روز موعود رسید از خونه اومدم بیرون 2 ساعت بیشتر اجازه نداشتم خونشون نزدیک بود زود رسیدم، اولش حرفای همیشگی و احوال پرسی تو بغلش بودم که اولین لب عمرمو دادم ناشی بودم اما لذت بخش بود، یکم منو از خودش جدا کرد و شروع کرد به لیسیدن گردنم حالم دست خودم نبود واقعا لذت میبردم تی شرتمو در اورد و از رو سوتینم سینه هامو فشار میداد اندامی ریزی دارم سینم راحت تو دستش جا میشد،میمالیدش و گاهی زبون میزد، کمی کمرمو اورد بالا و شلوارمو از پام در اورد و از رو شورتم کوسمو میمالید خیسی شورتمو احساس میکردم هم خجالت میکشیدم هم دوست داشتم ، خودمو کامل در اختیارش گذاشته بودم شورتمو از پام در اورد و پاهامو باز کرد و با دست کوسمو باز کرد و بازیش میداد و من دیگه نمیتونستم جلوی ناله هامو بگیرم ، یکدفعه زبونشو رو کوسم احساس کردم که نا خداگاه جیغ کشیدم بهترین حس دنیا بود، یه مقدار ادامه داد احساس میکردم سبک شدم و بدنم کمی لرزید این شد که برای اولین بار ارضا شدم !! و حالا نوبت من بود که اونو ارضا کنم شلوارشو در اوردم تا بحال کیر از نزدیک ندیده بودم با اکراه زبون میزدم و کم کم میکردم تو دهنم، دندونم اذیتش میکرد منصرف شد دوباره منو خوابوند و کیرشو گذاشت لای پام و جلو عقب میکرد تا ابش اومد و داغی ابش رو بدنم احساس میکردم ، خودمون رو تمیز کردیم و برگشتم خونه تا مدت ها بهترین خاطره بود برام ، چند بار دیگه ازم سکس خواست ولی موقعیتش برام جور نشد و رابطه ما روز به روز سردتر میشد تا اینکه یک روز زنگ زد و گفت میخواد همه چیو تموم کنه و منو صرفا برای سکس میخواسته و بهش رسیده نمیدونستم چی بگم بعد از حدودا 2 سال از هم جدا شدیم ، روز ها به سختی میگذشت و از کاری که کردم و همچنین خودم بیشتر متنفر میشدم،الانم این داستان نوشتم که کمی سبک بشم از دوستان معذرت میخوام اگر که بد نوشتم اولین بارم بود و بلد نبودم!
نوشته: dokhtaraki
12 پاسخ به “اولین لب و لاپایی عمرم”
راستش اول رفتم داستان بالايي خواستم اون كه ديرتر اب شده بود رو سريع بيام خورش كنم كه ديدم يكي خونده و بيام كذاشته اخه درباره داستان هم نظر داده بود مثل من نبود كه فقط اومدم كرم بريزمواقعا سرعت عملشو كفيدم هه:p
درباره داستان اخر من نظر ندادم
ديكه حوصله ندارم برم تو داستاناي ديكه نزارم بجه ها اول شن:dاخه داستان منو دبسورده كرد .:(
با سلام و احتراماز خواندن داستان شما افسرده شدم .تجربه بسیار بدی داشتید که متاسفانه تنها شامل شما نمی شود خیلی از پسرها و دخترهای ما با توجه به عدم آشنایت با مسائل سکسی و عدم امکان آموزش صحیح آن گرفتار چنین تجربه های می شوند که نتیجه آن از دست دادن بزرگترین سرمایه عمر یعنی ” احساسات و عواطف پاک انسانی ” است .امیدوارم در سایر مراحل زندگی با تجربه شیرین تری روبرو بشوید .
عیبی نداره عجیجم…فقط نگوکه 18سالت نشده هنوز…وقت برای دادن زیادداری …اگه بده نبودی اینجاداستان آپ نمیکردی کون گلابی <):)
:X اشکالی نداره گلمحداقل حالا از سکس یه چیزی میدونی
من چهارده سالم بود بدو بدو ازمدرسه میومدم خونه ببینم مامیم ناهارچی درست کرده !!!ای خدااااااااا
چی چرا؟؟
دوس پسر؟؟؟دوس پسرکیلوچندبودتواون سن منظورم همین بودکه دوس پسرنداشتم دیگه شما نگرفتی
واقعأکه چی؟؟؟؟؟؟
شهاب1998بله؟
مرسی.