش رنگی داشت و چهره اش با آرایش بد نبود البته نه به خوشگلی نگین. زیبایی ، پوست سفید، چشمای رنگی در کنار اون موهای لخت مشکی که حتی توی عکس هم بلندیش معلوم بود، خوشگلی نگین و نسبت به غزل بیشتر نشون میداد. ولی من دنبال انتخاب پارتنر شیمل اصلی نبودم، من دنبال یار کمکی بودم و برای این مورد غزل پیشنهاد بدی نبود.
قرار شد که نگین با غزل مطرح کنه و جواب و بهم بده. چند روز بعد نزدیکای ظهر بهش پیام دادم که چی شد غزل؟. پیام خونده شد ولی جواب نداد. یه ده دقیقه بعدش گفت یه چندتا عکس از خودت بده. منم چندتا عکس فرستادم براش که توش هم عکس چهره و استایل بود و هم عکس های لخت بدنم. نگین یه استیکر خنده شیطانی فرستاد و نوشت ببین کونی چه سریع هم عکس آماده کرده بود و فرستاد و منم با یه استیکر خنده و بوس جوابشو دادم. فهمیدم که عکس ها رو برای نشون دادن به غزل می خواست و دوست نداشت من مستقیم با خودش ارتباط بگیرم، شاید میترسید من با اون جور بشم و مشتریش بپره و یا اینکه داشتن با همدیگه لابی میکردن که من تو کف شیمل رو چطوری تیغ بزنن. ولی اصلا برام مهم نبود، مهم برام رسیدن به اون چیزی بود که احساس میکردم اوج لذت جنسی میتونه باشه و یه هزینه معقول براش کاملا عادلانه بود.
نیم ساعتی گذشت که نگین پیام داد که با غزل هماهنگ کرده ولی چندتا موضوع که شرایط غزل بود:
1 -سکس با کاندوم
2-عشق بازی نمیکنه
3-مکان خونه خودش
4-پولش و اول میگیره
5-هزینه دوتا سکس و میگیره. (با هزینه نگین برای همون سکس میشد انگار 3 تا)

من با هیچ کدوم از شرایط مشکلی نداشتم و با اعتمادی که به نگین داشتم و چیزایی که ازش میدونستم ترسی برای سوخت شدن پول و سرکاری بودن نداشتم و فقط برای اینکه خیلی خودم و هول نشون ندم ( البته تو تصور خودم) گفتم اوکیه ولی خدایی یه کم برام تخفیف بگیر. تو که من و میشناسی و مشتری خوبی هستم برات. یه “خخخخخخخ” نوشت و گفت باشه بابا یه تخفیف بهت میدیم. قیمت و تموم کردیم و گفت برای کی هماهنگ کنم که گفتم عصری حدودای ساعت 6 و پول و براش زدم.
یه چند ساعتی زودتر مرخصی گرفتم و رفتم خونه و تو حموم حسابی شیو کردم و یه تیپ اسپرت زدم و رفتم دنبال نگین. خونه نگین شرق تهران بود و خونه غزل غرب تهران سمت طرشت. تو راه با هم تعریف میکردیم و از خاطرات سکسیمون حرف میزدیم. نگین واقعا خوشگل بود و تیپ های خوبی هم میزد و با آرایش و اون سبک لباس پوشیدن هیچ کس حتی نمی تونست حدس بزنه که اون شیمله و یکی از دور میدید میگفت عجب گوشتی و لی نمیدونست گوشت اصلی لای پاهاشه . دیدید توی ترافیک ناخودآگاه سرنشین خودرو ها به ماشین های دیگه نگاه میکنن و آدمای توش و برانداز میکنن، چند بار تو ترافیک قشنگ از چهره سرنشین های دیگه که منو در حال تعریف و خنده با نگین میدیدن میشد خوند که چه حسرتی دارن میکش و یه کووووووفتش بشه به من میگن. منم خیلی حال میکردم هم بخاطر اون حس و هم اینکه نگین با همه اون اوصاف یه شیمیل بود و خیلی بهتر از اون اینکه بکن من بود. لذتی که شاید آدم های خیلی کمی بتونن درک کنن و تعداد خیلی خیلی کمتری حتی تجربه اش کرده باشن.
