شب زفاف، قبل از شب عروسی

از همون دوران دوستیمون منو خانم طلا صدا میزدم. 23 سالم بود که اتفاقی و توی جمع دوستانه با هم آشنا شدیم. از همون نگاه اول به دلم نشست. فیس مردونه ای داشت که هرکسی جذبش میشه. تقریبا هرهفته بیرون بودیم اما نهایت تماسی که با هم داشتیم گرفتن دست همدیگه بود. حدود 1سال از دوستیمون میگذشت که همراه خانواده محترمه به خواستگاری بنده اومدن. واقعا عاشقش بودم و هستم و بهترین روزها رو باهاش داشتم. دو ماه از روزهای خوش نامزدی و نامزد بازی میگذشت که برای خرید حلقه عروسی به خرید رفتیم. مادرش به همراه خواهرش به شهرستان رفته بودند و مادرم تنهایی ما رو همراهی میکرد. بعد از خرید مادرم به خانه رفت و ما هم به بهانه خرید خرده ریز از او جداشدیم. وقتی از مادرم جداشدیم یواش دم گوشم گفت حاضری؟ با تمام عشقی که داشتم بهش جواب مثبت داده. با هم قرار گذاشته بودیم اولین سکسمون زمانی اتفاق بیوفته که هردو خاطره خوشی ازش داشته باشیم. سریع یک ماشین دربست گرفتیم و رفتیم خونشون… … . . عاشقانه نگاهم میکرد که گرمای لبهاش رو روی لبهام حس کردم. با دندوناش لب پایینم رو گاز میگرفت و میک میزد، منم با اینکه حرفه ای نبودم اما همراهیش میکردم. یواش یواش اومد پایین تر و شروع کرد گردنم رو خوردن. دیگه داشتم از حال ميرفتم که تاپم رو از تنم درآورد. آنچنان سینه هام رو میمالید و میخورد که نزدیک بود ارضا بشم. اومدم پایین و از روی شلوار هی کسم رو فشار میدان… جووووووووون عاشق تحریک کردنشم.
-بمال عزیزم،بکن،بخور. همش مال خودته، صاحب اول و آخرش خودتی شورتمو شلوارم رو در آورد و شروع کرد کسم رو خوردن. میمکید و لیس میزد. داشتم جیغ میزدم و به موهاش چنگ میزدم. خونشون عایق بود و مشکلی از نظر همسایه و صدا نداشتیم. پاشد گفت خانم طلا میخوریش؟ با کمال میل قبول کردم. زیپ شلوارش رو باز کردم و آروم درآوردمش. خیلی بزرگ نبود، شاید نهایتا 15سانت باشه. مثل بچه ای که به عروسکش رسیده گرفتم توی دستم و میمالیدمش، سرش رو کردم توی دهنم که یکم از پیش آبش رفت توی دهنم اما خودمو کنترل کردم ادامه دادم. از اینجا به بعد رو از زبون هردومون مینویسم:
-جووووووووون بخور عشقم، بخور خانمم، بخورش که قراره همین کوچولو کارت رو بسازه… بسه عسلم پاشو که خیلی کارت دارم.

  • طاها قول بده که یواش بکنی
    -اگر دردت اومد بگو
  • دردم اومد ادامه نده، باشه عشقم؟
  • به روی جفت چشمام نمیدونستیم چیکارکنم، تمام بدنم یخ کرده بود و پاهام میلرزید.
  • میخوای ادامه ندیم؟
  • نه عزیزم، بالاخره خودت باید کارش رو بسازی. به پشت خوابیدم روی زمین که یک ملحفه انداخته بود، ترسیدم روی تخت بریم و خون رو تختیش رو تابلو کنه. یک کاندوم انداخت روی کیر خوش تراشش و اومدم روم
  • آماده ای خانم طلا؟
  • جون هرکی دوست داری فقط یواش یواش سرش رو گذاشت دم سوراخ تنگ کسم با اولین فشار احساس کردم تمام دردهای دنیا لای پای من جمع شده، خواست در بیاره که پاهام رو حلقه کردم رو کمرش. کشید بیرون و دوباره ادامه داد، اینبار بیشتر فشار داد که اشکم اومد، لباش رو اینقدر گاز گرفتم که کبود بده بود. با یه فشار تمام کیرش رو توی کسم جا داده. اینقدر لذت داشت که دلم نمیخواست اون لحظه تموم بشه. یکم مکث کرد و آروم آروم تلمبه میزدم.
    -جانم، عسلم، عشقم، بالاخره خانم خودم شدی، با هیچ چیزی عوضت نمیکنم ، کس طلای خودمی، شیره جون خودمی
    -بکن طاها، تا تهش بکن، میخوام، همه کیرت رو میخوام، میخوام تا آخر دنیا ادامه بدی،… جون آه ه ه ه ه با حرفام اینقدر تحریک شده بود که مثل دیوونه ها تلمبه میزدم. ده دقیقه ای تلمبه زد که با هم ارضا شدیم. دیگه نه من توان راه رفتن داشتم نه اون، کنار هم چند دقیقه ای خوابمون برد. چشمام رو که بازکردم دیدم داره کاندومش رو که پر خونه با دستمال برمیداره. با عشق بغلم کرد، رفتیم حموم اما توان سکس دوباره نداشتم. داستانم واقعیه، هرچند که فکرنکنم قلمم خوب باشه.

نوشته: خانم طلا

بازدید 14,598

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

29 پاسخ به “شب زفاف، قبل از شب عروسی”

  1. درود من بر سكسي با عشق آميخته باشد…درود من بر كيري كه براي همسر شق بشوددرود من بر كس و كوني كه براي شوهر لخت بشود

  2. آرزوی خوشبختی برای شما دارم و به خاطر همین به شما پیشنهاد میکنم که سعی کنی دوباره به این سایت یا امثال این نیای. چون باعث اختلاف تو زندگیت میشه.ممنون

  3. خوب بود ولی اگه راست باشه چقدر قشنگ تر بود اونو اینجا تعریف نمیکردی و بعضی حریم هارو رعایت می کردی

  4. ملت چقده ساده تشیف دارن واقعانظر من:ننویس مجلووووووووووووووووووووووووقداستانت بسییار بسیار تخماتیک و زاده ی ذهن مجلوقت بوداین دو تیکه کسشرت خیلی جقولانه بود آخه لاشی تو توی اولین سکست انقده جنده بودی؟(بمال عزیزم،بکن،بخور. همش مال خودته، صاحب اول و آخرش خودتی )(بکن طاها، تا تهش بکن، میخوام، همه کیرت رو میخوام، میخوام تا آخر دنیا ادامه بدی)حالا جملات تخمی دیگت به کنارنامزدت مگه از دولش به جای اسپرم خون میاد که گفتی کاندومش پر خون بود؟حالا من نمیخوام اینارو بهانه بکنم واس تخمی بودن داستانتداستانت کلا تابلو بود که نویسندش یه جقوی کسشر گو هستشبرو بمیر لاشیدیوووووووووووووووووووووووووووووووووووووث

  5. من نخوندمفهمیدم کیری بودولی طبقگفته بچهااین حرفای منوبکنتااخرعمرهمینوادامه بدهمعلومه درحال کارشریفجلق داستان مینوشتیbad

  6. جمشيد مانكن داداشم چرا كس ميگي برا خودت …شما به همه ميگي اولش ميگي مجلوق آخرشم ميگي ديوث حالا داستان منم بياد رو سايت همينارو ميگي

  7. میتونم یه چیزی بگم بهتون :Dکیر تو کس مامانت که شمارو تو نامزدی تنها گذاشت که برین کس کشی :Dکیرم تو کس تو و تو کون اون شوهر مجلوقت که اینقد کف کرده این که نزاشتین عروسی کنین بعد کس و کون همو جر بدین :Dبعدشم کس کش مجلوق دیوث خب کونت میخواره وقتی درد داری لبای شوهرتو گاز میگیری که کبود بشه؟ خب کونی جوراب ننتو بکن دهنت گازش بگیر وقتی درد داری خخخ 😀

  8. من که باورم نمیشه یه نفر بیاد از سکس باهمسرش تو یه سایت سکسی خاطره بذاره یعنی اصولا کسی که همسر دلخواهش رو داره نیازی به آمدن به سایتو الجلق نداره گلهای قشنگم

  9. اموزگار عشق برای تو هم متاسفم…چون اگه بیاد و از سکس با یه غریبه بنویسه میگی حروم زادس اگه با همسرش بنویسه میگی خاک تو سرش.من نمیدونم داستانای سکــسی باید چجوری باشه از دیدگاه شما؟!

  10. ‘‘‘مثل دیوونه ها تلمبه میزدم’’’ ناخودآگاه خودتو لو دادی که پسری ، من شک دارم کسی شب زفاف از این حرفایی که شماها زدید بزنه تازه شما حرفه ای هم نبودی به قول خودتpleasantry

  11. تو هم جلقوزی بیش نیستی تابلو بود که تا حالا تو عمرت یکبارم کس ندادی و فقط جلق میزنی و اینم زائیده افکار تخمی تخیلیت بود

  12. ناراحت نشو آجی ولی داستانت درووووغ بود یا این که فقط 20 درصدش راست بود اونم رفتین خونه. و شربت خوردین رفتین بازار نه این که سکس کنیmosking

  13. هر چند شاید واقعی نبود ولی من دوست داشتم حتی اگه زایده ی ذهنت هم باشه ذهن خلاقی داری و بهت تبریک می گمok

  14. به قول یه ینده خدایی:اینا همش تو گفتی/سرشو بیگیر نیفتیاگه افتادیبیمه میکنه حمایت/اونجات ماله آقوی صداقت/تو کونت کیر مشتی آیت/کیرم کامبیز کرامت/زدم پندت درآمدچند بخشه/تو کونت کیر آقوی چهره بخشه/دره لمبه هات باند ضبط و پخشه/او که میکنتت تمام کارگروی شرکت بهپخشه

  15. خود ارضایی میکردی داشتی مینوشتی خانوم طلا؟:|در هر حال ما که کس خل نیستیم معلومه پسری!!!‘‘‘مثل دیوونه ها تلمبه میزدم’’’تلمبه میزدی؟کسی با کس تلمبه میزنه؟:|بکن طاها، تا تهش بکن، میخوام، همه کیرت رو میخوام، میخوام تا آخر دنیا ادامه بدی،… جون آه ه ه ه ه با حرفام اینقدر تحریک شده بود که مثل دیوونه ها تلمبه میزدم. <تحریک شده لود که مثل دیوونه ها تلمبه میزدی>یک کاندوم انداخت روی کیر خوش تراشش و اومد روم <معلومه هر شب دختر میاره خونه کاندوم تو خونه میزاره>ریدی آقای حشری مقدم عزیز:|

  16. آفرین . چقدررررررر آموزنده . چقدددددددددرررر عشقولانه … بچه ها از رو این داستان نفری 3 بار بنویسید فردا بیارید

  17. واقعی نبود,کاش هرکی داستان مینویسه,اگر تخیلی باشه همون اولش بگه,چه اشکالی داره؟هرکی دوست داشت میخونه و هرکیم نداشت نمیخونه,اینهمه هم فحش و فضاحت داده نمیشد…بهر حال مرسی از داستان

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید