سلام ، اسم من بابک هست ، الان ۴۰ سالمه در آمریکا زندگی میکنم ، میخوام براتون از خاطرات واقعیم بگم نه از تخیلاتم . حدودا ۱۶ ساله که خارج از ایران زندگی میکنم و جاهای مختلفی بودم .
در دوران دبستان ، معلم قرآنی داشتم که در زنگ نماز که از همه طولانی تر بود منو برد در کتابخانه و شروع کرد به مالیدن ، اون موقع من اصلا هیچ شناختی از رابطه جنسی نداشتم ، به هوای اینکه بهم یاد بده چون شاگرد خوبی بودم اوایل کیرشو در میاورد و میگذاشت توی دستم ، کم کم شورتمو در اورد و لاپایی گذاشت و آبش میومد ، یکی از چشمهاش مشکل داشت و میگفت اینجوری خوب میشه !
هیچ وقت منو نکرد ، اما باعث شد من از سن بلوغ علاقه خاصی به کیر پیدا کنم و همیشه با خیار خود ارضایی میکردم.
با پسر عمه ام لخت میشدیم در بچگی و کیر هم رو میمالیدیم ، گاهی من شورت مامانم رو میپوشیدم و کیر اون رو میذاشتم لای پام تا آبش بیاد و بریزه کف دستم . سر کلاس یکس از دوستانم میشست بغلم و از زیپ شلوارش کیرشو در میوورد و من انقدر براش میمالیدم تا آبش بیاد.
انفاق های زیادی افتاد ، همونجور که میدونین ایران پر از مردهای منحرف و بچه بازه اما هیچ گاه با کسی وارد رابطه ای جدی نشدم که کون بدم ، در حد همین بمال بمال بود .
یادمه یه بار معلم عربیه دبیرستانم که یه عرب ایرانی بود بهم گفت که برم خونش ، اون موقع ها ویدیو بود ، اولین بار بود فیلم سوپر میدیدم که برام گذاشت ، حس عجیبی بود ، وقتی فهمید حشری شدم شروع کرد به مالیدنم ، لختم کرد ، بعد تف زد و شروع کرد به انگشت کردنم ، کیرشو هم دراورد که خیلی بزرگ بود ، من براش میمالیدم و اون انگشتم میکرد ، همون لحظه یهو آبم اومد ، بعدش هر چی اصرار کرد که بزار بکنمت گفتم نه باید برم و اینبار هم به خیر گذشت .
در دوران دانشجوییم هم که در شهرستان بودم اتفاق های مشابه افتاد ، از صاحبخونه ام که پیرمرد هیزی بود و یه بار به هوای عوض کردن لامپ خونش منو برد اونجا و گفت نردبان رو نگه میدارم برو بالا ، و بعد شروع کرد کیرم رو از رو شلوار مالیدن که من با عصبانیت اومدم بیرون تا راننده تاکسی و آدمهای دیگه .
تا اینکه در ۲۲ سالگی ازدواج کردم با همسرم و رفتیم ابتدا فرانسه – پاریس ، اوایل او سر کار میرفت و من خونه بودم ، وقتی نبود خیار میکردم گاهی توی خودم و جق میزدم ، لباس زیرهاش رو که مینداخت دور من یواشکی بر میداشتم برای خودم یا جوراب شلواریهای پاره اش رو میپوشیدم گاهی ، یه روز تصمیم گرفتم برم سکس شاپ یا همون مغازه هایی که وسایل سکسی میفروشن .
فروشنده یه خانم بود ، اول که وارد شدم فقط نگاه کردم و خجالت میکشیدم برم قسمت دیلدو ها یا همون کیر مصنوعی ها ، اما کم کم چند نفر اومدن و خرید کردن و متوجه شدم براشون عادی هست .
من هم یه کیر مصنوعیه سایز ۸ مشکی خریدم ، کیر خودم سایزش ۶.۵ بود و ۸ تقریبا میشد ۱۸ سانت که خوب بود .
توی خونه یه جا قایمش کرده بودم و به جای اینکه دیگه از خیار استفاده کنم از این دیلدو استفاده میکردم ،
البته چون نسبت به خیار سفت تر بود ، فقط برای یک بار کردن خوب بود ، دفعات بعد درد میگرفت و نمیشد بیشتر استفاده کرد ، حتی از لغزنده کننده هم استفاده میکردم ولی اولین بار بیشتر حال میداد در روز ، اینکه شبیه کیر بود حس خوبی بود .
این خاطره اولم هست برای آشناییه بیشتر تا بریم به سراغ اولین بار که سکس کردم و کون دادم
نوشته: Mr.Bobby
یک پاسخ به “خاطرات بابک (۱)”
متاسفانه یکی از ابی های ایران کم شد میگن امریکا متخصص های ایران رو میبره یا به قول کیر تو کونش رهبر فرار مغزها