آشنایی با فرشته های زمینی (۱)

سلام
من بعد از سالها حضور در سایت بکن تو و کسب خیلی تجربه های جنسی تصمیم گرفتم داستان چندتا از تجربه های سکسیم رو برای شما بنویسم. چندین بار طی این سالها اکانتم پریده و باز مجبور شدم از اول تاپیک بزنم.
آخرین بار بخاطر مشکلات سرعت نت چندتا عکس و فیلم یادگاری رو توی یه تاپیک با عنوان ” آلبوم خاطرات سکسی +عکس ” قرار دادم که میتونید ببینید تا آخر داستان ابراز نظر نکنید که : تخیلی بود ، نویسنده جقی بود و … قدیمی های سایت بی شک پست های من و توی انجمن “گی ” دیدن.
من رامین هستم و الان 38 سالمه. ظاهر و تیپ و سر و وضع و درآمد و تحصیلات معمولی دارم و نه خیلی خاص هستم و نه خیلی ضایع. از بچگی علاوه بر علاقه به داشتن رابطه جنسی با دختر تمایل به سکس با همجنس هم داشتم و به همین دلیل خاطرات زیادی در این باره دارم که شاید یه روز اونها رو هم بنویسم ولی این داستان در خصوص آشنایی من با فرشته های زمینی یعنی شیمل هاست، داستان و سعی کردم کامل بنویسم و به همین خاطر طولانیه پس اگر به این نوع از داستان ها علاقه ندارید ادامه ندید.
تیر سال 97 بود که ماشینم رو برده بودیم یکی از مراکز معاینه فنی سمت شرق تهران. صف طولانی بود و چون نزدیک ساعت 11 بود هوا هم گرم. صف جلو نمی رفت و همینطور داشت طولانی تر میشد. من از تو ماشین نشستن کلافه شدم و پیاده شدم و رفتم سمت داخل سالن که ببینم چرا صف حرکت نمیکنه. متوجه شدم یکی از دستگاه ها خرابه و نفرات فنی مشغول تعمیر هستند. از یکی از پرسنل پرسیدم که کی درست میشه گفت یه 10 دقیقه دیگه. داشتم برمیگشتم سمت ماشینم که دیدم جلوی ماشین من یه 206 سفید بود که شیشه هاش و داده بود پایین. همینجوری که داشتم از کنارش رد میشدم راننده اش صدام کرد. روم و برگردوندم که دیدم یه زن حدودای 35 ساله با آرایش غلیظ و صورت کامل عمل کرده و ژل زده صدام کرد.
-آقا ببخشید شما فهمیدید چی شده؟ چرا صف جلو نمیره
بهش داستان خرابی و توضیح دادم. اما در حد همین یک جمله ای که باهاش حرف زدم متوجه یه چیزی شدم. یه طور خاصی بود. لحن حرف زدن و صداش خیلی زنونه نبود و از اون مهمتر دستش که روی در ماشینش بود رو دیدم. پوست بدون مو با ناخن های کاشته شده و مرتب ولی فرمش زنونه نبود مردونه بود. یه دست بزرگ با انگشتای کشیده. شک کردم که آیا شیمل هست یا حسم اشتباهه . راستش قبلا زیاد ازشون شنیده بودم و حتی فیلم های پورن ازشون دیده بودم ولی تا حالا از نزدیک نه.
اومدم نشستم تو ماشین و فکرم ناجور درگیر راننده ماشین جلویی شد. تو همین فکرا بودم که صف به حرکت در اومد. نزدیک سالن معاینه فنی شدیم طرف از ماشین پیاده شد تا مدارک ماشین رو ببره بده به باجه. به محض پیاده شدن دیدم یه زن با قد حدود 180 و یه نمه هیکلی با یه مانتو چسبون و کون و سینه قلمبه پیاده شد. ناخودآگاه با دیدنش یه جوووووون بلند گفتم. پیش خودم گفتم : پاشو برو شماره اش و بگیر ولی یه کم دودل بودم که نکنه اشتباه گرفته باشم.
یه لحظه همه چیزها رو تو مغزم یه مرور کردم که شاید این بهترین اتفاق جنسیت باشه که اگر دیر بجنبی از دستت میره. پشت سر طرف به بهانه ارائه مدارک رفتم سمت باجه و همینطور داشتم با نگاه برآوردش میکردم بیشتر به شیمیل بودنش حس پیدا میکردم. تو صف جلوی باجه همه داشتن نگاش میکردن و قشنگ میشد از نگاهشون خوند که به چه چیزی فکر میکنن. تصور کنید پوست سفید، آرایش غلیظ، لباس های تنگ و اندام برجسته راهی جز افکار سکسی برای افراد باقی نمیزاره.
نوبتش رسید که مدارک ماشین و بده به مسئول داخل باجه و منم درست پشت سرش بودم، به محض اینکه شماره موبایلش و برای ثبت اطلاعات گفت منم سریع زدم تو گوشیم و برای اینکه ضایع نشه یه کم خودمو کشیدم عقب و دیگه خیلی پیگیر نشدم.
چراغ های ماشین ایراد داشت و به خاطر همون مجبور شدم برم باطری سازی و چند ساعتی برای گرفت معاینه الاف شدم. تو راه برگشت به خونه بودم که زنگ شدم بهش .جواب نداد و پیام داد ” نمیتونم جواب بدم پیام بدید”
بهش پیام دادم که الان توی معاینه فنی شما رو دیدم و خوشم اومده و …
چند دقیقه دیگه خودش زنگ زد. با همون تن صدای زنونه متمایل به مردونه با یه نازی گفت: شماره من و از کجا آوردی و چرا از من خوشت اومده و … این حرفا. بهش گفتم چطور شماره اش و گرفتم و بهش گفتم:
-یه سوال خیلی مهم دارم لطفا جواب بده
-بگو
-شما شیملی؟
-با خنده گفت مگه خودت نفهمیدی. گفتم شاید بخاطر همین زنگ زدی
بعد تایید کرد که آره شیملم
خوشحال شدم انگار داشتم به یه آرزویی می رسیدم که هیچ وقت فکر نمیکردم به واقعیت تبدیل بشه. کسایی که مثل من به سکس با همجنس علاقه دارن و در کنار اون از فرم بدن زنانه خوششون میاد معنی این حرف و میفهمن. فکر کن شما همزمان هم عاشق کیر باشی و هم ممه. ( رک تر و تخمی تر از این جمله نمیتونستم توضیح بدم )
سعی کردم که با حرف زدن مثلا خود شیرینی کنم و مخشو بزنم و یه جورایی دوست بشیم. که یهو وسط حرفم اومد و گفت:
-ببین عزیزم من بیزینسی کار میکنم و وقت این چیزا رو ندارم.
یه کم خورد تو ذوقم ولی سعی کردم واکنش نشون ندم و پرسیدم:

  • قیمت چنده؟
    -پوزت چیه؟
    -مگه فرق داره؟
    -بله که داره. تاپ و بات 400 و دوطرفه 500
    قیمت خیلی بالا بود. ( برای اینکه تصور از سطح قیمت پیدا کنید باید بگم که اون سال حداقل قانون کار یک میلیون و صد بود. تقریبا 50% حقوق یک ماه میشد.) و علاوه بر اون من تا اون موقع سکس پولی نکرده بودم اونم تازه برای یه جورایی گی سکس. پول بدم که کسی من و بکنه ، اصلا ذهنیتی از این ماجرا نمیتونستم داشته باشم.
    گفتم چرا اینقدر گرون که گفت همینه و دیگه داشت با بی میلی حرف میزد. گفتم نمیشه با ما رفاقتی تا کنی و یا حداقل تخفیف بدی که خندید و گفت مگه اومدی لباس بخری و بعد جمله ای گفت که روی آینده سکسی من خیلی تاثیر گذاشت.
    -تو که دنبال اینی رفیق بشی یا کم هزینه کنی تو “هورنت” بگرد شاید پیدا کنی.
    -هورنت چیه؟
    -اگر نمیدونی پس خیلی عقبی، تو اینترنت سرچ کن و بعد ادامه داد من کار دارم باید برم اگر بیزینسی خواستی بهم زنگ بزن.
    تماس که قطع شد سریع رفتم تو گوگل و جستجو کردم که این هورنت چیه. متوجه شدم که یه برنامه برای دوستیابی گی هاست. از لحاظ فرم و نوع کاربری تقریبا شبیه اینستاگرام هست و با توجه به نوع فعالیتش سیستم امنیت اطلاعات خوبی داری به حدی که حتی اجازه اسکرین شات رو هم نمیده و نمیتونی عکس های طرف مقابل رو ذخیره کنی تا حریم شخصی حفظ بشه و نمیتونی توی فضای عمومی عکس برهنه بزاری مگر توی چت شخصی. این قابلیت باعث شده تا خیلی از شیمیل ها تو این برنامه راحت دنبال پارتنر باشن و حتی تبلیغ سکس بیزینسی بکنن.
    با هزار زحمت و فیلتر شکن و ساخت ایمیل و … تونستم عضو بشم. ورودم به هورنت مثل ورود به یه دنیای دیگه بود. نوع ارائه مطالب و یا تقاضاهای دوستیابی مدلشون با بکن تو از زمین تا آسمون فرق داشت . ولی یه خوبی داشت، اینکه میتونستی بر حسب لوکیشن افراد نزدیک خودت که از این برنامه استفاده میکنن و پیدا کنی و اینجوری راحت تر پارتنر پیدا میشد. ( از طریق همین قابلیت بعدا من با خیلی از افراد آشنا شدم و تجربیات لذت بخش کسب کردم)
    چند روزی درگیر هورنت بودم تا نحوه کارکردن و باهاش خوب یاد بگیرم. یه روز عصر توی قسمت دوست یابی بر اساس لوکیشن یه عکس پروفایل دختر دیدم که خیلی خوشگل بود. خیلی رایج بود که شیمل ها عکس خودشون رو کلی با برنامه های مختلف تغییر می دادند تا زیباتر و واقعی تر به نظر بیان و منم فکر کردم از همون مدل هاست.
    بهش پیام دادم که:
  • سلام واقعا به خوشگلی عکست هستی؟
    -خودت و معرفی کن
    یه سری اطلاعات در باره خودم نوشتم و براش فرستادم. سریع جواب داد:
    -نگین هستم. 33 ساله. قد 170، وزن 70 ، سینه 70، سایز کیر 16 . من فقط تاپ هستم و قیمت 400 مکان دارم سمت شرق.
    از اون پیامی که معلوم بود سریع کپی و پیست کرد قشنگ معلوم شد که از اون بیزینسی هایی بود که خیلی کار کرده. براش نوشتم:
    -اگر این قیافه با این مشخصاتی که نوشتی واقعی باشه ارزش داره.
    سریع چندتا عکس فرستاد. با دیدن اونها چشمام گرد شد و واقعا باور نمیکردم. توی حالت های مختلف از خودش عکس فرستاد که لخت بود و تک تک مشخصاتی که نوشته بود رو میشد دید.
    یه ایدی تلگرام فرستاد و گفت اگر خواستی اونجا پیام بده.
    من هنوز محو اون چیزایی بودم که دیده بودم و نمیتونستم باور کنم که رویاهام داره نقش واقعیت پیدا میکنه. احساس میکردم خوابم و یه جورایی تخیلم داره این تصاویر و میسازه.
    تا نصفه شب فقط تو مغزم یه چیز بود ” خیلی خوبه ولی خیلی گرونه#34;.
    فردا صبح سرکار فکرم فقط دنبال جواب بود. میدونستم چی میخوام و چرا ولی اون قسمت مالی تو اوضاع درآمد متوسط من رقم قابل توجهی بود. اونقدر بالا و پایین کردم که بالاخره با تخمم تصمیم گرفتم و گفتم بزار یه بار برای لذت هزینه کنیم و اینکه این هرینه شامل مکان هم میشد واین برای ما جوون های ایرانی که همیشه خدا مشکل مکان داریم خیلی خوب بود.
    ساعت 10 صبح بود که تو تلگرام بهش پیام دادم و تو دلم ذوق داشتم که الان چی میشه. نیم ساعت بعد جواب داد و تو این نیم ساعت بخاطر استرس من دوبار رفتم دستشویی. جواب داد و بهش گفتم دیروز تو هورنت آشنا شدیم و …
    گفت عصری بیا فلان جا که سریع نوشتم زودتر من تا عصر طاقت نمیارم. یه استیکر خنده فرستاد و گفت انگار خیلی تحت فشاری. دروغ چرا واقعا راست میگفت ، از آخرین باری که گی کرده بودم نزدیک 4 ماه می گذشت و اونم خیلی رضایت بخش نبود و منم خیلی تو کف بودم. تازه اونم برم پیش کسی که همیشه بهشون میگفتم “فرشته های زمینی”. این اسم و از یه سایت فیلم پورن که اختصاصی فقط شیمل بود یاد گرفته بودم.
    اصرار کردم و اونم قبول کرد و گفت فقط باید بریم خونه دوستم مشکلی که نداری. منم سریع تائید کردم.
    آدرس و فرستاد و گفت یه ساعت دیگه اونجا باش . آدرس سمت شرق تهران بود و محل کار من غرب تهران. تو اون ساعت همیشه خیابون ها ترافیکه ولی نمیدونم که اون روز چطور بود که خیلی شلوغ نبود و شاید من اینقدر مغزم داغ کرده بود که متوجه نشدم.
    رسیدم به اون ادرس. اول یه کوچه بن بست با خونه های تقریبا قدیمی. پلاک و نگفته بود . توی تلگرام پیام دادم که من رسیدم. سریع جواب داد پلاک فلان. یه نگاهی به محله و خلوتیش کردم، ترسیدم و گفتم نکنه خفتم کنن و داستان بشه. ماشین و بردم یه کم پائین تر پارک کردم و کلید و کیف پولم و گذاشتم توش و سوئیچ ماشین و تو باغچه کناری یه جا قایم کردم و فقط موبایلم پیشم بود. رسیدم به اون پلاک یه ساختمان دو طبقه قدیمی. زنگ در و زدم و شنیدم که یکی گفت اومدم.
    در که باز شد به معنای کلمه جفت کردم. یه زن لاغر تقریبا زشت با قد حدود 190 و صدای مردونه و یه تیشرت و شلوار . گفتم عههه دیدی سرکار رفتم و الکی خرم کرد و تا اینجا کشید منو.
    طرف از قیافه بهت زده من فهمید و گفت بفرمائید داخل نگین طبقه بالاست. یهو انگار خون به مغزم رسیده باشه یادم اومد که گفت مکان خونه دوستشه.
    ولی با ز یه کم ترس داشتم که گفتم شما بفرمائید من پشت سرتون میام. از پله های بالا میرفتیم و من فقط داشتم دور و برم و نگاه میکردم که به گا نرم یه وقت.
    وارد طبقه دوم که شدیم یک بار دیگه بهت زده شدم ولی این بار از زیبایی چیزی که میدیم. نگین پشت اوپن آشپرخونه ایستاده بود و یه لیوان آب دستش بود. وارد که شدیم سلام داد و اومد به استقبالم. همینجوری که اون چند قدم و اومد سریع یه اسکن از ظاهرش کردم. یه لباس ماکسی سبز رنگ که یه نمه یقه اش باز بود تا روی ساق پاش اومده بود. موهای مشکی لخت تا نزدیکاش باسنش پوست سفید و چشمای آب. تن صداش خیلی زنونه و ناز نبود ولی مثل اون شیمل که تو معاینه فنی دیده بودم و یا همین دوستش دورگه و مردونه نبود. سفیدی پوستش و میشد از ساق پاهاش و یقه لباسش فهمید.
    اومد جلو و دست داد. دستای نرم و گرم با ناخن های مرتب و کاشته شده با یه رنگ لاک خوشگل. از قیافه اش بخوام بگم براتون، صورت تقریبا گرد و یه نمه تپلی، چشمای درشت و آبی با دماغ عملی، لب های برجسته که احتمالا ژل بود البته نه خیلی ضایع. قیافه اش در کل خوشگل بود ( برای تصور بهتر چهره لیلا اوتادی بازیگر رو تصور کنید و یه مقدار خیلی کم از زیبایی اون کم کنید)
    باور کنید حق داشتم که با دیدن عکس هاش و بعد خودش بهت زده بشم.
    نشستیم رو مبل و شروع کردیم به تعریف از خودمون . رفیقش توی آشپزخونه و اتاق خواب هی میرفت و میومد و معلوم بود داره یه چیزایی رو آماده میکرد.
    چند دقیقه بعد نگین و صدا کرد که اتاق آماده است. نگین به من یه نگاه کرد و گفت حمام تو اتاق خوابه یه دوش بگیر و بیا و وسایل هم برات هست.
    وارد اتاق شدم دیدم یه حوله روی دستگیره در حموم گذاشتن. لباس هام و یه کنار دراوردم و رفتم سریع یه دوش گرفتم و خودم و تمیز کردم و اومدم بیرون. همینجوری یه حوله دور خودم پیچیده بودم که دیدم نگین داره از کمد کنار تخت یه ملافه سفید درمیاره . من و دید و گفت در و ببند تا راحت باشی و بعد ملافه رو پهن کرد روی تخت .
    اشاره کرد که بیا
    باورم نمیشد که طی چند ساعت دارم به رویام میرسم . این اتفاق اونقدر برام سریع رقم خورده بود که هنوز فرصت نکرده بودنم فکر کنم اصلا چطور میخوام پیش برم. یه کم گیج شدم و مات و مبهوت نگاه میکردم. تا حالا ندیده بودم کسی برای سکس اینجوری آماده کنه شرایط رو .سکس های قبلیم قایمکی و بکن در رو بود و یا مکانش خیلی مناسب نبود ولی این بار همه چیز درست سرجاش خودش. اتاق مرتب با یه کاغذ دیواری با طرح قشنگ، پرده اتاقی که نور آفتاب از پشتش معلوم بود و صدای ضعیف ماشین ها که از خیابون رد میشدن میومد . یه تخت چوبی تقریبا قدیمی ولی مرتب که با ملافه سفید و تمیز پوشیده شده بود. و از همه اینها مهمتر یه نفر که علاوه بر زیبایی ظاهری بخاطر شیمل بودنش یه جورایی نقطه کمال گرایی جنسی من بود و خیلی خوب رفتار میکرد .
    همه این چیزا ظرف چند ثانیه از ذهنم رفت که یهو دیدم نگین یه کم اومد سمت من و شروع کرد لباساشو در اوردن. منم حوله رو سریع آویزون کردن به دستگیره حموم و رفتم جلو و کمکش کردم. زیر اون لباس ماکسی فقط یه شرت کرم رنگ بود. سینه های لختش و از نزدیک دیدم و تو حین کمک کردن بدنم با سینه های جلو اومده برخورد کرد. تنش مثل آتیش گرم بود و تن من یه کم بخاطر استرس و از حموم اومدن سرد. همین مورد باعث شد گفت استرس داری یا اینکه همیشه اینجوری سردی. با چشمایی که مبهوت اون زیبایی بود دوتا دستاشو گرفتم و گفتم دروغ چرا با دیدنت کف کردم. یه لبخندی زد و گفت دراز بکش روی تخت تا یه چیزی بهت نشون بدم که از دیدنش حسابی کف کنی.
    اومدم عقب و نشستم لبه تخت و منتظر دیدن اعجاز نگین شدم. درسته شرت پاش بود ولی هیچ برجستگی زیر اون من ندیدم و بی صبرانه منتظر اون دیدن اون نقطه اتصال لذت بودم. یه کم ناز کرد و با عشوه شروع کرد شرت و از پاش در آوردن. تا اون لحظه که دولا شد که شرت و از پایین مچ پاش دربیاره هنوز خبری نبود ولی به محض اینکه دوباره ایستاد و با کمک دستش کیرش رو از لای پاش درآورد، چشمام میخواست از حدقه بزنه بیرون و یه لحظه مثل فیلم ها احساس کردم دنیا استپ شده. چی میدیدم. یه هیکل زنانه که موهای مشکی ریخته روی شونه ها و سینه هاش و با اون چشمای آبی خوشگلش داره اشاره میکنه به یه کیر نیم خیز شده سفید کلفت با سر موشکی که توی دستای سفید با ناخن های خوشگل قرار گرفته بود.
    یه جووووووووون بلند گفتم و همین جوری رفتم سمتش. گفت :
    -دوستش دارش
    -عاشقشم
    -چیکار میکنی براش
    -تا ته حلقم میخورمش
    -جوون خوب سکسی هستیا . تو هم بدنت سفیده و فرم کونت و دوست دارم.
    چسبیدم بهش و شروع کردیم لب بازی. قد من ازش بلند تر بود و مثل فیلم های رومانتیک محکم بغلش کرده بودم و لب میگرفتم ازش و کیرهامون میخورد به هم. یه دستم روی کونش بود و با دست دیگه موهاشو نوازش میکردم و اونم از پشت دو تا لپ های کونم و محکم فشار میداد. تو همون حالت بهش گفتم:
  • یه خواهش ازت دارم
    -چیه؟
    -اجازه میدی از تو و سکسمون فیلم و عکس بگیرم؟
    -برای چی؟
    -اخه من به هر کس بگم با یه فرشته بودم فکر میکنن دروغ میگم
    -خب فکر کنن
    -آخه راستش خودمم باور نمیکنم و میخوام لحظه لحظه این تجربه رو برای خودم ثبت کنم
    -عههههه باشه ولی فیلم نه و فقط عکس، چهره ام توش نباشه و اخرشم عکس ها رو ببینم تا اگر موردی بود پاک کنم
    -باشه قبوله
    ازش جدا شدم و و سریع گوشیم و از تو جیب شلوارم که کنار اتاق بود درآوردم و شروع کردم ازش عکس گرفتن و بعد گوشی رو دادم دست خودش و گفتم در حین سکس هم خودت بگیر و اونم قبول کرد.
    یه تعدادی از اون عکس ها الان توی تاپیک هام هست که اگر دوست داشتید برید ببینید.
    یه چندتا عکس تکی ازش گرفتم و بعد دیگه اومد مشغول شدیم. سرپا یه کم لب بازی کردیم و آروم دستشو گذاشت رو شونم و فشار داد پائین، فهمیدم که منظورش چیه. یه من خم شدم و سینه هاش و با دست گرفتم و شروع کردم خوردن. از حرکاتش معلوم بود که خیلی با خوردن سینه حال نمیکنه و دنبال چیه. رو زانوم نشستم جلوش و اون کیر خوشگلش و گذاشتم دهنم و آروم آروم شروع کردم ساک زدن. لحن صداش عوض شد معلوم بود این کار بهش لذت میده و کیرش هم دیگه قشنگ شق شد. 16 سانت کلفت و سفید. پشمای بالای کیرش یه کم دراومده بود ولی ضایع نبود و اذیت نمیکرد. یه دقیقه ای دستم و گرفته بودم از پشت ران هاش و آروم سرم و تکون میدادم و کیرشو میخوردم. سرم و بالا آوردم از همون زاویه پایین به بالا صورت و خوشگلش و که نصفش پشت سینه اش مخفی شده بود نگاه کردم. با حالت چهره شهوتی بهم گفت خوب ساک میزنی معلومه حسابی واردی. کیرش و گرفت دستش و آروم چندتا کوبید روی صورتم. گفت:
    -دوستش داری
    -دیوونه اشم
    -تخمام هم بخور خوشم میاد
    بدون معطلی شروع کردم دوباره ساک زدن ولی با سرعت بیشتر و با دستام تخماشو میمالیدم. آروم یکی از پاهاش و گذاشت روی لبه تخت و با این کار زیر تخماش از پاهاش فاصله گرفت و سر من و به سمت اونجا فشار داد. قشنگ معنی حرکتش و میفهمیدم و میدونستم چی ازم میخواد. از سر کیرش زبون کشیدم تا رسیدم به تخماش. اروم زبون زدم و اونم بخاطر حسی که بهش دست میداد خودش و سفت میکرد و این باعث میشد تخم هاش یه کم تکون بخورن. آروم لیس زدم و با دستم شروع کردم کیرش و مالیدن. تخماش و آروم کردم توی دهنم و با زبون باهاشون بازی میکردم و اونم یه آه آه آروم میگفت. چشمم خورد به سوراخ کون تنگ و تمیزش که یه رنگ قهوه ای خیلی روشن و کم رنگی داشت. همون جوری که کیرش و اروم با دست میمالیدم آروم زبونم و نزدیک سوراخ کونش کردم و شروع کردم لیس زدن. با این کارم صداش بلندتر شد و با دستش سرمو بیشتر فشار داد به سمت کونش و گفت جوووون بخور لعنتی چقدر تو خوبی. من خیلی وقت بود که سکس میکردم، دقیقتر بخوام بگم از نوجوانی و بخاطر همین دیگه یه جورایی وارد بودم. همیشه سعی میکردم که توی سکس چیزی کم نزارم و خیلی هم اهل سوسول بازی نیستم و چیزی که بهم لذت بده یا برای پارتنرم لذت بخش باشه رو انجام میدم.
    یه دقیقه ای همونجوری تو همون حالت بودم که دیگه احساس خستگی کردم و نگین هم بخاطر فرم وایسادنش خسته شد. بلند شدم و گفت دمر بخواب روی تخت حالا نوبت منه بهت حال بدم و واقعا هم حال داد.
    اومد روم خوابید، از سنگینی اون بدن گرم و نرمش که روم بود و سینه هایی که به پشتم فشار میاورد و کیر سفت و داغی که لای چاک کونم بود کیف میکردم. سرشو آورد کنار گوشم و همونجوری که موهای مشکی بلندش روی صورت من و خودش ریخته بود آروم گفت: خیلی با خورنت حال کردم و بدن تمیز و سفیدی هم داری، یه جوری برات تلافی کنم که فراموش نکنی. یکم همونجوری روم خودش و مالوند و آروم آروم همونجوری که پشتم و بوس می کرد رفت پائین تا رسید به کونم. پاهام و از هم باز کرد و نشست لای اونها. محکم یه اسپنک زد به کونم و منم ناخودآگاه خودم و جمع کردم . یه جوووون محکم گفت و با یه حالت خنده شیطانی ادامه داد همیشه میگم که کون مردها بهتر از کون زن هاست. لپ های کونم و گرفت تو دستاش و چنگ زد. فرو رفتن ناخن هاش توی گوشتم اذیت میکرد ولی قابل تحمل بود. یه کم لای کونم و با دستاش باز کرد و داشت سوراخم و بررسی میکرد و گفت خوشم اومد تمیز و تنگ .
    بهم گفت یه کم خودتو بگیر بالا . کمرمو بلند کردم و کیر نیم شق ام که مونده بود زیرم رو با دست کشید عقب و گفت بخواب و با دستات لای کونت و از هم باز کن. منم بدون معطلی انجام دادم. دولا شد روی کونم و آروم سرش و کرد لای کونم ، موهاش ریخته بودم روی کونم و با دستام که کونم و نگه داشته بودم قشنگ حسشون میکردم. آروم زبونش و کشید به سوراخ کونم. وااااااااااای خدایا چه لذتی داشت. گرماش زبونش و روی سوراخم قشنگ حس میکردم و با حرکت زبونش یه حس قلقلک لذت بخش توی وجودم فوران میکرد. نمیتونستم ساکت بمونم و شروع کردم ناله کردن. آآآآآآآآآه آآآآآآآه خیلی طول نکشید شاید در حد یکی دو دقیقه که سرش و آورد بالا و همونجوری که کیرم و شروع کرد مالیدن بهم گفت:
    -میبینم که خوب ناله میکنی کوونی
    من فقط یه کلمه جواب دادم :
    -جوووون
    نشست بین پاهام و شروع کرد با یه دستش با کیرش ور رفتن و دست دیگه اش و دراز کرد سمت کمدی که کنار تخت بود. کشو رو باز کرد و دنبال یه چیزی میگشت. پیدا نکرد و یهو بلند دوستش و صدا زد که فلانی این ژل کجاست. یهو یادم افتاد ما تو خونه تنها نیستیم و این مدت رفیقش صدای ما رو میشنوه. یه حس خجالت اومد سراغم ولی کاری نمیتونستم بکنم. دوستش از پشت در گفت تو همون کشو اولی است و لی نگین باز پیدا نکرد. نگین باز بلند گفت:
    -نیستش بابا
    -چرا خودم وسایل و آماده کردم گذاشتم همونجا
    -نیست عزیزم نیست
    -بیام خودم پیدا کنم
    من که همینجوری خجالت کشیده بودم یهو موندم که چی میگه. نگین که قیافه من و دید گفت عیب نداره بابا، ما همه مون همین کاره ایم دیگه اونم براش عادیه. من مونده بودم که چی بگم که نگین معطل نکرد و باز بلند داد زد بیا تو این ژل و پیدا کن. دوستش اومد داخل در حالی که من لخت دمر خوابیده بودم رو تخت و نگین با کیر تو دستش نشسته بود لای پاهای من. اومد تو یه نگاهی به ما کرد و من از خجالت سرم و چرخوندم تا نبینمش. اومد کشو رو باز کرد و یه کم گشت و ژل و پیدا کرد و داد دست نگین و رفت سمت در اتاق که بره بیرون. من سرم و چرخوندم که ببینم رفت یا نه که همونجوری که داشت از در میرفت بیرون نگاهمون افتاد به هم . یه لبخند شیطنت آمیز به من زد و به نگین گفت محکم بکنش. درب و بست و رفت و من از مدل حرف زدنش و لحظه ای که توش بودم خنده ام گرفت. حس جالبی بود که توی یه جمع باشی و همه بدون ترس کارشونو بکنن و از قضاوت شدن نترسی. این اولین باری بود که به جز پارتنرم کسی من و لخت و توی وضعیت سکسی میدید و برام اون حس جالب بود( البته بعدا توی سکس های گروهی که انجام دادم این حس و به بهترین حالت ممکن تجربه کردم و ازش لذت بردم)
    نگین در ژل و باز کرد و یه مقدار ریخت رو انگشتش با یه دست یکی از لپ های کونم باز کرد و ژل رو مالید رو سوراخم. دوباره یه کم دیگه از ژل رو ریخت رو انگشتش و این بار انگشتش و آروم فرو کرد تو سوراخم. ناخن هاش اذیتم کرد و یه کم خوردم و جمع کردم که گفت نترس الان تموم میشه. ( اون ژل اسمش “زایلوژل” هست که %2 لیدوکائین داره و علاوه بر حالت لزجی، بی حسی موضعی ضعیف هم ایجاد میکنه )
    یه دقیقه ای آروم سوراخم و انگشت کرد. گفت:
  • تنگی یا اینکه سفت کردی
    -نه شل کردم
    -پس حسابی تنگی ولی الان خودم گشادت میکنم
    -جووون بگا من و کونم مال خودته
    -جوون خوشم میاد از آدم حشری، سوراخ تنگ کیر آدم و سرحال میاره.
    گفت داگی بشین. سریع انجام دادم. اومد پاهامو از هم باز کرد و خودشو بین پاهام جا داد. با یه دستش یکی از لپ های کونم و گرفت باز کرد و با دست دیگه اش کیرش و تنظیم کرد رو سوراخم. تا بخوام خودم و بیشترآماده کنم سر کیرش و فرو کرد. دردش کم بود ولی هنوز بود. یه آخ کوچیک گفتم. دو تا دستاشو گذاشت رو کونم و گفت خیالت راحت نمیزارم زیاد اذیت بشی و یه چند دقیقه دیگه هم ژل کامل اثر میکنه و دیگه درد نمیکشی. کیرشو آروم آروم تا ته جا کرد و یه مقدار نگه داشت. راست میگفت سوزش داشت کم کم از بین میرفت. کیرش و کشید عقب و باز آروم آروم فرو کرد . دید که من دیگه چیزی نمیگم فهمید که بدنم کامل آماده شده. شروع کرد تلمبه زدن و آروم آروم سرعت و زیاد کرد. صدای چِپ چِپ برخورد ران هاش با کونم بلند شد و آتیش لذت منم داشت پله پله بیشتر میشد. صدای نفس هاش بلند و معلوم بود داره لذت میبره. کیرش و کامل درآورد و با فشار یهو تا ته فرو کرد. یه کم دردم اومد ولی لذت خاصی داشت. گفتم آآآآآآآآه . محکم و حشری جواب داد:
  • جووون کونی، حال میکنی چطوری دارم میگامت
    -محکم بگا
    -دوست داری همینجوری بگامت
    -اره بخواب روم
    همونجوری که کیرش تو کونم بود پاهام و دراز کردم و دمر خوابیدم . و اونم روم بود با همون لذتی که از سنگینی اون بدن گرم و نرمش داشتم. سینه هاش و دوباره پشتم حس میکردم و کیری که داشت تو کونم حرکت میکرد. من ناله میکردم و اونم در گوشم حرف های سکسی میزد.
    جووووون.
    چه کون تنگی داری
    حال میکنی یه زن داره جرررررت میده
    از سوراخ کونت میخوام غار بسازم
    اینا رو میگفت و محکم تلمبه میزد. چند دقیقه همین طوری گذشت که احساس کردم خسته شد و منم بخاطر سنگینی که روم بود خوب نمیتونستم نفس بکشم. گفتم پوزیشن و عوض کنیم که اونم تائید کرد. به پشت خوابیدم و پاهام و دادم بالا و اونم اومد لای پاهام و خیلی راحت کیرش و فرو کرد تو کونم. پاهام و گرفت و شروع کرد تلمبه زدن. این پوزیشن هم لذت زیادی داشت. علاوه بر اینکه داشتم گاییده میشدم میتونستم بدن زنونه و سینه های نگین و ببینم. چهره عرق کرده اش با موهای قشنگی که شلخته شده بود و ریخته بود روی شونه هاش. در حین گاییدن گهگاهی موهاش میومد جلوی صورتش که اونا رو میگرفت و میزاشت پشت گوشش تا حواسش روی کار باشه. حس سلطه گری و لذت رو از توی اون چشمای آبی قشنگش میشد حس کرد.
    من همیشه موقع کون دادن کیرم جمع میشه بخاطر همین شروع کردم با کیرم ور رفتن تا یه کم حال بیاد و بتونم در حین گایده شدن ارضا بشم تا لذتم تکمیل بشه. نگین نگاه به من و کیرم کرد و گفت به هیکلت نمیخوره دودول داشته باشی گفتم به جاش خوب کون میدم. خندید و گفت دستت و بکش من برات میمالم. من پاهام و گرفتم و اونم همونجوری که داشت تلمبه میزد شروع کرد با کیر من ور رفتن و من دیگه آتیش حشرم داشت میرسید به حداکثر ممکن. گفتم محکم بمال داره آبم میاد . کیرم و محکم گرفت تو دستش و شروع کرد حالت جق زدن به 30 ثانیه هم نرسید که من همینجوری که پاهام بالا بود و سوراخ کونم داشت محکم تلمبه می خورد آبم با فشار اومد و ارضا شدم. احساس میکردم یه جوری خالی شدم که انگار دیگه هیچ چیزی توم نیست، حجم آبم بیشتر از همیشه بود و دست نگین و روی شکمم پر شد .
    نگین با یه نگاه حاکی از رضایت مندی بهم گفت خوب سیل راه انداختی معلومه که حسابی حال کردی و منم که دیگه حال جواب دادن نداشتم با سر اشاره کردم که آره درست میگی. گفت منم داره آبم میاد کجا بریزم گفتم همون تو کونم خالی کن. دوتا پاهام و محکم گرفت و از هم یه کم باز کرد و یه مقدار دولا شد رو من و شروع کرد با تمام توان تلمبه زدن. سوراخم درد نداشت ولی بخاطر حالتی که توش بودم داشت تحملم تموم میشد. یهو یه آآآآآآآآه بلند گفت و همونجا کیرشو تا ته فرو کرد و نگه داشت. نگین کامل تو کونم تخلیه شد و میخواست کیرشو در میاره که گفتم لطفا همینجوری یه چندتا تلمبه بزن
    ( آخه من عاشق اینم سوراخ کونم پر باشه از آب منی و توش تلمبه بزنن هم لیز میشه و هم یه حس قلقلک باحال و هم یه صدای فِرت فِرت میده که نشونه یه سکس کامل و عالیه). نگین با یه لبخندی کاری که گفتم و انجام داد و گفت تو خیلی جنده ای.کیرش رو درآورد و همونجوری که پاهام تو دستاش بود یه نگاه به سوراخ کون گشاد شده من کرد و گفت : به به چه غاری برات ساختم. دراز کشید روم و من بغلش کردم و یه کم لب بازی و کلی ازش تشکر کردم.
    لباس هامون و پوشیدم و اومدیم بیرون. دوستش برامون چایی آورد و با خنده گفت خسته نباشید. نگین اومد کنارم نشست و عکس هایی که گرفته بودیم رو دیدیم و چندتاش و پاک کرد گفت نه ضایع است یا چهره معلومه. بعد از توی گوشی خودش عکس های دوران نوجوانیش رو بهم نشون داد که مربوط میشد به قبل از تغییر جنسیتش و یه کم درباره زندگی شیمیل ها گپ زدیم و یک سری اطلاعات در این باره کسب کردم که اونها رو به علاوه اطلاعاتی که بعدا یاد گرفتم توی تاپیک ” شیمیل چیست؟؟؟؟ آموزشی” میتونید بخونید.
    موقعی که شماره کارت و داد تا هزینه رو براش کارت به کارت کنم دیدم اسمش “زهرا” است. گفت توی سایت اسممو گذاشتم نگین. این زهرا رو خیلی هایی که مثل من علاقه به سکس با شیمیل دارن میشناسن که سمت شرق تهران فعالیت میکنه.
    اگر بازخوردها خوب باشه شاید در ادامه سکس های دیگه ای که با نگین داشتم و همچنین تریسام با نگین و دوست پسرش و نوشتم.
    ببخشید که طولانی بود.

نوشته: joint.hmd

بازدید 9,173

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

9 پاسخ به “آشنایی با فرشته های زمینی (۱)”

  1. دمت گرم عالی بود ادامه بدهخوش بحالتخیلی کامل و دقیق بودینی همون چیزی بود که فانتزی منه و دوس دارم به واقعیت تبدیل بشه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید