چند روز از تعطیلات عید گدسته بود. با موبایلم تماس گرفتو حال شوهرمو پرسید و خاست باهاش صحبت کنم وقتی فهمید خونه نیست سوال کرد سی دی داری بیام بگیرم من مگفتم باشه با همه جا تماس گرفتم با هر کی ممکن بود خونمون پیداش بشه. همه جارو چک کردم حتی شوهرم و مطمن شدم کارخونس. واقعا فکر می کردم نهایتش به یه لب ختم می شه. وقتی اومد رفتم دم در تعارفش کردم بیاد تو . اونم وقتی فهمید شوهرم نیست و به این زودیا نمیاد اومد. لباشو گداشت رو لبام منم زیاد مقاومت نکردنم. خواست شلوارمو دربیاره وای خدا… هر کاری کردم زورم بهش نمی رسید. نمی تونستم جیغو دادم بکنم چون برای خودم خیلی بد می شد توی خونه خودمو یه پسر خوب معلومه چی فکر می کردن. اتفاقی که نباید میفتاد افتاد ولی واقعا لدتی داشت که تا حالا بعد از این همه سکس احساس نکردم. با این که من چاقم ولی عین پرکاه منو بلند کرده بود و روی کیرش بالا و پایین شد. نمی دونم چقد طول کشید ولی وقتی کارش تموم شد تما آبشو تو دهنم خالی کرد. بلند شد و رفت دستشویی تا خودشو تمیز کنه. حالا استرس اومده بود سراغم که کسی نیاد با هر بدبختی بود یواشکی از خونمون رفت بیرون. تازه بعدش فهمیدم چی کار کردم وقتی شوهرم اومد خجالت می کشیدم حتی بهش نگاه کنم ولی انگار کم کم دیگه این حس برام عادی شد و …
نوشته: بهار تپل
8 پاسخ به “خیانت عاشقانه”
dar koll dastan k nabudyehjurai delet por bud mikhasti darde del koni , ishalla zendegit behtar mishe , moafagh bashi
خيانتكار
chi begam sad rahmat be jendehaye mahaleton roye hamaro kam kardi
salam sara jan shoma chera dastan neminevisi?
اعضای سایت کم از خیانت می نوشتن از در و دیوار و پنجره هم آدم خائن می پره تو ، واقعا که !بگو خودم می خواستم دیگه اینهمه ادا واسه چیه :-?خانم یا آقای مهمون خیانت به هر شکلی به هر دلیلی توجیه نداره به هیچ وجه :-$ولی خوب کردی کم نوشتی اینجور داستانا دیگه توضیح تفسیر نداره رفتی سر اصل مطلب و تموم ولی ویرایش قبل از ارسال بد نیست هاتو که واست عادی شده کلا از درون هم داری می جوشی از مهمونی که در بیایی تو این سایت میایی داستان خیانت ماهرانه رو هم می نویسی میگی نه ؟ نگاه کناین کجاش عاشقانه بود کی عاشق کی بود ؟ نگی خودت که توهینه
حالا دیگه جنده شدی اون وقت؟
dar ein ayyame aziz tobe kon va say kon ensan bashi…Dige ham naya eftekharato vase ma begu …
آروم دستشو به سمت دستم آوردو اونو گرفت. نمی دونم چرا هیچ مقاومتی نکردم.این کار چند بار دیگه تکرار شد ولی هیچ فکر نمی کردم این قصه سر دراز دارد