سلام سودا (حسین) هستم میخوام قسمت چهارمشو بنویسم…
حسابی بدنامون خیس و لزج شده بود توان بلند شدنم نداشتم حقیقتا:)
یکم دراز کشیدیم هی بغلم میکرد انگولکم میکرد دوست داشتم گفتم تو خسته نیستی؟گفت خستگی نداریم تا صبح میخوام بکنمت 🙂
حالا کیرش کوچیک شده بود خوابش کلا سه سانت نمیشد:)
خندیدم گفتم مگه بازم میتونی؟
گفت میخوام جندت کنم:)
گفتم جون دوست دارم گفتم بریم یکم خودمونو تقویت کنیم؟
یکی زد در کونم گفت بریم جنده خانوم
خلاصه رفتیم اشپزخونه توان نداشتم واقعا یکم شیر داشتم با یکی دوتا موز که سیاه شده بودن میکس کردم با کنجد و پودر نارگیل قاطی کردم خوردیم دوس نداشتم امشبو از دست بدم گفتم برم یه دوش بگیرم تو نمیای؟گفت نه تو برو رفتم دوش گرفتم منتظر بودم بیاد ولی نیومد فک کنم راست نمیشد:)
خودمو شستم اومدم حوله تن پوش صورتیمو تنم کردم اومدم تو حال دیدم لش کرده رو مبل گفت جووون خوردنی
خندیدم گفتم میگی جنده بیشتر خوشم میاد:)
گفت جووون جنده خودمی
گفت رقص بلدی؟گفتم اوهوم گفت ببینم
گفت بذار اهنگ بذارم یه اهنگ گذاشت با لوندی شروع کردم به رقصیدن قشنگ شهوتو تو چشماش میدیدم کونمو میلرزوندم حسابی نزدیک مبل شدم کونمو کردم طرفش میخندید کونمو بردم سمت صورتش میلرزوندم میمالید از روی حوله 🙂
یه دفعه منو کشید تو بغلش نشستم روی پاهاش گفت آی قشنگ انداختم خودمو تو بغلش دستشو انداخت زیر پاهام مثل بچه با اون هیکلم منو بغل کرده بود تو صورتش نگاه میکردم گفت جاااان جنده خانوم خندیدم لباشو خوردم گفت سه بار آبم اومده باز راست کردم خیلی خوبی:)
گفتم اووووم فدای مردونگیت گفت چه کیر دوست داری؟
گفتم اره کیرتو میخوام گفت الان بهت میدم بلند شو
بلند شدم منو اورد وسط پاهاش بند حولمو باز کرد دادش کنار لپای کونمو بوسید یکم قمبل کردم لاش باز شد از سوراخم لب میگرفت دیوونه کننده بود الکی آب و تاب میدادم و ناله میکردم میخورد کونمو دیوونه شده بود
گفت چیه اوبی اوبت زده بالا گفتم اررررره کیر میخوام
گفت جوووون الان بهت میدم گفت چجوری دوس داری بگامت؟
گفتم دوست دارم اول بدی دهنم گفت جووون زانو بزن چرخیدم زانو زدم از تخماش شروع کردم گفت اووووف خوبه بخور از سوراخ کونش زبونمو کشیدم تا سر کیرش گفت اوووف حال میده گفتم چی گفت سوراخمو لیس بزن
یکم پشم داشت ولی خوردم اینقدر حشری شده بودم که از سوراخش اومدم بالا پشمای کیرشو لیس میزدم شاید دو دقیقه ای خوردم:)
گفت چیه جنده پشم دوس داری؟گفتم خیلی
گفت بسه کیرمو بخور کیرشو کردم دهنم دادم ته حلقم سرمو گرفت محکم فشار داد چند ثانیه ای نگه داشت تف از لب و لوچم میریخت بیرون بعد سرمو هل داد عقب چن تا با کیرش زد رو لبام گفت اووووووف آماده ای؟
گفتم آره گفت پس الان جندت میکنم
بلند شد گفت با زانو برو رو مبل رفتم حوله رو در نیاورد داد کنار اومد پشتم پاهامو باز کرده بودم سرشو گذاشت دم سوراخم فشار داد کیرش راحت رفت تو تا آخر فشار داد محکم گرفته بودم قشنگ داغی تخمشو در کونم حس میکردم گفت ببین تا ته کردم تو کونت
گفتم اخ فدای مردونیگت بشم من مرد من:)
خودش اومد این کلمه:)
گفت جوووون دوس داری شوهرت من باشم؟گفتم مگه نیستی؟گفت جووون چرا شروع کرد تلمبه زدن به قدری محکم میزد کل هیکلم میلرزید صدای تلمبه هاش دیوونه کننده بود لذت میبردم اینقدر خوب یاد گرفته بود تو این مدت کم چجوری بهم بفهمونه که یه زنم:)
میکرد منو حسابی گفت دوست داری؟گفتم اخ اره خیلی خوب میکنی منو:)
چن تا تلمبه میزد و یه بار فشار میداد تا اخر
از شدت شهوت گفتم اووووم بکن منو دوس دارم
گفت چشم خوب میگامت؟
گفتم آره بکن منو جرم بده گفت جوووون جنده خانوم چه کسی هستی:)
خیلی خوب میدی اوووف اووووم میخوام بریزم رو صورتت
کیرشو کشید بیرون سریع چرخیدم زانو زدم جلوش با دست راستش جق میزد زبونمو درآوردم ابش زیاد نبود شاید چند قطره کلا که تو پمپاژ اول روی چشمم بقیش هم روی لب و زبونم 🙂
شروع کردم لیسیدن کیرش و دستش بعدم سر کیرشو مکیدم 🙂
همش ناخود آگاه بود ولی کل آبشو مکیدم و خوردم گفت ااااوف دستشو برد کنار قشنگ کل ابشو از لوله های کیرش کشیدم:)
گفت وااااایییی تو فرشته ای
چرا ابمو خوردی؟
گفتم از شهوت بود ولی آبش مزه نداشت فقط دهنمو لزج کرد
حتی اون قطره که روی چشمم بود رو هم با دستم برداشتم و خوردم:)
خندید گفت تو معرکه ای:)
گفتم جنده ام دیگه بعد خندیدم …
ولو شدم زمین از خستگی دیگه توان نداشتم:)
گفت بریم یکم دراز بکشیم گفتم باشه و رفتیم روی تخت
پایان قسمت چهارم
حسابی بدنامون خیس و لزج شده بود توان بلند شدنم نداشتم حقیقتا:)
یکم دراز کشیدیم هی بغلم میکرد انگولکم میکرد دوست داشتم گفتم تو خسته نیستی؟گفت خستگی نداریم تا صبح میخوام بکنمت 🙂
حالا کیرش کوچیک شده بود خوابش کلا سه سانت نمیشد:)
خندیدم گفتم مگه بازم میتونی؟
گفت میخوام جندت کنم:)
گفتم جون دوست دارم گفتم بریم یکم خودمونو تقویت کنیم؟
یکی زد در کونم گفت بریم جنده خانوم
خلاصه رفتیم اشپزخونه توان نداشتم واقعا یکم شیر داشتم با یکی دوتا موز که سیاه شده بودن میکس کردم با کنجد و پودر نارگیل قاطی کردم خوردیم دوس نداشتم امشبو از دست بدم گفتم برم یه دوش بگیرم تو نمیای؟گفت نه تو برو رفتم دوش گرفتم منتظر بودم بیاد ولی نیومد فک کنم راست نمیشد:)
خودمو شستم اومدم حوله تن پوش صورتیمو تنم کردم اومدم تو حال دیدم لش کرده رو مبل گفت جووون خوردنی
خندیدم گفتم میگی جنده بیشتر خوشم میاد:)
گفت جووون جنده خودمی
گفت رقص بلدی؟گفتم اوهوم گفت ببینم
گفت بذار اهنگ بذارم یه اهنگ گذاشت با لوندی شروع کردم به رقصیدن قشنگ شهوتو تو چشماش میدیدم کونمو میلرزوندم حسابی نزدیک مبل شدم کونمو کردم طرفش میخندید کونمو بردم سمت صورتش میلرزوندم میمالید از روی حوله 🙂
یه دفعه منو کشید تو بغلش نشستم روی پاهاش گفت آی قشنگ انداختم خودمو تو بغلش دستشو انداخت زیر پاهام مثل بچه با اون هیکلم منو بغل کرده بود تو صورتش نگاه میکردم گفت جاااان جنده خانوم خندیدم لباشو خوردم گفت سه بار آبم اومده باز راست کردم خیلی خوبی:)
گفتم اووووم فدای مردونگیت گفت چه کیر دوست داری؟
گفتم اره کیرتو میخوام گفت الان بهت میدم بلند شو
بلند شدم منو اورد وسط پاهاش بند حولمو باز کرد دادش کنار لپای کونمو بوسید یکم قمبل کردم لاش باز شد از سوراخم لب میگرفت دیوونه کننده بود الکی آب و تاب میدادم و ناله میکردم میخورد کونمو دیوونه شده بود
گفت چیه اوبی اوبت زده بالا گفتم اررررره کیر میخوام
گفت جوووون الان بهت میدم گفت چجوری دوس داری بگامت؟
گفتم دوست دارم اول بدی دهنم گفت جووون زانو بزن چرخیدم زانو زدم از تخماش شروع کردم گفت اووووف خوبه بخور از سوراخ کونش زبونمو کشیدم تا سر کیرش گفت اوووف حال میده گفتم چی گفت سوراخمو لیس بزن
یکم پشم داشت ولی خوردم اینقدر حشری شده بودم که از سوراخش اومدم بالا پشمای کیرشو لیس میزدم شاید دو دقیقه ای خوردم:)
گفت چیه جنده پشم دوس داری؟گفتم خیلی
گفت بسه کیرمو بخور کیرشو کردم دهنم دادم ته حلقم سرمو گرفت محکم فشار داد چند ثانیه ای نگه داشت تف از لب و لوچم میریخت بیرون بعد سرمو هل داد عقب چن تا با کیرش زد رو لبام گفت اووووووف آماده ای؟
گفتم آره گفت پس الان جندت میکنم
بلند شد گفت با زانو برو رو مبل رفتم حوله رو در نیاورد داد کنار اومد پشتم پاهامو باز کرده بودم سرشو گذاشت دم سوراخم فشار داد کیرش راحت رفت تو تا آخر فشار داد محکم گرفته بودم قشنگ داغی تخمشو در کونم حس میکردم گفت ببین تا ته کردم تو کونت
گفتم اخ فدای مردونیگت بشم من مرد من:)
خودش اومد این کلمه:)
گفت جوووون دوس داری شوهرت من باشم؟گفتم مگه نیستی؟گفت جووون چرا شروع کرد تلمبه زدن به قدری محکم میزد کل هیکلم میلرزید صدای تلمبه هاش دیوونه کننده بود لذت میبردم اینقدر خوب یاد گرفته بود تو این مدت کم چجوری بهم بفهمونه که یه زنم:)
میکرد منو حسابی گفت دوست داری؟گفتم اخ اره خیلی خوب میکنی منو:)
چن تا تلمبه میزد و یه بار فشار میداد تا اخر
از شدت شهوت گفتم اووووم بکن منو دوس دارم
گفت چشم خوب میگامت؟
گفتم آره بکن منو جرم بده گفت جوووون جنده خانوم چه کسی هستی:)
خیلی خوب میدی اوووف اووووم میخوام بریزم رو صورتت
کیرشو کشید بیرون سریع چرخیدم زانو زدم جلوش با دست راستش جق میزد زبونمو درآوردم ابش زیاد نبود شاید چند قطره کلا که تو پمپاژ اول روی چشمم بقیش هم روی لب و زبونم 🙂
شروع کردم لیسیدن کیرش و دستش بعدم سر کیرشو مکیدم 🙂
همش ناخود آگاه بود ولی کل آبشو مکیدم و خوردم گفت ااااوف دستشو برد کنار قشنگ کل ابشو از لوله های کیرش کشیدم:)
گفت وااااایییی تو فرشته ای
چرا ابمو خوردی؟
گفتم از شهوت بود ولی آبش مزه نداشت فقط دهنمو لزج کرد
حتی اون قطره که روی چشمم بود رو هم با دستم برداشتم و خوردم:)
خندید گفت تو معرکه ای:)
گفتم جنده ام دیگه بعد خندیدم …
ولو شدم زمین از خستگی دیگه توان نداشتم:)
گفت بریم یکم دراز بکشیم گفتم باشه و رفتیم روی تخت
پایان قسمت چهارم
نوشته: حسین
3 پاسخ به “یه صبح تا شب در اختیار نوجوان افغان (۴)”
دقت کنی میبینی بچه های افغان متولد ایران شبیه ایرانی ها دارن میشن خوب برو تحقیق کن که چرا افعه کونی بی ناموس نمک ب حروم
نمیخوای تمومش کنی ؟
با کس دیگه ای خواستی تجربه کنی پیام بده