خب تو قسمت قبل از نحوه آشناییم با علی و محمد گفتم و این که چه جوری با رفتارم بهشون نشون دادم که من کونیم و دنبال کیر میگردم ، لخت فقط با شورت دراز کشیده بودم رو تخت که تو واتس آپ پیام اومد ، علی بود ، نوشته بود سامان ببخشید که وقتی لخت بودی اون کارو کردم . نوشتم کدوم کار ؟ گفت که باسنتو گرفتم تو دستم . نوشتم عزیزم اشکال نداره ، خیلیم خوشم اومد ، ولی نمیخوام با محمد تو رابطه باشم ، فقط خودت . بعدش براش یه لب فرستادم و نوشتم ازت خوشم اومده و میخوام باهات رابطه داشته باشم .
تا نیم ساعت هیچ پیامی نیومد بعد نوشت چه رابطه ای ؟
نوشتم سکس ، سکس عاشقانه .
دیگه فهمیده بود من رک حرفمو میزنم ، اونم که حالا راحت تر از قبل بود نوشت ازم چی میخوای تو سکس ؟
نوشتم که من دوست دارم لباس زیر دخترونه بپوشم و رژ لب بزنم و دوست دخترت بشم ، توهم همه نیازهای سکس منو برطرف کنی .
نوشت قبول ، فقط من هفته ای یه روز کامل میتونم مرخصی بگیرم و بقیه روزا در حد ۳ یا ۴ ساعت مرخصی در روز .
نوشتم اشکال نداره عزیزم ، الان کجایی ؟
علی : تو خوابگاه
من : کاش الان پیشت بودم
علی : اینجا بودی که کسی بهت رحم نمیکرد .
من : پس تو چیکاره ای ؟ مگه دوست پسرم نیستی ؟
علی : شوخی کردم ، نمیزارم کسی بد نگاهت کنه ،
من : آفرین عشقم . فردا میتونی بیای بریم تا شهریار برگردیم ؟
علی : ساعت ۱ بعد از ظهر به بعد میتونم .
من : باشه بیا ، فقط با لباس سربازی نیا ، تیپ بزن ، ساعت ۲ عصر جلو خونمون باش . فعلا بای
علی : باشه عزیزم بای .
خب فردا میدونستم که قراره با علی حال کنم ، برام کار سختی نبود ، شب به بابام گفتم فردا عصر میرم با دوستام سینما بعدشم فوتبال تا شب برمیگردم ، که اونم جوابش مثل همیشه این بود : تا قبل ۱۲ شب خونه باش .
حالا ماجرا از این قرار بود که میخواستم علی رو ببرم ویلا کوچیکی که تو شهریار داشتیم و من ریموت و کلید کپی برا خودم داشتم .
فرداش ۱۲ ظهر از خواب بیدار شدم ، یه چیز سبک خوردم و دوش گرفتم ، اصلا استرس نداشتم .
هرچی لباس دخترونه داشتم آوردم پایین اولین چیزی که معمولا انتخاب میکنم شورت ، برعکس همه دخترونه پوشا که شورت لامبادا و از این حرفا میپوشن من یه شورت صورتی ساده دارم روش عکسای توت فرنگی ، فقط انقدر تنگه که واقعا دول کوچیکم لای پام گم میشه و کون گندمو فقط یکم پوشش میده ، یه سوتین صورتی اسفنجی با همون طرح توت فرنگی تنم کردم و توش دوتا جوراب تمیز گذاشتم ، وقتی اینارو میپوشم مثل دخترای دبیرستانی میشدم که میرن خونه دوست پسرشون .
یه لگ شاین کرم رنگ دارم که پشت چین هست و میره پشتش لای باسن ، اونو پام کردم ، و یه تاپ یقه شول که روی شونش دوتا بند نازک داشت که بندهای سوتینم و کمی از سوتینم دیده میشد ، ساعت ۱ بود و من وقت داشتم صورت بدون مو خودمو آرایش کنم ، کرم پودر ، رژ لب ، خط چشم ، سایه پشت چشم . عالی شدم . عطر ویکتوریا سکرت زدم ، و روش یه پوشیدم تا بالای باسنم .
یه جوراب صورتی کالجی پام کردم ، با کالج مامانم که مشکی بود و روش سگک طلایی داشت .
