فقط سه دقيقه و چهل و هشت ثانيه تا تحويل سال نو باقي ماند ولي پدر ومادرم هنوز از خريد شيريني و بر نگشته بودند که يک دفعه زنگ در صدا خورد با صداي هيجان زده گفتم فقط سه دقيقه مونده پدر و مادرم سريع اومدن بالا با همون لباس هاي بيرون نشستيم سر سفره و سال تحويل شد دو ساعت و چهل و پنج دقيقه ي بعد اماده ي سفر بوديم رفتيم خانه ي مادر بزرگم پس از شش ساعت عذاب اور بلاخره رسيديم خانه ي مادر بزرگم در يک روستاي کوچک و خيلي قشنگه من خاطره هاي زيبايي از انجا دارم .به اين ترتيب روز اول عيد سپري شد روز دوم در حوالي عصر ناگهان يک سمند نقره اي در حياط خانه مادر بزرگم پارک کرد . متوجه شدم عمه ي مادرم با دو دخترش به انجا امده اند راستش خوشحال شدم چون نه دوست دختر داشتم نه سمت دختر بازي ميرفتم واسه همين وقتي يه وقت دختر کارم بود خيلي هيجان زده ميشدم . انها امدن و پس از سلام و احوال پرسي به طبقه ي بالا رفتند چون از راه دوري امده بودند ديگه پايين نيامدند حتي واسه شام. صبح فردا براي صبحانه پايين امدند با همون نگاه اولي الهه دختر کوچکتر که هم سن من بود رو ديدم يه حس خوبي بهم دست داد بعد از اتمام صبحانه ديدم اون توي حياط بزرگ خونه ي مادر بزرگم که پر از درخت هاي گلابي و پرتغال و انار بود داره قدم ميزنه
رفتم پيشش گفم خيلي قشنگه مگه نه ؟ گفت : بي نظيره .گفتم بيا بريم يه چيزه جالبتر رو بهت نشون بدم .گفت چيه؟ گفتم بيا.رفتيم اسبي که از بچگي مادر بزرگم به من داده بودو بهش نشون دادم خيلي هيجان زده شد گفت:واااي چه نازه .حقيقتش تا حالا سوار اسب نشده بوده ولي ريسکش و قبول کردم گفتم بيا سوارش شيم گفت:ميترسم .گفتم بابا ترس نداره که(ولي مثل سگ ميترسدم)خلاصه اخر قبول نکرد .بعد يکي دو ساعت تو حياط ول گشتيم خيلي با هم صميمي شديم بالاهم رفتيم همش با هم شوخي ميکرديم . دو روزه بعد رفتم پيشه اسبم ديدم سيخ کرده ميخواد جفت گيري کنه مخواستم برم به الهه بگم بياد .اول پيش خودم خجالت کشيدم ولي دلو زدم به دريا رفتم بهش يواشکي گفتم اونم هيجان زده شد اول يه ذره خنديديم ولي بعد گفت خوش به حالشون چه حالي ميکنن منم دو هزاريم جا افتاد دستشو گرفتم فشردم اونم لب پايينشو گاز گرفت رفتيم يه گوشه از باغ اولش خجالت کشيدم شروع کنم ديدم چشاشو بست لباشو اورد جلو منم هر چي تو سوپر و فيلم ديده بودم انجام دادم واقعا حس عجيبي داشت تو نهايت لذت بودم گفت ميخوام اونجاتو ببينم گفتم ببين شلوار راحتي داشتم کشيد پايين کيرم سيخ سيخ بود کلي باهاش ور رفت يهو گف ميخوام طمعشو بچشم يهو کيرمو گذاشت تودهنش يهو تنم به لرزه افتاد يه ذره خورد گفتم ابم داره مياد گفت بريزش روي گل رزي يه چند قدم اونورتر بود اول خندم گرفت بعد رفتم بالا سر گل بدبخت يه ذره کف دست زدم ريختم رو گل بدبخت البته رنگ قرمز گل با اب سفيد من خوشگل شد. گفت حالا نوبت منه منم گفتم با کمال ميل شلورشو در اورد ديدم کسش خيس شده يه ذره باهاش ور رفتم ديدم خيلي تو فازه جو منو گرفت کسش ليس زدم يهو گفت وووووييي دوباره حشرم زد بالا تند تر ميخوردم دستامو بردم بالا س ينه هاشو ماليدم يه چند لحظه ادامه دادم يهو لرزيد ابش از اب من سفيد تر بود رفتم بغلش کرد دوباره لباشو خوردم گفتم هنوزم به اون اسباحسودي ميکني ): کلي خنديديم رفت از اون گله عکس گرفت و رفتيم بالا .روز بعد ما برگشتيم ولي ايندفعه شش ساعت لذت بخش با خاطره ي الهه داشتم. ديشب بعد گذشت 12 سال اونو توي فيسبوک ديدم کلي با هم چت کرديم الان ديگه ايران نيست با خانوادش به اروپا مهاجرت کردند.
