سلام اسمم نازیه ۱۷سالمه
داستانمم کاملا واقعیه هرکی میخاد باور کنه میخاد نکنه
من از ۱۴سالگی حشری شدمو شروع کردم به فیلم دیدنو کصمو مالیدن.
۱۶سالم با یه پسری رفیق شدم(اینم بگم من عاشق جوراب مشکی نازکم).
یه روز که باهاش قرار گذاشتم با موتور اومد دنبالمو رفدیم یکم چرخیدیم
بعدش گفت یه سوپرایز دارم برات بریم بهت بدم منم گفتم باشه.
اینم بگم که من خیلی واسش عکس میفرستادم از بدنم و اون میدونست که من عاشق جوراب نازکم.
دیدم رفت خونشون گفت بیا بریم تو…رفتیم تو یکم نشستیم و میوه اینا خوردیم
بعدش گفت بشین تا بیارم…رفت تو اتاق اومد دستش یه بسته بود داد بهم بازش کردم دیدم یه جوراب نازک مشکی از اینا که تا زیر کون میاده…
گفت بپوش منم سریع شلوارو شورتمو در اوردم پوشیدمش وااایییی حشرم زد بالا اون لحظه
من بلند کرد رفدیم تو اتاق انداخت رو تخت…لبامو مثه وحشیا میخوردو سینه هامو چنگ میزد…
منم حسابی لباشو با ولع میخوردم
بعدش کصمو کونمو یکم خورد منم حسااابی کیرشو خوردم
مدل فرقونی خابیدم پاهامو دادم بالا کیرشو گذاشت لبه سوراخ کونمو اروم اروم هلش داد تو
منم مثه فیلما مثه جنده ها ناله میکردم که حشری تر بشه
نزدیک ۱۰دیقه مثه وحشیا منو کرد و ابشو ریخت دهنم
خیلی سکس خوبی بود
امیدوارم خوشتون اومده باشع
نوشته: نازی
داستانمم کاملا واقعیه هرکی میخاد باور کنه میخاد نکنه
من از ۱۴سالگی حشری شدمو شروع کردم به فیلم دیدنو کصمو مالیدن.
۱۶سالم با یه پسری رفیق شدم(اینم بگم من عاشق جوراب مشکی نازکم).
یه روز که باهاش قرار گذاشتم با موتور اومد دنبالمو رفدیم یکم چرخیدیم
بعدش گفت یه سوپرایز دارم برات بریم بهت بدم منم گفتم باشه.
اینم بگم که من خیلی واسش عکس میفرستادم از بدنم و اون میدونست که من عاشق جوراب نازکم.
دیدم رفت خونشون گفت بیا بریم تو…رفتیم تو یکم نشستیم و میوه اینا خوردیم
بعدش گفت بشین تا بیارم…رفت تو اتاق اومد دستش یه بسته بود داد بهم بازش کردم دیدم یه جوراب نازک مشکی از اینا که تا زیر کون میاده…
گفت بپوش منم سریع شلوارو شورتمو در اوردم پوشیدمش وااایییی حشرم زد بالا اون لحظه
من بلند کرد رفدیم تو اتاق انداخت رو تخت…لبامو مثه وحشیا میخوردو سینه هامو چنگ میزد…
منم حسابی لباشو با ولع میخوردم
بعدش کصمو کونمو یکم خورد منم حسااابی کیرشو خوردم
مدل فرقونی خابیدم پاهامو دادم بالا کیرشو گذاشت لبه سوراخ کونمو اروم اروم هلش داد تو
منم مثه فیلما مثه جنده ها ناله میکردم که حشری تر بشه
نزدیک ۱۰دیقه مثه وحشیا منو کرد و ابشو ریخت دهنم
خیلی سکس خوبی بود
امیدوارم خوشتون اومده باشع
نوشته: نازی
16 پاسخ به “سکسه یهویی”
خخخخخخ…این داستااااان بود؟!به به… به به…خب یه ذره طولش میدادی چقدر ذهنت کوشولوئه!۱۶ سالت بود برای اولین بار از پشت…بعد خیلی راحت هم بود؟!چند سالته عمو؟
دینگ دینگ اس ام اس 🙂
ﻛﻴﺮﻩ ﺧﺮ ﺗﻮ ﻛﻴﻮﻧﺖ ﻳﻬﻮﻳﻲﺍﮔﺰﻭﺯﻩ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﺗﻮ ﻛﻴﻮﻧﺖ ﻳﻬﻮﻳﻲﺟﻮﺭﺍﺏ ﻣﺸﻜﻲ ﺗﻮ ﻛﻴﻮﻧﺖ ﻳﻬﻮﻳﻲﺍﻭﻥ ﻣﻴﻮﻩ ﺍﻱ ﻛﻪ ﭘﻮﺳﺖ ﻛﻨﺪﻱ ﺍﻭﻧﻢ ﺗﻮ ﻛﻴﻮﻧﺖ ﻳﻬﻮﻳﻲﻣﺎ ﻛﻪ ﻧﻔﻬﻤﻴﺪﻳﻢ ﻳﻪ ﺟﻘﻴﻪ ﺷﻮﻣﺒﻮﻝ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﻲ
جلقی کونی
اس ام اس بود 🙁
همه چی بکنار ؟نمودم معلم ادبیاتتورفدی یا رفتی؟این یهویی بود؟خو رفتی خونشون ک بدی واس نماز جماعت که نرفتی خونشون یهویییهویی سیاهی خر اندرونیت
به راست و دروغش کار ندارم، کونده خان نماینده های گینس پیشت بودن؟؟ کسکش انگار میخواست رکورد ثبت کنه
مثل ج ن ده هاناله میکردب (hypnotized) عزیزم ج ن د ه هستی خبرنداری آینده درخشانی داری زندگی پر از دادن وکاسبی
اونوقت ااز چی باید خوشمون بیاد؟؟میخواستی زودتر تموم کنی داستانو بری به عمل مقدس جقت برسی؟؟دستو از تو شلوارت درار بیتربیت!! ?
سلام من ی کونیم خوبین همگی؟ خلاصه منو برد تو اتاق خب مدل فرقونی گاید منم مث کسخلا اه اه میکردم ابشو ریخت دهنمخدافظ ملت رفتم اب رادیات تراکتورو قرقره کنم (dash)
اقا دو هفته نبودیم، چه داستاهای کسوپرتی اپ شده، اون یکی ننش جنده عموشه،،،، این یکی تا یه جفت جوراب بهش دادن شرت و شلوارشو در اورده… وا عجبا…
سایز کیرم از تو زیادتره . کیرم تو کیون اجداد ونیاکانت
والا …این سکسه یهویی بود یا عکس سلفی یهویی؟مثلا من و جوراب مشکی نازک یهوییتو دستشویی داشتی اشتباهی فکر کردی حشرت زده بالا طرفم فهمیده عن و گوهت قاطیه گفته حالا که خرتوخره با یه جوراب کونش بزارم
داستان کوتاه بود، بعدش مدل فرغونی چجوریه؟؟
فک کنم اسم این داستان نیست اس ام اسه
نمیدونم چی بگم والا 🙁