گوشواره مگنت نگینی گذاشتم ، با گردنبد بدل که پلاک قلب داشت .
وقتی این کارو میکردم این تو ذهنم بود که آخه علی ارزششو داره آخه ؟ ولی بعدش به خودم میگفتم این تیپارو برا لذت خودت داری میزنی .
یه پابند طلایی انداختم . واییی خیلی صورتم خوشگل شده بود ، تیپم جوری بود که هرکس میدید میفهمید پسرم ، ولی از این پسر ترنس ها ، که عاشق کیرن .
یکم جلو آیینه با ناز راه رفتم ، بیشترین چیزی که خیلی تابلو بود لگ شاین کرم رنگ که رفته بود لای کونم و بعدش صورتم ، وگرنه تاپ و سوتینم زیر کاپشن پیدا نبود .
علی زنگ زد تا ۱۰ مین دیگه میرسه .
من که میدونستم با این تیپ بیرون نمیشه راه رفت ، اسنپ گرفتم تا شهریار جلو باغمون که تا علی میرسه اسنپ هم برسه ، لباسهای معمولیم و با لباس فوتبال رو با آرایش پاک کن ریختم تو یه کوله .
علی زنگ زد رسیده ، گفتم صبر کن .
اسنپ یه پژو تاکسی سبز بود که رسید زنگ زد من تو مبدا هستم .
جلوی پام رو نگاه کردم دیدم قشنگ دولم معلومه ، ولی برام اصلا مهم نبود .
فقط نمیخواستم همسایه ها ببینن واسه همین بدو بدو رفتم پایین . علی با یه پیراهن سفید و شلوار پارچه ای مشکی بود تا دیدم خندم گرفت انگار میخواد بره عروسی .
منو دید دهنش باز بود ، یه نگاه به سرتا پا و صورتم کرد ، معلوم بود هم حشری شده هم خجالت کشیده .
من خیلی ریلکس رفتم جلو باهاش دست دادم گفتم با این تاکسی میریم ، نشستیم تو ماشین ، راننده یه پسر حدود ۳۶ سال بود ، ما که نشستیم تو آینه یه نگاه کرد به منو علی ، قشنگ معلوم بود فهمیده چه خبره . یه پسر با تیپ دخترونه و آرایش با یه پسر هیکلی شهرستانی .
وقتی نشستیم به علی گفتم چطوری عشقم ؟ علی با خجالت گفت مرسی . دستشو گرفتم گذاشتم روی رونم .
علی در گوشم گفت : راننده چه نگاهی میکنه بهت .
منم در گوشش گفتم بزار آنقدر نگاه کنه بمیره ، من فقط واسه تو ام ، بعد همینجوری که در گوشش حرف میزدم گردنشو بوس کردم . که راننده باز یه نگاهی کرد . منم خندیدم . به راننده گفتم چند دقیقه راه ؟ گفت : تقریبا ۱ ساعت اگر عجله دارید سریع تر برم ، منم با ناز و حالت حشری گفتم اگه امکانش هست ، آخه اونجا خیلی کار داریم ما . اینجا دیگه دست راننده رفت سمت کیرش .
علی هم یه دونه با پاش زد به پام که یعنی زشته .
منم بلند گفتم چه زشتی داره . بعد دستمو گذاشتم رو کیر علی ، دیدم حسابی سیخ کرده ، کیرشو از رو شلوار گرفتم و شروع کردم مالیدن ، کیر کلفت و گنده ای داشت ، به خودم گفتم آفرین به این انتخابت .
به راننده گفتم : میشه سیگار بکشم ؟
راننده : اگه به منم میدید اره .
من با عشوه گفتم ، چرا که نه ، به شما هم میدم ، بعد بلند خندیدم و یه نخ سیگار بهش دادم .
توی مسیر علی سمت پنجره ماشین بود و منم وسط ، راننده همش چشمش از آیینه وسط به من بود ، همینجوری که کیر علی از رو شلوار تو دستم بود ، زیپ کاپشن رو دادم پایین تا راننده تاپ و سوتینم و ببینه ، علی که این حرکت و دید در گوشم گفت سامان زشته ، منم عادی جوری که راننده بشنوه گفتم بهم بگو نگین . بعد تو آیینه یه چشمک به راننده زدم ، اونم یه لبخند حشری زد بهم .
رسیدیم جلو باغ
بعد به راننده گفتم ما حداکثر ۲ ساعت دیگه بر میگردیم اگر این دوروبر بودی میخوای با خودت برگردیم ، راننده گفت اتفاقا خسته ام همینجا تو ماشین یه چرت کوتاه میزنم ، فقط اگه امکانش هست یکم آب برام بیار ، گفتم باشه .
رفتیم با علی داخل ، تا رسیدیم تو اتاق گفت نگین کیرم داره منفجر میشه ، چسبید بهم و شروع کرد لبامو خوردن ،
کاپشنمو و لگم رو در آوردم بعد تاپم ، حالا با شورت و سوتین جلوش بودم ، معلوم بود عجله داره برا کردنم ،
لپ کونم و بزور از چنگش در آوردم گفتم برو دوش بگیر تا من آماده شم ، علی گفت تازه حموم بودم ، گفتم دوباره برو ، رفت حموم ، منم رفتم دستشویی خودمو خالی کردم یکم ادکلن زدم به سوراخم ، یادم افتاد راننده آب میخاست ،
یه لیوان آب برداشتم زنگ زدم بهش با عشوه گفتم بیا جلو در آبتو بیارم . عین یه دختر کوچولو جنده با همون شورت و سوتین رفتم جلو در ، درو باز کردم ، جلو در بود ، لیوان و دادم بهش ، گفت نگین عجب بدنی داری ، میشه منم بیام تو ، خیلی هوس کونتو کردم جنده کوچولو ، گفتم الان نه دوست پسرم هست نمیشه ، دستشو آورد کمرمو گرفت چسبوند به خودش ، انگشتشو از رو شورت گزاشت رو سوراخ کونم فشار داد ، گفت جوری میکنمت نگین که تو خابتم ندیدی ، گفتم شمارتو سیو میکنم یه روز دیگه ، تو رو خدا ولم کن ، سرشو آورد شروع کرد گردنمو بوس کردن ، با هزار زحمت خودمو از بغلش جدا کردم درو بستم اومدم تو ، علی تازه از حموم اومده بود ، لخت لخت ، کیرش از زیر حوله پیدا بود ، باز اومد جلو چسبید بهم از پشت ، حولشو برداشت و کیر گندشو از پشت فشار داد لای پام ، با دستاش کونمو گرفته بود و فشار میداد ، میخواست شورتمو در بیاره نزاشتم ، برگشتم شروع کردم لب گرفتن ازش و کیرش و تخماش تو دستام بود ، آروم آروم بدنشو بوسیدمو رفتم پایین تخماشو شروع کردم لیسیدن ، بعد زیر کیرشو لیس میزدم ، حسابی داشت حال میکرد ، منم از کیرش داشتم لذت میبردم .
با یه حالت خشن دستمو گرفت بلند کرد برم گردوند ، سوتینمو باز کرد بعدم شورتمو کشید پایین ، دیگه میدونستم باید اجازه بدم کارشو بکنه ، رفت پایین شروع کرد باسنمو ماچ کردن ، بعد لاشو باز کرد نگاه کرد ، خیالش که راحت شد چقدر سوراخم تمیزه ، شروع کرد لیسیدن سوراخ کونم و دستشو آورد جلوم ، دولم که حالا سیخ شده بود و حالا شده بود یه دول نازک ۱۰ سانتی رو شروع کرد مالیدن ، میدونستم حتی دول کوچیکمم حشریش کرده .
گفت نگین دیگه طاقت ندارم ، میخوام بکنم کون گندتو .
یکم روغن بچه مالیدم به کیر گندش یکمم به سوراخ کونم ، روی کاناپه حالت داگی شدم ، گفتم علی میخوام کون دوست دخترتو جرر بدی ، فقط قبل این که ابت خواست بیاد بگو .
کمرمو گرفت ، با دستش کیرشو تنظیم کرد ، آروم آروم فشار داد ، گفت هر موقع درد داشتی بگو .
گفتم همه کیرتو بکن داخل ، دوست دختر جندتو بکن .
