تا اینکه یک روز جمعه همون هفته یک هندونه خریدم واسشون ببرم که دیدم کسی جز فرشته خونه نیست سلام کردم دست دادیم و نشستم رو مبل دیدم فرشته سرشا بسته علتا جویا شدم گفت درد میکنه و قرص خورده افاقه نکرده اخه سینوزیت داشت گفتم میخوای خوب شی گوفت اره رفتم روبروش نشستم دستمالا باز کردم و با دو شصت دستم از وسط به کنارها پیشونیش کشیدم که با چندینبار تکرار دیدم خیلی راضی و بهتره دوباره شهوت اومد سراغم دختد تنها پسر حشری خونه خالی شیطونم که همجا هست دستما بردم لای گردنش و شروع کردم به ماساژ ساکت و بیحرکت بود خلاصه کمر و رن ها و مچ پا و… به خودم که اومدم دیدم رو زمین دراز کشیده و منم روی باسن نرم و البته خیلی گندش نشستم و دارم کمرشا میمالم ولی هنوز جراعت کاری را نداشتم که یهو به هم گفت مارال به هم گفته با هاش چه کار کردی اول ناراحت شدم میخواستم بپیچونمم که دیدم راه نداره گفت لابد الانم میخوای با من اینکارا بکنی سکوت سختی لباما به هم دوخت که یهو به هم گفت نترس به کسی نمیگم ماساژتا رده که خودتون میدونید ای جمله یعنی چی منم لباسشا دراوردم بعد د ست انداختم زیر سوتینش و بازش کردم و شروع کر دم به ماساژ بعد خیلی راروم رفتم اونجا که همه سما هم دوست دارید برید اره شلوارشا از پاش کنم یک شورت سفید توری پاش بود که زیرش یک کون گنده قایم شده بود شروع کردم مالوندن اونم چه مالوندنی لامصب چه نرم بود دیدم خودشا داره فشار میده رو فرش بله دیر جونبیدم و خانم ارضا شد و بعدشم که میدونید مثل خر جفتک انداخت پاشد و شرتشا کشد بالا شلوارشا پوشید و تیشرتش که زیر من اوفتاده بودا از زیرم کشید و کفت دستت درد نکه من میرم یک دوش بگیرم. من موندم با یک کیر شق کرده بی کس مونده شما هم بودید همین کارا میکردید منظورم کف دستیه منم زدم ریختم رو سوتینش که اونجا بود و کاس کوزما جم کردم و زدم بیرون. این جریان ادامه داره اگه دوست داشتید بگید مابقیشم بگم ممنون که وقت گذاشتید.
نوشته: amirparham
21 پاسخ به “خواهر زن کون گنده من”
دست دیگما گذاشتم رو طینش :Dطینش دیگه کجاشه ؟ عضو جدیده ؟ =))گوفت ارهجراعت کاری را نداشتمدیر جونبیدمبجای اینکه داستان بنویسی برو یه کم املا کار کن =)) =))مرتیکه مجلوق 😀
هیس.فقط آروم .صداشوکم کن حالابشین فیلمتوببین دودستی جق بزن.
اقای عزیز چرا بعد از نوشتن نمیشینی یک دور بخونی ببینی چی نوشتی یا اینکه در حین نوشتن دست دیگت مشغوله حواست هم که جای خواهر زنت دیگه کس خواهر املا
لایق فحش هم نیستی تو.
منا.خودما.لبما.وجودما و… اینقدر آخرش اااااااا گذاشتی که ما حالمون از هر چی ااااا بهم خورد.خاک بر سر جلقیت کنن.همین یک دفعه رو هم با این طرز داستان نوشتنت ریدی اونوقت میخوای بازم ادامه بدی؟؟؟؟خواهشن به خودت زحمت نده مردیکه نکبت با اون لهجه تخماتیک و اجق وجقت.
لطفن ديگه ننويس.
گند زدیاصن ادبیاتت ماله کجاس ؟؟؟؟
اصن یه وضعی شده اشک تو چشام حلقه بسهخخخخخخخخخخکیرم تو نگارشو شرو ورات کسکش دیوث کم شبابزن که اینجوری داستان نسازی ازخودت دیوث
آقا خره املات خیلی ضعیف بود ولی 2جاش خیلی خندیدم1.هیچ فقط 2.فلت خوردن. بذار راهنماییت کنم درستش هیچ فقت و غلط خوردن بود. 🙂
يه نصيحت به همه پسراي گل به عنوان يه برادر بزرگتر ميكنم اميدوارم كه بهش عمل كنيناولا كيرتون هرجايي راست نشه مخصوصا واسه اقوام نزديكتون اما اگه تصميم گرفتين كسي رو بكنين نزارين از زير دستتون در بره حتي اگه به زور شده و الا بعدا براتون قيافه ميگيره و شر ميشه
خیلی خیلی چرت بود برو کف دستیتو بزن
دروغ و چرت بود.
لهجه اش لهجه ی اصفهانیهمتأسفانه انقد از لهجشون (نه خودشون)بدم میاد حتی دست نوشته هاشونم واسم آزار دهنده اس !
بعضی ها موقع خاطره نویسی جوری نسبت ها ی خانوادگی و فامیلی و اسامی فامیل ها رو اعلام میکنن که هر کی تو اون فامیل باشه میتونه با جایگذاری شخصیت ها بفهمه کی بوده و این بازی کردن با ابروی مردمه خوبه رعایت بشه و اسامی رو مستعار بنویسن دلهره و شک انداختن توی خونواده ها خوبیت نداره .یه باره بیاین شماره پلاک و تلفن طرفی رو هم که کردین بنویسین تا مردم زیاد دنبالش نگردن !!!
آخیییییی.نون زیرکباب خیلی حال میده !نه؟ولی دستت بهش نمیرسه کونت داره بدمیسوزه ! نه ؟
سلام به همگیدوست عزیزم ،شماکه داری ازاملاء گندوخراب این نویسنده انتقادمیکنی،زشته که خودت فول کنی وبرداری به نویسنده بگی که فقط اشتباهه ودرستش اینه :فقت
مردشور نوشتنت ببرم
کیرم تو کون خودتو زنتو خواهر زن و مادر زنت
عجباین کس مشنگا تو چه فازی هستن اخهاه اهبخدا ننویسین کسی دلخور نمیشهbad
راست گفتن از قدیم که خواهر زن نون زیر کبابه…
ماساژورم