درود
خاطره ای که میخوام تعریف کنم تابستون همین امسال اتفاق افتاد
من ۱۹۳ قدم و۸۲ کیلو وزنم فیت هستم
من با دوستام رفته بودیم داخل یه فنس ورزشی که نزدیک کوه بود مشغول فریزبی بازی کردن بودیم که یه گروه کوهنوردی وارد فنس شدن که از پیمایش برمیگشتن اونا خیلی پر شور و شاد بودن خیلی عادی اومدن درخواست کردن که با هم فریزبی بازی کنیم منم گفتم باشه و شروع به یه سری اموزش های پرتاب و اینا کردم براشون دوستای من هم رفتن بیرون فنس سیگار کشیدن و من تنها موندم و شروع با بازی کردن کردیم و من تنها با ۳ تا دختر بازی میکردم اونا خیلی هیجان زده بودن از حرکات من (شاید هم ادمای پیک می بودن) خلاصه اون روز گذشت و من اصلا برام اهمیتی نداشت که ارتباط خاصی نگرفتم و هفته بعدش هم من با یه سری دوستام دوباره رفتیم فریزبی بازی کنیم که اونا در حال اماده شدن بودن که برن کوه پیمایی من نادیده گرفتمشون و رفتیم داخل فنس شروع به بازی کردن کردیم که یکی از اون دخترا گفت عه شما هم اینجایین گفتم اره و من همیشه دوشنبه ها میام اینجا چون باشگاه نمیرم یکم ورزش کنم اونم گفت قراره ما هم همین روزه و من رفتم پی بازی کردن که فریزبی شکست و ما بازیمون رسما خراب شد و در حال بیرون اومدن از فنس بودم که همون دختره که سلام کرده بود یه جورایی منتظر من بود که با هم خصوصی تر حرف بزنیم منم بدم نمیومد گفتم بهش فریزبیم شکست و ما باید بریم دیگه گفت چقدر بد یعنی موقعی که از کوه برمیگردیم نمیبینمت گفتم فکر نکنم دیگه این ضدحال بود همونجا گفتم بهش اگه دلت میخواد شمارمو بزن بعدا اومدم فنس حتما بهت خبر میدم اونم شمارشو زد و گفت بچه ها منتظرن من باید برم منم خداحافظی کردم و رفتم ، فرداش بهش شروع کردم به پیام دادن و امارشو در بیارم که فهمیدم دانشجو و ۱۹ سالشه و منم خوشم اومده بود ازش و باهاش یه قراره بیرون گذاشتم و رفتیم بیرون تو ماشین نشسته بودیم که دلم میخواست دستمو بزارم روی پاهاش گفتم اجازه میدی دستمو بزارم روی پات گفتم اره اشکال نداره و تموم شد و شب بهم پی ام داد که چرا دستتو گذاشتی رو پام گفتم ازت خوبه اجازه گرفتم و خودت گفتی باشه اشکالی نداره خلاصه رابطه ما شروع شد و من فهمیدم تاحالا این دختر رابطه جنسی نداشته و منم هم دو دل بودم چون میفهمیدم دلش میخواد این موضوع رو با هم داشته باشیم منم بهش گفتم من خوشم میاد باهات اینکارو بکنم ولی دلم میخواد بیشتر از طرف تو باشه چون شاید شروعش با من باشه ولی این عمر جنسی تو هستش که اونم گفت من به همه این موضوعات اگاهم و مصمم که انجامش بدم و تو برام خیلی ادم سیف و امنی هستی منم گفتم پس باشه چون من تجربه این موضوع رو داشتم که اصطلاحا پرده کسی رو بزنم گفتم بهش باید بری اول پیش دکتر زنان تا معاینه بشی و نوع پردت و اینارو بهت بگه اونم رفت دکتر و بهم زنگ زد گفت دکتر گفته من ارتجاعی ام ولی واژینیسموس(انقباض خیلی شدید هنگام دخول) هم دارم و بهم ژل و قرص ضد استرس و اسپاسم داده گفتم پس بقیشو بسپار دست من
خلاصه قرار شد اون یه روز تایم کوهشو بپیچونه که پیش هم باشیم ما قرار رو گذاشتیم از اونجایی که میدونستم خیلی از لحاظ روانی هم اروم باشه رفتیم یه مغازه لباس زیر فروشی کارتمو بهش دادم گفتم برو یه ست خوشگل برای خودت بخر اونم خیلی خوشحال شد و رفت و برگشت و خیلی هیجان داشت از همه چی ما هم به سمت همون مکان مشخص رفتیم و اونجا با هم یکم حرف زدیم و من در باره تموم حس هایی که قراره بهش وارد بشه توضیح دادم مثل سوزش و درد و فشار و گفتم شاید نتونیم خیلی از پوزیشن ها رو امتحان کنیم و شاید دفعه های اول به ارگاسم نرسی و برات دردناک باشه و اونم یکم اروم شد و رفت و لباس های که خریده بود رو بپوشه بیاد وقتی برگشت خیلی براش شیرین تر شده بود چون تو چشاش داشتم میخوندم با عمق وجودش الان منو میخواد یه فیشنت دخترونه پاش کرده بود با یه شورت و سوتین صورتی کم حال که به پوست سفید میومد و دختر بودنش کامل به چشم میومد بلند شدم دستشو گرفتم و کشیدشم توی بدن خودم و گفتم قراره جنده کوچولو من باشی از این به بعد و اونم داشت از شهوت زیاد چشماش برق میزد و شروع کردیم به نوازش کردن همدیگه و من داغ بودن بدنمو داشتم به رخش میکشیدم که چقدر دلم میخواد بدنشو حس کنم بوس های کوچیک و سکسی رو داشتم خرج گوشه لبش و گردنش میکردم که داشت اونم لذت میبرد که داره خودشو تقدیم همچین مردی میکنه من دستام روی سینه و کمرش میکشیدم و سعی میکردم حس امنیتمو بیشتر احساس کنه و از اونجایی هم بی تجربه بود میدونستم باید مثل یه ددی بهش همه چی رو یادش بدم دستش رو گرفتم گذاشتم روی کیرم و بهش یاد دادم چطوری برام بمالش و چیزی که قراره توش فرو بره رو احساس کنه و لباشو جوری میخوردم انگار قراره بفهمه باید به همه حرفام گوش کنه شروع کردم به فشار دادن گلوش و زدنش که با خنده های سکسیش میفهمیدم خوشش میاد از اینکه من وحشی باشم شروع کردم به در اوردن سوتینش و مالیدنای نوک سینش و فشار دادنشون منم سرمو نزدیک گوشش و گردنش نگه داشته بودم و نفس های داغ و بلندم بیشتر اون کوس کوچولوشو خیس کنه همونجوری چرخوندمش که کونش از پشت بخوره به کیرم و سفت بودنشو حس کنه انداختمش روی تخت و همون حالت داگی خودمو بهش فشار میدادم و بهش اسپنک های اروم میزدم فیشنت که پاش بود بهم اینو میفهموند که دلش میخواد جرش بدم چرخوندمش و به پشت انداختمش و شروع کردم به خوردن سینه هاش و گردنش و کیرمم با شورت میزدم به کسش و اونم داشت لذت میبرد و خودشو بهم فشار میداد چون باید میک لاومون زیاد میشد که انقباظش کمتر باشه برای دخول زیاد روی هم دیگه با لباس بودیم و من شروع کردم به مالیدن چوچولش از روی شورت با دستام و کنارش دراز کشیدم و میبوسیدیم همدیگرو و اونم داشت به حرکات دستام نگاه میکرد من توی بغل خودم از داغ بودن خودم اونو مچاله میکردم و بهش گفتم میخوام کستو بخورم و شورتشو کامل از پاش در اوردم و اون الان کامل لخت بود دیگه برام وقتی رفتم لای پاهاش دیدم یه کس کوچولو داره تو دلم گفتم این توش اگه کیرم بره منفجر میشه و شروع کردم بوس کردن بالای کسش و اروم زبونمو میکشیدم روش اونم داشت نگام میکرد و کمرش بالا پایین میشد و منم داشتم خوردن همچین کس خوشگل و کوچیکی که اولین کیری که قراره توش بره مال منه لذت میبردم انقدر براش لیس زدم که داشت از حال میرفتم که کشیدم بالا و گفت نوبت منه تی شرتمو براش در اوردم و اون از دیدن بدن لذت میبرد و سرشو گرفتم چسپوندم به سینه های خودم و اون شروع کرد به خوردنش و همین جوری کل بدنمو لیس میزد تا رسید به کیرم از روی شلوار داشت میخوردش برام که دکمه شلوارمو براش باز کردم و اون شلوارم و شورتمو در اورد کیرمو میمالیدم به صورتش و میزدم تو صورتش و شروع کرد به بوس کردن و خیس کردنش با اینکه ناشی بود ولی من داشتم کنترلش میکردم اروم کارشو انجام بده جنده کوچولوم یکم عوق میزد ولی برام خیلی سکسی بود چون عوق میزد ولی بازم کیر میخورد داشت دیوونه میشد از سفت بودنش و بزرگبودنش بهش گفتم تخمامم لیس بزن اونم حرف گوش کن بود و داشت کیری که قراره پارش کنه رو خیلی خوب لیس میزد منم داشتم از دیدنش که داره کارشو خوب انجام میده حال میکردم هر کاری دلم میخواست باهاش میکردم تو دهنش داشتم تلمبه میزدم و سرشو فشار میدادم روی کیرم و میزدمش که بهش گفتم زیر تخمامم بخور اونم داشت برام لیس میزد و بوس میکردشون که پاهامو بیشتر دادم بالا سرشو بردم سمت کونم و گفتم اونجارم برام لیس بزن و منم شروع کردم به اه کشیدن و اون داشت لذت بردن منو میدید و با تمام وجود سوراخ کونمو لیس میزد دیگه داشت کیرم از لذت منفجر میشد که بلندش کردم و کسش که قرار بود انباکسش کنم رو مالیدم براش خیلی پیچ و تاپ میخورد برای راحتی بیشتر انگشتمو کردم داخلش که بشدت تنگ بود کس ارتجاعی خیلی منقبظی داشت بزور داخلش تکون میدادم و بهش ژل رو دادم تا کیرمو حسابی لیز کنه که راحت بره داخلش پاهاشو کمی باز کردم و سر کیرمو میمالیدم به کس کوچولوش استرس و ترس و شهوت خیلی اون لحظه موج میزد توی چشماش من هرچی میخواستم برم جلو اون میرفت عقب تر پاهاشو توی سینه خودم گرفته بود که زیاد تکون نخوره سر کیرم میرفت داخل ولی هی پس میزد و میومد بیرون هی به کسش و کیر خودم ژل میزدم تا راحت تر داخل بشه بازم سرشو کردم داخل به زور نگه داشته بودم داخلش که در نیاد واقعا خیلی برام سخت بود چون عجیب غریب بدنش و لگنش منقبض میشد و من باید یکم با زور کنترلش کنم و همون جوری نصفه نیمه کیرمو داخلش جا دادم خیلی اروم تکون میدادم دیگه داشت داشتن یک کیرو داخل کسش احساس میکرد و منم داشتم تلمبه های نرمی رو میزدم که بیشتر بازش کنم پوزیشن های محدودی رو میتونستیم امتحان کنیم و بیشتر با همون میشنری کارمونو ادامه میدادیم منم چون کنترلم زیاد بود روش میتونستم بهتر روی ارضا شدنم تمرکز کنم سکس خوبی اصلا نمیتونست باشه بجز میک لاوای اولش منم زیاد لذت نمیبردم و بیشتر کلافه میشدم از اینکه نمیتونم راحت سکس کنم باهاش ولی بروز نمیدادم این موضوع رو بیشتر سعی میکردم توی اون لحظه باشم و در نهایت با ساک زدن اون و جق زدن خودم ابم اومد.
تا یکی دو بار بعد هم خیلی سخت سکس میکردیم تا بعدش دیگه راحت شدش و منم ازش راضی نبودم کات کردیم و تموم شد رابطه.
اگه دوست داشتین بازم براتون بنویسم بگین بهتر و جالب تر بنویسم این اولین داستانمبود
خاطره ای که میخوام تعریف کنم تابستون همین امسال اتفاق افتاد
من ۱۹۳ قدم و۸۲ کیلو وزنم فیت هستم
من با دوستام رفته بودیم داخل یه فنس ورزشی که نزدیک کوه بود مشغول فریزبی بازی کردن بودیم که یه گروه کوهنوردی وارد فنس شدن که از پیمایش برمیگشتن اونا خیلی پر شور و شاد بودن خیلی عادی اومدن درخواست کردن که با هم فریزبی بازی کنیم منم گفتم باشه و شروع به یه سری اموزش های پرتاب و اینا کردم براشون دوستای من هم رفتن بیرون فنس سیگار کشیدن و من تنها موندم و شروع با بازی کردن کردیم و من تنها با ۳ تا دختر بازی میکردم اونا خیلی هیجان زده بودن از حرکات من (شاید هم ادمای پیک می بودن) خلاصه اون روز گذشت و من اصلا برام اهمیتی نداشت که ارتباط خاصی نگرفتم و هفته بعدش هم من با یه سری دوستام دوباره رفتیم فریزبی بازی کنیم که اونا در حال اماده شدن بودن که برن کوه پیمایی من نادیده گرفتمشون و رفتیم داخل فنس شروع به بازی کردن کردیم که یکی از اون دخترا گفت عه شما هم اینجایین گفتم اره و من همیشه دوشنبه ها میام اینجا چون باشگاه نمیرم یکم ورزش کنم اونم گفت قراره ما هم همین روزه و من رفتم پی بازی کردن که فریزبی شکست و ما بازیمون رسما خراب شد و در حال بیرون اومدن از فنس بودم که همون دختره که سلام کرده بود یه جورایی منتظر من بود که با هم خصوصی تر حرف بزنیم منم بدم نمیومد گفتم بهش فریزبیم شکست و ما باید بریم دیگه گفت چقدر بد یعنی موقعی که از کوه برمیگردیم نمیبینمت گفتم فکر نکنم دیگه این ضدحال بود همونجا گفتم بهش اگه دلت میخواد شمارمو بزن بعدا اومدم فنس حتما بهت خبر میدم اونم شمارشو زد و گفت بچه ها منتظرن من باید برم منم خداحافظی کردم و رفتم ، فرداش بهش شروع کردم به پیام دادن و امارشو در بیارم که فهمیدم دانشجو و ۱۹ سالشه و منم خوشم اومده بود ازش و باهاش یه قراره بیرون گذاشتم و رفتیم بیرون تو ماشین نشسته بودیم که دلم میخواست دستمو بزارم روی پاهاش گفتم اجازه میدی دستمو بزارم روی پات گفتم اره اشکال نداره و تموم شد و شب بهم پی ام داد که چرا دستتو گذاشتی رو پام گفتم ازت خوبه اجازه گرفتم و خودت گفتی باشه اشکالی نداره خلاصه رابطه ما شروع شد و من فهمیدم تاحالا این دختر رابطه جنسی نداشته و منم هم دو دل بودم چون میفهمیدم دلش میخواد این موضوع رو با هم داشته باشیم منم بهش گفتم من خوشم میاد باهات اینکارو بکنم ولی دلم میخواد بیشتر از طرف تو باشه چون شاید شروعش با من باشه ولی این عمر جنسی تو هستش که اونم گفت من به همه این موضوعات اگاهم و مصمم که انجامش بدم و تو برام خیلی ادم سیف و امنی هستی منم گفتم پس باشه چون من تجربه این موضوع رو داشتم که اصطلاحا پرده کسی رو بزنم گفتم بهش باید بری اول پیش دکتر زنان تا معاینه بشی و نوع پردت و اینارو بهت بگه اونم رفت دکتر و بهم زنگ زد گفت دکتر گفته من ارتجاعی ام ولی واژینیسموس(انقباض خیلی شدید هنگام دخول) هم دارم و بهم ژل و قرص ضد استرس و اسپاسم داده گفتم پس بقیشو بسپار دست من
خلاصه قرار شد اون یه روز تایم کوهشو بپیچونه که پیش هم باشیم ما قرار رو گذاشتیم از اونجایی که میدونستم خیلی از لحاظ روانی هم اروم باشه رفتیم یه مغازه لباس زیر فروشی کارتمو بهش دادم گفتم برو یه ست خوشگل برای خودت بخر اونم خیلی خوشحال شد و رفت و برگشت و خیلی هیجان داشت از همه چی ما هم به سمت همون مکان مشخص رفتیم و اونجا با هم یکم حرف زدیم و من در باره تموم حس هایی که قراره بهش وارد بشه توضیح دادم مثل سوزش و درد و فشار و گفتم شاید نتونیم خیلی از پوزیشن ها رو امتحان کنیم و شاید دفعه های اول به ارگاسم نرسی و برات دردناک باشه و اونم یکم اروم شد و رفت و لباس های که خریده بود رو بپوشه بیاد وقتی برگشت خیلی براش شیرین تر شده بود چون تو چشاش داشتم میخوندم با عمق وجودش الان منو میخواد یه فیشنت دخترونه پاش کرده بود با یه شورت و سوتین صورتی کم حال که به پوست سفید میومد و دختر بودنش کامل به چشم میومد بلند شدم دستشو گرفتم و کشیدشم توی بدن خودم و گفتم قراره جنده کوچولو من باشی از این به بعد و اونم داشت از شهوت زیاد چشماش برق میزد و شروع کردیم به نوازش کردن همدیگه و من داغ بودن بدنمو داشتم به رخش میکشیدم که چقدر دلم میخواد بدنشو حس کنم بوس های کوچیک و سکسی رو داشتم خرج گوشه لبش و گردنش میکردم که داشت اونم لذت میبرد که داره خودشو تقدیم همچین مردی میکنه من دستام روی سینه و کمرش میکشیدم و سعی میکردم حس امنیتمو بیشتر احساس کنه و از اونجایی هم بی تجربه بود میدونستم باید مثل یه ددی بهش همه چی رو یادش بدم دستش رو گرفتم گذاشتم روی کیرم و بهش یاد دادم چطوری برام بمالش و چیزی که قراره توش فرو بره رو احساس کنه و لباشو جوری میخوردم انگار قراره بفهمه باید به همه حرفام گوش کنه شروع کردم به فشار دادن گلوش و زدنش که با خنده های سکسیش میفهمیدم خوشش میاد از اینکه من وحشی باشم شروع کردم به در اوردن سوتینش و مالیدنای نوک سینش و فشار دادنشون منم سرمو نزدیک گوشش و گردنش نگه داشته بودم و نفس های داغ و بلندم بیشتر اون کوس کوچولوشو خیس کنه همونجوری چرخوندمش که کونش از پشت بخوره به کیرم و سفت بودنشو حس کنه انداختمش روی تخت و همون حالت داگی خودمو بهش فشار میدادم و بهش اسپنک های اروم میزدم فیشنت که پاش بود بهم اینو میفهموند که دلش میخواد جرش بدم چرخوندمش و به پشت انداختمش و شروع کردم به خوردن سینه هاش و گردنش و کیرمم با شورت میزدم به کسش و اونم داشت لذت میبرد و خودشو بهم فشار میداد چون باید میک لاومون زیاد میشد که انقباظش کمتر باشه برای دخول زیاد روی هم دیگه با لباس بودیم و من شروع کردم به مالیدن چوچولش از روی شورت با دستام و کنارش دراز کشیدم و میبوسیدیم همدیگرو و اونم داشت به حرکات دستام نگاه میکرد من توی بغل خودم از داغ بودن خودم اونو مچاله میکردم و بهش گفتم میخوام کستو بخورم و شورتشو کامل از پاش در اوردم و اون الان کامل لخت بود دیگه برام وقتی رفتم لای پاهاش دیدم یه کس کوچولو داره تو دلم گفتم این توش اگه کیرم بره منفجر میشه و شروع کردم بوس کردن بالای کسش و اروم زبونمو میکشیدم روش اونم داشت نگام میکرد و کمرش بالا پایین میشد و منم داشتم خوردن همچین کس خوشگل و کوچیکی که اولین کیری که قراره توش بره مال منه لذت میبردم انقدر براش لیس زدم که داشت از حال میرفتم که کشیدم بالا و گفت نوبت منه تی شرتمو براش در اوردم و اون از دیدن بدن لذت میبرد و سرشو گرفتم چسپوندم به سینه های خودم و اون شروع کرد به خوردنش و همین جوری کل بدنمو لیس میزد تا رسید به کیرم از روی شلوار داشت میخوردش برام که دکمه شلوارمو براش باز کردم و اون شلوارم و شورتمو در اورد کیرمو میمالیدم به صورتش و میزدم تو صورتش و شروع کرد به بوس کردن و خیس کردنش با اینکه ناشی بود ولی من داشتم کنترلش میکردم اروم کارشو انجام بده جنده کوچولوم یکم عوق میزد ولی برام خیلی سکسی بود چون عوق میزد ولی بازم کیر میخورد داشت دیوونه میشد از سفت بودنش و بزرگبودنش بهش گفتم تخمامم لیس بزن اونم حرف گوش کن بود و داشت کیری که قراره پارش کنه رو خیلی خوب لیس میزد منم داشتم از دیدنش که داره کارشو خوب انجام میده حال میکردم هر کاری دلم میخواست باهاش میکردم تو دهنش داشتم تلمبه میزدم و سرشو فشار میدادم روی کیرم و میزدمش که بهش گفتم زیر تخمامم بخور اونم داشت برام لیس میزد و بوس میکردشون که پاهامو بیشتر دادم بالا سرشو بردم سمت کونم و گفتم اونجارم برام لیس بزن و منم شروع کردم به اه کشیدن و اون داشت لذت بردن منو میدید و با تمام وجود سوراخ کونمو لیس میزد دیگه داشت کیرم از لذت منفجر میشد که بلندش کردم و کسش که قرار بود انباکسش کنم رو مالیدم براش خیلی پیچ و تاپ میخورد برای راحتی بیشتر انگشتمو کردم داخلش که بشدت تنگ بود کس ارتجاعی خیلی منقبظی داشت بزور داخلش تکون میدادم و بهش ژل رو دادم تا کیرمو حسابی لیز کنه که راحت بره داخلش پاهاشو کمی باز کردم و سر کیرمو میمالیدم به کس کوچولوش استرس و ترس و شهوت خیلی اون لحظه موج میزد توی چشماش من هرچی میخواستم برم جلو اون میرفت عقب تر پاهاشو توی سینه خودم گرفته بود که زیاد تکون نخوره سر کیرم میرفت داخل ولی هی پس میزد و میومد بیرون هی به کسش و کیر خودم ژل میزدم تا راحت تر داخل بشه بازم سرشو کردم داخل به زور نگه داشته بودم داخلش که در نیاد واقعا خیلی برام سخت بود چون عجیب غریب بدنش و لگنش منقبض میشد و من باید یکم با زور کنترلش کنم و همون جوری نصفه نیمه کیرمو داخلش جا دادم خیلی اروم تکون میدادم دیگه داشت داشتن یک کیرو داخل کسش احساس میکرد و منم داشتم تلمبه های نرمی رو میزدم که بیشتر بازش کنم پوزیشن های محدودی رو میتونستیم امتحان کنیم و بیشتر با همون میشنری کارمونو ادامه میدادیم منم چون کنترلم زیاد بود روش میتونستم بهتر روی ارضا شدنم تمرکز کنم سکس خوبی اصلا نمیتونست باشه بجز میک لاوای اولش منم زیاد لذت نمیبردم و بیشتر کلافه میشدم از اینکه نمیتونم راحت سکس کنم باهاش ولی بروز نمیدادم این موضوع رو بیشتر سعی میکردم توی اون لحظه باشم و در نهایت با ساک زدن اون و جق زدن خودم ابم اومد.
تا یکی دو بار بعد هم خیلی سخت سکس میکردیم تا بعدش دیگه راحت شدش و منم ازش راضی نبودم کات کردیم و تموم شد رابطه.
اگه دوست داشتین بازم براتون بنویسم بگین بهتر و جالب تر بنویسم این اولین داستانمبود
نوشته: اکستازی
5 پاسخ به “اولین بار برای اون”
چرا همه کستان نویسان کس ارتجاعی و پرده حلقوی و این کسشعرا رو مینویسن؟ پولتون میدن قرمساقا؟
اون بشقاب فریزبی توی کونت
تا نصفه خوندم و ول کردمکدوم دختری انقدر راحت میزار بکنیش ؟یعنی این دختر ۱۹ ساله یکم ناز و عشوه بلد نبود ؟
بنظرم ارزش خوندن نداشت
هرچی تو مدرسه ازین و اون شنيدی را اومدی اینجا نوشتیتابلوئه که کم سنی.