خیلی درد داشتم ، وقتی کیرشو تا ته کرد یه جیغ بلند زدم ، راستش آنقدر هم درد نداشت ، ولی دوست داشتم ادا در بیارم تا احساس قدرت کنه ، چند تا تلمبه زد کشید بیرون ، گفت نگین داره میاد . دیگه نمیتونم .
پاشدم از روی کاناپه رفتم یکم براش آب آوردم خورد ، دستشو گرفتم گفتم بلند شو بریم داخل حیاط باغ .
گفت همینجوری لخت ؟ گفتم نترس دید ندارد .
رفتیم تو حیاط روی تاب دونفره باغ نشستیم کنار هم ، سرمو گذاشتم رو شونش و تاب میخوردیم ، گفتم علی خیلی دوست دارم .
علی گفت : من تا امروز اینجوری حال نکرده بودم نگین .
بهش گفتم دوست داری آبتو بخورم ؟
علی گفت بدت نمیاد ؟
گفتم آب کیر تورو بدم نمیاد ، حالا قبلا چند بار این کارو کرده بودم ولی میخواستم فکر کنه به علی یه حال دیگه دارم میدم .
بلندش کردم از رو تاب ، خودم بر عکس رو تاب رو زانو نشستم ، گفتم یکم هلم بده دلم تاب بازی میخواد ، صحنه جالبی بود من کون گندم سمت علی بود ، علی هم با کیر راست و گندش پشتم منو از کون گندم رو تاب هول میداد ، هر از گاهی یه چک محکم رو کونم میزد و منم هر سری یه آی بلند میگفتم . معلوم بود علی تو آسموناست . و داره کیف میکنه .
علی تابو نگه داشت ، همونجوری که ۴ دست و پا بودم رو تاب ، کیرشو دوباره کرد تو کونم ، ۱ دقیقه نشد کشید بیرون ، گفت نگین دوست دارم کونتو بکنم تا شب ولی نمیتونم ، خیلی کون گندت عالیه .
زانو هام درد گرفته بود ، از تاب اومدم پایین . گفتم تو بشین رو تاب تا آبتو بخورم .
علی نشست رو تاب ، یکم با کون گندمو مالیدم به کیرش بعد نشستم جلوش شروع کردم تخماشو لیسیدن ، داد زد نگین داره میااااد .
همه کیرشو کردم تو دهنم که یه دفعه آبش با فشار خالی شد تو دهنم ، با دست راستش موهای سرمو گرفت کیرشو فشار میداد تو دهنم . همه آبش که اومد شروع کردم قورت دادن ، کیرشو کشیدم بیرون از دهنم ، با پشت دست لبامو پاک کردم گفتم مرسی عزیزم که حال دادی ، گفتم علی من میرم تو آرایشمو پاک کنم ، لباس بپوشم ، تو هم حاضر شو دیگه بریم ، رفتم داخل آرایشمو پاک کردم ، لباسهای دخترونمو گذاشتم تو کیف ، ولی شورت دخترونه مو زیرش پوشیدم ، صورتمو شستم ، مگنت گوشمو گذاشتم رو گوشم ، دیدم علی هم آماده شده ، یه لب گرفتم ازش ، گفتم بریم عشقم ؟ گفت بریم خانومی .
تو مسیر برگشت راننده جوری با خنده نگاه میکرد که با چشاش داشت میگفت جنده کونتو پاره کرد , اره ؟
رسیدیم جلو دکه ، علی گفت من از همینجا میرم نگین ، بعد تو همون ماشین لبامو بوسید و رفت ، خندم گرفت که چقدر فرق کرده بود علی ، وقتی پیاده شد راننده گفت حال داد بهت یا نه ؟
گفتم نه بابا کردن بلد نبود ، گفت میخوای خودم جوری بکنمت که سر حال بیای ؟
گفتم الان نه بهت خبر میدم ، شمارمو که داری ؟ بهم پ بده ، منو سر کوچمون پیاده کرد ، از تاکسی پیاده شدم رفتم سمت شیشه راننده ، دستمو گذاشتم رو کیرش که سفت بود ، گفتم منتظر کیرت هستم ،
سریع رفتم بالا تو اتاقم ، یه دوش گرفتم که بوی آب کیر از بدنم بره و یه مسواک زدم ، ولو شدم رو تخت .
