روزه بعد پارسا بهم زنگ زد از شنیدن صداش حالی به حالی شدم از خودم تعجب کردن آخه دختر چشمو گوش بسته ای نبودم به پیشنهادش جواب مثبت دادم اونم ازم خواست به سارا چیزی نگم منم خدا خواسته قبول کردم، آدرس یه جایی رو داد گفت خونه ی دوستشه ساعته 5 قرار گذاشتیم بعد از ناهار رفتم حموم حسابی به خودم رسیدم خودم از دیدن خودم یه جوریم شد چه برسه به پارسا رسیدم اونجا خود پارسا جواب داد گفت دوستش رفته بیرون پالتومو در اوردم دیدم پارسا یه جوری داره بم نگاه میکنه گفتم انگار خیلی حالت خرابه خندید و هیچی نگفت رفت اشپزخونه با یه بطری ویسکی برگشت نمیخواستم خیلی مست کنم واسه همین خیلی نخوردم ولی پارسا پیدا بود حسابی مست کرده اومد جلوم داشتم به ارزوم میرسیدم لباشو گذاشت روی لبام خیلی داغ بود در همون حال دستش رفت به سمته کسم داشتم رو ابرا سیر میکردم منو خوابوند رو کاناپه و شروع کرد به مکیدن گردنم حسابی داغ شده بودم تا به خودم اومدم دیدم هر درومون لخت لخت روی هم دیگه ایم کیر شق شده اش رو تحویلم داد و گفت بخور همیشه از قسمت ساک زدن توی فیلم سوپر متنفر بودم برای همین گفتم نه اونم چیزی نگفت کاندوم رو گذاشت سر کیرش و با کسم یه کوچولو بازی بازی کرد بعد کرد توی کسم از درد زیاد جیغی کشیدم که فکر کنم همسایه ها فهمیدن پارسا مست مست بود هیچی نمیفهمید داشتم از درد میمردم گریه ام گرفته بود دیگه نفسم در نمیومد انقدر تلمبه زد تا اخر پردم پاره شد توی اون لحظه تنها چیزی که حس میکردم درد بود هیچ لذتی واسم نداشت، یخواستم سریع از اونجا برم از شدت گریه به نفس نفس افتاده بودم مستی از سر پارسا پریده بود انگار فهمید حالم زیاد خوب نیست منو بغل کرد برد توی حموم توی وان منو شست تمام مدت داشتم میلرزیدمو گریه میکردم حقیقتش از خودم بدم اومده بود از اینکه به بهترین دوستم خیانت کرده بودم و به خاطره یه هوس مسخره از دختر بودنم فاصله گرفتم، تا قبل از اینکه برم اونجا اصلا به هیچ کدوم از اونا فکر نکرده بودم هوس چشمامو کور کرده بود با بدبختی لباس پوشیدم پارسا زنگ زد آژانس اون شب رفتم خونه ی دوستم نمیخواستم مامانم بفهمه 2روز بعدش هم سارا از علی دوست پارسا جریانو فهمید بعد از یه آبرو ریزی مفصل با من قطع رابطه کرد، از پارسا هم دیگه خبر ندارم خطشو هم عوض کرده…
نوشته: غزل
18 پاسخ به “بی اف دوستم و آبروریزی”
سلام شادي خانم،چه عجب چشممون به جمال شما روشن شد.اينجوري رفيقت در شرايط بحراني حمايت ميكني؟اگه بدوني چقدر اذيت كردن!
che ghamnak.
فقط میگم متاسفم کاش اینجوری نمیشد
واسه دادن راههای دیگه ای هم هست
خیلی آب دوغ خیاری بود شایدم راست باشه نظر شما چیه عبدول تا به تا جان?
به قول یه بزرگی میگفت:“هر مملکتی مانند هر خونه ای باید یه دستشویی داشته باشه تا مردم کثافتشون رو اونجا خالی کنند.اگه اینکار صورت نگیره این کثافت باعث میشه کل مملکت رو بگیره.” که متاسفانه الان وضع جامعه ما اینجوریه!!
=)) جک قشنگی بود.
من مگه مجبورم چیزی بگم ؟؟ اصلأ هیچی نمیگم
ببینید مونثای ایران مشکلشون مکانهمکان داشته باشی راحت میتونی بکنیشون
آدم فروش خائن…بی پرده شدن و درد کشیدن تاوان خیانت کردنه.در ضمن دخترای ایرانی مثل تو نیستن و دوستی رو مساوی سکس نمیدونن…
حقته دختره آشغال خیانت کار حداقل به دوستای خودتون و همجنساتون خیانت نکنیدبه پسرا که خیانت میکنین به همدیگه هم خیانت میکنین به خودتون هم…بازم میگم حقتونه
کیر تو کس گشادت کنن گشاد.خاک بر سرت که به این راحتی گذاشتی پردتو بزنه.جنده
همسایه شنیدن صدا رو؟اونها هم اومدن با پارسا همکاری کردن شاید انقدر گشادی که همزمان 10 تا باید پر کنه اونجاتو.میرسیم به خیانت خب دیگه آدم لاشی شاخ و دم نداره.دوستش داشتی بعد به سکس فکر کردی تفسیر خوبی بودبعد که میگم شماها میخواین دختر ایرانی رو به گند بکشین یکی میاد میگه چه ربطی داره دختر ایرانی که برند نیستتو رفتی خونه خالی خونه دوست اون پسر بعد نفهمیدی عواقبش چیه اونم با یه پسر مست نکنه گفتی از عقب میدم و کنتور نمیندازه؟امشب رو مود فحش نیستم تنها حرفی که میزنم ابراز تاسف هست همین!!!
اولا اقا پسر مگه مجبورت کردن خودتو دختر معرفی کنی , خیلی تابلوبود که پسری , از اون تابلوهایی که هربیسوادی هم میتونه بخونش , دوما مگه پرده دخترا جنسش از برزنت هست که گفتی : اونقدر تلمبه زد تا پرده ام پاره شد
برید کنار من اومدم… بیب بیبچون بار اولمه نظر نمیدمدوستان معرفی میکنم این شما و این==========>کاکاسیا
ببین کلا پسرای به ظاهر قشنگ تو خالین. به زندگی گند میکشنو گم میشن
من مشكلى ندارماگه دوس دارى برو بميروالله زياد ديدم دوست دختر رفقا آمار بدن ولى اينقدر شعور دارم كه به رفيق فابریكم خيانت نزنمكير تموم پسراى با معرفت تو همچین دوستيايىواقعا كه
نمونه بارز یک دختر نجیب…