بعد کلی کسشر گفتن با بچه های بکن تو که هر سری اومدیم چیزی رو ببریم جلو گفتن بیا تلگرام عکس بده ویس بده زنگ بزن اخه چرا یکی باید وقتی میخواد بده بخوره سکس کنه یا اصن سکس چت! کنه باید خودشو همه جا جار بزنه هیشکی نمیخواد همه بفهمن چیکار کرده بیخیال بریم سراغ داستان ما خونمون سمت تهرانپارس شنبه طرفای ساعت پنج ونیم بود وایساده بودم منتظر تاکسی تا نیم ساعت هیچکس نبود بعد کلی انتظار یه تاکسی سمند سبز اومد رفتم سوار شم دیدم صندلی عقب دوتا افغانی آن جلو هم یکی نشسته بود راننده تاکسی که پیرمرد بود به جلویی گفت برو عقب بشین خانوم بیاد جلو خلاصه حرکت کرد و رفتیم تو ترافیک مزخرف تهران “تهرانیا میدونن چی میگم “
تو ترافیک که بودیم حس کردم راننده داره یواشکی بهم نگاه میکنه بعد یهو دیدم تو ماشین کناری که یا ۲۰۶ کف خواب بود و پایین تر ماشین ما یه دختره داره کیره یه پسررو ساک میزنه هی صورتشو میاورد بالا با دهنش که تف ازش آویزون بود پسره باهاش لب میگرفت باز ساک میزد بچه کاملاااااا واضح بود راحت من با راننده که جلو نشسته بدیم میدیدم وقتی داشتم نگاه میکردم خجالت میکشیدم نه واسه اینکه نگاه میکردم واسه اینکه راننده هم داشت میدید نگاه میکنم اگه روم اونور هم میکردم با اون پیرمرد عوضی چشم تو چشم میشدم یهو یکی ازون افغانی ها گفت نمیشه یه جوری میانبر بزنین راننده هم گفت میبینی که ترافیک افغانیه هم گفت ما میخوایم پیاده شیم
پیاده شدن وسط خیابون تو ترافیک .
اون دختر عوضی هم فقط میخورد پسره هم داشت سیگار میکشید خیلی هم جذاب بود عوضی اب کسم نگم براتون راه افتاده بود چون لگم پوشیده بودم بدون شرت دیگه خیس خیس بود یهو پیرمرده دست زد به پام داد زدم به من دست نزن عوضی شروع کرد عذرخواهی منم فوش میدادم اومدم درو باز کنم پیاده شم در خورد به در همون ماشین دختر لاشی که داشت ساک میزد یهو چشم تو چشم شدم باهاش کیر پسره روبروم باورم نمیشد شق شق تو دست دختره ولی نمیتونستم پیاده شم از سر اجبار یا احمقی نشستم باز نگاه راننده کردم گفتم دست بهم نمیزنی مرتیکه بی ناموس فهمیدی وگرنه داد میزنم اونم گفت به جون بچم شیطون گو لم زد غلط کردم نشستم و ربع ساعتی گذشت یکم تقریبا ترافیک ازاد شده بود اون ماشینه هم دیگه بغلمون نبود نمیدونم چم شد یهو به پیرمرده گفتم کسمو واسم بمال ولی دست درازی بیشتری کنی کیلید تو چشمت میکنم دستای کلفت و بزرگشو گذاشت رو کسمو مالید دستش کامل خیس شده بود تا نگام میکرد منم میگفتم جلوتو نگاه کن داشتم ارضا میشدم که که یهو فشاار دادن انگشت شصتشو فشار داد نوک بالای کسم وای یجوری اب کسم اومد که رفتم تو سقف ماشین باورم نمیشد به خودم که اومدم دیدم داره خیلی اروم میره تو حرکت پیاده شدم دویدم اون سمت ماشین داد زد مگه چیکار کردم رفتم تو مترو
گاهی اوقات وقتی با جرات کاری کردم کلی کیف کردم ولی نمیدونم عاقبت این جرات چیه
تو ترافیک که بودیم حس کردم راننده داره یواشکی بهم نگاه میکنه بعد یهو دیدم تو ماشین کناری که یا ۲۰۶ کف خواب بود و پایین تر ماشین ما یه دختره داره کیره یه پسررو ساک میزنه هی صورتشو میاورد بالا با دهنش که تف ازش آویزون بود پسره باهاش لب میگرفت باز ساک میزد بچه کاملاااااا واضح بود راحت من با راننده که جلو نشسته بدیم میدیدم وقتی داشتم نگاه میکردم خجالت میکشیدم نه واسه اینکه نگاه میکردم واسه اینکه راننده هم داشت میدید نگاه میکنم اگه روم اونور هم میکردم با اون پیرمرد عوضی چشم تو چشم میشدم یهو یکی ازون افغانی ها گفت نمیشه یه جوری میانبر بزنین راننده هم گفت میبینی که ترافیک افغانیه هم گفت ما میخوایم پیاده شیم
پیاده شدن وسط خیابون تو ترافیک .
اون دختر عوضی هم فقط میخورد پسره هم داشت سیگار میکشید خیلی هم جذاب بود عوضی اب کسم نگم براتون راه افتاده بود چون لگم پوشیده بودم بدون شرت دیگه خیس خیس بود یهو پیرمرده دست زد به پام داد زدم به من دست نزن عوضی شروع کرد عذرخواهی منم فوش میدادم اومدم درو باز کنم پیاده شم در خورد به در همون ماشین دختر لاشی که داشت ساک میزد یهو چشم تو چشم شدم باهاش کیر پسره روبروم باورم نمیشد شق شق تو دست دختره ولی نمیتونستم پیاده شم از سر اجبار یا احمقی نشستم باز نگاه راننده کردم گفتم دست بهم نمیزنی مرتیکه بی ناموس فهمیدی وگرنه داد میزنم اونم گفت به جون بچم شیطون گو لم زد غلط کردم نشستم و ربع ساعتی گذشت یکم تقریبا ترافیک ازاد شده بود اون ماشینه هم دیگه بغلمون نبود نمیدونم چم شد یهو به پیرمرده گفتم کسمو واسم بمال ولی دست درازی بیشتری کنی کیلید تو چشمت میکنم دستای کلفت و بزرگشو گذاشت رو کسمو مالید دستش کامل خیس شده بود تا نگام میکرد منم میگفتم جلوتو نگاه کن داشتم ارضا میشدم که که یهو فشاار دادن انگشت شصتشو فشار داد نوک بالای کسم وای یجوری اب کسم اومد که رفتم تو سقف ماشین باورم نمیشد به خودم که اومدم دیدم داره خیلی اروم میره تو حرکت پیاده شدم دویدم اون سمت ماشین داد زد مگه چیکار کردم رفتم تو مترو
گاهی اوقات وقتی با جرات کاری کردم کلی کیف کردم ولی نمیدونم عاقبت این جرات چیه
!اگه یه وقتی اومدی و داستانو خوندی میخوام بدونی عالی بود عالی مرسی بازم مرسی
عکسو گذاشتم اگه ببینی مطمئنم میشناسی بای

نوشته: mohadede
13 پاسخ به “بالاخره سکس اما یهویی”
حتما خیلی بهت حال داده🙃❤
کصشر و دروغ
بیا منم ی حال اساسی بهت بدم
خاطره قشنگی بود. نمیدونم چرا بهت دیس لایک دادند اما احساس خاطره ات کاملا واقعی بود. ممنون
دختر کیر ندیده خارش کسش شدیدهساک تو ۲۰۶ دیده اب از کسش پاشیدهراننده توی تاکسی یه ربع اونو مالیدهخیار و موز و هویج کس دروغگو سگ گایید .
معمولا اینطوری هست . منم تجربه چنین چیزی و چند بار داشتم خصوصا مدتی پیش ، من فروشنده ماشین هستم البته نمایشگاه مال کن نیست من فروشنده هستم که البته چون حرفه ای هستم و درآمد خوبی هم دارم ،اخیرا خانمی آمد برای دیدن ماشین وقتی داخل شد مستقیم آمد سمت من و صحبت های اولیه و اینکه نظرش روی یک تویوتا شاستی بود که همه موارد و اوکی کردیم برام عجیب بود ماشینی که انتخاب کرده بود معمولا آقایون چنین موردی انتخاب میکنند قیمت چهارده میلیارد و خورده ای بود قرار شد تست کنه گفتم یکی از کارگرها ماشین و برد بیرون و من با خانم رفتیم توی ماشین البته بهر مشتری تا قبل از پرداخت معمولا ماشین های گران قیمت و نمیدهیم خودش بشینه مگه بشناسیم یا پولش و و حداقل نصف پرداخته باشه ولی اجازه دادم بشینه که این کار و برای فقط مشتری های خاص میکنیم. خلاصه رفتیم دور بزنیم داشتیم صحبت های معمولی میکردیم که پرسید متاهلی گفتم جدا شدم و کمی بعد زد بقل و حرف میزدیم نگاهش خاص شد که اگر تجربه داشته باشید میدونید چی میگم ، ناگهان نفهمیدم چطوری شد که در حال سکوت بودیم سرش و گرفتم کمی آوردم سمت خودم لب گرفتیم و کمی لب بازی کردیم دست گداشت روی کیرم که سفت شده بود گفت بریم عقب رفتیم عقب همانجا با خوردن و مالیدن و ساک زدن آب همدیگرو آوردیم من تشکر کردم خنده مون گرفته بود برگشتن گفت نمیتونه پشت رل بشینه من نشستم و آمدیم پرداخت ها همان روز انجام شد ماشین و آمد با یک آقا که پدرش بود بردند هنوز منتظر هستم باز بیاد میدونم میاد البته بدلیل نبود کاندوم کاری نکردم قرار شد بیاد هماهنگ بشیم فعلا که نیامده .
سلام محدثه جون،با من دوست میشی؟
چقدر شبیه یکی از دوست دخترامی
حداقل یذره کیر اون بدبختم میمالیدی خب چیزی ازت کم نمیشد ک
بده ماهم بمالیم خب🥲
تا صب شق درد داشتم یا میای میدی یا از فردا تمامی کوچه های تهرانپارسو میگردم تا پیدات کنم😂😂
چند وقت پیش تو متروی هفت تیر بودم دوتا دختر ناز و مامانداشتن سوار میشدن البته زن و دختر زیاد بود ولی من پشت اونا ایستادم منتظر بودیم قطار بیاد دوستانی که اینکاره هستن میدونن چی میگم اینجور مواقع بتونی یه مختصر سر صحبتو باز کنی و تو همون فاصله زمانی کم یه ارتباط فوری بگیری خیلی عالیه من به یکیشون گفتم خانم تشریف ببرید سمت زنها خیلی بهتره ها کهتو جواب گفتش نه اونجا واقعاً فاجعه است که البته ما دوتا ایستگاه دیگه یعنی دروازه دولت پیاده میشیم راستم میگفتتو مترو واقعاً اجحاف شده در حق خانمهای گل فقط یک و نیمواگن اول و دوم به این فرشته های نازنین اختصاص پیدا کردهخلاصه بهشون گفتم پس بیاید سمت من کسی اذیتتون نکنهکه اتفاقا همون موقع قطار یواش یواش وارد واگن شد یکیشون خیلی تپلی بود بغلش کردم سمت خودم اونیکی ام کنار ما بودیه دستمم انداختم رو شونه اونیکی قشنگ برجستگی کیرمورو بدن اون جلویی حس میکردم شک ندارم اونم متوجه شدواقعاً تا دروازه دولت عشق دنیا را کردم طالقانی جمعیت وفشار بیشتر میشد من قشنگ کیرمو چاک کون دختره مالیدمدو دستی ام گرفته بودمش جیکشم در نمیومد طوری بهشچسبیده بودم که بوی تن و موهاشو حس میکردم و تو گوششنفس نفس میزدم به گمانم اکثراً تصور میکردن باهمیم خلاصه اینکه کیرم وحشتناک سیخ شده بود قبل از پیاده شدن گفتماگه میخواید برید توحید سمت ارم سبز تشریف ببرید هردوازم تشکر کردن البته بماند که زحمت مالیدن دوستش با یکیدیگه بود ولی من از بغلای باسن اینیکی گرفته بودم حسابیکیرمو چسبونده بودم بهش انگشت نکردم که تابلو بشه ولیتا حد زیادی مالوندمش کونش خیلی بزرگ و خوب بودواقعاً خیلی حال میده مالوندن دخترا و خانمها تو متروآقایان کیراتون سیخ خانمای گلم کوساشون خیس 🔥😘
نوشی جونت مواظب باش خودتو ب دردسر نندازی