پیام علی اومد که منو علی و جلو دکه دیده و دعواشون شده ، جواب ندادم و چشامو بستم ، بقیه داستان و تو قسمت بعد میگم عشقا
تا نیم ساعت هیچ پیامی نیومد بعد نوشت چه رابطه ای ؟
نوشتم سکس ، سکس عاشقانه .
دیگه فهمیده بود من رک حرفمو میزنم ، اونم که حالا راحت تر از قبل بود نوشت ازم چی میخوای تو سکس ؟
نوشتم که من دوست دارم لباس زیر دخترونه بپوشم و رژ لب بزنم و دوست دخترت بشم ، توهم همه نیازهای سکس منو برطرف کنی .
نوشت قبول ، فقط من هفته ای یه روز کامل میتونم مرخصی بگیرم و بقیه روزا در حد ۳ یا ۴ ساعت مرخصی در روز .
نوشتم اشکال نداره عزیزم ، الان کجایی ؟
علی : تو خوابگاه
من : کاش الان پیشت بودم
علی : اینجا بودی که کسی بهت رحم نمیکرد .
من : پس تو چیکاره ای ؟ مگه دوست پسرم نیستی ؟
علی : شوخی کردم ، نمیزارم کسی بد نگاهت کنه ،
من : آفرین عشقم . فردا میتونی بیای بریم تا شهریار برگردیم ؟
علی : ساعت ۱ بعد از ظهر به بعد میتونم .
من : باشه بیا ، فقط با لباس سربازی نیا ، تیپ بزن ، ساعت ۲ عصر جلو خونمون باش . فعلا بای
علی : باشه عزیزم بای .
خب فردا میدونستم که قراره با علی حال کنم ، برام کار سختی نبود ، شب به بابام گفتم فردا عصر میرم با دوستام سینما بعدشم فوتبال تا شب برمیگردم ، که اونم جوابش مثل همیشه این بود : تا قبل ۱۲ شب خونه باش .
حالا ماجرا از این قرار بود که میخواستم علی رو ببرم ویلا کوچیکی که تو شهریار داشتیم و من ریموت و کلید کپی برا خودم داشتم .
فرداش ۱۲ ظهر از خواب بیدار شدم ، یه چیز سبک خوردم و دوش گرفتم ، اصلا استرس نداشتم .
هرچی لباس دخترونه داشتم آوردم پایین اولین چیزی که معمولا انتخاب میکنم شورت ، برعکس همه دخترونه پوشا که شورت لامبادا و از این حرفا میپوشن من یه شورت صورتی ساده دارم روش عکسای توت فرنگی ، فقط انقدر تنگه که واقعا دول کوچیکم لای پام گم میشه و کون گندمو فقط یکم پوشش میده ، یه سوتین صورتی اسفنجی با همون طرح توت فرنگی تنم کردم و توش دوتا جوراب تمیز گذاشتم ، وقتی اینارو میپوشم مثل دخترای دبیرستانی میشدم که میرن خونه دوست پسرشون .
یه لگ شاین کرم رنگ دارم که پشت چین هست و میره پشتش لای باسن ، اونو پام کردم ، و یه تاپ یقه شول که روی شونش دوتا بند نازک داشت که بندهای سوتینم و کمی از سوتینم دیده میشد ، ساعت ۱ بود و من وقت داشتم صورت بدون مو خودمو آرایش کنم ، کرم پودر ، رژ لب ، خط چشم ، سایه پشت چشم . عالی شدم . عطر ویکتوریا سکرت زدم ، و روش یه پوشیدم تا بالای باسنم .
یه جوراب صورتی کالجی پام کردم ، با کالج مامانم که مشکی بود و روش سگک طلایی داشت .
گوشواره مگنت نگینی گذاشتم ، با گردنبد بدل که پلاک قلب داشت .
وقتی این کارو میکردم این تو ذهنم بود که آخه علی ارزششو داره آخه ؟ ولی بعدش به خودم میگفتم این تیپارو برا لذت خودت داری میزنی .
یه پابند طلایی انداختم . واییی خیلی صورتم خوشگل شده بود ، تیپم جوری بود که هرکس میدید میفهمید پسرم ، ولی از این پسر ترنس ها ، که عاشق کیرن .
یکم جلو آیینه با ناز راه رفتم ، بیشترین چیزی که خیلی تابلو بود لگ شاین کرم رنگ که رفته بود لای کونم و بعدش صورتم ، وگرنه تاپ و سوتینم زیر کاپشن پیدا نبود .