رسیدیم در خونه غزل. یه آپارتمان تقریبا نوساز . نما ساختمان و محلش خوب بود ولی خیلی شیک نبود. نگین زنگ زد به غزل و گفت ما رسیدیم. دیدیم که یکی پشت پنجره طبقه اول اومد و یه نگاه انداخت. نگین گوشی و قطع کرد و چند ثانیه بعد با آیفون درب باز شد و نگین گفت سریع بیا تو. از راه پله رفتیم طبقه اول . تک واحدی بود و غزل درب آپارتمان و باز کرده بود و جلوی درب با یه شلوار ساق کوتاه سفید و یه تیشرت کرمی رنگ که جلوش یه شکل زن با کلمه های انگلیسی داشت منتظر بود. سریع گفت بیاید داخل و کفشاتونم بیارید تو. اونقدر سریع شد که من اصلا وقت نکردم کفشم و بیرون دربیارم و مجبور شدم داخل واحد اونا رو دربیارم.
سلام و احوال پرسی کردم و باهاش دست دادم و نشستیم رو مبل. نگین خیلی خودمونی باهاش رفتار میکرد و معلوم بود خیلی وقته همدیگه رو میشناسن. غزل همونجوری که از تو آشپزخونه برای ما شربت می اورد گفت دیر کردید میخواستم بهتون زنگ بزنم که نگین جواب داد بابا از بس ترافیک بود.
همونجوری که وارد خونه شدم شروع کردم به برانداز کردن غزل و خونه اش و اونم در حال حرف زدن با نگین گهگاهی من و دید میزد.خونه اش یه آپارتمان 60 متری بود که تقریبا به روز دیزاین شده بود و تمیزی و مرتب بودن وسایل خیلی واضح بود بود.
غزل نسبت به عکس جوون تر بود و پوستشم روشنتر، دست ها و انگشتای کشیده با ناخن های مرتب و لاک زده داشت که خدایی از مال نگین قشنگ تر بود (شاید تنها برتریش نسبت به نگین همین موضوع بود) ولی از لحاظ مشخصات زیبایی و ظاهری همون چیزایی بود که برداشت کرده بودم: چشم های قهوه ای ، موهای قهوه ای رنگ شده حالت دار تا کمی پائین تر از شونه ها، صورت تقریبا بیضی با کلی عمل و تزریق، تناسب خوب قد و هیکل . سینه هاش حدود 75 گرد که از زیر تیشرت نازکش مشخص بودن و یه کون تقریبا گرد و برجسته که از فرمش معلوم بود اونم عملیه. صداش معمولی بود البته ناز و زنونه نبود ولی خیلی کلفت هم نبود. یه تتوی پروانه رو مچ پاش داشت و یه تتو نوشته انگلیسی روی ساعد دست راستش و لحن حرف زدنش نشون از یه اعتماد به نفس بالا میداد و آرامشی که پشتش تجربه و ترس بود.
شربت و خوردیم و لیوان ها رو جمع کرد. از تو آشپزخونه رو کرد به من و نگین گفت آماده اید بریم تو اتاق خواب. نگین یه نگاه به من کرد و گفت آره. من گفتم ببخشید من یه سرویس برم. من و راهنمایی کرد سمت سرویس و رفت. یه کم استرس داشتم ولی با وجود نگین و اطمینانی که بهش داشتم حالم خوب بود ولی باز بالاخره قرار بود با یه نفر جدید سکس کنم و سعی میکردم حواسم جمع باشه.
با اینکه تو خونه خودم و حسابی تمیز کرده بودم ولی باز برای اطمینان یه بار دیگه همه چیز و شستم. از سرویس اومدم بیرون که دیدم غزل و نگین تو اتاق خواب هستن و لباساشون رو درآوردن و با شرت و سوتین منتظر من هستن، منم رفتم سمت اتاق و شروع کردم لباس ها م و درآوردن. موبایل رو از جیبم که در آوردم رو به غزل کردم و گفتم:
-مشکل که نداری؟
-یه اخمی کرد و با لحن کمی خشن گفت:
-عکس و فیلم نداریما ، مگه اومدی عروسی.
من خورد تو حالم ولی خب سابقه اش و داشتم که طرف موافق این کار نباشه. یه نگاه به نگین کردم که دیدم اونم خونسرد وایساده و هیچ حرفی نمیزنه. فهمیدم که شرایط همینه و نگینم دخالتی نداره.نگین دید که یه لحظه جو سنگین شد سریع با یه لبخند گفت:
-زودباش که خیلی وقته گروپ نزدم و امروز میخوام حسابی کیف کنم
من تیشرت و شلوارم و درآوردم و میخواستم جورابمو در بیارم که غزل گفت نه بزار بمونه با اونا سکس تر میشی. آخه من عادت داشتم وقتایی که میخواستم برم برای گی سکس و اگر قرار بود فقط بات اون رابطه باشم همیشه جوراب مچی سفید بپوشم، یه جورایی بیشتر حشریم میکرد این موضوع. همونجوری که من دولا شده بودم به سمت جوراب هام غزل دست انداخت به کش شورتم و گفت اینو در بیار و منم سریع انجام دادم. لحن گفتنش و اینکه به جورابم نظرش جلب شده بود برام لذت بخش بود و یه جورایی تلخی مخالفتش با استفاده از موبایل و برطرف کرد. میشد شروع خماری شهوت و از چشمای غزل دید. نگین که داشت سعی میکرد سوتینشو در میاره با یه خنده موذیانه رو کرد به غزل و گفت:
-خوبه؟
غزل هم که داشت با چشماش هیکل لخت من و برانداز میکرد گفت:
-جوووون از عکس هاشم بهتره توله سگ. به قیافه اش نمیخورد همچین بدن سفید و خوبی داشته باشه. چه کونی امروز بگام من.
راست میگفت . این حرف و خیلی های دیگه هم بهم گفته بودن. چهره مردونه که زیبایی خاصی توش نیست اصلا نشون نمیده که بدن سفید و فول شیو من با کون تقریبا برجسته ام چطوریه و اینکه چقدر از گی بودن لذت میبرم.
غزل دستش و گذاشت رو کونم و شروع کرد لمس کردن و با نگاه های شهوتی و خریدارانه براندازم میکرد و منم یه کم کونم دادم عقب تا راحت تر باشه. نگین رفت پشت غزل و کمک کرد سوتین اون و درآوردن و یه ضربه محکم هم زد در کون من. هر سه نفری سرپا جلوی هم وایساده بودیم، من لخت کامل با جوراب و اون دو نفر هم لخت با شورت. از برجستگی جلوی شورت هر دو نفر معلوم بود که اونا هم دارن آماده میشن برای یه لذت حسابی. سینه های غزل بزرگتر از مال نگین بود ولی از خط بخیه زیرش معلوم بود که پروتز کرده ولی گرد و خوشگل ، به قولی میدونستم دکوریه ولی خوب دکوری بود. منم کیرم نیمه شق بود و داشتم از لحظه لحظه اون اتفاق لذت میبردم. چیزی رو داشتم تجربه میکردم که شاید خیلی ها حتی تصورشم نمیکردن.
من شروع کردم با هر کدوم از دستام کیر یکیشون و مالوندن. سینه هاشون و کاری نداشتم چون تجربه سکس با نگین بهم یاد داده بود که شیمل ها خیلی از لمس سینه هاشون حس شهوتناک نمیگیرن و منم خودم تمرکزم همیشه زیر ناف بود تا بالای اون.
من کیر اونا رو میمالیدم و غزل هم کون منو . نگین ولی مثل همیشه فقط داشت مثل یه رئیس نگاه میکرد و میخواست سریعتر بریم سراغ اصل موضوع. کیراشون دیگه تقریبا کامل شق شده بود که نگین دست گذاشت رو شونم و فشار داد به سمت پایین. قشنگ میدونستم منظورش چیه. روی دو تا زانوهام نشستم و شروع کردم به نوازش و بوسیدن رون پاهای نگین. خودش شورتشو داد پایین و منم کمک کردم و از پاش درآوردم. کیرش مثل همیشه سفت و خوشگل و سفید پرید بیرون. من بارها اون صحنه رو دیده بودم با اینکه برام لذت بخش بود ولی دیگه غافل گیرم نمی کرد. چیزی که ذهنم درگیرش بود این بود که زیر شرت غزل چه خبره. از برجستگی جلوی شرتش و چیزی که لمس کرده بودم سایزش و ميتونستم حدس بزنم ولی فرم و قیافه کیرش و نه. لحظه هیجان انگیزی بود برام، یه کم چرخیدم سمت غزل و حالا دیگه نوبت اون بود ولی نمیخواستم یهویی باشه. شروع کردم اول با دستام ران هاش و مالیدن و همزمان میبوسیدم مثل کسی که یه چیز عزیز و بغل کرده و هی نوازش میکنه و میبوسه. نگاهم افتاد به مچ پاهاش . ابتدای ورود من اون پاها و ناخن ها رو دیده بودم ولی دقت کافی نکرده بودم انگار بهشون. مچ پای کشیده با انگشتای کشیده و ناخن های خیلی مرتب و خوشگل که اون لاک قرمز تیره خیلی خوشگل ترشون هم کرده بود. ناخودآگاه انگار افسار فتیش پاره کرده باشم افتادم رو پاهاش و بوسیدن و لیس زدن. کمی گذشت که غزل صدام کرد:
-اون ها رو ول کن بعدا براش وقت هست بیا بالا.
