سلام من پریوش هستم 28 سالمه کارمند یک شرکت بزرگ تو تهرانم.می خوام خاطره سکس با مدیر عامل شرکت و براتون بگم. من از نظر قیافه و هیکل و جذابم اینو خیلی ها بهم گفتن.تو شرکت کار حسابداری می کنم و واسه این کارم مجبورم مدام به اتاق مدیر عامل برم.اسمش حیدر خیلی جذابه ولی سنش بالاست. راستش اوایل خیلی دلم می خواست باهاش صمیمی بشم ولی نمی دونستم اونم ازم خوشش اومده تا اینکه یه روز که اتاقش بودم گفت خانم پریوش امروز عصر بمونید تا کارا تموم بشه. منم گفتم چشم اقای مهندس. ساعت 5 عصر بود تقریبا همه کارمندا رفته بودن که زنگ زد اتاقم و احضارم کرد. وقتی رفتم دیدم بد جور نگام می کنه اولش ترسیدم اما کم کم شروع کرد به صحبت کردن از چیزهایی می گفت که ربطی به کار نداشت.دستم اومد مشکلش چیه خلاصه کنم اومد نزدیکم نشست و دستم و گرفت و بوسید، همه بدنم لرزید گفت من خیلی ازت خوشم می یاد از هیکلت از لبات از نگاه قشنگت کم کم دست رو صورتم می کشید و بهم گرما می داد اونقدر احساساتی شده بودم که کسم خیس خیس بود. اومد نزدیک صورتم و همین جور که حرفای عاشقانه می زد شروع کرد بوسیدنم چه لبای داغی داشت همش می گفت دوست دارم دوست دارم. کم کم دستش رفت روسینه هام وای همه بدنم داغ شده بود منم شهوتی شدم و باهاش همراهی کردم دستم و گرفتم دور گردنش و بوسیدمش گفت می میرم واسه لبات… خلاصه تا به خودم اومدم دیدم لخت شدم و روی میز کنفرانس وسط اتاق نشستم شروع کرد به خوردن کسم تا بحال اینجوری نخورده بود، شوهرم زیاد اهل خوردن کس نیست واسه همین خیلی حال کردم گفت دارم دیونه می شم می خوام بکنمت بذارم تو کونت تا ته فشار بدم دستم و بکنم تو کست …بی شرف با اینکه سن بالاس ولی خیلی سکسی بود خلاصه کنم حالی بهم داد که هیچ وقت نتونستم فراموش کنم با دستش در کونم و خیس کرد و یواش یواش گذاشت توش تا حالا از کون نداده بو.دم خیلی درد داشت اما واقعا احساس عجیبی بود با دو تادستش تا ته تو کسم کرد و ارضام کردم لبامو اینقدر محکم فشار می داد که انگار از لبم ارضا شدم بدنش خیلی سکسی بود خیلی دیر ارضا شد اینقدر برام جذاب بود که نمی خواستم تموم بشه بلاخره گذاشت کسم منو خوابوند روی مبل و سگی شدم چه تلمبه ای می زد سینه هامو فشار میداد در کونم و لیس می زد بعد منو چرخوند و روی دسته مبل و گفت کیرم و بخور …گاز بگیر… می مالید رو صورتم باز می گفت بخور … یه هویی خوابوندم رو مبل گذاشت کسم واااااااااااااای چه لحظه ای بود چه کیری بود بالاخره ارضا شد و ریخت رو سینه هام با دستش مالید رو بدنم و گفت عاشقتم خیلی سکسی بودی…از اون روز به بعد منم که دیگه سکس با شوهرم برام بی معنی و مسخره بود هر روز می موندم اداره و کس می دم. جای شما خالی
نوشته: صری
33 پاسخ به “سکس با رئیس”
سکه و دلار تو کونت جقیکس نگو و ننویس آبِ کون.
دلار شده سه هزارو صدتووومن حالا تو هروز بعدازظهر بمون شركت بده ،نمونديم بده اصلا هرجور دلت ميخواد بده چه فرقى واسه ما داره.سه هزارو صدتووومنهنوزم قبول ندارين بگا رفتيم؟
جای عمت خالی.
میگم منم بچه تهرانم ها شرکتم دارم سنم هم خیلی پایینتر از رئیس حیدرت هست ،منشی من میشی؟اگه جوابت مثبت بود خصوصی بده
من از کرمان دوست داشتی بیا منشی من حال بهت میدم اساسی با حقوق مزایا عالی در ضمن بعد اظهر ها دو به رابر بهت اضاف حقوق و اضافه حال میدم
کسمغزِ لاشی با این داستان کیریت!
باز هم يه پسر ابنه اي كسخل دست به قلم شده از زبون يه دختر نوشته! عزيزم تو همون دست به كير بموني و جقتو بزني بهترهحداقل بهتر از فحش خوردن و به گا رفتن تمام اعضاي خانوادت به دست پرسنل هميشه در صحنه ي سايت شهواني ميباشدپس برو تا در ملاعام و جلوي چشم ميليونها ايراني به سرزمين “گا” هجرت نكردي!
دست همه کامنت گذارها درد نکنه…که تو بچه کونی رو دستمالی کردن…عزت زیاد…کیرها مستدام/مستقیم تو کون نویسنده جلقی…
مرتیکه کیربدستارزش تف هم نداریکونی. . .
خدا به شما هم قوت بده پیر فرزانه!
بابا جونت اگه به جای تو ی سنگ کاشته بود حداقل الان می تونست در کونشو باهاش پاک کنه
من كامنت قبليمو تصحيح ميكنم:سه هزار و پونصد تووومنديگه فكر كنم رسيديمكنار جاده تابلو زده :به گا خوش آمديد
اریزونای عزیز :
واسه من مهم نیست دلار 1000تومان باشه یا 10000 تومان باشهآدم زرنگ و پولدار هیچوقت گریه نمیکنه قابل توجه آریزونای عزیز که …هیچی بیخیالچیش شد پس پریوش خانم؟ من یک منشی میخوام بچه تهرونم و یه شرکت بزرگ دارم و منشی خوب میخوامهرکی میخواد منشی من بشه خصوصی بده البته فقط خانمها
تف میزنم به کیرم جق میزنم با دستم داستانمو تو بکن تو میزارم فوش نسار خار مادرم میکنن
پسر غيرتى چى بهت بگم آخه آقاى زرنگ، پولدار، صاحب شركت و البته دنبال دختر توى اينترنت!!!بهتر يه كم روشنت كنم تا بفهمى دارم درباره اقتصاد خراب شده ايران حرف ميزنم منظورم جيب پدر شما نبود تا وقتى دستت تو جيب باباته معلومه قيمت دلار واست فرقى نمى كنه ولى يه لطفى كن از پدرت بپرس حتما توضيح خوبى بهت ميدهالبته دليلى هم نداره برات توضيح بدم بالا رفتن دلار و پايين اومدن ريال چه مشكلاتى واسه جامعه بوجود مياره حالا چه پولدارش چه فقيرشميدونم تو واسه اين چيزا اون كامنتو نذاشتىولى عزيزم دخترا با كامنتهاى اين شكلى خر نميشن دست كم نگيرشونمن آرزو ميكنم فردا توى راه مدرسه با يكيشون دوست بشى.آمين
takhayol ya vagheiat …Adam aghel to zarfe ghazash kharabkari nemikone… Mahale kar jaye faheshe gari nist perestije adamo paeen miare.
Adam aghel to zarf ghazash kharabkari nemikone… Hala shoharty harcheghad bad base dor z perestige to jae ke karo shaksiatet va aberot hast inkaro koni.adam mitone jende bashe vali lozo nadare hameja bashe
آریزونای عزیز و گل نوشت
این دقیقن متن کامنت من برای داستان ِ-البته داستان که چه عرض کنم ؟!!!- “جر خوردن کس و کون من”است (کپی -پیست کردم)چون اختمال قریب به یقین می دم که نویسنده ی ابله ِ هر دو شاهکار! یک نفر باشه و در در عین حال از فحش دادن خیلی خوشم نمی آد و دیگه اینکه از دست بعضی ها! شاکی ام و حالم بد شده از دخالت های بی جائی که توی نظر دیگران می کنند ولی خودشون تحمل یک ذّره حرف درشت شنیدن را هم ندارند و منم چون نمی خوام تشّنج ایجاد بشه جوابشونو ندادم و به قول معروف حُنّاق گرفتم ! همون متن را که در هر صورت(چه نویسنده یکی باشه و چه نباشه) برای این شاهکار بی نظیر ! هم مناسبه ، همون متن را اینجا قید کردم و… همین!راستی به اون “بعضی ها”! توصیه می کنم زیاد به پر و پای من نپیجه؛ چون قول نمی دم همیشه انقدر با گذشت باشم و با سطح سواد و هوشمندی و حاضر جوابی و از همه مهم تر قدرت ِ طنز پردازی؟!! که از متن کامنت های زیباش می شه استنباط کرد ؛ در افتادن با من در یک مجادله ی کلامی فرجام خوبی را براش در پی نخواهد داشت و به طرفةُالعینی به پودر ! تبدیل می شه !پس به نفع خودشه که حساب ِ کار دستش باشه و از یاد نبره که آدم عاقل با کسی سر شاخ می شه که لا اقل نصف توانائی های طرف مقابل را داشته باشه ، نه اینکه قضیه مثل این باشه که من با “کاسپارف” مسابقه ی شطرنج بدم؟! اگه کاسپارف دلش سوخت و انصراف داد دلیلش اینه که نخواسته منو خیلی ضایع کنه نه اینکه نمی تونسته توی مسابقه منو با خاک یکسان کنه ؟!! بهتره اینو بفمی “بعضی ها”ی عزیز؟!!
پسر غيرتى، به ترتيب جواب ابهاماتت رو ميدم كه احيانا به كامنت بعدى مجبور نشم.نيازى نبود با تندى جواب بدم، اين برداشت شما بوده. درضمن توهين نكردم انسان وقتى مطلبى به كامش شيرين نيايد به طبع واو به واو متن را دشنام ميخواند. ليكن اگر اينطور نيست آن كلمه نازسا را نشان دهيد. درغير اين صورت اتهامى ميزنيد را بخاطر مظلوم نمايى برداشت خواهم كرد.خداروشكر كه براى طرز فكر من متاسف هستين، هم فكر بودنتان بسى آزار دهنده تر خواهد بود.نيازى به علم غيب نيست آنگونه كه از الفاظ جنابعالى بر مي آيد كفايت ميكند.البته 19 سالگى روى پا ايستادن خيلى خوب است! ولى چه افتخاريست؟ همسانانتان از حدود دو سالگى مى ايستند.شما همچنان اتهام توهين ميزنيد اميدوارم اثبات كنيد چون زشتيه متهم كردن بى دليل ديگران بر كسى پوشيده نيست.من نيز براى شما آرزوى خوشبختى نمودم و بلند آمين گفتم ولى انگار سعى در انكارش داريد.احترام ، احترام مى آورد ولى شما با چه معيارى ارزش احترامتان به بانوان را بيشتر تشخيص مى دهيدنمى دانم!؟در ضمن خود را در حدى نمى بينم مرزى مشخص بين دختران با شرف و بى شرف آنگونه كه شما مشخص ميكنيد بكشم، بنظر من همه قابل احترامند حتى شما؛و اگر به بعضى از آنان بى شرف بودن نسبت دهيد دليلى بر بى احترامى به آنان براى من نيست، شخصيت آدمى فراتر از اينهاست كه با برچسب زدن بتوانى آن را زير سوال ببرى.نظرتان محترم است و عقيده شما به خودتان مربوط است هركجا نظرى ثبت كردين مگر بر شما خرده اى گرفته ام؟فقط به ياد بياوريد در كامنت اولى كه گذاشتيد من را مخاطب قرار داديد و لازم ديديم پاسخى درخور شما بدهيم، باشد كه “رستگار شويد”.از اينكه مشكل مالى نداريد بسيار خرسندم خداوند بركتش را بيشتر و چشم بخيلان را كور كند و چون بر اين مسأله تاكيد ميكنيد بنده نيز همچنان برايتان آرزومندم.و حكمت بى ضرر بودن آرزو براى من نيز سودمند است.زبانم لان، چنان كه ميگويد اظهار ناباورى ننمودم، مثبت بيانديشيد.همچنان اشاره به توهين بنده ميكنيد و نيز پافشارى داريد بدون شك اين حسى است كه شما نسبت به خود داريد وگرنه بنده هيچ جسارتى نكردم با خود مهربان تر باشيد.الهى شكر به اين حقيقت رسيديد كه ديگر به توضيح و شرح واقعه نيازى نيست، البته به همين مقدار توضيح هم نيازى نبود و فقط زحمت خواندنش را به من تحميل كرد و البته ادامه دادنش باعث آزردخاطر شدن ميشود.
جواب ابلهان خاموشیست +++++++++پاینده باشیدضمنا سرتون به کار خودتون باشه و در نظرات دیگران دخالت نکنید که براتون گرون تموم میشهمنم نباید شما رو مخاطب قرار میدادم پس شما رو به خیر و مارو به سلامتهمه زنان و دختران ایران زمین باشرف هستن بیشرف نداریم عزیزاین هم به خودم مربوطه که چطوری تشخیص دادم کی ابله هست و کی آدمبای تا های
اخه کونی جقی تو که برای دوزار پول میخوابی زیر کیر آقای ریس ایول بازم کونتو بده :bigsmile: شرایط استخدام تو این مملکت این روزا کوندگی و جندگی شده دیگه مدرک سابقه کار پارتی از مد افتاده اگه طالب باشی منم به یه منشی برای کیرم نیاز دارم با حقوق ومزایای مناسب استخدامت میکنم.
پسر غيرتى پيشنهادى كه دادى قبول ميكنم (خط اول كامنتت) هرچند جواب همه اينا كه گفتى توى كامنت قبلى بهت دادم ديگه تكرارش مثل خوندن ياسين ميمونهغيرتى عزيز از اينجا به بعد مربوط به شما نيست لطفا سوء تفاهم نشه ;-)اين جواب بعضى هااست البته واضح و روشن نه با كنايه زنى بدون شك اينگونه بر ما شايسته نيست:اول بگم از علم پربارتان كه سنگينى اش كمرتان را خم كرده وانگهى آسيبش بيشتر به چشم مى آيد تا سودش.وچيزى كه مشخص است و جامعه آن را با تعبير زيبايى نقل ميكند، تعريف از خود است كه بسان “خوردن چيزى معروف است” براستى نوشتن اين كلام با طلا مناسب و براى بعضى ها مكرر خواندنش سودمند؛ شايد بفهمند علم مايه ى فخر فروشى نيست. بقول حضرت دوست: هر چى تو چنتت دارى رو كن ببينيم چند چنديم… اينطور پر سر و صدا نشانه اى جزء طبل تو خالى بودنت نيست و همانطوركه ميگيى هميشه انقدر با لطافت از دانايت به ما نمى بخشى و امكان داره خدايى نكرده به ناسزا گويى بيافتى غير از اين هم باشد بايد شك كرد، عقل كه از سر برفت دهان به ياوه گويى باز شد.توقعى بيش ازين نميشه ازت داشتيكبار به شكر خوردن دهان به مزاح با كسى كه از جنبه اش بى اطلاع بوديم گشوديم كه همينجا از خداوند تقاضاى بخشش ميكنم گرچه آن شخص دم از جنبه ميزد ولى با مفهومش بيگانه بود.خدايا توبه را پس ميگيرم ترك اين گناه شيرين سخته! چه بسا بازى با كودكان همواره شادى آفرين است.چه كسانى دم از بزرگى ميزنند! جالب اينجاست جواب ندادنشان را بپاى رحم كردن ميپندارن ولى دربه در دنبال فرصتى براى تلافى ميگردن و ما هم ميگويم آررره حرف شما صحيح است!البته اين رسم بازى با كودكان است نبايد دلشان را شكست از بزرگى بدور است.بگذار بگويند و شاد باشند ما نيز با خنده جوابشان را ميدهيم.نمى دانم با چه روويى ايراد دخالت كردن به ما ميگيرند وقتى خودشان كارى جزء مداخله ندارند.مخلص كلام:خيلى نا بجا از افعال منفى استفاده ميكنى منظورم ايجاد كردن تنش هستش فقط دنبال همين هستى يه خط زير كامنتت نوشتم كه هر بچه اى ميخوند متوجه شوخى بودنش ميشد؛ شما يه طومار واسم نوشتى فهميدم جنبه ندارى اشتباهمو قبول كردم حرفى هم نزدم كه دوباره شما زير يه داستان ديگه به من اظهار لطف كردين جوابتم دادم وقتى ميزنى به جاده خاكى واسه اينكه چپ نكونى مجبور شدم جلوتو بگيرم البته با چهار خط حرف ساده ، كه شما ترجيح دادى رحم كنى!!منم نميگم حرفى نداشتى بزنى ،ميگم رحم كردى ولى اينكه هر جا بياى يه تيكه بندازى ديگه چيه؟الانم من آمادگى هر نوع جوابى از جانب تورو دارم فقط رحم نكن كه فردا دوباره يجاى ديگه شروع كنى، والا مثل اون بوكسوره شدى كه وقتى ميخواد ناك اوت بشه از رينگ ميره بيرون فرداش دوباره مياد كر كرى ميخونهاينم حرف آخرمه :من تاالان نه ازتو دلخورم نه مشكلى باهات دارمشما هم دوست داشتى رفيق ما ميمونى نخواستيم كه هيچ اينارو گفتم بدونى هيچ علاقه اى به ادامه اين بحث ندارم مگه اينكه تو دوست داشته باشى.
سلاممن یه پسر فوق العاده هاتمیه دختر حشری میخوام از نجف آباد اصفهان
تا حالا اینجوری نکرده بود؟!!
ای جان به قربان تو؛بچه ی خوب و گل ، که البته توی کامنتت یک غلط زیادی هم کردی که اگه بهت نگم هم خودم ممکنه خفه بشم از حنّاق و هم تو ممکنه دوباره این بزرگواری منو به دید غلط ببینی و فکر کنی آدمی شدی واسه خودت و به قول ظریفی “خون دماغ بشی”!!بچّه جان ، تو مگه ادب یادت ندادند ؟ دوست گرامی ، در دنیا یک چیزی هست به اسم “دیپلماسی” (که شما بوئی از ش نبردی ظاهرن) من اولش فکر کردم تو اینو فهمیدی که گذشت من به خاطر اینه که اولن حال ِ کل کل با جوجه کم ظرفیتی مثل تو رو ندارم و از اون مهم تر اینکه نمی خوام با جواب دادن به تو اینجا جوّ متشنج ایجاد بشه (چون اونهای دیگه که گناهی نکردند بخواهند با خوندن لاطائلات ما عصبی بشند ) و از اونهم مهم تر اینکه جواب دادن من به کسی مثل تو باعث می شه که طرف گنده بشه ، همه و خودش فکر کنند که طرف چه آدم قابل داری هست که فلانی باهاش کل کل می کنه (حتّا اگه به همون ترتیبی که گفتم پودرت کنم بازم این شائبه وجود داره که من تو رو -که به عنوان مزّه ی عرق خوری ام هم نیستی! – قابل بحث کردن دونستم (که البته اینطوری نیست ). ولی تو ظاهرن که هیچ کدوم از اینا را نفهمیده بودییا اینکه هول کردی موقع نوشتن از دستت در رفتهاین عبارت بی ادبانه را که لایق شخص خودت بوده«…“خوردن چيزى معروف است” …» که در اینصورت عذر خواهی شما را می پذیرم و بازم با هم دوست میشیم وباشد که رستگار شویم ؟!آمین . من اگه می خواستم ادامه بدم اسمت را صریح می نوشتم : ولی نوشتم “بعضی ها” که فقط خودت بفهمی و تموم کنیم ماجرا را (این یک نوع دیپلماسی رقیق! بود) حالا تو دلت خواست جواب بدی و آشتی کنی خیالی نیست چرا بازم بی ادبانه ؟؟ ببین … ولش کن اصلن شما همه رو زدی ! مخصوصن داور رو! برو خوش باش
:X خفه شو دروغگو
سلام من به خوانند های گل هست .فقط یه چیز می گم شما خیلی زود می زنی تو ذوق بچه خوب حالا خواسته بنویسه چی از تو فیلم نوشته یااز رو کتاب فقط اینو متوجه شدم خواسته بنویسه . ضمنا اگه هم راست می نوشت بازم شما فحشش می دادین خودشه اینو می دونسته منظوری نداشته فقط خواسته بدونه چند تا خواننده داره که شانس داره چون همه شما خوندین / درسته نویسنده اصلا کار ندارم د ختری یا پسر ولی آدم باش و برام پیام بده که درست گفتم فقط خواستین خواننده داشته باشین منتظرم
منم خوب میکنما خواستی بیا تا جرت بدم
منم یه بار توی شرکت کار کردم که رئیس اونجا آخرش من کرد . بعد چند بار که بهش دادم از اونجا استعفا دادم
سحر جان منم حاضرم باهات وارد رابطه بشم به شرط اینکه استعفا ندی و از پیشم نری
بعضی زنا از نظر سکسی خیلی شهوتی هستن ، مخصوصا اگرتو رنج سنیه ۳۸ تا ۵۰ سال باشن ی زن شوهردار جا افتاده که زنانگیداره و زیر کیر خالی نمیکنن ،اینجور زنارو هر چه قشنگ تر بگاییو دیر انزال باشی جوری زیرت میخوابه و بهترین کوسو بهت میدهو دیگه به کیرت معتاد میشه 👙👠💄