علی زنگ زد تا ۱۰ مین دیگه میرسه .
من که میدونستم با این تیپ بیرون نمیشه راه رفت ، اسنپ گرفتم تا شهریار جلو باغمون که تا علی میرسه اسنپ هم برسه ، لباسهای معمولیم و با لباس فوتبال رو با آرایش پاک کن ریختم تو یه کوله .
علی زنگ زد رسیده ، گفتم صبر کن .
اسنپ یه پژو تاکسی سبز بود که رسید زنگ زد من تو مبدا هستم .
جلوی پام رو نگاه کردم دیدم قشنگ دولم معلومه ، ولی برام اصلا مهم نبود .
فقط نمیخواستم همسایه ها ببینن واسه همین بدو بدو رفتم پایین . علی با یه پیراهن سفید و شلوار پارچه ای مشکی بود تا دیدم خندم گرفت انگار میخواد بره عروسی .
منو دید دهنش باز بود ، یه نگاه به سرتا پا و صورتم کرد ، معلوم بود هم حشری شده هم خجالت کشیده .
من خیلی ریلکس رفتم جلو باهاش دست دادم گفتم با این تاکسی میریم ، نشستیم تو ماشین ، راننده یه پسر حدود ۳۶ سال بود ، ما که نشستیم تو آینه یه نگاه کرد به منو علی ، قشنگ معلوم بود فهمیده چه خبره . یه پسر با تیپ دخترونه و آرایش با یه پسر هیکلی شهرستانی .
وقتی نشستیم به علی گفتم چطوری عشقم ؟ علی با خجالت گفت مرسی . دستشو گرفتم گذاشتم روی رونم .
علی در گوشم گفت : راننده چه نگاهی میکنه بهت .
منم در گوشش گفتم بزار آنقدر نگاه کنه بمیره ، من فقط واسه تو ام ، بعد همینجوری که در گوشش حرف میزدم گردنشو بوس کردم . که راننده باز یه نگاهی کرد . منم خندیدم . به راننده گفتم چند دقیقه راه ؟ گفت : تقریبا ۱ ساعت اگر عجله دارید سریع تر برم ، منم با ناز و حالت حشری گفتم اگه امکانش هست ، آخه اونجا خیلی کار داریم ما . اینجا دیگه دست راننده رفت سمت کیرش .
علی هم یه دونه با پاش زد به پام که یعنی زشته .
منم بلند گفتم چه زشتی داره . بعد دستمو گذاشتم رو کیر علی ، دیدم حسابی سیخ کرده ، کیرشو از رو شلوار گرفتم و شروع کردم مالیدن ، کیر کلفت و گنده ای داشت ، به خودم گفتم آفرین به این انتخابت .
به راننده گفتم : میشه سیگار بکشم ؟
راننده : اگه به منم میدید اره .
من با عشوه گفتم ، چرا که نه ، به شما هم میدم ، بعد بلند خندیدم و یه نخ سیگار بهش دادم .
توی مسیر علی سمت پنجره ماشین بود و منم وسط ، راننده همش چشمش از آیینه وسط به من بود ، همینجوری که کیر علی از رو شلوار تو دستم بود ، زیپ کاپشن رو دادم پایین تا راننده تاپ و سوتینم و ببینه ، علی که این حرکت و دید در گوشم گفت سامان زشته ، منم عادی جوری که راننده بشنوه گفتم بهم بگو نگین . بعد تو آیینه یه چشمک به راننده زدم ، اونم یه لبخند حشری زد بهم .
رسیدیم جلو باغ
بعد به راننده گفتم ما حداکثر ۲ ساعت دیگه بر میگردیم اگر این دوروبر بودی میخوای با خودت برگردیم ، راننده گفت اتفاقا خسته ام همینجا تو ماشین یه چرت کوتاه میزنم ، فقط اگه امکانش هست یکم آب برام بیار ، گفتم باشه .
