شیطنت های کودکی رضا

سلام این داستانی که براتون مینویسم یکی از بهترین داستان های زندگیم که میخوام شما هم ازش لذت ببرید
رضام الان 18 سالمه ولی این داستان برمیگرده به 16 سالگیم
از بچگی داخل کوچه که بازی می‌کردم با دوستام خیلی جور بودیم ولی با یکیشون از همه رفیق تر بودم اسمش احمد بود یک بار من رفتم در خونه که بازی کنم دیدم کسی نیست رفتم در خونه احمد و بهش گفتم میای بازی گفت آره ما اصلا اون زمان پی سکس اینا نبودیم ولی من با جق و پورن خیلی آشنائی داشتم
گذشت بعد ۱۰ دقیقه اومد دم در رفتیم روی یک کپه ی خاک بود که تازه ریخته بودن .
ما از بالاش سر می‌خوردیم میومدیم پایین ، دوسه بار هین اومدن پایین من و احمد به هم برخورد می کردیم و یجورایی جفتمون خوشمون اومده بود.
بعد از چند دقیقه کفشم از پام در اومد رفتم از پایین کپه خاک بیارمش تا رفتم پائین دولا شده بودم بردارم دیدم یه چیز محکم از پشت خورد به من دیدم بله احمد خودشو میزد به من یا همون تقه .
منم کم نیاوردم انداختمش رو زمین و از روی شلوار همینطوری شوخی بهش تقه میزدم
<احمد خیلی جثه ش کوچیک بود >
بعد سر همین موضوع از روی شلوار شق کرده بودم در اومد به من گفت رضا چرا انقدر ماله تو بزرگه منم همینطور میخواستم بحث عوض کنم میکشوندم به جاهای دیگه بعد بخاطر اینکه معلوم نباشه شقه گذاشتمش روی شلوارم .
بحث عوض کردم رفتیم سراغ بازیمون که حین بازی در اومد بهم گفت رضا چرا انقدر ماله من کوچیک مونده بهش گفتم هنوز زوده به بلوغ هم نرسیدی طول میکشی بزرگ شه .
بهم گفت چند سانته مالت من همینطور که میخواستم بحث عوض کنم هیچی نمی گفتم یا ماس مالی میکردم حین حرف اینجور زدم شانس گند ما آبمون اومد تازه تو دوران بلوغ بودیم دیگه.
بهش گفتم برم دستشوئی بعدش بیام رفتم حین عوض کردن شلوارم شهوت زده بود بالا دلو زدم به دریا بعدش رفتم پائین سر بحثو باز کردم بهش گفتم مگه ماله تو چند سانته که انقدر تعجب کردی ؟ بهم گفت اندازه یه بند انگشت اولش خندیدم بعد دیدم همینطوری رو شوخی میخواد دست بزنه به کیرم همینطوری می دوید سمتش گفتم نکن بهم میگفت بچه ها چطوری درست می شند چرا بعضی شبا بابا مامانم صدا ها عجیبی از اتاقشون میاد بیرون
< خودش یه چیزائی میدونست فقط اینا رو میگفت بکشونه سمت حرفای جنسی>
حین این که حرفا رو میزد دوباره ماله من شق شد دست پامم سرد شده بود.
دوباره یه نگاهی انداخت گفت رضا میشه نشون بدی؟
<منم خیلی معتقد بودم بچه هیئتی بودم>
در اومدم گفتم نه زشته گناهه همینجوری میپیچوندمش بعد گفت ما هنوز بچه ایم خدا کارمون نداره.
تا این حرفو زد به اضافه شهوت م شده بود زده بود بالا بهش گفتم باشه ولی باید بری اون سره جا خونه منم این طرف.
< جا خونه که توش بازی می‌کردم دوروبرش خونه ساخه بودند این طرفشم خاک ریخته بودن کسی چیزی نمیدید>
گفت باشه رفت ته جا خونه گفت بکش پائین من خجالت میکشیدم بار اول بود آخه دو سه باری گفتم نه ولش کن اینو بعد دوباره راضی شدم یک ثانیه کشیدم پایین دوباره کشیدم بالا حین این کشیدند پائین بالا دوباره آب کیرم پاشید بیرون
ریخت رو زمین الان هم احساس گناه دارم هم احساس شهوت هم یک نفر داره بهم نگاه میکنی میگه این چیه چرا سفیده و…
نشستم رو زمین خودمو با سنگ داشتم پاک میکردم اومد نشست بغلم من سگ بودم هرچی از دهنم در اومد بهش گفتن اونم فقط داشت نگاه می‌کرد بعد از اینکه خودمو پاک پوک کردم پاشدیم که بریم گفت کجا من که ندیدم؟ دوباره این حرف زد ماله من شق شد😂 آخه تا حالا تو زندگیم انقدر به سکس نزدیک نشده بودم آب از سرمم گذشته بود
بهش گفتم من نشون دادم نوبت توجه گفت آخه ۱ ثانیه گفتم اگه میخوای بیشتر باشه هر چقدر تو نگه داری منم نگه میدارم
فقط میخواستم زود تموم شه تا خواهر کمرم گاییده نشده بود گفت باشه کشید پائین اندازه یه بند انگشت بود ولی شق بهش خندیدم گفتم اگه دست بزارم میتونی دست بزاری قبول کرد با دو انگشت شصت اشاره گرفتمش داشتم همینطور بازی می‌کردم گفت بسه نوبت توئه منم سر ناچار کشید پائین تا ماله منو دید برق از سرش پرید گفت چرا انقدر ماله تو بزرگه؟ من گفتم به مرور زمان اتفاق میوفته آ بزرگ میشه گرفت دستش داشت پائین بالا می‌کرد بهش گفتن بسه بیا بریم دیگه قبول کرد ولی شهوت زده بود به سرم بهش گفتم میخوای ماله توهم بزرگ شه اونم صد متر پرید بالا گفت آره مگه میشه گفتم آره پشت کیرت یه سوراخه اگه چیزی به اون بخوره هورمون رشد کیرم فعال میشه اونم بال در آورده بود گفت خاب چه شکلی فعال کنم بهش گفتم تنها راه ورود به اونجا سوراخ باسنته باید بری دکتر ، دکتر یه شرافت برات مینویسه میزنی اونجات بزرگ میشه یه راه دیگه هم داره .
گفت راه دوم چیه گفتم کسی که کیرش بزرگ تره بزنه اونجات
بهم گفت خواب بزن منم شهوت زده بود بالا گفت خواب اونوری شو شورتتو در بیا اونم از خدا خواست سریع اونوری شد کشید پائین منم که نه تا الان کون کرده بودم نه میدونستم چجوری همینطوری بدننشو گرفتم کیرم هل دادم وسط قاپ کونش اصلا بلد نبودم دوباره از اول قاپ کونشو بهم فشار میدادم می‌کردم توش برا بار سوم آبم اومد ریختم بیرون چون میترسیدم اگه به جایش می‌ریخت به گا میرفتم بهش گفتم خب انجام شد هفته ی دو سانت کیرت رشد میکنه اونم خوشحال شد رفتیم خونمون من عذاب وجدان داشت خواهرم می گایید اونم تو کونش عروسی که ایول قراره کیرش مثل من بشه
گذشت گذشت هفته ی بعد شد بابام سرکار بود مامانمم رفته بود سبزی آشی بگیره رفتم در خونشون برا بازی اومد دم در داشتیم بازی میکردیم فهمیدم خونه خاله ی شهوت تا مغزم کشید بهش گفتم بیا بریم بالا تا شلم دو نفره بازی کنیم اونم قبول کرد اومد بالا بهش گفتم کیرت چند سانت رشد کرده گفت همینجوری مونده گفتم ببینم کو.
کشید پایین منم از فرصت استفاده کردم گفتم اون روز دکمشو یادم رفت درست بزنم بزار یه بار دیگه امتحان کنیم دوباره از خدا خواسته خوابید رو زمین منم یکم فیلم آنال دیده بودم تقریبا بلد بودم رفتم پلاستیک فریزر کشیدم سرش وازلین برداشتم اومدم پیشش هنوز کاری نکرده داشت آبم میومد منم خودمو سفت گرفته بود یکم وازلین زدم سر پلاستیک فریزر رو کیرم بهش گفتم بریم گفت آماده ای گفت آره فقط چرا پلاستیک فریزر گفتم میخوام زودتر برسه به دکمه در کونشو باز کردم یه سوراخ سفید رنگو صورتی ناز داشت تا دیدم بدنم لرزید ولی خب آبم نیومد پس زود دست به کار شدم هرچی میخواستم بکنم تو سوراخ نمی‌شود بعد با دستم شروع کردم یخته داخل سوراخ فرو کردم یه کوچولو که باز شد فرو کردم بهش اون از اون طرف جیغ می‌کشید دکمه رو زدی منم داشتم لذت می‌بردم سه تا تلمبه زدم آبم اومد بهش گفتم تموم شد <تلمبه هامو کامل نمیزدم فقط تا نیمه gt; گفت کی کیرم رشد میکنه بهش گفتم چند ماه دیگه اونم خوشحال پاشد رفت منم که حسابی دوباره عذاب وجدان داشتم رفتم تو حموم غسلم کردم اومد توبه کردم
بعد اون روز دوباره چند بار رو شلوار همو دستمالی کردیم دیگه با خودم عهد بستم از این کارا نکنم.

خیلی طولانی شد ولی خب ارزششو داشت ممنون از همگیتون

نوشته: رضا

بازدید 16,555

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

6 پاسخ به “شیطنت های کودکی رضا”

  1. خلاصه که توبه کردی اگر توبه نمیکردی تا الان فیوزش میسوخت کمر شما هم فسیل میشد

  2. الدنگ، ادعا میکنی ۱۸ سالته بعد ۱۶ سالگی برای بازی از تپه سر میخوردی.( یک ثانیه کشیدم پایین دوباره کشیدم بالا حین این کشیدند پائین بالا دوباره آب کیرم پاشید.)جفت گیری خروس و مرغ تایمش بیشتر طول میکشه.پسرم میخوای کمرت سفت بشه باید شیو کامل بیای پیش عموباتوجه به جمله بندیت جریان برعکس اتفاق افتاده

  3. بچه۱۶ سال یه کره خریه برای خودش بیست سی سال پیش جوان ۱۶سال یه بچه هم داشت تو نره غول تازه خاک بازیت گرفته بوده معلومه چرت و پرته خواستی یه گوهی خورده باشی همینه که هی تو کونتان میزارن صداتون در نمیاد

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید