ماجراهای من و خانمم ملیکا با مهرشاد و نیما (1)

این داستان ادامه ی داستان ” من و خانم خوشگلم در مترو” هست. هر کسی که داستان رو نخونده بهتره اول اونو بخونه تا با شخصیت های داستان و اتفاقاتی که قبلا افتاده آشنا بشه و بهتر بتونه این قسمت رو متوجه بشه. اما ادامه ی ماجرا:
طبق هر ماه، خانمم روز اولش پریودش براش سخت و دردناک بود و روز اول رو اگه روز کاری باشه، مرخصی میگیره و میره خونه ی مامانش تا استراحت کنه.‌ این ماه هم رفت و مثل همیشه شبم همونجا موند. منم بهش گفتم از سرکار مستقیم میرم پیش بچه ها و احتمالا شب همونجا بخوابم. مهرشاد و نیما از دیدنم تعجب کردن. آخه هیچ وقت بدون ملیکا نمیرفتم اونجا.‌ قضیه رو گفتم و اونا هم گفتن خوب کاری کردی اومدی. ولی امشب نامزدهامون نمیان و ما قرار بود دوتایی باهم حال کنیم. گفتم اشکال نداره، منم بهتون ملحق میشم و سه تایی حال میکنیم… نشستیم سه تایی عرق خوردیم و مشغول ورق بازی شدیم. بعد آهنگ شاد گذاشتن و بلند شدن مشغول رقص شدن و بعد از اینکه باهم یه رقص تانگو هم کردن و از هم لب میگرفتن، منم بلند کردن که باهاشون برقصم.‌ من و مهرشاد با هم تانگو میرقصیدیم و نیما هم از پشت بهش چسبیده بود. هر سه با شورت بودیم که نیما شورت خودش و مهرشاد رو درآورد و کیرشو گذاشت لای کونش و دوباره از پشت بغلش کرد. گفت تو هم شورتت رو در بیار…
متم درآوردم و حالا هر سه لخت بودیم و با مهرشاد تانگو میرقصیدم و نیما هم کیرشو میمالید لای کون مهرشاد و با ما میرقصید. با مهرشاد لب تو لب میشدیم و نیما از پشت گردنش رو میخورد.‌ چند دقیقه ای اینجوری بودیم و بعدش جابجا شدن و نیما اومد جلو و مهرشاد رفت پشتش. با اونم لب میگرفتیم و مهرشاد از پشت گردنش رو میخورد. توی این مدت که هفته ای یه شب یکیشون میومد خونه ی ما و به صورت تری سام با خانمم حال میکردیم، بعد از اینکه یه بار دوتایی خانمم رو میگاییدیم و ارضاش میکردیم، کون اونها رو در حالی که مشغول گاییدن خانمم بودن میگاییدم و دیگه به لب گرفتن با این دوتا هم عادت کرده بودم و یه جورایی برام لذت بخش شده بود. ولی گاییدن کونشون چندان برام لذت بخش نبود و فقط برای این که اونها دوست داشتن مثل یه زن دو طرفه از جلو و عقب حال کنن، انجامش میدادم. نمیگم حال نمیکردم ولی در اصل بیشتر از نوع سکس و فانتزیش حال میکردم و بالاخره اینم تنوعی بود. منم از این قضیه استفاده کردم و کونشون میذاشتم که بعدها نتونن واسه من پررو بازی در بیارن.‌ البته همونطور که گفتم منم حال میکردم ولی اصلا در حد گاییدن کون خانمم یا حتی در حد کون کوچیک نامزدهاشونم حال نمیداد.‌ درسته کونشون تقریبا تپل بود و بهتر از کون نامزدهاشون بود ولی خوب کون پسر کجا و کون نرم و لطیف دختر با اون بدنهای ظریف کجا…
در هر صورت به این قضیه عادت کرده بودم و دیگه یه جورایی برام لذت بخش شده بود. اونا هم یه ناز و عشوه های زنونه ای میومدن تا منو بیشتر تحریک کنن.‌
چند دقیقه ای بود که با نیما میرقصیدم و لب میگرفتیم که مهرشاد اومد پشت من و گفت دوتایی بخوریم و ببوسیمت.‌ مهرشاد از پشت گردنم رو میخورد و نیما از جلو لبهام رو. یواش یواش مهرشاد چسبید به منو کیرش رو لای کونم میمالید که نیما نشست جلو پام و شروع کرد ساک زدن. بعد چرخیدم و گفتم مهرشاد تو بهتر ساک میزنی… نشست جلوی پام و مشغول ساک زدن شد. نیما هم کیرشو گذاشت لای کونم و گردنم رو میخورد و نوک سینه هام رو میمالید. تا حالا این کارو نکرده بودم ولی الان داشت خوشم میومد.‌ یعنی با حس کردن یه کیر شق و داغ لای کونم، در حین ساک زدن کیرم یه حس خوبی بهم دست میداد… نیما گفت بریم روی تخت خواب…