رفتیم با علی داخل ، تا رسیدیم تو اتاق گفت نگین کیرم داره منفجر میشه ، چسبید بهم و شروع کرد لبامو خوردن ،
کاپشنمو و لگم رو در آوردم بعد تاپم ، حالا با شورت و سوتین جلوش بودم ، معلوم بود عجله داره برا کردنم ،
لپ کونم و بزور از چنگش در آوردم گفتم برو دوش بگیر تا من آماده شم ، علی گفت تازه حموم بودم ، گفتم دوباره برو ، رفت حموم ، منم رفتم دستشویی خودمو خالی کردم یکم ادکلن زدم به سوراخم ، یادم افتاد راننده آب میخاست ،
یه لیوان آب برداشتم زنگ زدم بهش با عشوه گفتم بیا جلو در آبتو بیارم . عین یه دختر کوچولو جنده با همون شورت و سوتین رفتم جلو در ، درو باز کردم ، جلو در بود ، لیوان و دادم بهش ، گفت نگین عجب بدنی داری ، میشه منم بیام تو ، خیلی هوس کونتو کردم جنده کوچولو ، گفتم الان نه دوست پسرم هست نمیشه ، دستشو آورد کمرمو گرفت چسبوند به خودش ، انگشتشو از رو شورت گزاشت رو سوراخ کونم فشار داد ، گفت جوری میکنمت نگین که تو خابتم ندیدی ، گفتم شمارتو سیو میکنم یه روز دیگه ، تو رو خدا ولم کن ، سرشو آورد شروع کرد گردنمو بوس کردن ، با هزار زحمت خودمو از بغلش جدا کردم درو بستم اومدم تو ، علی تازه از حموم اومده بود ، لخت لخت ، کیرش از زیر حوله پیدا بود ، باز اومد جلو چسبید بهم از پشت ، حولشو برداشت و کیر گندشو از پشت فشار داد لای پام ، با دستاش کونمو گرفته بود و فشار میداد ، میخواست شورتمو در بیاره نزاشتم ، برگشتم شروع کردم لب گرفتن ازش و کیرش و تخماش تو دستام بود ، آروم آروم بدنشو بوسیدمو رفتم پایین تخماشو شروع کردم لیسیدن ، بعد زیر کیرشو لیس میزدم ، حسابی داشت حال میکرد ، منم از کیرش داشتم لذت میبردم .
با یه حالت خشن دستمو گرفت بلند کرد برم گردوند ، سوتینمو باز کرد بعدم شورتمو کشید پایین ، دیگه میدونستم باید اجازه بدم کارشو بکنه ، رفت پایین شروع کرد باسنمو ماچ کردن ، بعد لاشو باز کرد نگاه کرد ، خیالش که راحت شد چقدر سوراخم تمیزه ، شروع کرد لیسیدن سوراخ کونم و دستشو آورد جلوم ، دولم که حالا سیخ شده بود و حالا شده بود یه دول نازک ۱۰ سانتی رو شروع کرد مالیدن ، میدونستم حتی دول کوچیکمم حشریش کرده .
گفت نگین دیگه طاقت ندارم ، میخوام بکنم کون گندتو .
یکم روغن بچه مالیدم به کیر گندش یکمم به سوراخ کونم ، روی کاناپه حالت داگی شدم ، گفتم علی میخوام کون دوست دخترتو جرر بدی ، فقط قبل این که ابت خواست بیاد بگو .
کمرمو گرفت ، با دستش کیرشو تنظیم کرد ، آروم آروم فشار داد ، گفت هر موقع درد داشتی بگو .
گفتم همه کیرتو بکن داخل ، دوست دختر جندتو بکن .
خیلی درد داشتم ، وقتی کیرشو تا ته کرد یه جیغ بلند زدم ، راستش آنقدر هم درد نداشت ، ولی دوست داشتم ادا در بیارم تا احساس قدرت کنه ، چند تا تلمبه زد کشید بیرون ، گفت نگین داره میاد . دیگه نمیتونم .
پاشدم از روی کاناپه رفتم یکم براش آب آوردم خورد ، دستشو گرفتم گفتم بلند شو بریم داخل حیاط باغ .
گفت همینجوری لخت ؟ گفتم نترس دید ندارد .
رفتیم تو حیاط روی تاب دونفره باغ نشستیم کنار هم ، سرمو گذاشتم رو شونش و تاب میخوردیم ، گفتم علی خیلی دوست دارم .
علی گفت : من تا امروز اینجوری حال نکرده بودم نگین .
بهش گفتم دوست داری آبتو بخورم ؟
علی گفت بدت نمیاد ؟
گفتم آب کیر تورو بدم نمیاد ، حالا قبلا چند بار این کارو کرده بودم ولی میخواستم فکر کنه به علی یه حال دیگه دارم میدم .
بلندش کردم از رو تاب ، خودم بر عکس رو تاب رو زانو نشستم ، گفتم یکم هلم بده دلم تاب بازی میخواد ، صحنه جالبی بود من کون گندم سمت علی بود ، علی هم با کیر راست و گندش پشتم منو از کون گندم رو تاب هول میداد ، هر از گاهی یه چک محکم رو کونم میزد و منم هر سری یه آی بلند میگفتم . معلوم بود علی تو آسموناست . و داره کیف میکنه .
علی تابو نگه داشت ، همونجوری که ۴ دست و پا بودم رو تاب ، کیرشو دوباره کرد تو کونم ، ۱ دقیقه نشد کشید بیرون ، گفت نگین دوست دارم کونتو بکنم تا شب ولی نمیتونم ، خیلی کون گندت عالیه .
زانو هام درد گرفته بود ، از تاب اومدم پایین . گفتم تو بشین رو تاب تا آبتو بخورم .
علی نشست رو تاب ، یکم با کون گندمو مالیدم به کیرش بعد نشستم جلوش شروع کردم تخماشو لیسیدن ، داد زد نگین داره میااااد .
همه کیرشو کردم تو دهنم که یه دفعه آبش با فشار خالی شد تو دهنم ، با دست راستش موهای سرمو گرفت کیرشو فشار میداد تو دهنم . همه آبش که اومد شروع کردم قورت دادن ، کیرشو کشیدم بیرون از دهنم ، با پشت دست لبامو پاک کردم گفتم مرسی عزیزم که حال دادی ، گفتم علی من میرم تو آرایشمو پاک کنم ، لباس بپوشم ، تو هم حاضر شو دیگه بریم ، رفتم داخل آرایشمو پاک کردم ، لباسهای دخترونمو گذاشتم تو کیف ، ولی شورت دخترونه مو زیرش پوشیدم ، صورتمو شستم ، مگنت گوشمو گذاشتم رو گوشم ، دیدم علی هم آماده شده ، یه لب گرفتم ازش ، گفتم بریم عشقم ؟ گفت بریم خانومی .
تو مسیر برگشت راننده جوری با خنده نگاه میکرد که با چشاش داشت میگفت جنده کونتو پاره کرد , اره ؟
رسیدیم جلو دکه ، علی گفت من از همینجا میرم نگین ، بعد تو همون ماشین لبامو بوسید و رفت ، خندم گرفت که چقدر فرق کرده بود علی ، وقتی پیاده شد راننده گفت حال داد بهت یا نه ؟
گفتم نه بابا کردن بلد نبود ، گفت میخوای خودم جوری بکنمت که سر حال بیای ؟
گفتم الان نه بهت خبر میدم ، شمارمو که داری ؟ بهم پ بده ، منو سر کوچمون پیاده کرد ، از تاکسی پیاده شدم رفتم سمت شیشه راننده ، دستمو گذاشتم رو کیرش که سفت بود ، گفتم منتظر کیرت هستم ،
سریع رفتم بالا تو اتاقم ، یه دوش گرفتم که بوی آب کیر از بدنم بره و یه مسواک زدم ، ولو شدم رو تخت .
پیام علی اومد که منو علی و جلو دکه دیده و دعواشون شده ، جواب ندادم و چشامو بستم ، بقیه داستان و تو قسمت بعد میگم عشقا
نوشته: سامان
5 پاسخ به “دکه (۲)”
يه سامان شمال نيست؟
نوشتار خوب بود…ولی به جای مفعول داستان احساس حقارت کردم…به چه قیمت!؟ به واقعی یاغیرپاقعی بودن داستان کارتدارم لااقل عمل کنیدتغییرجنسیت بدید بدونید باخودتون چند چندین…
سامانبا ما بمان
نوشتارت خیلی خوب بود ضمن اینکه در رفتارت داری جندگی رو به اوج میرسونی و این خیلی خوبه
خداشانس بده سامان جان تو که به همه میدی به ماهم بده