قضیه از این قراره که من در جسم یه پسر به دنیا اومدم؛ البته ناگفته نمونه که از کل پسر بودن فقط یه دودول کوچولوی بی مصرف بمن رسید و همه رفتارام و روحیاتم دخترونه بود. حتی بازی هایی که تو بچگی انجام میدادم هم دخترونه بود و اصلا با پسرا بازی نمیکردم. همیشه کونم و بدنم رو شیو میکردم و قایمکی رژ لب و ریمل مامانم رو میکشیدم روی صورتم و جوراب شلواری ها و شورت سوتین هاشو میپوشیدم و جق میزدم. وقتی این کارو میکردم انگار تو بهشت بودم و زن بودن بیشتر از هر چیز دیگه ای واسم لذت داشت. البته بگم که وقتی وارد جامعه میشدم همه منو به چشم یه پسر میدیدن و همه کونی بازیام مال وقتی بود که تنها بودم. خلاصه با همه اینا پونزده سالم بود و عید به بهونه عید دیدنی رفتیم خونه عموم. دیدم دختر عموم نیایش که چند سالی از من بزرگتر بود و ماجرای منو میدونست و یبار از هیستوری کرومش فهمیده بودم فتیش ارباب برده داره داره چپ چپ نگاهم میکنه. نگاهمو ازش دزدیدم و رفتم روی مبل نشستم. چند دقیقه ای که گذشت نیایش یهو بلند شد و گفت: ما میریم کلکسیونی که جمع کردم رو نشون soolk (من) بدم و ب من اشاره کرد که بلند شم. همراهش رفتم و تا وارد اتاقش شدم دیدم در رو روی جفتمون قفل کرد. وحشت زده ازش پرسیدم: چیکار میکنی و اون گفت: میخوام تبدیلت کنم به یه سیسی بوی تا حیوون خونگیم باشی. من که نمیدونستم جریان از چه قراره یهو دیدم گلومو گرفت و جوری هلم داد که نقش زمین شدم. همینطور که سرم گیج میرفت دیدم با یه کرم پودر و یه رژ لب داره میاد سمتم. قبل اینکه حرفی بزنم گفت: میخوای حس کنی که کاملا یه زن هستی؟ و رژ لب رو روی لبام و کرم پودر رو روی صورتم مالید. کارش که تموم شد گفت: الان شدی یه سیسی جنده که جز ارضا شدن و خالی کردن تخمای بی خاصیتش به چیزی فکر نمیکنه. اینو گفت و یهو دیدم داره پاش رو میاره سمت صورتم و میگه: واسه بو کشیدن جورابای کثیفم آماده ای دختر کوچولو؟ باید جورابام رو برق بندازی و پاش رو روی دماغ و دهنم گذاشت. منم که دیدم چاره ای ندارم شروع کردم به بو کشیدن و لیسیدن جورابای عرقیش. نیایش همونطور که پاش رو روی صورتم میکشید گفت: جوووون میدونستم بوی عرق پاهام باعث میشه اون دودول بی مصرف بزرگتر بشه؛ و در کمال تعجب دیدم که بله، دودولم به شق ترین حالت ممکن خودش رسیده. اونم که این صحنه رو دیده بود گفت: تو یه سیسی بوی جنده ای و از الان تا ابد در اختیار منی اسلات کوشولو. اینو گفت و پاش رو از روی صورتم برداشت. آب دهنم داشت از جورابش میچکید و حس شهوت خاصی داخل من پیچیده بود. یه دفعه دیدم نیایش داره شورتشو در میاره و کس و کونشو میاره سمت صورتم. همینطور که نزدیک صورتم میشد گفت: حالا وقت اینه که سوراخ های ارباتو بو بکشی و لیس بزنی هاپوی من. بهتره که خوب تمیز بشن و نشست روی صورتم. دماغم روی سوراخ کونش بود و زبونم روی کصش. بوی کونش منو مثل سگ حشری کرد و دودولم داشت میترکید. دختر عموم همینطور که کص و کونشو روی دهن و دماغم میکشید گفت: باید هر وقت که من بگم این سوراخا با زبونت تمیز بشن و گرنه دودولتو قفل میکنم و نمیذارم بهش دست بزنی. بعد چند دقیقه که مشامم از بوی کونش پر شده بود و زبونم از آب کصش خیس شده بود از روی صورتم بلند شد و گفت: الان نوبت توئه که شهوت کثیفتو خالی کنی جنده و از توی کشوی کنسولش یه وازلین و یه خیار قلمی درآورد. بهش گفتم: توروخدا بذار انقدر دودولمو بمالم تا ارضا شم ولی نیایش گوشش بدهکار نبود و گفت: تو یه دختری پس نباید از اون دودول کوچولوت واسه ارضا شدنت استفاده کنی بلکه کونت باید اینکارو برات انجام بده. اینارو گفت و دوتا از انگشتاشو به وازلین آغشته کرد و منو به حالت داگی خوابوند. من التماسش میکردم و اون بجای اینکه گوش بده با اون یکی دستش به کونم اسپنک میزد و میگفت خفه شو جندهٔ آب کیر و انگشتاشو روی سوراخ کونم کشید. قلبم داشت تند تند میزد و نیایش سوراخ کونمو کامل وازلینی کرد و گفت: حالا میخوام راه کونتو باز کنم تا همیشه از این روش ارضا بشی و دوتا انگشتش رو آروم کرد توی کونم. ناله ام داشت در میومد. لب پایینمو گاز گرفتم و فرش رو چنگ زدم. نیایش انگشتاشو توی سوراخم عقب جلو میکرد و بعد یکی دو دقیقه گفت فکر کنم به اندازه کافی باز شد. تنم خیس عرق بود و کیرم ترشح پیشاب رو شروع کرده بود و رونام و یه تیکه از فرش رو خیس کرده بود. نیایش خیار رو برداشت و انقدر بهش وازلین مالید که براق شد و گفت: این وسیله ایه که از این به بعد آب شهوتتو خالی میکنه و آروم آروم وارد سوراخم کرد. پاهام از شدت لذت میلرزیدن و ناله ام کل اتاقو پر کرده بود و خدا خدا میکردم کسی نشنوه. نیایش خیار رو توی سوراخم جلو عقب میکرد و گفت: دختر بودنتو دوست داری بردهٔ من؟ اون آب بی خاصیتت باید از طریق پروستات کوچولوت بپاشه بیرون وگرنه دودولتو یک ماه قفل میکنم تا نتونی ارضا بشی. شهوت باعث شده بود آب دهنم هم سرازیر بشه و یه دفعه یه حس قلقلکی پشت کیرم احساس کردم و ادامه پیدا کرد تا به نوک کیرم ختم شد و آبم با فشار پرید بیرون. با یه ناله بلند گفتم: آبم اومدددد و از شدت لذت ولو شدم تو بغل نیایش. دختر عموم همونطور که با نوک سینه هام ور میرفت در گوشم گفت: به دنیای دخترونه ات خوش اومدی سیسی اسلات…
بعد از این اتفاق هیچوقت نتونستم مثل یه پسر جق بزنم و از طریق دودولم ارضا شم و حتما باید چیزی مثل خیار یا دیلدو توی کونم فرو میکردم تا به نقطه جیم ضربه بزنه و آب شهوتم از نوک دودول بی مصرفم بپاشه بیرون💖💗💝
ممنون از وقتی که گذاشتید
امیدوارم آبتونو بیارم🙈💖
نوشته: soolk
4 پاسخ به “جنسیت اشتباه”
چی بگم والا جا برا فحش نزاشتی ؛ البته لازمم نداری چون خودت جور مارو کشیدی 😂
عالی بود ادامه بده
با این سطح از خریت و بیشعوریسریعتر برو حوزهطلبه بشو 😂👉
پدر و مادر و عمو و زن عمو و احیانا فامیلهای دیگه نگفتن که این دو تا تو عید دیدنی کجا رفتن ؟ هیشکی سراغتونو نگرفت ؟