دراز کشیدیم و از دو طرف بغلم کردن و لب و گردنم رو دو نفری میخوردن و از سینه و شکم تا کیرم رو دست میکشیدن و میمالیدن. نیما رفت سراغ کیرم و دوباره ساک زد که مهرشادم ازم لب گرفت و رفت کنارش. دوتایی واسم ساک میزدن و کیر و خایه و شکم و لای رونم و میخوردن و لیس میزدن. خیلی خوب بود و کارهاشون مثل زنها بود. مهرشاد نشست روی کیرم و تا ته کرد توی کونش. نیما شروع کرد براش ساک زدن و بعد اونم نشست روی شکمم و کیر مهرشاد رو کرد توی کون خودش. کیرش جلوی من شق بود و بالا پایین میشد که گفت امید میشه کیرمو بمالی؟
توف کردم توی دستم و شروع کردم واسش جلق میزدم.‌ اونم از کون دادنش لذت میبرد. مهرشادم بدتر از اون آه میکشید و اوففففف اوففففف میکرد و از کون دادن به من و گاییدن کون نیما همزمان لذت میبرد. مشروب کار خودشو کرده بود و باعث میشد آبم دیرتر بیاد. چند دقیقه ای همینجوری گذشت تا جاشون رو عوض کردن. به همون شکل قبلی حال میکردیم و کیر مهرشادم مثل کیر نیما میمالیدم و واسش جلق میزدم.‌ توی همین حالت ادامه دادیم تا اینکه نیما شروع کرد به تند تند تکون دادن کونش روی کیرم و صداش بلند شد. آبش اومد و همه رو خالی کرد توی کون مهرشاد، بعد مهرشاد کیرشو از دستم گرفت شروع کرد تند تند جلق زدن که گفتم نریزی روی من.‌ به نیما گفت بلند شو بیا جلوی من. مهرشاد نشست روی کیرم و نیما نشست روی کیر اون. اونم شروع کرد به عقب جلو کردن و مالیدن کونش روی کیرم.‌ یعنی کون دادن به من و گاییدن کون نیما. کیر نیما خوابیده بود و آویزون شده بود که باعث میشد سرش مالیده بشه به من.‌ گفتم دهنت سرویس نیما، کیر گوهیتو نمال به من و خندیدیم.
خلاصه مهرشادم آبش اومد و خالی کرد توی کون نیما. گفتم حالا برید کنار تا منم اونجوری که دوست دارم حال کنم… مهرشاد دمر بخواب…‌
خوابیدم روش و داشتم توی کونش کمر میزدم که نیما اومد پشتم و شروع کرد به لیس زدم کونم. لای کونم زبون میکشید و با زبونش سوراخ کونمو قلقلک میداد. خوشم اومده بود و تقریبا داشتم درک میکردم که اونها چه حالی میکنن وقتی دو طرفه حال میکنن. بی اختیار پاهامو از هم باز کردم و گفتم محکم تر لیس بزن. خیلی طول نکشید که آبم اومد و با فشار خالی کردم توی کون مهرشاد. بی حرکت افتادم روش و نیما هنوز داشت سوراخم رو لیس میزد. بعد خوابید روی من و کیر خوابیده ش رو گذاشت لای کونم.‌ چند دقیقه ای توی همین وضع بودیم و گفتم بسه دیگه بلند شو.‌… سه تایی خوابیدیم کنار همدیگه و نیما گفت خوب شد اومدی. سه تایی حال کردن مزه ش بیشتره. مهرشادم گفت آره، خیلی حال داد. منم گفتم اونجاش که تو رو میکردم و نیما کونمو لیس میزد خوب بود و خوشم اومد. حالا میفهمم چرا دوست دارید موقع کردن کون بدید. نیما گفت پس تو هم امتحان کن، شاید خوشت بیاد.
-شاید، ولی دوست ندارم. مرد باید بکنه، کون دادن کار زنهاست.
مهرشاد: خب هر کسی یه سلیقه ای داره، ما اینجوری هم حال میکنیم.‌
بلند شدم و گفتم آره خب، هر کی آزاده اونجوری که دلش میخواد از بدنش لذت ببره… رفتم داخل حموم و داشتم خودمو میشستم که مهرشاد اومد و کیرمو برم شست. قبل از بیرون اومدن یه کمی برام ساک زد و گفت شب اینجا میخوابی؟
-شاید بخوابم، چطور مگه؟
-موقع خواب منو بغل کن و کیرتو بذار لای کونم بخوابیم.
-باشه.
لبمو بوسید و شروع کرد لب گرفتن و از حموم رفتیم بیرون. نیما هم بعد از ما رفت و بعدش یه املت درست کردیم و زدیم به بدن. نشستیم یه فیلم دیدیم و قلیون میکشیدیم. مهرشاد گفت بریم بخوابیم؟…
رفتیم و منو انداختن وسط و از همدیگه لب میگرفتیم. مهرشاد گفت یه بار دیگه میکنی؟
-نه دیگه، شما اگه میخواید حال کنید.
از روی من رد شد و رفت روی نیما. لب گرفتن و بعدش ۶۹ خوابیدن و واسه هم ساک میزدن. مهرشاد خوابید کنارم بغلم کرد و نیما از پشت گذاشت توی کونش و تلمبه میزد. مهرشاد گفت امید لبامو بخور و کیرمو بمال… آههههه، جووووون… امید برام ساک میزنی؟
-نه عزیزم، دارم واست جلق میزنم دیگه.
-پس میشه برگردی بمالم لای کونت و لای پات؟… جان من. توش نمیکنم که.
برگشتم و گفتم باشه، خودتو بمال و خالی کن… هر سه به پهلو خوابیده بودیم و مهرشاد وسط ما داشت حال میکرد. بعدش چرخید روی من و نیما هم رفت روش. مهرشاد کیرشو لای کونم میمالید و نیما هم کونش میذاشت.‌ بعد نیما بلند شد و گفت تو بیا بکن… جاشون رو عوض کردن و نیما کیرشو گذاشت لای کونم و خوابید روی من. مهرشادم کرد توی کونش و خوابید روی اون. هر دو کیرهای شق و داغشون رو لای کونم میمالیدن و خوشم اومده بود. ساکت خوابیده بودم و اونها حالشون رو میکردن. نیما دستشو برد زیرمو کیرمو گرفت گفت شق کردی؟ خندید و گفت بمالم واست؟
-نه، همینجوری نگهش دار توی دستت.
نیما کیرشو میمالید لای کونم و کیرمو گرفته بود و با انگشتهاش شل و سفت میکرد و موج میداد. حس خوب و خوشایندی داشتم. در گوشم گفت میخوای مهرشاد بخوابه زیرت؟
-اوهوم.
بلند شد و گفت مهرشاد بخواب تا امید بیاد روت… خوابیدم و کیرمو فرو کردم توی کونش. نیما هم خوابید روی منو و کیرشو لای کونم میمالید. چند دقیقه اینجوری حال کردیم و نیما گفت حالا منو بکن… خوابیدم روی نیما و مهرشاد اومد روی کونم. هر چی میگذشت واسم لذت بخش تر میشد و محکمتر توی کون نیما کمر میزدم و کون خودمو به کیر مهرشاد فشار میدادم.‌ مهرشاد گفت آبت نیاد ها. میخوام توی کون من بیاد…
همینجوری داشتم وسطشون حال میکردم که گفتم مهرشاد بیا پایین بخواب. سریع خوابید و خودش لای کونشو برام باز کرد و گفت جوووون، بکن توش امید… کیرمو فرو کردم توی کونش و بوسش کردم.‌ در کل مهرشاد خوشگلتره و کون نرم تر و دخترونه ای داره. اخلاقشم موقع کون دادن مثل دخترهاست. همونطور که کونشو میگاییدم و نیما هم کیرشو لای کونم میمالید و گردنم رو میخورد، ارضا شدم و آبم رو با چه لذتی توی کون مهرشاد خالی کردم.‌ بوسش کردم و گفت همینجا بخواب و بلند نشو. نیما هنوز داشت لاپایی میزد و کیرشو لای کونم میمالید. گفت امید بکنم توش؟
-نه بابا، بیا مهرشاد رو بکن و خودتو خالی کن. بلند شدم و مهرشاد گفت پس بخواب دوباره بیام روی تو. خوابید روی من و نیما هم کرد توی کونش. هر دو روی من ارضا شدن و آب نیما توی کون مهرشاد خالی شد و آب مهرشاد لای کون من. حس خوبی بود. واسه اولین بار آبکیر داغ و لیز رو لای کونم حس کردم. چند دقیقه ای همینجوری خوابیده بودیم و بعد نیما مهرشاد رو بلند کرد و رفتن حموم. منم رفتم و نیما کونمو دست کشید و گفت تا حالا کسی لای کونت خالی کرده بود؟
-نه والا، ولی شما رو دوست دارم و خواستم یه حالی بهتون داده باشم.
-بیا خودم کونتو بشورم…
مهرشادم کیرمو گرفت و دوتایی از جلو و عقب کیر و کونم رو میشستن. نیما در حین شستن کونم گفت ما هم به غیر از خودمون به هیچ کسی کون ندادیم. تو تنها کسی هستی که بهت کون میدیم و واست ساک میرنیم.‌ اگه تو هم یه روز هوس کردی و خواستی کون دادن رو امتحان کنی، بده خودم بکنمت و پلمپ کونت رو باز کنم.‌
خندیدم و گفتم نه داداش، من از این هوسها نمیکنم، ولی با زبونت خوشم اومد. زبونتو میتونی بکنی توش.
-ایول، پس دستاتو بذار روی دیوار و کونتو بده عقب…
همین کارو کردم و مهرشاد نشسته بود جلوم. کیرمو انداختم توی دهنش و نیما هم از پشت کونمو باز کرده بود و سوراخمو لیس میزد. مهرشاد از جلو ساک میزد و من از لذت دو طرفه حال میکردم و کیرمو فشار میدادم توی حلقش و میکشیدم عقب تا کونمو فشار بدم به زبون نیما. دیگه نیما داشت نوک زبونش رو فرو میکرد توی کونم و باعث میشد بیشتر خوشم بیاد. زبون گرم و نرمش رو توی سوراخم حس میکردم و خیلی خوشایند بود.‌ مهرشاد سر کیرمو زبون میزد و تند تند کلاهکش رو با لبهاش میخورد. بی اختیار آه میکشیدم و کونمو به زبون نیما فشار میدادم.‌… بلند شد و سر کیرشو گذاشت روی سوراخم گفتم نکنی توش.
-نه، میخوام با کیرم سوراخت رو بمالم. یه کم شامپو زد و کلاهک کیرشو میمالید به سوراخم و گاهی هم ریز ریز به حالت تلمبه زدن فشار میداد بهش. مهرشاد همچنان مشغول ساک زدن بود و تخمهامم میمالید. سوراخ کونم شل شده بود و حس میکردم که کلاهک کیرش میره توی سوراخ کونم. نرم گرم بود و خوشم میومد. زیر اون نرمی کلاهکش، نوک سفت کیر شقش رو هم حس میکردم. این کار چند دقیقه ای ادامه داشت و قشنگ داشتم ازش لذت میبردم که مهرشاد گفت نیما بیا جای من تا منم امتحان کنم.
جابجا شدن و مهرشاد از اول همونکارها رو کرد. کونمو آبرگرفت و شامپو رو از کونم شست. نشست حسابی سوراخ کونمو لیس زد و زبون میکرد توش. نیما هم واسم ساک میزد و بیشتر دور نوک کیرم که حساس ترین قسمتشه زبون میچرخوند و میمکید و با لبهاش میخوردش. بعد مهرشادم مثل نیما با کیرش سوراخمو میمالید و کلاهکش رو میکرد توش و ریز ریز تلمبه میزد. چند دقیقه هم توی این وضعیت گذشت و من واقعا حال میکردم و لذت میبردم. نیما گفت میخوای جای ساک زدن، کونمو بکنی.‌
-نه دیگه بسه، بریم بخوابیم تا آبمو نیاوردین.
-اتفاقا میخوام آبتو بیارم و با مهرشاد بخوریمش.
-پس مهرشاد بیا تو هم بشین باهم بخورید.‌
-نه من فعلا دارم با کونت حال میکنم.
خندیدم و گفتم بسته دیگه. انگار تا آبتو نریزی توی کونم نمیخوای بیخیال بشی.
-آره، صبر کن ببین حس کردن آبکیر توی کون چه حالی میده. مخصوصا که دقیقا همین وسط سوراخ خالی بشه و اون گرما و لیز بودنش رو با سوراخت حس کنی.‌
-پس بریم روی تخت، خسته شدم سر پا…
خودمون رو خشک کردیم و رفتیم روی تختخواب. نیما گفت بیا کیرتو بکن توی کونم و بخواب روم…
مهرشادم ژل لوبریکانت ریخت روی سوراخ کونم و گفت با این لیز میشه و بیشتر حال میده.
-کونی خان نکنی توش. من تا حالا کون ندادم و جر میخورم. فقط همون کلاهکش رو بمال توش.
نشست زیر کونمو سر کیرش رو گذاشت لای کونم و فشار میداد و میمالید به سوراخم. نیما هم از زیر کونش رو بالا پایین میکرد و عضلاتش رو شل و سفت میکرد. مهرشاد گفت امید درسته کونت به گرد پای کون زنت نمیرسه و ولی چون دست نخورده و فابریکه خیلی حال میده.
خندیدم و گفتم آخرش شما منم مثل خودتون کونی میکنید.
خندید و گفت دور از جونت، حالا یه شب سه تایی داریم حال میکنیم ها.
خلاصه اون کلاهک کیرش رو میمالید و فرو میکرد توی سوراخم، منم با تلمبه های ریزی که توی کون نیما میزدم و کیرمو فشار میدادم توش، از دو طرف داشتم حال میکردم. اونا هم حال خودشون رو میبردن. گاهی کیرشو میذاشت لای چاک کونم و از دو طرف لپهای کونمو فشار میداد به هم و کیرشو لای چاک کونم میمالید و دوباره سرشو میذاشت روی سوراخم.‌ میمالید روش و سرشو میکرد توش، منم خوشم میومد. چند دقیقه ای گذشته بود و گفت امید به نظرت چقدر رفته توی کونت؟
-کلاهکش.
-دستتو بیار بگیرش.
-دستمو بردم پشتم و کیرشو گرفتم دیدم کمتر از نصفش رفته توش.
-گفتم دهنت سرویس، مگه نگفتم نکنی توش.
-درد داری؟
-نه.
-تو گفتی جر میخورم ولی دیدی نخوردی.
-چطوری کردی؟ ژل بی حس کننده بود؟
-آره، لیدوکایین داره.‌ البته بیشتر به خاطر لیز بودنشه و اینکه خیلی باهاش بازی کردم. تو هم که از جلو حال میکردی و لذتش واست چند برابر میشه، واسه همین اصلا دردش رو نمیفهمی.
-کیرشو کشید بیرون و دوباره ژل زد و گذاشت توی کونم. کامل خوابید روی من و چسبیده بود به کونم. خیلی خوشم اومد و گفت حالا خودت تلمبه بزن.
وسطشون تلمبه میزدم و هر چی میگذشت بیشتر حال میکردم. نیما میگفت جوووون، بکن امید جون، بکن قربون کیرت برم. مهرشادم میگفت آره بکنش امید، اوفففف کونت چه حالی میده. از کون نیما هم بهتره.
-آااههههه دهنت سرویس، کون منم مثل زنم فتح کردی.
-آخ قربون کون زنت برم که شاه کونه. از همون اولین بار که توی مترو دیدمش عاشق کونش شدم. نیما چسبیده بود به کون زنت و من به کون خودت. دیدم هیچ کدومتون اعتراضی نمی کنید، گفتیم پسر اینام مثل خودمونن. این شد که تا مختون رو نزدیم و دوست نشدیم بیخیالتون نشدیم. الان خیلی خوشحالم که باهم رفیق شدیم و همگی کنار هم حال میکنیم.
-منم خوشحالم ولی نمیخواستم کار به اینجا بکشه. کارتو بکن و بعدش واسه همیشه فراموشش کن.
نیما: پس من چی نامرد؟
-باشه، تو هم بکن ولی دیگه حرفشم نزنید. این همه من کونتون گذاشتم، اینم جای اون همه…
دوباره مهرشاد به کارش ادامه داد و توی کونم تلمبه میزد، همزمان گوش و گردنمم میخورد که خیلی حال میداد. منم وسطشون روی کون نیما کمر میزدم و دو طرفه حال میکرد…
مهرشاد بلند شد و گفت نیما بیا نوبت تویه. الان دیگه آبش میاد، میخوام توی کون خودم خالی کنه.
جابجا شدن و نیما دوباره به کونم ژل زد و کیرشو فرو کرد توش. جالب بود که دردی نداشتم. یعنی کم بود و اصلا اذیت نمیشدم. بر عکس خیلی هم حال میداد و انگار سالهاست که کونی باشم. دوباره وسط اونا کمر میزدم و کون نرم و گرم مهرشاد زیر بود. از اون ژل به کیرم مالیده بود و خیلی روان و لیز شده بود. اینقدر حال میداد که انگار واقعا داشتم کون یه زن میداشتم. این لذت دو طرفه باعث شده بود خیلی بیشتر حال کنم و بی اختیار آه میکشیدم و اوف اوف میکردم. دیگه از شدت شهوت و لذت نتونستم بیشتر از این طاقت بیارم و با فشار، آبم توی کون مهرشاد خالی شد. نیما کامل خوابید روی من و گفت امید حالا بگو دوطرفه حال کردن چطوره؟
-هووفففف پسر خیلی حال داد. اصلا فکر نمیکردم اینقدر لذت بخش باشه.
-حالا ما رو درک میکنی؟
-آره، از اولم حدس میزدم خیلی حال بده، واسه همین میکردمتون که حال کنید.
-دمت گرم، حالا دلت میخواد بازم اینجوری حال کنیم؟
-آره ولی فقط ماهی یه بار. نمیخوام بهش عادت کنم.
-باشه، پس هر وقت خودت خواستی بگو.‌ حالا صبر کن منم آبمو خالی کنم.
-باشه، حالتو بکن.
مهرشاد: نیما صبر کن.‌ بیا منو بکن تا منم توی کون امید خالی کنم و حالم تکمیل بشه.‌ امید که آبش اومد کارش تمومه…
جابجا شدیم و من رفتم زیر مهرشاد و نیما هم روی مهرشاد. مشغول تلمبه زدن شدن و مهرشاد اون وسط آه و اوف میکرد و حالا دیگه خوب میدونستم داره چه حالی میکنه. تند تند روی کونم کمر میزد و گوش و گردن منو میخورد و در گوشم گفت امید کونت خیلی حال میده، دوست داری وقتی داری ملیکا رو میکنی، بکنمت؟
-نه بابا، یه وقت جلوی ملیکا کاری نکنید و حرفی بهش نزنید. اصلا نباید بدونه.‌ حتی به میترا و فرنوشم نگید.
-باشه، هرجور خودت بخوای…
به کارشون ادامه دادن تا اینکه مهرشاد با چند تا فشار و آه کشیدن، آبشو توی کونم خالی کرد و من گرمای آب کیرشو حس کردم. نیما گفت برو کنار منم آبم داره میاد…
مهرشاد از روی من رفت کنار و نیما هم مثل اون خوابید روی من و خالی کرد توی کونم. یه مقدارشم ریخت روی سوراخم و با چند تا حرکت فشارشون داد توی کونم. این کارش یه جوری بهم لذت داد که واقعا عالی بود… سه تایی از هم لب گرفتیم و رفتم کونمو خالی کردم. بعدش رفتیم یه بار دیگه دوش گرفتیم. کارمون که تموم شد برگشتیم روی تخت و هر دو منو بغل کردن و خوابیدیم.
صبح رفتم دنبال خانمم و با هم رفتیم سرکار.‌ گفت دیشب خوش گذشت؟
-ای بد نبود، دخترا که نبودن و اون دوتا بچه کونی گیر دادن بکنمشون.
خندید و گفت خوب کاری کردی. نوش جونت.
توی اون یه هفته ای که خانمم پریود بود، یه شب میترا اومد پیشم و یه شب دیگه فرنوش. خلاصه نذاشتن توی کف بمونم و حالمون رو کردیم‌. بعد از خوب شدن ملیکا دوباره سکس ما شروع شد و اول خودم کردمش تا آخر هفته که رفتیم پیش بچه ها. بازم سکس گروهی داشتیم و خانمم تلافیه یه هفته سکس نکردن رو درآورد. فرداش صبح جمعه با مهرشاد و نیما تنهایی حرف زدم و گفتم من دیگه نمیکنمتون. جفتشون تعجب کردن و گفتن چرا؟ مگه چی شده؟
-میخوام اون انرژی که واسه کون شما میذارم، خرج خانمم و دخترها کنم.
مهرشاد: واسه اون شب که کردیمت ناراحتی؟
-نه بابا، کلا میگم.‌ شما اون شبی رو که میاین خونه ی ما، از این به بعد دوتایی باهم بیاید و جای من خودتون کون همدیگه بذارید و ملیکا رو بکنید.‌ منم فقط خانمم رو میکنم. البته‌ در حد یه ساک زدن میدم کیرمو بخورید.
مهرشاد: ولی من عاشق کیرت شدم و دلم میخواد زیرت بخوابم.
-باشه، فقط ماهی یه بار که ملیکا پریود میشه میام تا دقیقا مثل اون هفته سه تایی حال کنیم.‌ خوبه؟
-آره، بازم بهتر از هیچیه.
-ولی اون شب که منو کردید فرداش درد داشتم.‌ این دفعه اولش بیشتر آماده‌م کنید.‌
خندیدیم و مهرشاد گفت بسپارش به من. من خودم استادم…
سه شنبه شب جفتشون اومدن خونه ی ما. نشستیم دو سه پیک مشروب خوردیم و خانمم واسمون رقصید. مهرشادم باهاش رقصید و بعدش نیما هم بلند شد. انداخته بودنش وسط و باهاش میرقصیدن و میمالیدنش. ملیکا حشری شده بود و چشمهاش مست شهوت بود. حسابی لبها و گردن و سینه هاش رو خوردن تا نشست جلوی پاهاشون و شروع کرد به ساک زدن.‌ منم رفتم کنارشون و سه تا کیر رو با هم میمالید و ساک میزد. امشب دیگه دخترها نبودن و خانمم با سه تا کیر تنها بود. خوب که ساک زد گفتم بریم روی مبل. نیما نشست جلوی ملیکا و کوسش رو کشید توی دهنش و مشغول خوردن و لیس زدن شد. من و مهرشادم لب و گردن و سینه هاش رو میخوردیم و میمالیدیم. ملیکا آه و ناله های مستانه سر میداد و بد جوری حشری شده بود. تا اینکه نیما خانمم رو با کوس لیسی ارضا کرد و بلند شد لبهاشو خورد گفت برگرد روی زانو. ملیکا روی مبل زانو زد و پشتی مبل رو گرفت. نیما مشغول مالیدن و خوردن کونش شد که مهرشادم رفت و بعد از اون کارش رو ادامه داد. جفتشون حسابی کون خانمم رو خوردن و گفتم قرص خوردین؟ هر دو گفتن آره.
-پس اول تک به تک بکنیم و ارضاش کنیم، بعد دو به تک میریم.‌
روی همون مبل، خانمم خوابید و پاهاشو داد بالا. سرش روی پای خوردم بود و هر کدوم یه بار از کوس گاییدن و ارضاش کردن. منم بالای سرش نگاه میکردم و از کوس دادن و لذت بردن خانمم، از آه و ناله های شهوتناکش و دیدن چشمهای مستش لذت میبردم.‌ وقتی می چرخوندنش و به صورت داگی میکردنش، ملیکا کیرمو میگرفت و میگفت قربون کیر شق و کلفتت برم و برام کمی هم ساک میزد. آخراش بود که با ناله گفت الان نوبت خودت میشه و اون حال اصلی رو میکنیم عشقم…
‌بعد از اون دوتا خودم گاییدمش و ملیکا توی اوج شهوت بود و خیلی ناز و داغ و مشتی بهم حال داد.‌ گفتم حالا دو به تک… اول اونها دو به تک گاییدنش و خانمم حسابی حال میکرد و لذت میبرد. صدای ناله هاش منو دیوونه میکرد و بین اون دوتا چنان خودش رو عقب جلو میکرد و میکوبید به کیرهاشون که فقط با دیدنش داشت آبم میومد.‌ معلوم بود خیلی از این مدل خوشش میاد، آخه همیشه توی سکسهای دسته جمعی دوست داره اینجوری بکنیمش.
بعد از اینکه وسط اون دوتا ارضا شد، من خوابیدم زیرش و با کوس نشست روی کیرم. مهرشادم کرد توی کونش و دوتایی گاییدیمش. نیما هم رفت پشت مهرشاد و کرد توی کون مهرشاد. الان خانمم و مهرشاد هر دو داشتن همزمان از جلو و عقب حال میکرد و آه و ناله و اوففففف اوففففف و جووووون جووووون میکردن. لب و گردن و سینه های ملیکا رو میخوردم و از دیدن چهره ی پر از شهوتش و حالی که میکرد لذت میبردم. صدای شالاپ شولوپ ضربه ها و آه و ناله ها خونه رو پر کرده بود تا ملیکا ارضا شد و افتاد توی بغلم. با کمی استراحت و ناز و نوازش حالش جا اومد و اینبار نیما اومد پشت خانمم و مهرشاد پشت نیما بود. دوباره شروع کردیم و بازم آه و ناله ها بلند شد. نیما سینه های ملیکا رو از پشت گرفت و محکم میکوبید توی کونش. منم از زیر میزدم توی کوسش و خودشم بالا پایین میشد و به من کمک میکرد تا یه بار دیگه ارضا شد که آب منم اومد و خالی کردم توی کوس داغش. ملیکا دیگه افتاد روی من و گفت یه استراحت کنیم و یه چی بخوریم تا حالم بهتر بشه بعد دوباره ادامه میدیم.‌ بلند شد رفت دستشویی کوسشو خالی کرد و خودشو شست اومد. ما هم رفتیم و بعدش نشستیم میوه خوردیم. من که شب قبل میترا اومده بود و کنار خانمم جفتشون رو گاییدم، گفتم من امشب دیگه نمیکنم، خودتون حال کنید و بخوابیم.‌ خانمم گفت باشه ولی بیا پیش ما باش. از هفته ی دیگه به دخترها میگم یکشنبه ها بیان تا یه شب استراحت کنی و سه شنبه که بچه ها میان بهتر حال کنیم.‌
-آره، فکر کنم این بهتر باشه…
میوه خوردیم و نیما و مهرشاد با خانمم شوخی میکردن و میخندیدیم.‌ بعد رفتیم توی اتاق خواب که روی تخت کارشون رو ادامه بدن. خانمم رو خوابوندنش وسط و دوتایی ازش لب میگرفتن و سینه و کوسش رو میمالیدن.‌ بعد باهم حسابی سینه هاش رو خوردن و رفتن سراغ کوسش. با دیدن این کارها منم دوباره مثل قبل داشتم حشری میشدم و با لذت نگاهشون میکردم. ملیکا گفت اول دوتایی منو بکنید و بعد برید سراغ کون دادن خودتون.‌ مهرشاد سرشو از روی کوس خانمم بلند کرد و گفت باشه عزیزم، ملیکا امشب کوست چه خوشمزه شده، طعم آبکیر امیدم میده و دیگه شده معجون.‌
خندیدیم و به کوس لیسی ادامه داد تا جایی که ملیکا ارضا شد و چرخید سمت من و بغلم کرد. مهرشاد پشت کونش رو دست کشید و گفت اینم بخورم بعد شروع کنیم.‌ سرشو کرد لای کون خانمم و شروع کرد لیس زدن و مالیدنش. ملیکا هم به من نگاه میکرد و آه می کشید و لبم رو میبوسید. کیرمو گرفت و دید دوباره شق کردم، گفت میخوای اینا رو بکنی؟
-نه عشقم، واسه اینکه گفتم دیگه نمیکنمتون دوتایی اومدن. گفتم فقط وقتی تو پریودی یه شب میام حال میکنیم.
لب گذاشت روی لبم و یه لب جانانه گرفتیم. بعد چرخید سمت اونا و با نیما لب توو لب شدن و مهرشادم بهشون پیوست و سه تایی از هم لب میگرفتن. ملیکا بلند شد و کیر جفتشون رو گرفت و واسشون ساک میزد، بعد نشست روی کیر مهرشاد و نیما هم رفت پشتش و کرد توی کونش. دوتایی خانمم رو میگاییدن و ملیکا هم حسابی داشت حال میکرد. نگاهشون میکردم و کیرم مثل سنگ شق شده بود. دیگه طاقت نیاوردم و بلند شدم کیرمو دادم ملیکا ساک بزنه. نیما دهنشو آورد جلو و گفت بده منم بخورمش. دادم اونم ساک زد و بعد دادم مهرشاد ساک زد و ملیکا هم خم شده بود روش و باهم میخوردنش. نیما محکم میکوبید توی کون خانمم و پرتش میکرد جلو تا روی کیر مهرشادم حرکت کنه. اومدم کنار و با ملیکا لب میگرفتم که دیدم داره ارضا میشه. آه و ناله هاش بلندتر شد و خودشو محکم و تند تند عقب جلو میکرد و میکوبید به کیرشون تا به اوج رسید و ارضا شد. خوابید روی سینه ی مهرشاد و لب میگرفتن که نیما بلند شد رفت کیرش رو بشوره بیاد. رفتم پشت خانمم و کیرمو کردم توی کونش و با مهرشاد شروع کردیم به گاییدنش تا نیما اومد. کیرشو انداخت دهن ملیکا تا براش ساک بزنه و دوباره شق بشه. ماهم میگاییدیمش تا دوباره ارضا شد.‌ من اومدم کنار و نیما خانمم رو داد جلوتر و خودش نشست روی کیر مهرشاد و کرد توی کون خودش. کیر خودشم کرد توی کوس خانمم و مشغول تلمبه زدن شد. آه و ناله و اوففففف اوفففففف کنان از کون دادن و کوس کردن لذت میبرد. سینه های خانمم توی دهن مهرشاد بود و منم ازش لب میگرفتم که گفت بیا جلو برات ساک بزنم…‌ همه در حال لذت بردن و عشق و حال بودیم و صدای شالاپ شالاپ و آه و ناله های شهوتناک اتاق رو پر کرده بود.‌ مهرشاد گفت نیما بلند شو داره آبم میاد.‌…
جابجا شدن و مهرشاد نشست روی کیر نیما و کیر خودش رو کرد توی کون خانمم. اون وسط تلمبه و عقب جلو کرد و آه میکشید تا آبش اومد و توی کون خانمم خالی کرد. بعدش افتاد کنار ما و گفت وای چه حالی داد. نیما بلند شد و گفت امید منم نزدیکم، بیا بشینم روی کیرت و تمومش کنم. دراز کشیدم و نشست روی کیرم و فرو کرد توی کونش. ملیکا هم اومد جلوش و کیر نیما رو کرد توی کون خودش. شروع کردن و نیما بین کیر من و کون خانمم عقب جلو میشد و تلمبه میزد و حال میکرد. کوس خانمم رو میمالیدم و سینه هاش رو میخوردم تا نیما هم ارضا شد و آبش رو توی کون خانمم خالی کرد. ملیکا گفت عشقم برو کیرتو بشور بیا تا دوباره آبتو توی کوسم خالی کنی.‌
رفتم و با کیر تمیز برگشتم و دیدم خانمم رو وسط خوابوندن و ازش لب میگیرن.‌ بلند شد و واسم ساک زد تا کیرم شق شد و خوابید روی نیما و پاهاشو داد بالا. نشستم جلوی کوسش و کردم توش و تق و تق تلمبه میزدم.‌ نیما سینه هاش رو گرفته بود و گردنش رو میخورد. مهرشادم اومد ازش لب میگرفت و چوچولش رو میمالید. خانمم بین سه تا مرد حال میکرد و دیوونه وار لذت میبرد. منم از دیدنش و گاییدنش لذت میبردم و کیف میکردم.‌ وقتی ارضا شد، یه تایم استراحت بهش دادم و لب و سینه هاش رو خوردم و دوباره به گاییدنش ادامه دادم تا اینبار باهم ارضا شدیم و خالی کردم توی کوسش. خوابیدم روش و یه لب توپ گرفتیم تا کیرم توی کوسش خوابید و رفتم کنار. مهرشاد پشت سر من رفت کوسش و مکید و لیس زد تا آبمو بکشه بیرون و بخوره. میگفت جوووون چه خوشمزه ست.‌ ملیکا بهش می خندید و گفت بسه دیگه، منو ببر حموم که دیگه حال ندارم خودم برم. دستشو گرفت و بلندش کرد رفتن حموم. نیما چرخید و بغلم کرد شروع کرد لب گرفتن و کون همدیگه رو میمالیدیم.‌ گفت امید دمت گرم، هم خودت هم خانمت واقعا با‌ حال و با معرفتین. نمیدونم چطوری ازتون تشکر کنم که واقعا حقتون باشه.‌
-بیخیال پسر، ما هم حال میکنیم دیگه. دخترا هم هستن و جبران میکنن. بلند شو بریم دوش بگیریم و زودتر بخوابیم که صبح باید بریم سرکار…
رفتیم داخل حموم و دیدم مهرشاد خانمم رو از پشت بغل کرده و داره کوس و سینه ها و شکمش رو زیر دوش دست میکشه و میماله. نیما هم رفت از جلو بغلش کرد و ازش لب میگرفت. ملیکا دستاشو انداخت دور گردن نیما و همینطور که وسط اون دوتا بود و لب میگرفتن گفتم بچه ها ما صبح باید بریم سرکار پس زودتر تمومش کنید بریم بخوابیم. پس فردا شب دوباره میبینیدش. ملیکا گفت آره شیطونها، زودتر منو بشورید بریم بخوابیم. خودش سرشو شامپو زد و مهرشاد و نیما هم لیفش زدن. منم خودمو شستم و دوتایی رفتیم بیرون. اون دوتا هم خودشون رو شستن و اومدن کنار ما خوابیدیم. مهرشاد گفت تو بیا کنار من وسطتون بخوابم. تو منو بغل کن، منم ملیکا رو بغل کنم…
جابجا شدیم و خانمم وسط اون دوتا بود و منم از پشت مهرشاد رو بغل کردم و کیرمو گذاشتم لای کونش خوابیدیم…
ادامه دارد…

نوشته: امید بیخیال

ادامه…

بازدید 13,291

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

16 پاسخ به “ماجراهای من و خانمم ملیکا با مهرشاد و نیما (1)”

  1. واقعا عالی بود.بهترین داستانی بود که خوندم.منم حس کاکولدی روی خانومم دارم ولی حیف که محجبه هست و پا نمیده.

  2. داستانت قشنگ و تحریک کننده بود جمله بندی واضح بدون هیچ غلط املایی.در ضمن میگن وقتی خونه یه قزوینی قراره بخوابی همون سر شب کونه رو بده که تا آخر شب اذیت نشی 😅

  3. بچه ها نویسنده ی داستان به من گفت قسمت پنجم داستان قبلی یعنی من و همسر خوشکلم در مترو رو واسه سومین بار ارسال کرده. البته اگه ادمین بارگذاری کنه.

  4. بچه ها نویسنده ی داستان به من گفت قسمت پنجم داستان قبلی یعنی من و همسر خوشکلم در مترو رو واسه سومین بار ارسال کرده. البته اگه ادمین بارگذاری کنه.

  5. تعجب میکنم داستان به این قشنگی و تحریک کنندگی با این نگارش خوب، چرا اینقدر منفی خورده. 🤔حتما دوستان گی دوست ندارن.

  6. داستان قبلی فوق العاده بوداینم میتونست عالی باشه اگه گی قاطیش نمیکردی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید