سلام حسین (سودا هستم) میخوام ادامه داستانمو بنویسم…
ساعت حدود ۹ شب بود و بعد از دو راند سکس خسته شده بودیم هر دو لباس زیرام هم خیس شده بود بعد از سرویس
از نگاه های هیزش رفتم توی اتاق 🙂
همه لباسامو در اوردم گذاشتم کنار یه شورت توری قرمز تنم کردم یه دامن بلند ابر و بادی و یه تاپ نیم تنه مشکی یکمم بادی اسپلش به خودم زدم و اومدم بیرون…
همچنان خریدارانه نگام میکرد…عجیب گشنم بود گفتم بریم یه چیزی بخوریم؟گفت بریم
رفتم توی آشپزخونه از فریزر یکم ناگت داشتم اوردم بیرون و سرخ کردم با مخلفات اماده کردم اونم با شورت اومد پیشم هی موقع آشپزی انگولکم میکرد دوس داشتم حسشو حس یه زن کامل بودن بهم میداد:)
خلاصه نشستیم روی میز رودر روی هم به غذا خوردن سیر که شدیم ازم تشکر کرد اومد کنارم ایستاد یه بوس از لپم کرد خنده کنان بهش پا میدادم یه لب ازم گرفت گفتم شکممون سیر شد بریم تو اتاق خواب خوب سیرت کنم؟
خندید گفت جون بریم…
گفتم تو برو منم میام میزو جمع کنم رفت منم جمع و جور کردم بازم رفتم سرویس و خوب خودمو خالی کردم
رفتم تو اتاق دراز کشیده بود روی تختم:)
رفتم توی بغلش دقیقا نصف من بود:)
یکم بغلم کرد لب تو لب شدم باهاش با دست راستش کونمو میمالید دستشو لای کونم میکرد دامنمو داد بالا کونمو نوازش میکرد یه چند دقیقه همون حالت گذشت بعد بلند شدم شورتشو در اوردم اول یکم تخماشو خوردم همش اوف اوف میکرد کیرشو حسابی براش ساک میزدم گفت بچرخ منظورش حالت 69 بود تو کونم عروسی شد اصلا:)
چرخیدم کونمو بردم سمت صورتش دامنمو دادم بالا سمت کمرم با دوتا دستش کونمو گرفته بود از روی شورت بوسش میکرد اصلا داشتم دیوونه میشدم توانایی انجام کاری نداشتم با دستم فقط کیرشو گرفته بودم 🙂
شورتمو نصفه داد پایین سوراخمو زبون میزد باورم نمیشد فقط ناله میکردم:)
یکم بلند شدم زانو هامو دو طرفش گذاشتمو شورتمو کامل در آوردم پرتش کردم گوشه اتاق دوباره کونمو بردم روی صورتش روی زانو بودم گفتم اوووووم بخورش عزیزم:)
گفت جوووون دیوونه شده بود با ولع تمام سوراخمو می مکید بعضی اوقات دردم میگرفت قشنگ با دو دستش لای کونمو باز کرده بود و سوراخمو پر تف میخورد:)
گفت تو هم بخور دوباره 69 شدم خیمه زدم روی کیرش با تمام توان ساک میزدم براش قشنگ هر دو روی ابرا بودیم:)
دیوونه شده بودم گفتم آیییییی کیر میخوام کیییییررررر
گفت جووووون بلند شو بلند شدم اونم بلند شد اشاره کرد گفت بخواب خوابیدم روی تخت روی شکم دامنمو دادم بالا روی کمرم پاهامو از هم باز کردم اومد پشتم یه تف کرد روی کیرش (از صداش شنیدم) یه تف هم لای کونم انداخت یکم انگشتم کرد گفت جووووون واقعا حس خوبی داشتم گفتم بککککککن منووووووو
دستشو درآورد و کیرشو گذاشت یکم فشار داد لیز بود تا ته رفت گفتم اخخخخخخ جوووون گفت دوست داری؟ گفتم اوهوم بگا کونمو خوابید روم گرمای تنش دیوونه کننده بود قشنگ بغلم کرد گردنمو میخورد شروع کرد تلمبه زدن صورتمو گذاشتم روی تشک بوسم میکرد قشنگ رو ابرا بودم کیرم توی شق ترین حالت ممکن بود صدای تلمبه هاش برخورد بدنش به کونم دیوونه کننده بود شاید دو دیقه بود داشت منو از کون میگایید و بوسم میکرد یهو چشام سیاهی رفت نفهمیدم چی شد چن ثانیه هنگ بودم اره ارضا شده بودم
در واقع تونسته بود سیسیگاسمم کنه
اصلا نمیفهمیدم چی میگم میگفت جوووون خیلی خوب میکنی تلمبه بزن توم بگا منو دیدی جنده تو شدم؟
بعد از چند ثانیه انگار روح از تنم جدا شده بود با وزن کمش حالی بودم انگار تانک افتاده بود روم اصلا توان نداشتم کاری کنم یهو از روم بلند شد گفت داگی شو اومدم روی زانو کونمو حسابی دادم عقب نیم تنه بالام قشنگ روی تخت چسبیده بود تصور میکردم خودمو توی چه پوزیشنی هستم:)
اومد پشتم چند تا زد در کونم گفت جوووون جنده خانوم
یه تف انداخت لای کونم باز کیرشو فرو کرد حسم پریده بود ولی شروع کرد تلمبه زدن از پهلوهام گرفته بود و حسابی میگاییدم صدای شلپ شولوپی راه انداخته بود که نگو بعد یکی دو دقیقه گفت جوووون داره آبم میاد میخوام بریزمش توی کونت جنده خانوم:)
گفت اخخخخخخ گاییدی منو جوووون آبتو میخوام گفت اوووووف جووووون و تو کونم ارضا شد همچنان سی ثانیه ای تلمبه هاشو ادامه داد و بعد کیرشو کشید بیرون خسته شده بودم توان نداشتم خوابیدم روی تخت
یکم همونجوری خوابید روم و بوسم کرد قشنگ حس میکردم یه زن جنده ام یه شوگر مامی ام که یه بچه رو ارضا کرده
انداختمش کنارم و بغلش کردم یکم لبشو خوردم
ده دقیقه ای خوابیدیم کنار هم بعد که بلند شدم دیدم گوه زدیم به تخت:)
گفت مرسی واقعا از صد تا زن بهتری:)
پایان قسمت سوم
اگه استقبال بشه ادامه میدم
چون بازم سکس کردیم اون شب:)
ساعت حدود ۹ شب بود و بعد از دو راند سکس خسته شده بودیم هر دو لباس زیرام هم خیس شده بود بعد از سرویس
از نگاه های هیزش رفتم توی اتاق 🙂
همه لباسامو در اوردم گذاشتم کنار یه شورت توری قرمز تنم کردم یه دامن بلند ابر و بادی و یه تاپ نیم تنه مشکی یکمم بادی اسپلش به خودم زدم و اومدم بیرون…
همچنان خریدارانه نگام میکرد…عجیب گشنم بود گفتم بریم یه چیزی بخوریم؟گفت بریم
رفتم توی آشپزخونه از فریزر یکم ناگت داشتم اوردم بیرون و سرخ کردم با مخلفات اماده کردم اونم با شورت اومد پیشم هی موقع آشپزی انگولکم میکرد دوس داشتم حسشو حس یه زن کامل بودن بهم میداد:)
خلاصه نشستیم روی میز رودر روی هم به غذا خوردن سیر که شدیم ازم تشکر کرد اومد کنارم ایستاد یه بوس از لپم کرد خنده کنان بهش پا میدادم یه لب ازم گرفت گفتم شکممون سیر شد بریم تو اتاق خواب خوب سیرت کنم؟
خندید گفت جون بریم…
گفتم تو برو منم میام میزو جمع کنم رفت منم جمع و جور کردم بازم رفتم سرویس و خوب خودمو خالی کردم
رفتم تو اتاق دراز کشیده بود روی تختم:)
رفتم توی بغلش دقیقا نصف من بود:)
یکم بغلم کرد لب تو لب شدم باهاش با دست راستش کونمو میمالید دستشو لای کونم میکرد دامنمو داد بالا کونمو نوازش میکرد یه چند دقیقه همون حالت گذشت بعد بلند شدم شورتشو در اوردم اول یکم تخماشو خوردم همش اوف اوف میکرد کیرشو حسابی براش ساک میزدم گفت بچرخ منظورش حالت 69 بود تو کونم عروسی شد اصلا:)
چرخیدم کونمو بردم سمت صورتش دامنمو دادم بالا سمت کمرم با دوتا دستش کونمو گرفته بود از روی شورت بوسش میکرد اصلا داشتم دیوونه میشدم توانایی انجام کاری نداشتم با دستم فقط کیرشو گرفته بودم 🙂
شورتمو نصفه داد پایین سوراخمو زبون میزد باورم نمیشد فقط ناله میکردم:)
یکم بلند شدم زانو هامو دو طرفش گذاشتمو شورتمو کامل در آوردم پرتش کردم گوشه اتاق دوباره کونمو بردم روی صورتش روی زانو بودم گفتم اوووووم بخورش عزیزم:)
گفت جوووون دیوونه شده بود با ولع تمام سوراخمو می مکید بعضی اوقات دردم میگرفت قشنگ با دو دستش لای کونمو باز کرده بود و سوراخمو پر تف میخورد:)
گفت تو هم بخور دوباره 69 شدم خیمه زدم روی کیرش با تمام توان ساک میزدم براش قشنگ هر دو روی ابرا بودیم:)
دیوونه شده بودم گفتم آیییییی کیر میخوام کیییییررررر
گفت جووووون بلند شو بلند شدم اونم بلند شد اشاره کرد گفت بخواب خوابیدم روی تخت روی شکم دامنمو دادم بالا روی کمرم پاهامو از هم باز کردم اومد پشتم یه تف کرد روی کیرش (از صداش شنیدم) یه تف هم لای کونم انداخت یکم انگشتم کرد گفت جووووون واقعا حس خوبی داشتم گفتم بککککککن منووووووو
دستشو درآورد و کیرشو گذاشت یکم فشار داد لیز بود تا ته رفت گفتم اخخخخخخ جوووون گفت دوست داری؟ گفتم اوهوم بگا کونمو خوابید روم گرمای تنش دیوونه کننده بود قشنگ بغلم کرد گردنمو میخورد شروع کرد تلمبه زدن صورتمو گذاشتم روی تشک بوسم میکرد قشنگ رو ابرا بودم کیرم توی شق ترین حالت ممکن بود صدای تلمبه هاش برخورد بدنش به کونم دیوونه کننده بود شاید دو دیقه بود داشت منو از کون میگایید و بوسم میکرد یهو چشام سیاهی رفت نفهمیدم چی شد چن ثانیه هنگ بودم اره ارضا شده بودم
در واقع تونسته بود سیسیگاسمم کنه
اصلا نمیفهمیدم چی میگم میگفت جوووون خیلی خوب میکنی تلمبه بزن توم بگا منو دیدی جنده تو شدم؟
بعد از چند ثانیه انگار روح از تنم جدا شده بود با وزن کمش حالی بودم انگار تانک افتاده بود روم اصلا توان نداشتم کاری کنم یهو از روم بلند شد گفت داگی شو اومدم روی زانو کونمو حسابی دادم عقب نیم تنه بالام قشنگ روی تخت چسبیده بود تصور میکردم خودمو توی چه پوزیشنی هستم:)
اومد پشتم چند تا زد در کونم گفت جوووون جنده خانوم
یه تف انداخت لای کونم باز کیرشو فرو کرد حسم پریده بود ولی شروع کرد تلمبه زدن از پهلوهام گرفته بود و حسابی میگاییدم صدای شلپ شولوپی راه انداخته بود که نگو بعد یکی دو دقیقه گفت جوووون داره آبم میاد میخوام بریزمش توی کونت جنده خانوم:)
گفت اخخخخخخ گاییدی منو جوووون آبتو میخوام گفت اوووووف جووووون و تو کونم ارضا شد همچنان سی ثانیه ای تلمبه هاشو ادامه داد و بعد کیرشو کشید بیرون خسته شده بودم توان نداشتم خوابیدم روی تخت
یکم همونجوری خوابید روم و بوسم کرد قشنگ حس میکردم یه زن جنده ام یه شوگر مامی ام که یه بچه رو ارضا کرده
انداختمش کنارم و بغلش کردم یکم لبشو خوردم
ده دقیقه ای خوابیدیم کنار هم بعد که بلند شدم دیدم گوه زدیم به تخت:)
گفت مرسی واقعا از صد تا زن بهتری:)
پایان قسمت سوم
اگه استقبال بشه ادامه میدم
چون بازم سکس کردیم اون شب:)
نوشته: حسین
5 پاسخ به “یه شب تا صبح در اختیار نوجوان افغان (۳)”
شخص دیگه ای با همین مشخصات خواستی پیام بده فاعلم
جووون عالیهمنم عاشق ایتم یه بچه سیسیگاسم کنه
توی قسمتهای قبلی طرف کون به عمرش ندیده بود و سکس نمیدونست چیه توی این قسمت یهو از عمو جانی هم حرفه ای تر شد ۶۹ و کون لیسی و سوراخ خوری و داگی و …
ک ی ر خواستی بگوو
این ک خوار مادرتو گاییدولی کاش منم ی اینطوری داشتم