ممنون خاطر صرف وقت
نوشته: خنوس
168 پاسخ به “دنیای زیبای نوجوانی”
دوست عزیز جق نزن/که نشی اینطوری جو گیر/که اینجوری وا ندی/داستانای جقی تو/ توی بکن تو جا ندی/اگه دوباره بشنوم/یاکه بیام ببینم/گذاشتی اینجا کس شعر/بدون که میکنم فرو/کیر شرکو تو کونت
اس ام اس بود؟ انشا بود ؟داستان بود ؟ اگه کسی فهمید به منم بگه …امان از دست این دخترا …تو نصف داستانای این سایت دخترا همشون ساده هستن و با دو تا کلمه محبت آمیز زود گول میخورن و زود حرف سکسو میکشن وسط …خیلی عجیبه !!! :/
و در اين لحظه من تو را به مقامه شامخه “کس گف”عظم نايل ميکنم باشد که ديگر دست از کس گفتن برداري.
سلامبدنبود،به نظرمنم سکس تونوجوانی لذت ریادوبه یادموندنی داره.امااین بیشتراس ام اس بودتااینکه داستان!همگی موفق باشید.یاحق
آن پسر با اسب آمد.آن دختر با سمند بعد از 6ساعت آمد،آن اسب بعداز دو دقیقه و پانزده ثانیه کیرش را به کس آن یکی اسب فرو کرد،آن پسر آبش را به روی گلهای رز ریخت گل رز حامله شد و به فیسبوک رفت و اینچنین بود که فیسبوک فیلتر شد،و الان ما با فیلترشکن به فیسبوک و بکن تو میرویم و پراید بیست میلیون شده است و آقا از سران سه قوه ناراحت است،این بود انشاء من در مورد تعطیلات عید را چگونه گذراندید
man taham namarda komakam konid
mano mikonid
baba g bedid dg man az tehranam
بروس یعنی تو حرف نداری خداوکیلی :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :)) :))دمت گرم خداییش انقدر خندیدم که نمیتونم بگم چقدر بود =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =)) =))ولی ناکس من همونطوری بیریختم؟
منو بکنید دارم میمیرم ج بدید
اقای بروس لی میخوام بات اشنا شم
سلام بروس جان
kheyli namardi
موضوع انشا : تعطيلات عيد خود را چگونه گذرانديد! 😀
عالی بود بروس جانکلی خندیدم …مرسی
شاهین 96 مگه تو منو دیدی داداش :?بروس خدا بگم چیکارت کنه که مارو معیوب کردی رفت پی کارشبابا به جان خودم من خیلی خوشکلم از امامزاده بیجن بپرسید اون منو دیدهالبته بگم من انگشت کوچیکه کفشای امامزاده بیجن هم نمیشملامصب براد پیت به کیرش 😀
داستان بدک نبود ،البته این نظر شخصی منه وگرنه شاید ایرادهم زیاد داشته باشه ولی من خوشم اومد . خواب جناب بروس لی هم جالب بود .
بروس علی دمت گرم تو از معدود کسایی هستی که باعث میشی من از خنده هلیکوپتری بزنم کف خونه. خخخخخخآخرشی
lady ba man dos sho daghonam az teh
manam rah bedid dg
بروسلی عزیز کپی برداری ممنوع شده.این که دقیقا فیلمzombies of mass destructionبود،نکنه تو و جونور اون دوتا گی هستید؟(خنده)منم فریده داستان،که البته زامبی نشد(ههههههههههه)
agha mano lis bezanid man lab mikham
بروس علی مگه نگیرمت ~X( به امامزاده بیجن قسم میزنم کل کاربریت رو میترکونم شبیه لیدی بشی با اون دندونهای مصنوعیش 😀
man gay hasam
شراره من گی هم بشم با این بروس مامور نمای باسن قلمبه نانچیکو مفقودشده بابا بیدارکننده 5800 یان زاده پاچه خواریان پور میرزایان نژاد (شکلک آدم خستگی در کننده)نمیپرم :Dیعنی آدم قعط این باسن گشاد رو برای لواط انتخاب کنیم این تریلی تریلی از اونجاش خواب میاد بیرون دیگه حال نمیده :Dدر ضمن من پیشنهاد از مهندس گرافیک داشتم رد کردم این بروس رو قبول ندارم اصلا 😀
ای آمیرزای هیز تو برو با اون نخود خانمت بگرد فکر کردی نمیدونم چقدر بهم خصوصی دادین :Dرو کنم پیامهایی رو که براش میدی؟ :Dدیشب پاپی شدم که جواب بده اونم زد و گفت بیا من بی عف دارم و پیام تو رو برام فرستاد 😀
mano bokonid mordam
برو بابا الان با شعر میزنم اخته بشیمن گر آلت کسی در مقعد خویش نهمعمرا که به این بروس من چیز دهمچیز هم نمیدهم در چیز خود بگذاردفقط شاید او را دست بچه های کانال چیز دهم 😀
24 سالمه بچه امیر اباد تهران دیگه خصوصی بده
نه بابا اونو (آمیرزا ) دو ول کن از اون چیزی در نمیاد بیا با خودم بپر :Dخصوصی هم که بهت گفتم 😀
آميرزا :
دوستان بهش محل نزارید این قلب مسین داره خودشو لوس میکنهالبته تقصیر خودمونهبرای شامورتی بازی بهش خبر نمیدادیم اونم بهش برخورده
عاقا منم خداحافظ :Hهرکی خداحافظی کرد مهم شد :Dمنم بای فور اور :Dخب چیه اینگیلیزی بلد نیستم فینگیلیش نوشتم 😀
خدا نکنه نخودی جان دیشب که گفتم برای جماع و سکس نمیخوامت چون پیر شدی واسه تلفنی حرف زدن فقط ببین این میرزا داره یکی رو ما نداریم بیا و الگوی اصلاح مصرف رو پیاده کن 😀
سلام به همگیبنی بنی راجع به موهات نگفته بودی قبلا :Dجهود خان چشم منو دور دیدی افتادی دنبال نخود ای به خشک شانس
بروس خوابت باحال بود منو بگو به چه روزی بودم 😀 دیگه خواب نبین 😀
برا ی آرامش باسن میرزا اشکال نداره 😀
من فقط به خاطر میرزا گفتم حالا پرایدم اگه میتونی ازش بگیر 😀
دوستان همتون کف کنید بمیرید من شماره آمیرزا و بروس لی و قلب مسین رو دارم تازه 7 تا عکس از امامزاده بیژن هم دارم تازه نخودی هم میخواد برام عکس ایمیل کنه 😀
عاقا من خصوصیم پر هستش از مهندس گرافیک و آقایون پراید سوار دیگه خانوم ها نیاین :Dهرکی پراید داره خصوصی بده تا جواب بدم :Dبرنج تایلندی اوووووووووووففففففففففف فراموش نشه 😀
نه بروس جان شماره شما میره زیر دست برادران محترم اطلاعات :Dاونا هم مثل اینکه یادشون نیست 😀
دوستان هواستون به خصوصی باشهاز کسی ایمیل دریافت کردید برید تعداد پستها و تاریخ کاربریش رو نگاه کنیدیه سری به اسم جنده تو سایت اومدن که دارن درگاه شناسایی آیپی برای شما میزارن هواستون باشهفقط لطفا برای ایمیل های که میاد ایمیل ندید چون احتمالا لو رفتن آی پی اصلیتون میشید
میرزا گرفتار شدهاسیر نخود شدهبکش بیرون ای نخودمیرزا ناراحت شدهپرایدتم نمیخوادخواجه مزدوج شده
بنی بنی تبلیغات نکن ممنوعه بلاک میشیا 😀
به به بسات لولعب شده عشق وعاشقی چه خبره.جونور.شماره…خخخحح
سلامي از من به اهل و آل شهوانيبروس داداش چه خوابي، چه كابوسي، عجب فضاسازي اي!!عاشق ترك كردن ميرزا شدم! به اين ميگن ترك اساسي! بري ديگه برنگردي! البته ترك با متادون!قلب مسين كجا؟ داداش شمام كه مث من فقط ميايد برنامه كاريتونو اعلام ميكنيد. بعضي وقتا هم منت ميذارين پز ماشينتون كه هيچ، پز برنجاتونو ميديد;-) ديگه خدافظيتون چيه برادر من؟ اصن يكي از انگيزه هاي من براي ادامه زندگيم اينه كه برگردم اشعار اون شبي كه با بچه ها جمع بوديد و من امتحان داشتم بخونم دوباره.دوستان! ب كجا چنين شتابان؟! هي خدافظ خدافظ!عصباني شدم ديگه!حالا ديگه اژدها وارد ميشود!بنيامين خان! خيلي اختلافات مذهبي ايجاد ميكنيدا! هي جهودم جهودم! برا كنيساي گيشا كه نميخوايم خاخام انتخاب كنيم! ويزاي اسرائيلم نمخوايم بديم! گزينش موسادم نيس! ديگه كيپا بي كيپا! همه فهميدن كچليد!:-P حالا اينكه هيچ! خيرات اموات نداريد تو دينتون؟ يه بشقاب پلو ام به ما بديد فاتحه ش رو هم عبري ميخونيم! ميرزا جان نخودت تنها بري مهموني نه من، نه سن!هوووي نخود خانوم! ميرزا زن داره بچه داره نوه داره نتيجه داره! قباحت داره والا! بنيامين چه گلي به سر مرو زد كه ميرزا به سر تو بزنه. برو واس يكي ديگه تور بنداز! ضمنا رسم الخط ميرزا تو حلقت! (ميدوني كه;-))اصن معلومه اين سيخ كجاس؟ جونور خورديش؟ چه جونوري هستي؟ شتر؟يكي يه ليوان آب بده به من.قلب مسين خدافظيتو پس ميگيري يا هنوز دعوا كنم؟زن! اون پنجه بكس من كو؟
چهل سالی نشستی در سرایتدلی هم پر نمی زد در هوایت
زمزم:-D
نخود جان.اینجا هیکس شماره ازامیرزانداره ولی من یه میرزا میشناسم بابابزرگ مادرم میخوای بااون اشنابشی.جونورهم شماره…
عاقا من شماره هرکی تو این سایت هست رو دارم بگید تا تقدیم کنم:D
نخودی شمارتو بده شماره میرزا رو برات بفرستم :Dمن کلا تو کار خیر هستم بزارید این دوتا فسیل بهم برسن
عاقا ما بریم برای شام:H تا یه ساعت دیگه
با اون مصیبت نامه ای که تو نوشتی گفتم رفتی که رفتی…
جالبه همه بعد از کس و کون دادن سر از خارج در می آورند
برس لییییی کجاس.بابانخود هراش بیخیال توچقدرمشکوک میزنی.
كوروش و ابريشم هردو برام آشناس. ولي هرچي فك ميكنم يادم نمياد كجا خوندم يا شنيدم! خيلي عجيبه!آقا از اولم كيپا دست من نبود!با شما دعوا كردم ميخواستم قلب مسين بترسه! (در و ديوار و اينا)
از این مزخرف تر نمیشد دیگه
احتمالا تو سايت انجمن ديدم. كوروش اون نيس كه تلمود داره؟
رفته بوده واسه یادگرفتن زبان عبری تا شماره میرزارو رمز گشایی کنه 😀
داستانت در حد بچه14 ساله هم نبود یه جلقی بیش نیستی
همينجوري. يه زماني برام جالب بود.يه كتابي هس چندين جلده، تو ايران فقط يه دونه س يا سه چهار سال پيش يه دونه بوده فقط. فك كنم تلمود بود. البته الان يادم نيس دقيق. بسيار محتمله كه اشتباه كنم!
درود بر تمامی صاحب دلان امروز اندکی زودتر بیامدم… بهر اینکه بیکاری مرا رنجه میداشتو امدن در این جمع و نظم و نثر راندن به رفتن به این کوچه و بازاری که کس و ناکس ز ان بنالد… بهر گرانی برنجو نان و شیر و اجیلو پراید و موبایل و لپ تاپ و بیکاری و دزدی و الواتی و هکذا…او اینک بنویسم کز این درد ها دوباره … اندرو بود اری دوباره… عشق و امیدواری اندرو درخشد همچون ستاره…((اندر حکایات بازار موبایل و لپ تاپ))روزی روزگاری نبود… بلکه اندر زمان حال بود که دلار و یورو و پوند و امثال انها هر رو بالا برفتی سرعتی… انگار که مرغان از پی روبهان می گریزند… من به بازار موبایل برفتم و اندر قیمت ها جویا بشدم که بسی این یازده دو صفر مرا رنجه میداردو همچنین دافان مرا به سخره می گیرندبجهت نداشتن ایفون فایو و گلکسی اس 3 … حتی در حکایات پیش … که هست در تواریخ مشهور و مذکور… خلاصه چه بگویم … که اگر ان پدر مرده ی ایفون یا گلکسی را نگیرم و بروم سراغ سونی اریکسون مرا بد تر از پیش به سخره گیرند و گویند کا جواد رفتمو بگفتم من این نظم به بهر خرید گوشی قسطی… چون نبود پول به بهر خریدش نقدی
امیرزا بابا فردین دمت گرم چقدرازخود گزشته ای
خب میرزا بروس رزمی کاره ازش میترسه لابد 😀
همينه! آفرين!
یه چی بگم …بروس فیلمهای وحشتناک و مربوط به زامبی زیاد میبینه …شب که میشه همش خواب اون فیلما رو میبینه … =))خوبم خواباش یادش میمونه …خیلی خوبه … =))
مريم اسم پسره؟!نميشه دوتا دختر از هم شماره داشته باشن؟!همه فكرا منحرفه!
جونور جاش تو جنگله، نهايتا خيلي شهري باشه باغ وحش! چي ميگي ميري!
سلام آمیرزا جووون
آمیرزا جون مردم از خنده با این آدرس دادنت …خیلی باحال بود دمت گرم … =))
دوستان، سرگرم خصوصي سازي پيام ها!
عاقا من اومدم چرا پشت سرم حرف زدید ها؟
نخود جان گفتم که من دارم شماره بده تا برات اس کنم شماره میرزا رو
khndidam
مریم مجدلیه ببخشید … چیز ما چی؟نقطه چین رو خودت پرکن چون دوست دارم بدونم کدوممون جنگلی هستیم 😀
ای جان نخود جان کجایی ؟ :Dآمیرزا بر خورد 😀
بلللللللللللللللللللللله جان :O این چیز که نمیدی چیه؟
مغز یابین دوباره شد پریودکاسه ی آش دید و گشت نخود
فرهادخانجونورارو گفتم. شما رو كه نگفتم!
بابا این نخود کنه رو از من بکنید ~X(
كوچيكتيم ليدي!
فلت
مریم خانم شما اسم بنده رو از کجا فهمیدی؟ 😕
بنی داداش به روح هوروس قسم من از تو میترسم :SS 😀
ایشالله اگه مادر بیوه خانم ایس ایس بطلبه تو عرض موعود همه شما جهود نماها رو میزنیم به سیخ همین سیخی خودمون :Dسیخی ببین چه مهم شدی استفاده ابزاری پیدا کردی 😀 =)) :)) :)) :)) :))
دوستان ناراحت نشید ایشون با منه که چیزشون کردیم پشت پیام خصوصی 😀
آخه شما دوتا کسخول رو تنها تو باغ چرا ول کردن که گل بدبخت رو کثيفش کردي اون چه گناهي داشت!؟واقعا شما کسخوليدهامگه نه!؟
بابا بزنید تو کار شعر این نخود رو به …یرتون حساب نکنید روش کم میشه :Dباز ادی آمد و بوی اسپم آوردهر کاربری در برش کم آورداین روزها مد بلاک شدن استاسم بلاک آمد و با خودش غم آورد
لیدی جان این مسائل بین زن و شوهره لدفن شما دخالت نکنید :Dزنیکه بپیچ وسائلتو برو خونه بابای قورومدنگت
بزارید راحت فحش بده ولش کنید اونجاش پماد سوختگی میخواد 😀 :)) =))
لیدی من زدم ماتحتش رو ترکوندم برای همین داره فحش میده 😀
به به آمیرزا رفت تو تله آخیش من نجات یافتم دوستان 😀
خانم علاوه بر فونت فارسی گوشی سواد هم نداره :Dگم شو عزیزمهمی شعرم آید همچون شاش بچهقسم به استامبولی *مالات و کمچهشعر من کلا معنا ندارد اینبار ای دوستولی کلا بگو آخر به تو چه؟
عاقا این بار برای نخود و آمیرزا یه شعر دارمبرو تو این دام بر خواجه آمیرزا بگذارنه ما که شوتیم آنهم رو به دیوارعزیزم من که نمیخوام پیرزن بگیرمدست از سر کچل زشت ما وردار
😀 سلام اینجا که محفل مردونه است.پس ما کجا بریم
عاقا من دوباره این بار برای بروسبروس شبها انگار تو جیش داری داداشراحت باش تو جات بشاشولی خب خواب محترمه عزیزمتو این خوابهات نیا و به ما نشاش 😀
می بینم که آمیرزا اومده و داره دنبال پارتنر می گرده :)) :)) :))توبه شکستی؟
شراره داریم دست دوتا فسیل رو تو اسکلت هم میکنیم بیا قدمت رو تخم چشای این نخودی 😀
آره لیدی جون خوندم…طبق معمول چاخانهاش خیلی خنده دار بود =))
اره جون خودت…راستی بچه ها شما امشب موضوع قشنگی برای بحث ندارید؟
وای که امشب منو بنی برادر شدیمبدون اصل و اصول برابر شدیمخدا و موسی و خاخام و توراتمان یکیستخدا را سپاس گویم که ما یک شدیم
به به ایشون به من گفت 3 تومن فقط در هفته در آمد داره حالا چیشد؟انگار مالیات زیاد میده 😀
دختر مظلوم گیر آوردید؟از خشم من نمی ترسید؟ نخودی جان شاگرد نمیخوای؟اصلاح و متخصص طراحی ابرو هستم.آخرین بار هم دخترخاله ام رو تو مراسم پاتختیش درست کردم(برای صرفه جویی در هزینه) و تو اون مراسم کلی هم برای همین آرایش خواستگار پیدا کردم :)) :))جدی میگما؟بماند که شبیه جن شده بود(البته مامان بزرگم میگفت شبیه وروره جادو شده بود:))
شما بزرگواريد ليدي خانوم
مریم خانم ما دربست و در باز مخلصیم آجی کجا تازه میخواستیم بساط پذیرایی بچینیم 😀
بچه ها بابای نفیسه کو؟
چقد مایه دار أأأأ. !!! عین خارج!!! أأأ
نخود چس زا نبینم به لیدی عزیز بند کنی ها لاشی.ضمناً کم کسشعر بگو بی سواد بزار باد بیاد.
بد نیستم عزیز. میبینم بد گرد و خاکی کرده نخود!!
اااااا سلام کاکتوس جان؟ خوبی؟دقت نکردم،بچه ها حالا چرا دعوا میکنید؟یکی دیگه میخواد ازدواج کنه شما چرا جنگ میکنید؟ :))
بروس خیـــــــــــــــــــــــــــــــــلی خوابت قشنگ بودامیدوارم امشبم خوابای قشنگ ببینی
بنی برادر به samuel قسم که آسمانش را طلب دارمبه زکریا که همی خدایش به یاد دارم و اسمش به لب دارمبه نام عزرا کاهن بزرگم که دادم به او روح مبارک خویش رابه دست یوشع قسم که از دست او طلب برای بخشش دارم
خوابم میاد،حسن ختام امشب شری جون:وقتی که سیم حکم کند زر خدا شودوقتی دروغ داور هر ماجرا شودوقتی هوا،هوای تنفس هوای زیست-سرپوش مرگ بر سر صداها صدا شودوقتی به بوی نان همسایه عقل و رایبی اختیار معده شود و اشتها شودوقتی که سوسمار صفت پیش آفتابیک رنگ،رنگها شود و رنگ ها شودوقتی که دامن شرف و نطفه گیر شرمرجاله خیز گردد و پتیاره زا شودبگذار که در بزرگی این منجلاب یاسدنیای من به کوچکی انزوا شود…اگه بیتی رو از قلم انداختم یادآور بشیدشب بخیر
به صحرای نگب برمیگردمدره اریحاشاید در صوغر دوستان از قبیله باشندآی منسی ها کجاییداز قبیله افرایم خبر دارماز یوشعاز یار موسیاز نون پدرش بیاید همه مردندخبر اگر رسید من را همچون یک بشر از زمین های جلعادبدرود زمینمن با موسی میروم
آقا از فاز نخود در بیاید نفخ میکنیدبنی بیا مشاعره به سبک خودمون من تازه پیدات کردم
امیرزا سر کار گذاشتی همه رو؟
بابا برنامه شد این بگوری بانوبیخیال بزنید تو کار شعر و طنز حالام که نمیدونم مونده یا گورشو گم کردهاوهوی اگه صدامو داری گم شو بابا با اون املای …خماتیکتننه فلان اومده جمع ما رو پکوند
بابا من به بنی هم گفتم یارو هیچ گهی نیست بیخیال بزنید کانل خودمونآخ از دست تو میرزا ~X( ~X( ~X( ~X(
جونور نزن توسرت پوک میشه ها
آرتیم ببین تحویلت گرفتن
من از قوم یبوسی تو از کدام دیاریتقصیر خودم بودکنیزان من را به حقارت دیدنددر گوش خدا نجوا کننامش اسماعیل استآریاو میشنودانت ایل رُنیدر چاه گرفتار شوم کاشخدا هستی ؟انگار فیلتر شدیگویا ساکس با سرور کنعان خوب استهاجر پای فیس بوکابراهیم به سدوم میرودقتل گاه خدا برای سی نفرآیا بیست نفر گناهی دارند؟و این منو تو و نادانیو همه ایلم که با تو و دوستت رفتخدا روی خط نیستی؟لایک بزن بندگی های من بی خدا را
بروس رفتی نود دیدی؟ببینم پرسپولیسی؟
سلام و علیکم دوستان عزیز
عاقایون ساکت املا داریم همه یه کیف بذاریدبین خودتونوبغل دستیتون تقلب کنیدخانوم معلم ازکلاس بیرون میکنه ها
بنی جان همین صفحه شش اولین کامنت شعر منه که اتفاقن ماه پیش برای دوستم آنخماهو فرستادماومدم تهران برای مراسم میبینمتخودت بگیر دیگه
سلام آرتیم جان
انگارکسی محل نمیده شب بخیر
خدا فرمود روشنایی بشودروشنایی شداما صد افسوس ما در تاریکی جهلیممگر صوف با پسرانشجهل من را کم کنندعروسی یوشع دو روز دیگر است؟موسی شراب مهمان توما قوم منسی خوب میرقصیمعیلی کاهنبه دیدار خدا برو و دعوتش کنبه او بگو نواده ات تو را میطلبدتنهایی بداستدِپرس میشویروانپزشک شیطان این را میگفتببین او با زمینیان دوست شدهببین ما هم با او دوستیمتنها نباش بیادمی در قلب من روشنایی کن مثل آفرینشتداستان از اولیکی بود که تو بودییکی نبود که من بودم و دیگرانما را زاییدی امازیرش هم زاییدی و ما تخم حرام شدیمکه شیطان سر بزیر داردتا آدم به سجده هایش گریه کند
خواهش میکنم آرتیم جان ،شما سروری تازه وارد چیه گلم؟
وقتی میخوای جق بزنی کتاب ادبیات فارسیتو بذار کنار
پراید لیدی به بورس شعر برگشتاز لطف مروآ گیسبریده که پنچر گشتلیدی خدا تورا بکشد من راحت شمچون به من ارثش ندادی تا این گونه بی در گشت
جونور توأم جودي؟
مریم خانم سوال نپرس چون جوابش خنده داره 😀
عزیزان شبتون خوش و ایام به کام
بگيد ميخنديم!كه هيچكدام پوريم نشود؟! چشم ما روشن!
سوره پرایدهمانا ما پراید را آفریدیم که شما حسرت سانتافه و لکسوز را نخورید(1)ما قیمت آن را با لامبورگینی مساوی کردیم(2)تا شما بدانید مرگ بهای زیادی دارد(3)دو گانه و یگانه هم ندارد(4)مطمئن برای سفرهایتان(5)تا شما کلا باهم در بهشت حاضر شوید(6)خانوادگی تا بنیان خانواده از هم نپاشد(7)آیا به آفرینش پراید شک دارید؟(8) ای کسانی که به پراید ایمان ندارید(9)گوزوها شما پول خریدش را ندارید زر نزنید(10) ما خداییم و حال میکنیم تا شما را برای خرید پراید به زحمت بیندازیم(11)و بعد برای انهدامش بگویید(12)به تخمم محصول مطن از این بهتر نمیشود(13)پراید را گرانتر میکنیم تا شما زیادی کلاس داشته باشی(14)همگی برای عمه ایرانخودرو صلوات تا ما خوشنود شویم(15)
عاقا این رو تقدیم میکنم به مجدلی بانو تا بیخیال سوال از من بشهآجی بیخی 😀 :X
استر اسمش مقدسه مردک اینجا اسمشو نبر ~X(بعدشم جواب همه سایپا زیر مجموعه ایرانخودروئهبنی شعرت باحال بود اسامی متبرکه رو نیار مردک
داداش مگه مریم هم از خودمونه؟
بابا بیخیال من باید برم مثل اینکه خدا رو شکر خوابم میاد
سلامکی به کیه؟
یکی را می خواستم اما بهم می گفت نهقلبم از جا کنده می شد تا بهم می گفت نه
سلام به همه.ببخشید برس کوش.بیا اینجاببینممامورنما،مگه تونگفتی 8شب به بعد اینجا بشیم مگه من الاف توهستم که منوگزاشتی سر کار میخوای به میرزابگم نصفت کنه به سیخی بگم توسرت یه سیخ فروکنه یا به لیدی بگم باپرایدش لهت کنه…میزاد ..
صحبت از آرزو خانم دختر همسایه بودتا که می گفتم فقط تو ،بهم می گفت نه
من رابطه ی ولرم دارم با تویا داغم و عشق گرم دارم با تو ؟
من مردودمیکنی امیرزا ایشالا برنج تایلندی اوفففف پنجشنبه توگلوت گیرکنه.سلام بنی بنی من هستم همیشه ولی خوب برای اطمینان همیشه نمیشه ظاهرشد
ای من به فدای آن زلم زیمبیلتوی من به فدای کله ی نارگیلت
باز یه خانم اومد همه …!
بیژن خان تفصیرش کن واسم من متوجه نشدم.میرزا من هرروز میام شماهامعلوم نیست توکدوم پسدوقایم شدید وچه ساعتی میاید بیرون
میرزا یادته این شعر …؟
گویند گرفته ست تو را جو ریاستمن هم شده ام متهم سهو و سیاست
بچه خاله میترابرگشته خودم دیدمش
امام زاده چت شده توکه اینجوری نبودی .دلت خیلی پرشده میخوای باخودم دردل کنی.چرااحساس میکنم ناراحت وگرفته ای.دلمان اب شد.
گویند که استاد اگر واقعا ً استاداستادی خود از چه زند این همه فریاد
این رشته دراز است بمان تا شب دیگریک شرح دگر گویم و یک مطلب دیگر
بیژن سالمی؟من نگرانتم میگم ماتو یاجونور یاسیخ فرقی نمیکنه باماشین لیدی یاامیرزا(پرایدو)تک سوز82وااااااوبیان دنبالت بابروس وبنی بنی برید بیرون بگردید دلت وابشه
خوپ پس چرا تیک میزنه.دیگه امیرزا افسانه ۱۹روکم بنویسی .خودت میدونی
افسانه جان من چیزیم نشده من از این جماعت ملولمتو کامنتا دیدم غروبی کاربی به نام eshghe-khamoshe اومده بنده خدا یه متنی نوشته شعر نوشتهیکی به این بنده خدا نگفته ما تو رو دیدیم.امشب دیگه همه تو کار نخود لوبیا بودن!امیرزا فقط بهش گفته بود زیبا بود یه همچین چیزی. البته من میدونم اینجا سایت سکسی هستش و کاربراش …!اما جالب خود تو تو امضات نوشتی به خاطر سکس نیومدم اینجا خصوصی ندین.!پس نتیجه میگیریم :شعور تو در حد این شعر نیستکسی که کند فهم این شعر کیست؟
بیژن خان دردتوفهمیدم…زکجا نالانی
خوجه شبت خوش امیدوارم خواب زامبی های بکن تو روببینی خخخخخ
خوابم نمیبره چرااا؟انگار همه خوابیدن
باهات قهرم0:)
هه ههاگه فهمیده بودی که تا صبح خوابت نمیبرد. به کامنت قبلیم مراجعه و درست مطالعه کنهر چند تو شعر آخری وصف کردم…“شب خوش”
خوجه:*)
میرزا.دیگه باهات حرف نمیزنم.تازه به برس مامورنماهم میگم.جونورم میمیره واسه این کارا.ادمین هم که قربونش برم خواب نداره منتظر تاامسال تورواسپم کنه
تعطيل شد؟
امان از دست این نویسنده های جقی آخه یکی نیست بگه کسی که از بچگی اسب داشته چه جوریه که تا اون موقع سوار نشده یعنی داستان واسه این خوبه که بری واسه بابا مامانت تعریف کنی آخرم یه کتکی بت بزنن تا تو این کوس شعرا را ننویسی
بروس جان ماشالا صبح کله پاچه خوردی؟؟؟؟