از پایین به بالا که نگاه کردم برجستگی شرتش و سینه هاش نصف صورتش و گرفته بود ولی باز هم میشد رضایت و تو چهره اش دید. رو زانوهام نشستم و دست انداختم به کش شورت کرمی رنگ هفتیش ، خودش دستش و بالا گرفت تا همه کارها رو خودم بکنم. با کمی زحمت شورت و دادم پایین و در آوردمش. چیزی که دیدم خیالم و راحت کرد. یه کیر حدود 16 یا 17 سانتی تقریبا کلفت با کله قارچی شکل گنده که رنگی بین صورتی و قهوه ای داشت. کیرش یه قوس کمی رو به بالا داشت، هم خود کیرش و هم اطرافش شیو شده و تمیز و حتی بدون جوش بود و یه بوی صابون خیلی خوبی هم میداد.
شروع کردم براش ساک زدن و با یه دستم تخماشو میمالیدم. نگین یه ذره اومد جلو. اصلا نگین و یادم رفته بود انگار. همونجوری که برای غزل ساک میزدم شروع کردم کیر نگین و مالیدن به حالت جق. غزل یه کم صداش داشت در میومد. خیلی آروم آروم آخ آخ میگفت ولی نگین هیچی. چند دقیقه بعد رفتم سراغ کیر نگین و موقعیت برعکس شد. نگین نذاشت خودم روال ساک زدن و کنترل کنم و شروع کرد آروم آروم تو دهنم تلمبه زدن. غزل هم شروع کرد با دستش موهام و لمس کردن و گاهی دستاش تا روی شونه هام میرفت. یه حس جالبی داشت برام انگار یه بزرگتر داره بهت محبت میکنه ولی میدونی که پشت این محبت یه داستانی هست.
غزل آروم سرم گرفت و فشار داد روی کیر نگین و اونم سعی کرد کیرش و تا ته فرو کنه تو حلقم. یه احساس حقارت شهوتناک ولی لذت بخش داشتم ولی این حس تو کسری از ثانیه تبدیل شده به احساس خفگی. با فشار سرم و کشیدم عقب و گفتم نامردا خفه ام کردید. غزل با یه لبخند شهوتی و ترسناک گفت: خب کونی خودت دلت گروپ میخواست پس غر نزن.
اولین بار بود که همچین ادبیاتی از غزل میشنیدم. این حرف یعنی منتظر چیزای دیگه هم باش. قبلا تو کس تکی با نگین خیلی از این مدل حرفا ها ازش شنیده بودم و یه وقتایی هم یه مدل های خشن سکس میکرد ولی زیاده روی نمی کرد اما از اون حرف غزل ناخودآگاه جا خوردم انگار.
غزل رفت روی تخت به پشت خوابید و پاهاشو از هم باز کرد و زانوهاش و یه کم تا کرد و گفت بیا اینجا. منم سریع اطاعت کردم. دمر روی تخت جلوی پاهای غزل خوابیدم و از دیدن منظره لذت میبردم.
غزل مچ پاهاش و آورد نزدیک صورتم و گفت الان اینا رو بخور کونی. منم با یه لبخند رضایت شروع کردم بوسیدن انگشت های پاهاش و لیس زدن روی مچ هاش مخصوصا قوزک پاش که تتو پروانه نزدیکش بود. وجدانا اون تتو به اون پا میومد و خیلی زیبا ترش کرده بود. غزل مثل پادشاهی که داشت زیر دستش و نگاه میکرد با یه نگاه مغروری که حاکی از رضایت بود منو نگاه میکرد و کیرش و گرفته بود دستش و اروم اروم به حالت جق زدن باهش بازی میکرد. نگین اومد پشتم و گفت داگ استایل بشین. لبه تخت به حالت داگ استایل نشسته شدم و باز دوباره سرم رفت لای پاهای غزل. نگین هم اول چندتا اسپنک زد در کونم و گفت :

  • به به چه کونی، امروز میخوام سیر بگامت.
    با دست لپ های کونم و از هم باز کرد و سرشو آورد پائین و خیلی آروم شروع کرد سوراخمو زبون زدن. واااااای چقدر خوب میخورد. گرمای زبونش با حس لذت و قلقلک سوراخم ترکیب بی نظیری رو بوجود آورده بود. یک دقیقه ای خورد و به غزل گفت:
    -وسایل کجاست؟
    -پشت سرت روی دراور جلوی آینه
    همونجوری که من درگیر لذت بردن از فتیش ام بودم نگین هم رفت ژل و آورد و مالید به سوراخ کون من . یه کم بعد شروع کرد یواش یواش انگشتشو فرو کردن. چند دقیقه به همین منوال گذشت و احساس کردم نگین انگشت دوم رو هم داره فرو میکنه، یه کم اذیت شدم ولی نه جوری که واکنش نشون بدم چون میدونستم کارش درسته.
    دو دقیقه نگذشت که نگین گفت:
    -بس کن پا خوردن رو بیا یه کم گوشت بخور حال کن
    رو تخت چرخیدم و صورتم شد سمت نگین و پشتم سمت غزل. نگین لب تخت ایستاده بود و من مدل داگ استایل روی تخت بودم. شروع کردم برای نگین ساک زدن. کیرش یه کم شل شده بود و سعی کردم دوباره حسابی شقش کنم. غزل همونجوری نشسته خودش و یه کم کشید جلو و صورتش و آورد سمت کون من. اروم یه گاز از لپ کونم گرفت و بعد شپلق یکی محکم زد رو کونم و یه جوووووون بلند گفت. قشنگ احساس یه جنده کونی شاد و داشتم که با کمال میل داشتم خودمو می سپردم دست دوتا کیر خوشگل. غزل آروم انگشتش رو فرو کرد تو سوراخ کونم و همزمان با اون یکی دستش کیرم و که خوابیده بود گرفت و شروع کرد ور رفتن باهاش. صحنه جالبی بود. یه کیر تو دهنم بود و یه انگشت تو کونم و همزمان کیرم داشت کم کم حال میومد.
    بعد از چند دقیقه غزل رفت کنار تا از بسته کاندوم یکی دربیاره و بکشه رو کیرش. نگین هم مثل همیشه علاقه ای که داشت و شروع کرد به اجرا، تلمبه زدن تو دهن پارتنرش. غزل با کیر کاندوم پوشی که مدام داشت با دست باهاش ور میرفت اومد لبه تخت و کنار نگین وایساد. رو کرد به نگین و گفت:” اجازه هست من شروع کنم عزیزم.”نگینم جواب داد: “شما خودت صاحب کونی این چه حرفیه” ، و هر دوشون زدن زیر خنده. منم که در حال ساک زدن شاهد این مکالمه بودم واقعا احساس یه کونی بودن به تمام معنا کردم. پیش خودم گفتم ببین سر کون من که اول کی بکنه چه تعارفی هم میکنن.
    جابجا شدیم و من روی تخت داگ استایل شدم و غزل ایساد لبه تخت و نگین هم کنارش. غزل یه کم دیگه ژل مالید به سوراخم و با نوک انگشت یه کم هم فشار داد تو. سر کیرش و یه کم روی سوراخم بازی داد و آروم شروع کرد فرو کردن. نمیدونم تو کارش حرفه ای بود یا تاثیر ژل زیاد بود. با درد کم آروم آروم بیشتر فرو کرد. ازم پرسید:
    -خوبی؟
    -آره مشکلی نیست ادامه بده
    غزل بلند خندید و به نگین گفت:
    -از کی میپرسی خوبی . بابا این خیلی کونیه تا دسته هم فرو کنی بازم میگه کمه.
    از حرف شوخی نگین ما هم افتادیم به خنده. غزل با آرامش کیرش و تا ته فرو کرد جوری که قشنگ چسبیدن قسمت شکم و بالای کیرش و به لپ های کونم حس کردم و شروع کرد آروم آروم تلمبه زدن. نگین هم اومد رو تخت جلوی من نشست و پاهاشو گذاشت دو طرف من و منم بدون معطلی شروع کردم براش ساک زدن. با چنان ولعی شروع کردم خوردن که نگین یهو انگار خیلی کیف کرده باشه بلند گفت: اوووووف. یکی از خصوصیت های من که نگین همیشه ازش راضی بود اینه که در حین سکس اصلا لازم نبود چیزی بگه چون چیزی که از من میخواست رو قبل از اینکه به زبون بیاره من انجامش داده بودم.
    حرارت سکسمون داشت بیشتر میشد. غزل سرعت تلمبه هاشو بیشتر کرده بود و صدای هن هن زدناش کم کم به گوش میومد. نگین هم که یه کم رو به عقب رفته بود و با دستاش بدنش و نگه داشته بود گهگاهی یه ناله میکرد و صدای اوق اوق ساک زدن منم که بیشتر اون دو نفر و حشری میکرد. نگین یه کم خودش و کشید جلو و با دستاش سر من و گرفت و رو کیرش فشار داد تا کیرش تا ته حلقم بره. تو اون حالت به خاطر مدل پوزیشن و ضربه های تلمبه های غزل به سختی سرم و کشیدم عقب. نگین کامل به پشت خوابید و پاهاش رو کامل گرفت بالا و لپ های کونش و با دست باز کرد. معنیش واضح واضح بود. با زبون افتادم به جون کونش . واااای که چقدر لذت داشت، کونم داشت زیر یه کیر گنده حسابی گاییده میشد جوری که صدای شلپ شلپ اتاق و پر کرده بود و تخم هام مثل تاب تو هوا بازی میکرد و منم داشتم با عشق تمام اون سوراخ خوشگل نگین و میخوردم و فاصله بین سوراخ تا تخم هاش و لیس میزدم و نگین هم همزمان کیرش و میمالید و آخ آخ میگفت.
    چند دقیقه ای گذشت که غزل گفت بچه ها بیاید جابجا بشیم من خسته شدم . من که زانوهام درد گرفته بود از خدا خواسته سریع چرخید م و به پشت خوابیدم. غزل از تخت اومد پائین وایساد جلوی من و غزل هم کنار من نشست. من پاهامو گرفتم بالا. نگین خیلی سریع یه کاندوم کشید رو کیرش و اومد بین پاهام. با یه دستش پای من و گرفت و با یه دست دیگه اش کیرش و گرفت تو دستش و رو سوراخ من تنظیم کرد. خیلی خیلی راحت با اولین فشار تا ته رفت تو. نگین رو کرد به غزل و به یه لحن شوخی و تیکه گفت:
    -بی وجدان یه جوری گشادش کردی که حس میکنم دارم میکنم تو لوله پلیکا.
    غزل هم خندید و گفت : خودت تعارف زدی اول من بکنم.
    نگین شروع کرد تلمبه زدن و غزل هم اومد بالای سرم وایساد یه نگاه کرد و معلوم بود داره به اینکه چه کاری بکنه فکر میکنه. همونجوری ایستاده پاهاشو گذاشت دو طرف بدن من و اروم اروم نشست. کیر و کونش دقیقا جلوی صورتم بود. دولا شد و دستاشو گذاشت دو طرف بدنم و آروم آروم سرش برد سمت کیر من. به نگین گفتم پاهام و نگه دار و اونم انداخت رو شونه هاش و شروع کرد سرعت و قدرت تلمبه زدنش و بیشتر کردن. دستام و با زحمت از زیر غزل درآوردم و رسوندم به لپ های کونش و یه کم از هم بازشون کردم. غزل هم یه کم خودش و بالا کشید و با این کار قشنگ سوراخ کون و تخم هاش افتاد جلوی دهن من و شروع کردم خوردن. فرم سوراخ کونش خوب بود و کمی تیره رنگ ولی تمیز.
    نگین دیگه تا حد ممکن داشت محکم تلمبه میزد و اون موهای مشکی لخت بلندش که رو صورت عرق کرده اش ریخته بود و صدای هن هن های بلند و جوووون گفتن های گهگاهش این موضوع رو فاش کرده بود. غزل هم با ساک زدن و مالوندن تخمام دیگه حسابی کیرم و شق کرده بود.
    از بس کون غزل و لیس زده بودم دیگه فک و زبونم خسته شده بود. لپ های کونش و ول کردم و با دست بدنشو فشار دادم بالا. غزل فهمید که خسته شدم گفت :
    -بزار جابجا بشم
    با همون حالت خستگی و شهوت آلود که داشتم گفتم: دلم کیر میخواد . غزل وایساد و با لبخند شهوت آلود ترسناک گفت الان بهت میدم جنده.
    نگین کیرشو درآورد و صبر کرد تا ما حالت جدید و بگیریم. غزل چرخید حالت داگ استایل روی صورتم نشست جوری که کیرش جلوی دهنم بود و دستاش و حالت تکیه گاه کرد. آمدم دستم و ببرم سمت کیرش کاندومش و دربیارم که گفت:
    -دست نزن ،فقط دهنتو باز کن میخوام دهنتو بگام.
    خودش کاندوم و درآورد و منم دهنم و باز کردم و اونم کیرش و فرو کرد و شروع کرد تلمبه زدن. مزه کرم داخل کاندوم توی دهنم پر شد ولی برام مهم نبود داشتم از برخورد کله قارچی کیرش با زبونم لذت میبردم. منم با دستام پاهام و گرفتم بالا و نگین باز اومد بین پاهام. بدون معطلی کیرشو فرو کرد و شروع کرد تلمبه زدن ها سنگین و دستشو برد سمت کیرم و شروع کرد به حالت جق زدن مالیدن .
    اون لحظه زندگیم جز ناب تر اتفاقات لذت بخش زندگیم تا الان بوده. کونم با گایدن های نگین واقعا گشاد شده بود، جوری که موقع تلمبه زدن هاش گهگاهی صدای فررت فررت هوا از کونم میومد ، کیرم و یه شیمیل خوشگل موقع گاییدن مثل یه دستگیره گرفته بود و رو با ریتم تلمبه زدن هاش هماهنگ کرده بود و میمالید و یه شیمل دیگه داشت کیرشو تو دهنم تکون میداد. بهتر از این صحنه مگه برای من اصلا میتونست باشه. درست توی قله لذت جنسیم بودم، نوک قله رو بالاخره فتح کرده بودم.
    غزل زودتر از ما دو نفر انگار داشت به نقطه ارضا میرسید. شروع کرد بلند بلند آخ آخ گفتن و تلمبه زدن تو دهن و بیشتر کردن. درسته لذت بخش بود ولی کمی اذیت هم میشدم. با تکون دادن سرم فهمید که چه خبره. همونجوری که روی صورتم بود اومد بالا و روی زانوش وایساد و شروع کرد جق زدن، منم دهنم و باز کردم و منتظر شدم تا مزه شهوت غزل رو هم به آلبوم مزه های خوشمزه توی ذهنم اضافه کنم. به دقیقه نرسید که یه کم تکون تکون خورد و یه آآآآآآآآه بلند کشید و آبش اومد و همشو ریخت روی صورت و توی دهنم و دولا شد روم و دستاش و گذاشت کنار صورتم تا وزنش و کنترل کنه. من که داشتم به خاطر ضربه های تلمبه های نگین تکون میخوردم درست زیر کیر نیم شق غزل با صورتی که غرق آب منی بود ، به بدن قشنگش نگاه میکردم. غزل همونجوی خسته بلند شد و یه نگاه رضایت مند بهم کرد و گفت بزار حالت و بهتر کنم.
    از روم بلند شد و اومد کنارم نشست. با اون دستای قشنگش یه مقدار آب منی که روی صورتم مونده بود و پاک کرد و برد سمت کیرم و دست نگین و پس زد. شروع کرد برام جق زدن. بار اولم بود که آب منی یک نفر دیگه داشت به عنوان لوبریکانت برای کیر من استفاده میشد.
    نگین هم که انگار خیالش راحت تر شده باشه پاهام و گرفت و از هم یه کم باز کرد و شدت تلمبه زدن هاش و رسوند به بیشترین مقداری که در توانش بود. از بالا رفتن صدای عه عه گفتن های نگین معلوم بود که دیگه داره به نقطه ارضا شدن میرسه. من سرمو بلند کردم و جق زدن غزل و تلمبه های نگین و نگاه میکردم، دستام و باز کردم و با روانی آسوده که داشت از اون شرایط نهایت لذت و میبرد فقط نگاه میکردم. دیگه کم کم موقع این بود که منم بالهای پرواز روی قله شهوت و ببندم و بیام پائین، کم کم شروع کردم پاهام و سفت کردن و کمتر از یک دقیقه در یه لحظه احساس کردم کل وجودم داره از کیرم میاد بیرون. یه جوری ارضا شدم که تکون خوردنم باعث شد کمرم از تخت بلند بشه. برای چند لحظه اصلا انگار توی این کالبد جسمی نبودم. چشمام بسته بود ولی قشنگ حس میکردم که غزل همونجوری دستش و گرد کرده دور کیرم نگه داشته و نگین همچنان مشغول تلمبه زدن.چشمامو باز کردم و یه نگاه انداختم، آب منی من کل دست غزل و خیس کرده بود که هیچ روی شکمم هم ریخته بود. آروم آروم دستش و باز کرد و خودش و کشید عقب و رفت با دستمال دستش و تمیز کردن.
    نگین هنوز داشت با حالت اخم و تمرکزی که تو چهره اش مشخص بود محکم تلمبه میزد و انگار قصد ارضا شدن نداشت هنوز. همیشه عاشق این کمر سفتش بودم ، اونقدر طول میکشید که من قبلش ارضا میشدم و اینجوری حسابی از گاییده شدن سیر میشدم. یه کونی زمانی هم که آبش اومده باید باز تلمبه بخوره تا حس اوبش کامل تخلیه بشه.
    غزل همونجوری که داشت خودش و تمیز میکرد یه نگاه به نگین کرد و گفت:
    -نمیخوای ارضا شی واقعا این بدبخت مرد از بس امروز گاییده شد
    نگین هم با اون لبخند همیشگی قشنگش که حالا توی یه چهره عرق کرده و کمی خشن بود و داشت توی چشمای خمار و خسته من نگاه میکرد گفت:
    -این کونی رو باید یه جوری بگامش که تا چند وقت گشاد گشاد راه بره و هوس کیر نکنه.
    لبخند رضایت روی صورت من تائیدی بود رو حرفش و غزل هم که دید من هیچی نمیگم و انگار دارم لذت هم میبرم دیگی چیزی نگفت و شروع کرد آروم آروم شرتش و پوشیدن. غزل دوتا پاهام و گذاشت کنار هم و به طرف مایل کرد و در حد انفجار شروع کرد تلمبه زدن. برخورد شدید بدنش به لپ های کونم دیگه داشت کم کم درد ناک میشد انگار . ارضا شدنم حس شهوتم و کم کرده بود ولی نه اونقدر که بخوام مقاومتی بکنم و گند بزنم به لذت فتح قله. دیدن بدن لخت نگین با ترکیب صورت زیبا و موهای مشکی لخت بلند و اون سینه ها و چشیدن مزه کیر کلفتش توی کونم همیشه برام لذت بخش بود. یه دقیقه ای شد که نگین اون چشمای آبی خوشگلش و گرد کرد و گفت دارم میاااام و منم که دوست نداشتم اب خوشمزه اش توی اون کاندوم حروم بشه سریع گفتم بده بخورم. سریع کشید بیرون و اومد بالای سرم و منم سعی کردم تا حد ممکن سرم و بیارم بالا. نگین سریع کاندوم و درآورد و کله کیرشو با فشار گرفت. دهنم و باز کردم و اونم سریع کیرش کرد تو. به محض فرو کردن تو دهنم ارضا شد. یه آآآآآآآآآه بلند کشید و آروم شد و منم آبش و مزه مزه کردم و قورت دادم.
    کنارم دراز کشید و چشماشو بست. من بلند شدم و رو تخت نشستم و مشغول نگاه کردن به این فرشته زیبای زمینی شدم. انگار حاصل لذتم و میدیم که تو کالبد یه جسم کنارمه.
    غزل که دیگه تقریبا همه لباس هاش و پوشیده بود رفت بیرون از اتاق به سمت دستشویی. نگین هم بلند شد و گفت خیلی کیف کردم خیلی بهم حال داد. منم گفتم شما هم خیلی عالی بودید و به معنای واقعی لذت بردم.
    لباس ها مون و پوشیدیم و اومدیم توی پذیرایی نشستیم. غزل لیوان های آبمیوه رو آورد و نشست کنارمون.
    -بچه ها به من که خیلی خوش گذشت
    -منم خیلی حال کردم از سکس با شما
    -فکر نمیکردم اینقدر خوب سکس کنی و حشری باشی
    -اوووو کجاش و دیدی ، یه کارایی بلده که نگو. من بهت گفتم که خیلی کونیه این.
    -خخخخ شما لطف داری به من ما پیش شما هیچی نیستیم.
    -ازت خیلی خوشم اومد بازم بیا
    -حتما
    -…

نوشته: joint.hmd

بازدید 14,549

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

3 پاسخ به “آشنایی با فرشته های زمینی (۲)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید