قبل از نامزدش کونش رو افتتاح کردم

سلام
دوستان عزیز حشری این داستان که میگم تماما واقعیه لطفا الکی چرت و پرت نگید و کامنت بی ربط نذارید ، تونستم و کردم شما هم دل و جرعتشو داری برو بکن مخصوصا اکانت احمد جقی که زیر هر داستان میای مینویسی دروغیات جقی و … ببین من کردم نوش جونم تو هم عرضه شو داری برو بکن جای کامنت مزخرف ،

نمیدونم چرا اما دوست دارم این داستان رو تعریف کنم براتون می دونم آخرشم کامنت فحش میذارید اما من تعریف میکنم

بریم سر اصل مطلب
داستان برمیگرده به تقریبا ۱۲ سال قبل که تو یه شرکتی کار میکردم و یه منشی ۲۵ ساله به اسم زهرا تازه اومده بود و جوون و خوشگل و خوش اندام بود قدش هم بلند بود ۱۸۰ می شد سینه و کون و رون گنده ای هم داشت خیلی سکسی و حشری و مرتب و تر و تمیز بود از همون روز اول که اومد ازش خوشم اومده بود اما اصلا راه نمی داد و خیلی سخت جواب می داد معلوم بود از کس دیگه ای خوشش میاد اصلا محل نمیذاشت به کسی .

با گوشیش زیاد چت می کرد و تلفنی حرف میزد اما با من صمیمی نمی شد اما وقتی می رفت تو تلگرام چشماش برق میزد یه وقت گریش میگرفت یه وقت می خندید یه وقت پکر می شد خلاصه هر کی بود اونور خط مخشو زده بود .
یه چند ماهی رو مخش کار کردم اما انگار اصلا هیچ حسی نداشت یا کلا تو وادی سکسی نبود هر طور نقشه ای بود کشیدم نمی شد اصلا وا نمیداد یه روز نشسته بودم برنامه میچیدم سر از قضیه ش در بیارم که یهو یه چیزی به ذهنم رسید .
به خودم گفتم اگه تلگرامشو چک کنم میتونم بهتر به نتیجه برسم یه چند وقتی زوم کردم رو گوشیش تا بالاخره رمزشو فهمیدم یه روز که رفت دستشویی سریع تلگرامشو رو لب تاپم وصل کردم کد که اومد به گوشیش ، کد رو وارد کردم تلگرامش همزمان تو گوشی خودش و لبتاپ منم اومد بالا سریع کد رو از گوشیش و تلگرامش پاک کردم و گوشی رو گذاشتم سر جاش ،
از اونجا به بعد دیگه کاراگاه بازی من شروع شد ، شب رفتم نشستم تو خونه تلگرامشو باز کردم دیدم بله با یه بچه کونی رفیقه و همش در مورد خواستگاری و ازدواج و مخالفت خانواده و برادرش و …حرف میزنن دختره بدبخت اصلا دست نخورده تا این سن رسیده چون تو حرفاشون مشخص بود که ۱۰ ساله همدیگه رو میخوان و خونواده دختره اجازه نمیدن زن این پسره بشه .
کل شب رو نشستم پیام ها رو خوندم یه چندتایی هم پیام اون وسطا اومد اما باز نمی کردم تا خودش باز کنه اول بعد که میدید منم میرفتم میخواندم خیلی چیزا گیرم اومد ،
دختره بیچاره ۱۰ سال به پای این بچه کونی نشسته بود اما اون حتی نمی تونست یه جایی رو اجاره کنه ببره ش خونه ش چون به اینم راضی بود که باهاش فرار کنه بعد خونه بابای پسره شمال بود اصلا سالی یک بار هم نمیومد سر بزنه به دختر بیچاره ،
از فرداش دیگه برنامه مو چیدم واسه همدردی باهاش هر وقت از کنارش رد میشدم بهش احترام میذاشتم سعی میکردم در مورد عشق و عاشقی و دوست داشتن و این چیزا سر حرفو باز کنم و یه بار حرفش افتاد گفتم خواهر من چند سال عاشق یه پسری شد خانواده مون راضی نبودن الان با یکی دیگه ازدواج کرده میگه خدا رو شکر با اون قبلی ازدواج نکردم ،
تا اینو گفتم دیدم برای اولین بار سریع موضع گیری کرد و مشتاق شد گفت خب هیچکس جای اولی رو نمیگیره منم سریع گفتم چرا اتفاقا جاشو گرفته خوبم گرفته اون اولی بی عرضه بود اگر عرضه داشت چند سال خواهر ما رو علاف نمیکرد اما شوهر الانش همه چیزشو تامین میکنه ، تا اینو گفتم دیدم سرشو انداخت پایین ، منم گفتم خواهرم الان احساس خوشبختی میکنه همش هم میگه خدا رو شکر با اون مشنگ دست و پا چلفتی ازدواج نکردم ، خلاصه بحث های ما هر روز شده بود همین چیزا .
هر روز صحبت هامون طولانی تر می شد و یه وقتایی میخندید یه وقتایی اشک تو چشاش میومد آروم آروم شدیم دو تا دوست خوب واسه همدیگه که با هم همدردی می کردیم و شروع کرد در مورد به اصطلاح عشقش از من سوال پرسیدن مثلا در مورد نامزد دوستش می پرسید منم خودمو میزدم به اون راه مثلا خبر ندارم
اما هر شب تلگرامشو چک میکردم و می دونستم چه اتفاقاتی میفته .
یواش یواش دیدم با اون پسره ریقو بحث اش داره زیاد میشه همش بهش میگفت تو عرضه نداری ۱۰ ساله حتی نتونستی یه خونه اجاره کنی با هم فرار کنیم اونم که کلا کس مغز بود دیگه من و زهرا شدیم دوستای صمیمی همه حرفامونو به هم میگفتیم ، حتی از این پسره بی عرضه میگفت بهم که نتونسته کاری کنه تا الان
یه روز یه چیزی به ذهنم رسید رفتم یه خونه اجاره کردم از دوست بنگاهیم و فرداش اومدم سر کار و بهش گفتم زهرا یه چیز میگم ناراحت نشی گفت اگه میدونی ناراحت میشم نگو ، گفتم نمیدونم ولش کن بیخیال ، تا اینو گفتم گفت نه بگو کنجکاو شدم بدونم ، گفتم ناراحت نشی گفت نه بگو ، بهش گفتم اگه خونه اجاره بشه براتون فرار میکنی میری باهاش ؟
یکم فکر کرد و گفت نه
گفتم چرا ؟ مگه نمیگی مشکلت خونه ست ؟ گفت چرا اما اونی که بعد ۱۰ سال نمیتونه یه خونه اجاره کنه همون بهتر که سمت من نیاد ، من گفتم واستون خونه اجاره کردم یهو دیدم چشاش گرد شد گفت چرت نگو ، گفتم بخدا راست میگم.
گفت لازم نکرده برو پسش بده گفتم حالا برو ببین شاید خوشت بیاد که کلا گفت بیخیال شو ،
منم رفتم یه چندتا وسیله و یخچال و وسایل اولیه گرفتم دیگه اونجا شد خونه مجردیم . چندتا مشروبم گرفتم یکم خوردم و بقیشم موند همونجا
چند روز بعد ازم پرسید خونه رو پس دادی ؟ گفتم نه قرارداد نوشتم دیگه نمیشه ، ناراحت شد گفت اشتباه کردی ، که گفتم لااقل یه بار میدیدی ، گفت باشه میرم میبینم ، خلاصه یه دو سه روز گذشت بهش گفتم نمیخوای بری ببینی خونتو ؟ گفت امروز زود تعطیل میکنم میرم ببینم . منم سریع چسبیدم بهش گفتم بیا خودم میرسونمت کلی تعارف و … کرد که قبول نکردم قرار شد خودم ببرم نشونش بدم .
ساعت ۱ ظهر شد گفتم بیا بریم بلند شد و آماده شد سوار ماشینش کردم و بردم خونه رو نشون بدم نمیدونم چرا هم اون هم من دست و پامون میلرزید خلاصه رفتیم کلید انداختم در و باز کردم رفتیم تو الکی یه نگاهی کرد و گفت خوبه اما من نمیتونم قبولش کنم که من چشمام پر اشک شد یهو دیدم داره نگاهم میکنه و تعجب کرده گفت چی شد ؟ گفتم خیلی دوست داشتم خوشبختیت رو ببینم ، گفت دیوونه ای .
نشستم رو کف پذیرایی ، گفت چرا نشستی ؟ گفتم خسته ام بزار یه نوشیدنی بخوریم و بریم ، خلاصه با کلی اصرار نشست منم سریع رفتم از مشروب و خوراکی هایی که گرفته بودم آوردم گفت من مشروب نمیخورم ، گفتم تو نخور من دو تا پیک میخورم تو آبمیوه بخور بعد بریم ،
یه دوتا پیک خوردم دیدم کله م داغ شد ،
گفتم یا همینجا باید بکنمش یا برای همیشه از دستم میره ، بعد بهش گفتم زهرا تا حالا مشروب نخوردی واقعا ؟ گفت نه ، گفتم یه پیک بخور نترس ، گفت اخه خوشم نمیاد گفتم بخور بابا نگران نباش با یه پیک هیچی نمیشه ، یه پیک بخوری همه غم و غصه هات یادت میره ، خلاصه یه دونه ریختم خورد گفت چقدر تلخه ؟ گفتم آبمیوه بخور سریع تلخیش میره ، یه دونه دیگه ریختم با هزارتا نه و نه خورد سریع آبمیوه و چیپس خورد پشتش ،
دیدم لپاش گل انداخت و قرمز شد ، گفت من که غم و غصه م کم نشده ، منم گفتم حتما تو خیلی قوی هستی ،خرش کردم پیک سومم خورد و چهارم و پنجم ، دیدم دیگه زهرا خانوم قابل کنترل نیست قشنگ شروع کرد به بلبل زبونی و خنده و قهقهه ، یه دو تا پیک دیگه هم زدیم و مست مست شدیم .
همش میگفت عجب چیزیه شراب ، بیچاره نمی دونست عرقه نه شراب . بعد شروع کردم آروم آروم در مورد نامزدش حرف زدن که دیدم گریه ش گرفت گفت خیلی بی عرضه بود نتونست حتی خونه اجاره کنه ، که من گفتم عزیزم خودم برات اجاره میکنم هر چی بخوای هم میگیرم برات دیدم چشماش نیمه بازه و تو حالت مستی دوباره گریش گرفت ، منم واسه دلداری آروم با دستام اشکاشو پاک کردم و موهاشو نوازش کردم .
دیدم خیلی خجالتیه آروم آروم موهاشو نوازش کردم دیدم سرخ شد از خجالت دستامو گذاشتم رو شونش و همش حرفای خوب میزدم آروم آروم دستام رفت به سمت سینه و پاهاش و به بهونه دلداری همش لمسش می کردم اولاش یکم خودشو عقب می کشید اما دیگه رام شده بود اینقدر مالیدمش که نفساش تند شد و صداش میلرزید ، بله زهرا خانوم حشری شده بود .
دیگه بهترین موقع بود بکنمش .
همونطوری که میمالوندمش آروم دکمه های مانتو رو باز میکردم
اولش همش میگفت نکن ولی دیگه آروم شده بود مست مست بود دیگه شروع کردم مالوندن سینه و کصش و یه چنتا بوس کردم سرخ شد دوباره ،
مانتوش رو باز کردم اوووووف زهرا چه سینه هایی داشت از زیر مانتو یه تیشرت پوشیده بود سینه هاش خیلی خوب بود شروع کردم تیشرت رو بدم بالا تو مستی گفت بسه دیگه پررو نشو ، گفتم زهرا یه پیک دیگه بریزم ؟ گفت بریز بخوریم بریم ، ریختم خورد دوباره شروع کردم بوسش کردم اینبار تیشرتشو دادم بالا گفتم فقط یه بار سینه هاتو ببینم بریم گفت نمیشه گفتم بابا نمیخورمش نترس گفت آخه تا الان هیچکس ندیده ، گفتم یه بار که چیزی نمیشه ، خلاصه با هزار تا منت سوتینشو باز کردم ، وای اوفففففف اوففف چی میدیدم .
سینه هاش رگ دار بودن رگ هاش زده بود بیرون بدن سفید دیگه گرفتم تو دستام ولشون نکردم یکم بازی کردم دیدم نفساش تند تند شد دوباره ، انداختمشون تو دهنم تا تونستم خوردم سینه هاشو همش میگفت بسه ، نکن ، بسه ، نکن ، گفتم یه چند دقیقه بذار آروم بشم بعد ، دیگه شروع کردم قشنگ گردن و سینه هاشو خوردن ، آروم دست انداختم زیر شلوارش دیدم دیگه مقاومتی نمیکنه .
چوچولشو مالوندم دیدم چقدر خیس شد دستم ، دیگه شلوارشو کشیدم پایین همش نق و نوق میکرد نکن زشته نکن تو رو خدا ، اما من فقط میخواستم کونشو بکنم ، تا به خودش بیاد پریدم لای پاهاش زبونمو انداختم لای کصش تا تونستم خوردم ، همش پاهاش سفت می شد شل می شد سفت می شد شل می شد ،
زهرا جون سه بار ارگاسم شد تا اون روز میدونستم اینقدر حشریه .
برش گردوندم دمر کردم چی میدیدم ، یه کون گنده خوش فرم دست نخورده ، آکبند آکبند . کونشو لیس زدم همش میگفت تو رو خدا این دیگه نه من تا الان به کسی ندادم گفتم فقط یه بار ، تو حالت مستی گفت تو رو خدا زود باش میترسم ، سریع رفتم نرم کننده رو آووردم تا تونستم به دستم مالیدم در کونشو چرب چرب کردم آروم انگشتمو فرو کردم تو کونش ، لامصب اصلا تو نمیرفت نزدیک یه ساعت فرو کردم تا یکم جا باز کرد بعد دو تا انگشت رو کردم از درد به خودش میپیچید دیگه دوتا انگشت راحت عقب جلو می شد .
نامزد کسکشش حتی یه بارم نتونسته بود بکنش دیگه کیرم داشت میترکید سریع رفتم اون پشت شلوارمو در آوردم به کیرم یه کم تاخیری زدم و اومدم یکم روان کننده زدم آروم گذاشتم در کونش ، تو نمیرفت لامصب یه نیم ساعتی همش فرش رو چنگ میزد بالاخره رفت تو .
عجب کونی داشت ، اینو از صمیم قلب میگم ، خیلی کون تنگی داشت خب مقصر ام نبود اولین بار بود داشت میداد خیلی درد میکشید اما مست بود زیاد متوجه نبود ، اما وقتی کیرم رفت تو قطره های خون مشخص بود ، خیلی تنگ بود ،
یه نیم ساعتی کونش گذاشتم تو حالت دمر بود با دستمم با کصش بازی می کردم دو بار دیگه ارگاسم شد دیگه منم آبم داشت میومد در آوردم ریختم رو کمرش ، گفت چرا آب میزی رو کمرم ؟ بدبخت حتی نمی دونست آب مردونه چیه ، گفتم الان پاکش میکنم زود رفتم دستمالو آووردم پاک کردم ، و بلند شدیم مست مست نفهمیدیم چطور لباس پوشیدیم و زدیم بیرون .
از فرداش سر کار نیومد دو روز بعد زنگ زدم جواب نداد چند بار پیام دادم چرا نمیای سر کار ؟
پیام داد خیلی درد میکنه میسوزه روم نمیشه برم دکتر انگار پاره شدم سریع رفتم واسش چند تا قرص و پماد گرفتم از داروخانه بردم دادم بهش در خونشون .
گفت خیلی بیشعوری من تا الان با هیچکس از این کارا نکرده بودم خلاصه یه هفته افتادم به خایمالی تا دوباره راضی شد بیاد سر کار و از اون روز به بعد دیگه به اون نامزد جاکشش جواب نمیداد و کلا شد چاقال خودم ،
یه روز ازش پرسیدم روز اول چند بار ارگاسم شدی ؟ گفت ۷ بار
گفت اون روز بهترین تجربه ی سکسم بود باهات ولی بعد هم ۳ بار و ۴ بار شدم اما اون روز اولین بارم بود با یه مرد سکس میکردم هم درد داشتم هم لذت
تا ۴ سال از کون کردمش که دیگه اینقدر از کون کرده بودمش کونش دو برابر شده بود . سوراخ کونش هم اندازه لوله پولیکا باز شده بود همش میگوزید دیگه اختیار گوزشو نداشت بیچاره

این ۴ سال که بردم کردمش بهترین سالهای زندگیم بود یادش بخیر .
دیگه بعد از اون ازش خبر ندارم امیدوارم هر جا هست خوشبخت بشه زهرا بهترین کونی بود که تو عمرم کردم .
امیدوارم لذت برده باشید .
خدانگهدارتون

نوشته: مهیار

بازدید 11,426

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

17 پاسخ به “قبل از نامزدش کونش رو افتتاح کردم”

  1. کیرم تو دهن بد فرمت احمق تلگرام 13 سال پیش درست شده بعدش هنوز جا نیافتاده بوده خر

  2. توی جقی اصلا از متابولیسم بدن زن چیزی میدونی که میگی یه زن ۷ بار تو یک جلسه سکس ارضاء شده ؟برو جقت رو بزن و من بعید میدونم تو تاحالا کس از نزدیک دیده باشی

  3. همون کصشرای اول کصتانت کافی بود واسه فحش و دیسلایککیر نتانیاهو تو کونت

  4. خوشگله اون تاریخی که شما داری میگی قابلیت اینجور ست کردن تلگرام نبود بعدم اصلا تلگرام عمومی نبود بیشتر وایبر بود

  5. خیالات یک جقی که دوست داره پولدار باشه! دختری که تا اون موقع مشروب نخورده بود یه دفعه تونست ۷، ۸ تا پیک بخوره و حالش بد نشه! تازه با اون حالش بره خونه و بازخواست نشه!

  6. دختره یه مدت طولانی بهت پا نمیداده یهو تو میزنی تو خط اینکه برو سراغ نفر بعدی اونم برات میشه رفیق فابت. اونجا به غیر از شما دو تا هیچ اسکل دیگه ای کار نمیکرده؟

  7. (دکترای سکس بودم) دوست عزیز این بنده خدا تو داستان تخمی تخیلیش هم در مورد کس کردن نتونست فانتزی یا لذتی برای خودش داشته باشه چه برسه به واقعیت نمک روی زخمش نپاش رفیق.

  8. نمیدونم چرا تومملکتی که همممه ازدم حتی سوپراستارهای مذکرمون قدشون بزور به ۱۷۵میرسه واکثرا بجز دوسه تایی،زیر ۱۷۵هستن،چجوریه‌که اینجا همممه خودشونو باقد۱۹۰ اگه پسرباشن وعجیبتراینکه دخترارو همممه۱۸۰معرفی میکنن!!!اخه حاضرم شرط ببندم که هیچکدوم ازاقایون نویسنده بالای۱۷۵نیستن و کمتر خانومی هم از۱۶۵قدش بالاتره مثل گلشیفته که ۱۶۸سانت قدش هست! انقققدر بلوف زدن هیچکسو خوش نمیاد

  9. نمیدونم چرا تومملکتی که همممه ازدم حتی سوپراستارهای مذکرمون قدشون بزور به ۱۷۵میرسه واکثرا بجز دوسه تایی،زیر ۱۷۵هستن،چجوریه‌که اینجا همممه خودشونو باقد۱۹۰ اگه پسرباشن وعجیبتراینکه دخترارو همممه۱۸۰معرفی میکنن!!!اخه حاضرم شرط ببندم که هیچکدوم ازاقایون نویسنده بالای۱۷۵نیستن و کمتر خانومی هم از۱۶۵قدش بالاتره مثل گلشیفته که ۱۶۸سانت قدش هست! انقققدر بلوف زدن هیچکسو خوش نمیاد

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید